Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781120-47285S8

Date of Document: 2000-02-09

به مناسبت برپايي نمايشگاه نقاشي كودكان در نگارخانه خورشيد; تفكر كودك را از درون به بيرون تقويت كنيم سرآغاز; نمايشگاهي از نقاشي هاي كودكان 3 تا 6 ساله هفته گذشته درنگارخانه خورشيد برپا شد. به همين مناسبت، گيتي اعتضادي مطلبي، را نوشته است كه از نظرتان مي گذرد. *** هارموني و ريتم در نقاشي كودكان به گونه اي ديگر عمل مي كند و كودك ريتم و تركيب رنگها را بدون آن كه از قبل در ذهن خود طراحي كرده باشد، ترسيم مي كند. در نقاشي بزرگسال از جزء به كل مي رسيم، ولي در نقاشي كودك كل، خود حرفي براي گفتن دارد، وقتي كودك در نقاشي يك سر بزرگ كشيده، آن سر در واقع يك فرد است. كودك در نقاشي، علاقه و وابستگي خود را بيان مي كند و ما آن را ازطريق نقاشي او شناسايي مي كنيم. كودك اگر به اتومبيل، اسب و يا غيره علاقه داشته باشد، در نقاشيهايش منعكس در خواهدشد سيستم آموزش نقاشي، بعضي اوقات معلم علاقه شخصي خود را به كودكان تحميل مي كند و يا ناآگاهانه تجربه هاي آموزش سنتي خود را در گذشته كه به او تحميل شده است به كودك القا مي كند. بايد توجه داشت نقاشي براي كودك نوعي تجربه نوشتاري است. كودك در مقطع آمادگي كه با اعداد آشنايي پيدا كرد، مي تواند با نقاشي كردن چهره افراد، دفترچه تلفن داشته و اين بي نيازي از كمك افراد بزرگسال، نوعي مسئوليت براي او ايجاد مي كند. كودك در يك صفحه نقاشي كه به او داده مي شود، محل شروع كار برايش مهم نبوده و از هر كجاي صفحه كه دلش بخواهد، نقاشي را شروع مي كند. كودك در استفاده از رنگها، توجهي به رنگ گرم و يا رنگ سرد و مفاهيم خاص رنگ ندارد. او سليقه اي عمل مي كند و چون خريد مداد رنگي و ابزار كار از حيطه او خارج است، استفاده از رنگها در حقيقت رنگهاي موجود است كه دراختيار دارد و اين تفاوتها ميان نقاشي كودكان و بزرگسالان است كه زيباييهاي مطلق را به وجود مي آورد. ما به عنوان يك مربي تواناييهاي كودك را در نقاشيهاي او به وضوح مي بينيم. استنباط اين است وقتي مهارتهاي كودك افزايش مي يابد، به وضوح اين تاثير در نقاشي او بازگوكننده اين تواناييها است. خورشيد، آدم، درخت و خانه را اغلب در نقاشيهاي كودك مي بينيم. به نظر من اين، نوع نقاشي تقليدي است و به مرور زمان در نقاشيهاي كودك به صورت عادت عمل مي كند. البته مسايل اجتماعي هم در نقاشي كودك بي تاثير نيست، چون در زمان جنگ اين نقاشيها به صورت تانك، موشك، بمب، هواپيما و كشتي كشيده مي شد و مخصوصا در زمان بمبارانها، اغلب نقاشيهاحكايت از اين داشت كه بمبها بر روي شهرها درحال ريختن هستند و قدر مسلم در آينده نيز كامپيوترها مي توانند بر نقاشي آنها تاثير بگذارند. هميشه در ارتباط با نقاشي كودكان بر اين باور هستم كه ايجاد فضاي فيزيكي مناسب و گوش دادن به موسيقي، مي تواند نقش موءثري در شكل دادن ذهن كودك داشته باشد. برخلاف مربيان ديگر، معتقد به آزاد گذاشتن ذهن كودك در خلق اثرش هستم و براي رسيدن به اين هدف كودك نياز به زمان دارد، به اين معني كه در كلاسهاي نقاشي به جاي آموزش خطوط و يا چه كشيدي و چه بكش، درس تمركز كردن و خوب ديدن را به او ياد دهيم. به همين منظور، ما در كلاسهايمان با اجراي موسيقي آرام مخصوص كودكان، انگيزه نقاشي كردن را در كودك تقويت مي كنيم. در ارتباط با نقاشي كودك، بايد به او اجازه دهيم كه شخصا در كسب و جذب نگرش خود به طبيعت و يا محيطي كه در آن زندگي مي كند خالق باشد نه به اجبار بزرگتر و يا آن چه را كه مورد نظر بزرگترها است، بكشد و يا به او تحميل كنند. در نقاشي بايد به كودك فرصت دهيم كه خودش به تنهايي كشف كند و تفكر كودك را ازدرون به بيرون تقويت كنيم و در نگرش او و يافته هاي او دخالت نكنيم. معلمي كه نگرش و تفكر كودك را باور ندارد و طبق الگوي ازپيش ساخته خودش و در حرفي ديگر مطيع كردن كودك را در مقاصد آموزشي خودش لازم مي داند، در آموخته هاي خود به خود كودك دخالت كرده است. ما مي توانيم آموخته هاي خودبه خود كودك را با آموزش غيرمستقيم و يا قرار دادن ابزار آموزشي مناسب شتاب دهيم و يا به عبارتي ديگر، به كودك ياد دهيم كه چگونه ياد بگيرد. نقاشي كودك علاقه شخصي ماست و بر اين باورم كه روزي نقاشي كودك بتواند در كتابهاي كودك در كنار آثار تصويرگران كودك قرار گيرد