Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781120-47285S7

Date of Document: 2000-02-09

پوسترهاي انتخاباتي از منظر عكاسي! نگاهي به نمايشگاه عكس هاي بنفشه مدرسي در نگارخانه الهه در گوشه و كنار شهر و خيابانهاي آن، موضوعاتي وجود دارد كه ما هر روز از كنار آنها بدون توجه مي گذريم و تنها پس از بيرون كشيدن اين موضوعات و سوژه ها در قالبهاي گوناگون هنري و ارائه آنها به شيوه اي خاص، به عمق و اهميت آنها پي مي بريم. عكاسي، شايد بهترين شيوه بيان هنري براي نشان دادن چنين موضوعات و سوژه هاست. عكسهاي بنفشه مدرسي كه در نگارخانه الهه از دوم تا هفتم بهمن در برابر نگاه علاقه مندان قرار گرفته بود، نمونه اي خوب از به كارگيري چنين شيوه اي به شمار مي آيد. موضوع كار مدرسي، عناصر انساني است كه به صورت كلاژ در كنار هم آمده اند. اين عناصر و چهره ها، از ميان پوسترهاي انتخاباتي و يا تبليغاتي گرفته شده اند. وي، دليل انتخاب چهره هاي شناخته شده و سياسي را در كارهاي خود سئوال برانگيز بودن آنها در نظر اول مي داند كه از اين طريق، بيننده را به هدف پنهان شده در وراي ظاهر اثر راهنمايي مي كند. چرا كه هر كسي به هر حال نسبت به آن شخص به دليل آشنا بودنش از ذهنيتي برخوردار است و همين امر به او كمك مي كند تا بهتر با كار ارتباط برقرار كند. به همين دليل اين چهره ها به بيان هدفي كه داشته ام كمك خواهند كرد. مدرسي، معتقد است هر كسي وظيفه دارد نسبت به جامعه اطراف خود و بيان آنچه در آن مي گذرد به خصوص موضوعاتي كه كمتر به آن توجه مي شود، حساس باشد و آنها را به گونه اي نشان دهد. اشخاصي با قلم اين كار را مي كنند و يك عكاس با دوربين خود و ديگران با ابزار ديگري. وي مي گويد: عكس، هميشه نبايد از طبيعت يا موضوعات ژورناليستي باشد، بلكه مي توان با ارائه تصاوير انتزاعي، بيان جديدي ارائه داد كه در رهگذر آن ديد بصري مردم را بالا در برد ارائه اين كارها، مدرسي معتقد است تركيببندي و قدرت عكس به عنوان يك تصوير از اهميت ويژه اي برخوردار است و نيز اين كه آدمها براي يافتن موقعيت هاي شغلي، اجتماعي و يا حتي سياسي به بياني ديگر از خود مي پردازند، آدمهايي كه ترس از بيان خويشتن دارند، آدمهايي كه نمي بينند، نمي شنوند و حرف نمي زنند و يا اشخاص شناخته شده و ناشناس انتخاب شده اند كه در نگاه اول تداعي كننده موضوع سياسي و اجتماعي عكسهاي مدرسي است. اين گونه پوسترها كه گاهي تنها فقط يك چشم يا تكه اي از سر يك شخصيت در آنها به صورت پاره شده در روي يك ديوار قديمي (كاشي يا آجر ) وجود دارد، به خصوص در روزهاي انتخابات مختلف در ديواره هاي شهر بسيار ديده مي شوند. اما در پس اين ظاهر سياست، مدرسي به بيان مفهومي بنيادين و شايد فرهنگي از لابه لاي اين پوسترها پرداخته است. به اين معني كه در هر دوره اي كه مي توان آن را به تمام ادوار تاريخي ايران نيز نسبت داد، اشخاص و چهره ها يكي پس از ديگري مي آيند و مي روند و هر كدام اثري از خود به يادگار مي گذارند. ولي آنچه مي ماند بنيادها و سنت هاي اصيلي است كه جاودان هستند و با اين آمد و شدها هيچگونه تغيير جدي را برنمي تابند. حال اين تصاوير كه گاه سياه و سفيد و گاه رنگي جلوه مي كنند مي توانند نمادي از اين تطور فرهنگي، اجتماعي و شايد سياسي فرهنگ و شهر ما تلقي شوند. تجربيات مدرسي در حوزه نقاشي، گرافيك، مجسمه سازي و تحصيلاتش در رشته عكاسي، زمينه اي را براي وي فراهم آورده است تا بتواند با به كارگيري تكنيك هاي ميان رشته اي، در بيان آنچه منظور نظرش بوده است، موفق شود. اما نكته جالب آن است كه مدرسي به جاي تصاوير اصلي اشخاص، از پوسترهاي خياباني آنها استفاده كرده است و دليل اين موضوع را محدوديت هاي عكاسي از اشخاص و سوژه ها در سطح شهر عنوان مي كند. آنچه كه اين نمايشگاه را متمايز مي كند، پرداختن به تصاويري است كه شايد براي ديگران در وهله نخست اهميتي نداشته باشد، ولي عرضه اين تصاوير در كادرهاي مشخص و با تكنيك هاي رايج هنري، موجب بيرون آمدن مفاهيم و مضاميني خاص شود كه در كنار هم از معاني ديگري خبر مي دهند. مجيد پويان