Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781119-47277S2

Date of Document: 2000-02-08

دختران چه مشكلاتي؟ دارند نگاهي به برخي از مشكلات دختران جوان در يكي از مراكز تفريحي شهر مثلا كوه عده اي جوان مشغول گپ زدن و خنديدن و خوردن چايي و نوشيدني و... هستند، يكي ازآنها واكمني به گوش دارد و به سايرين بي توجه است، صداي خنده و صحبت كردن بقيه فضا را پركرده است... يك - در چند سطر بالا پس از خواندن كلمه عده اي جوان تصويري كه در ذهنتان تداعي شد عده اي پسر بود يا؟ دختر دو - تصور كنيد شما به عنوان كوهنورد رهگذري اين عده جوان را مشاهده مي كنيد بار اول اين عده گروهي پسر جوانند و بار ديگر تصور كنيد از كنار گروهي دختر جوان در شرايط ياد شده عبور كرديد عكس العملي كه بلافاصله در ذهن شما نسبت به اين دو گروه شكل مي گيرد چيست و چه تفاوتي با هم ؟ دارد از 15 نفري كه به سوءالهاي بالا پاسخ دادند 11 نفر تصوير عده اي پسر جوان را مجسم كردند و 4 نفر گروهي دختر جوان را تجسم كردند. در پاسخ به سوءال دوم نيز اكثريت پاسخ دهندگان با تجسم گروهي پسر جوان در شرايط ذكر شده ياد شور و نشاط دوران جواني، انرژي مهار ناشدني، كمبود مراكز و امكانات تفريحي براي جوانان، جوانان درك ناشده اين مرز و بوم و بطور خلاصه ياد كلمه جواني و معناي واقعي جواني كردن افتادند و همان عده صادقانه پاسخ دادند كه با تجسم عده اي دختر جوان در شرايط ياد شده ياد تفاوت اين نسل با نسل قبلي، فرق كردن دنيا، بي توجهي برخي از خانواده ها نسبت به مساله كنترل فرزندان، بي بند و باري برخي از دختران و خانواده ها، اين نسل افسار گسيخته... تبديل، ضد ارزشها به ارزشها و مسائلي از اين دست افتادند. شايد دليل اين تعابيري كه از جواني كردن در دو گروه جنسي خاص مي شود و محدود كردن و مختص دانستن آن به جنس خاصي از افراد جامعه ما، تصويري است كه جامعه و تعاليم آن به ما داده است، به عنوان مثال در برنامه هاي سيما شايد روزي حداقل 1 يا حتي 2 برنامه به جوانان اختصاص داده مي شود: جنگ جوان گفتگوي جوان و... از هر 4 ميان برنامه اي (وله ) كه در اين برنامه ها استفاده و پخش مي شود فقط يكي مربوط به تصاوير دختران است، بعلاوه در كتب درسي دبستان و يا كتابهاي داستان بچه ها، پسر بچه ها سرچشمه نشاط و هوش و انرژي اند و همراه و يار پدر و معمولا روند داستان به گونه اي شكل مي گيرد كه پسر بچه براي حل معضل خود مجبور باشد از خانه بيرون برود، افراد زيادي را ملاقات كند و در واقع در اجتماع مشكل خود را حل كند اما دختر بچه هاي اين داستانها معمولا در كار منزل همراه و همدوش مادرند، مسائل و معضلات آنها نيز از چارچوب قهر با دوستان مدرسه و كمك به مادر در كارخانه و دوختن روپوش مدرسه تجاوز نمي كند، اوج ظهور دختر بچه هاي اين داستانها در اجتماع نيز به دادن آش نذري به خانه همسايه ختم مي شود. بنابراين وقتي ناخواسته و بطور ناآشكار چنين آموزشها و تعابيري را به ذهن افراد جامعه از كودكي تزريق كنيم در بزرگسالي نيز نخواهيم توانست با مشكل تبعيض اجتماعي دختران و پسران مبارزه كنيم، وقتي از دوران كودكي به پسرانمان ياد مي دهيم كه گريه نكن تو مردي! عملا آموزش را به دخترانمان تحميل مي كنيم كه تو ضعيف هستي، حق داري گريه بكني چون عملا راه ديگري براي مقابله با مشكلات نداري چرا كه تو مرد نيستي!! بنابراين با همين تعابير و بطور ناخواسته از دوران كودكي اين مساله در وجودمان نهادينه مي شود كه پسرها براي فعاليتهاي اجتماعي ساخته مي شوند تا در آينده چرخهاي گردان جامعه ما باشند و دختران نيز تربيت مي شوند تا در آينده مادران خوبي باشند و نه به خاطر صرف وجود خود آنها، يا ارزش وجودي يك دختر به عنوان يك فرد از جامعه، بدون توجه به كاركرد آن كه مادر بودن است. البته نمي توان منكر اين مساله شد كه مادر بودن يك صفت، ارزش و موهبتي خاص و بسيار والاست كه خداوند زن را از اين موهبت خاص برخوردار كرده و اين جنس را شايسته ولايق اين ارزش وصف ناشدني دانسته اما اين مطلب نيز نبايد فراموش شود كه هر زن و دختري علاوه بر جنبه مادر بودن يا مادر شدن وجودي خود حق دارد كه به عنوان انسان يك از ارزشها و امكانات جامعه و محيط اطراف خوداستفاده كند و متعاقبا استفاده نيز برساند بنابراين مادر بودن يك صفت و بخشي از كل وجود زن است و نه تمام او. با توضيحات بالا و شرايط ياد شده آيا خواهيم توانست به نگاه مشتاق دخترانمان به آينده اي برابر پاسخگو؟ باشيم مشكلات فراروي زنان در اينجا تنها به طور گذرا به برخي از مشكلات اشاره مي كنيم. شايد در يك دسته بندي كلي و بسيار سطحي بتوانيم مشكلات و مسائل زنان و دختران جامعه را به سه دسته تقسيم كنيم: دسته اول: مسائل دسته نخست به دليل سنتها و عرف ما و به دليل زندگي در يك جامعه مرد سالار زاده شده و هنوز نيز در برخي و يا حتي اكثريت جنبه هاي زندگي زنان و دختران ما وجود دارد و ديده مي شود. دسته دوم: زندگي در عصر مدرن، مشترك شدن برخي از مشكلات زنان و مردان، ورود موج مدرنيته به كشور ما و زندگي در قرن بيستم ملزومات خاصي را براي زنان ما به وجود آورده است كه جامعه ما پذيراي آن نبوده از اينرو اين تضاد، مسائل و مشكلاتي را براي ما بوجود آورده است. دسته سوم: كه نه ربطي به سنت ما دارد و نه سنخيتي با عصر اين جديد گروه، مشكلات روزمره زنان و بالاخص دختران جامعه ماست. از مشكلات دسته اول مي توان به ازدواج، حق انتخاب همسر، بعد از ازدواج، طلاق و تصميم گيري براي آن و مشكلات پس از آن اشاره كرد. بعنوان مثال برخي از ازدواجهايي كه در جامعه ما شكل مي گيرد نه به دليل علاقه طرفين و رسيدن به هدف و نقطه مشتركي است بلكه به دليل ترس از بالا رفتن سن، از دست رفتن شرايط ازدواج، پاسخ دادن به اصرار و تاكيد خانواده ها مبني بر ازدواج دختر و ترس خانواده ها از مسائل ياد شده، فرار از تحكم و محدود كردنها و كنترلهاي بيش از حد برخي از خانواده ها و فرار از روزمره گي و تغيير شرايط موجود شكل مي گيرد، غافل از اينكه بسياري از اين تحكمها و كنترلها و محدود كردنهاي شديد در خانه شوهر نيز ادامه مي يابد و بسياري از زنان و دختران جامعه ما نه تنها در خانه پدر كه درخانه خود نيز از بسياري از حقوق طبيعي و مسلم هر انساني چون حق نظردادن، راي دادن، انتخاب كردن، تصميم گرفتن و بطور كلي مشاركت محرومند. در مورد مساله طلاق، نگاه جامعه ما به زنان در اين شرايط، مشكلات و مسائلي كه جامعه براي آنها ايجاد مي كند، خطراتي كه ممكن است آنها را تهديد كند، واخوردگي و پس زدگي كه جامعه در آنها ايجاد مي كند، ترسي كه اكثريت افراد از اين مساله و حتي اسم آن دارند باعث شده است كه بسياري از زنان كه در بدترين شرايط زندگي مي كنند حتي لحظه اي هم به فكر طلاق نباشند. مشكلات گروه دوم نيز مسائلي است كه سنت ما به نحوي در شكل گيري و ايجاد آن موءثر بوده، به دليل تضادي كه از مقاومت سنتهاي ما در برابر زندگي در عصر مدرن و ملزومات آن ايجاد كرده مشكلاتي را پديد آورده، از اين دسته مي توان به تحصيلات و مسائل مربوط به آن مثل تقبل نكردن هزينه سنگين تحصيل از سوي بسياري از خانواده ها، معضلات ادامه تحصيل براي بسياري از دختران و... اشاره كرد و همچنين كار بيرون از منزل، درآمدهاي پايين، كمبود شرايط كار، مشكلات هماهنگ كردن كار بيرون از خانه با منزل، نبود امنيت و احترام در برخي از محيطهاي كار. علاوه بر مسائل ياد شده مشكلاتي چون نبود و يا كمبود شرايط و امكانات لازم براي ورزش و تفريح از جمله مسائلي است كه گريبانگيربسياري جوانان جامعه ماست. در نهايت دسته سوم مشكلات زنان و بالاخص دختران جامعه ما مسائلي است كه ما از آن به مشكلات روزمره ياد مي كنيم اين معضلات را نه مي توان به سنتها و عرف جامعه و نه به عصر مدرن نسبت داد، اين مسائل از لحظه خروج دختران و زنان از منزل تا لحظه بازگشت مجدد آنها خود را نشان مي دهد، همه مسائل و مواردي كه در خيابان، اتوبوس، تاكسي، محل كار و يا حتي دانشگاه با آن مواجهيم در اين جرگه قرار مي گيرند. نداشتن احساس امنيت در ميان دختران جامعه ما و بروز برخي از حوادث ناگوار هر چند جزئي و يا گاهي مهم همه نشات گرفته از همين موارد و برخوردهاي نامناسب برخي از مردان جامعه اين ماست مسائل را نمي توان به سنتها و عرف جامعه نسبت داد، چرا كه از قديم جامعه سنتي و باستاني ما تاكيد بر غيرتمندي و جوانمردي مرد ايراني و مسلمان و حفظ حرمت زنان جامعه و دفاع از امنيت آنها داشته و همواره اين مساله به عنوان يك ارزش و يك افتخار براي مرد ايراني مطرح بوده است و همچنين عصر مدرن نيز اعتقاد به ارزش گذاري انسانها براساس معيار و ارزش وجودي آنها و نه جنسيتشان و احترام متقابل انسانها به هم و برابر دانستن زن و مرد در برخوردها و رفتارهاي روزمره دارد. بنابراين، اين مساله تنها به دليل فقر فرهنگي و تربيت غلط ايجاد شده است، و تنها راه حل آن نيز يادآوري اين نكته به خودمان است كه اگر محيط و فضا را براي زنان و دختران جامعه امن و خالي از هرگونه توهين، تحقير و سوءاستفاده اي بكنيم، جامعه نيز فضاي امن و سرشار از احترامي را به دختران، خواهران و مادران ما تقديم خواهد كرد، اگر ما فراموش نكنيم كه هر كدام از ما با رفتارها، منشها و برخوردهايمان جامعه را شكل مي دهيم ديگر هيچ وقت نيازي نخواهد بود تا دختران و خواهرانمان را با خطرات و سياهيهاي جامعه بترسانيم و آشنا كنيم و در آخر اگر ما غيرت مردانه را تنها در محدود كردن زنان و دخترانمان خلاصه نكنيم و آن را در رفتار با ديگر زنان و دختران جامعه (نه در محدود كردن كه در امنيت بخشيدن به آنها ) به كار گيريم مسلما جامعه اي پاكتر و سالمتر از وضعيت كنوني خواهيم داشت. مهسا امين الهي