Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781118-47265S4

Date of Document: 2000-02-07

مشاركت كمتر زنان در نامزدي مجلس نقش زنان در مجلس ششم - بخش پاياني فاطمه كروبي، نماينده مجلس و رئيس مجمع اسلامي بانوان ضمن تاكيد بر مشاركت زنان در كليه فعاليتهاي اجتماعي ضعفهاي موجود در اين زمينه را چنين بازگو مي كند: اين يك واقعيت است كه در همه زمينه ها حضور زنان ما نسبت به آقايان بسيار ناچيز است. به عنوان مثال در قضيه مديريت يك درصد از مديريتهاي كلان جامعه در اختيار زنان است، كه واقعا رقم پاييني است. يا بطور كلي پذيرش خانمها در امور با مسئوليت كمتر از 3 درصد واقعا است مايه تاسف است كه خانمهاي ما در بسياري زمينه ها حقوقشان پايمال شده و فكر مي كنم به لحاظ فرهنگ غلطي كه در گذشته بر جامعه ما حاكم بوده كه اين محدوديت هنوز هم وجود دارد. به نظر من بايد شرايط مناسبي ايجاد شود تا زنان، شايستگي و توانايي هاي خود را نشان دهند. وقتي برخوردهاي جامعه نامناسب باشد چگونه استعدادها نمايان مي شود و چطور لياقتها و شايسته سالاري حاكم مي شود. اين در حالي است كه زنان، در زمينه هاي مختلف حضور چشمگيري داشته اند. در دوران پيروزي انقلاب، دوران دفاع مقدس و در دوم خرداد حضور زنان و جوانان بسياري از معادلات را برهم زد. اين واقعيتي است كه نمي توان آن را كتمان كرد. كروبي با اشاره به رشد سطح علمي و تخصصي زنان مي گويد: درخشش زنان در دانشگاهها و ديگر موارد بسيار چشمگير بوده، به عنوان مثال در سال 6160 كه مديريت بيمارستان مصطفي خميني بر عهده من بود ما حتي درمانگاهها را هم نمي توانستيم از نظر كادر خانمها تكميل كنيم. زيرا تعداد متخصصين زن محدود بود. اما در حال حاضر مي بينيم در رشته هاي مختلف واقعا تعداد زنان متخصص با مردان برابر جراح است قلب، جراح ارتوپد و بسياري از تخصصهاي ديگر. البته پزشكي به دليل اينكه رشته كاري من بوده مثال در مي زنم بسياري زمينه ها به همين گونه است و اين واقعا نويدي است براي آينده كشور، كه اميدواريم اين فرهنگ گذشته كه در بسياري از موارد واقعا سدي بر سر راه رشد خانمها بوده، اصلاح شود. دبير مجمع اسلامي بانوان در ادامه مي افزايد: ما بايد از مسئولين فرهنگي بخواهيم كه با اين روشهاي غلط مبارزه كنند. محدوديتهايي كه براي خانمها به نام اسلام و دين اعمال مي شود از بين ببرند و وظيفه خانمها هم ايجاب مي كند براي رفع تبعيض و اجحافي كه نسبت به آنها مي شود بيشتر در صحنه حاضر شوند و خودشان، شخصيت و شايستگي خود را باور كنند و حقوق پايمال شده خود را مطالبه كنند. زنان بايد اين را بدانند كه واقعا حق گرفتني است، دادني نيست و اين با حضور بيشتر به اثبات مي رسد. در حال حاضر مي بينيم كه 52 درصد از قبولي هاي دانشگاهها را خانمها تشكيل مي دهند و اين يكي از افتخارات كشور است و نمي توان آن را ناديده گرفت. زنان يك ركن اصلي توسعه سياسي و توسعه پايدار جامعه اما هستند در مرحله اول بايد خودشان را باور كنند و بعد براي ديگران به اثبات برسانند. عدم استقبال زنان از كانديداتوري در انتخابات ناشي از محدوديتهايي است كه در جامعه نسبت به اين قشر وسيع وجود دارد. متاسفانه حرفهايي كه تابه حال براي دفاع از حقوق زنان گفته شده، در حد شعار باقي مانده و در عمل بسيار ضعيف بوده است. مسئولين فرهنگي ما اعم از سازمان تبليغات، وزارت ارشاد، رسانه هاي گروهي نيز در اين زمينه بسيار كوتاهي مي كنند. شما ببينيد در نشريات تاچه حد از مصاحبه ها و مقالات زنان استفاده مي شود. با كمال تاسف حتي در نشريات زنان هم نسبت به اين قشر كوتاهي مي كنند. به قول معروف احترام امامزاده به متولي آن است و ما واقعا مي بينيم كه نشريات زنان كوتاهي مي كنند. نبود امكانات مالي و حمايت احزاب جميله كديور عضو سابق شوراي شهر تهران، عدم امكانات مالي را يكي از علل مشاركت كمتر زنان در كانديداتوري انتخابات مي داند و در اين باره مي گويد: در عرصه سياسي وقتي فردي وارد رقابتهاي انتخاباتي مي شود. يا بايد خودش امكانات مالي لازم داشته باشد يا توسط گروهها، احزاب و تشكل ها حمايت زنان بشود ما به غيراز يك قشر نسبتا كمي، پشتوانه مالي و اقتصادي مستقلي ندارند و نوعا يا بايد وابسته به خانواده يا مردان خانواده باشند. بنابراين از اين جهت هم امكانات مالي حرف اول را مي زند. آقايان در اين زمينه هم نسبت به خانمها پيشتاز و پيشگام بوده اند. وي همچنين حمايت احزاب و گروهها را عامل موءثري در اين زمينه مي داند و مي گويد: اگر خانمي نتواند به لحاظ امكانات مالي وارد صحنه رقابت مجلس بشود احزاب و گروههايي كه به لحاظ فكري وي را هم خط و همفكر خود مي دانند، بايد از او حمايت كنند، اما متاسفانه در اين زمينه هم شاهد هستيم كه برخي احزاب و گروهها تعداد محدودي از خانمها را در ليستهاي خود مي گنجانند، يعني اگر در تهران 30 نماينده ما نياز داريم تنها يك ششم و يا يك پنجم آنها را خانمها تشكيل مي دهند و در شهرستانها يا خانمها را در ليست خود قرار نمي دهند و يا حداكثر به يك نفر اكتفا مي كنند، يعني اينكه اين محدوديت ها را براي خودشان قائل هستند و به توانايي ها و صلاحيتهاي افراد نامزد شده براي انتخابات توجهي اين ندارند عوامل دست به دست هم مي دهند و نتيجه اين مي شود كه حضور خانمها به نسبت آقايان كم است. كديور در مورد چگونگي گرايش مردم نسبت به كانديداهاي زن مي گويد: اگر دقت داشته باشيد در يكي، دو دوره اخير و انتخابات شوراها گرايش مردم به خانمها نسبت به آقايان بيشتر بوده است و اين برمي گردد به تفكرات خاص خودشان كه آقايان نتوانسته اند خواسته هاي مربوط به زنان را برآورده خانمها كنند با توجه به صداقت بيشتري كه دارند و اين كه هرجا مسئوليتي داشته اند از دقت نظر بيشتري برخوردار بوده اند در جلب اعتماد مردم موفق ترند. كديور در مورد فعال نبودن نمايندگان زن در مجلس در چند دوره اخير مي گويد: شايد بتوانيم بگوييم در چهاردوره اول تاحدودي اين نظريه صحيح است ولي فكر مي كنم در دوره پنجم خانمها نسبت به چهاردوره اول فعالتر بوده اند. منتهي به نسبت آقايان خانمها تعدادشان كم بوده 14 نفر نسبت به 270 نفر طبيعي است كه حضور و نمود چنداني ندارد. البته بايد اعتراف كنم در بحثهاي جدي خانمهاي نماينده حضور فعال نداشته اند. فرض كنيم بحث بودجه، قانون مطبوعات. من فكر مي كنم دليل عدم حضورشان در اين مباحث عدم تخصص و تجربه لازم در اين زمينه بوده است. در عين حال من فكر مي كنم تعدادي از نمايندگان زن بيش از اينكه وقتشان را صرف مجلس كنند صرف تبليغات بيرون مجلس شده است بخصوص در چهارسال گذشته، خانمهايي كه بيشتر سرزبانها بوده اند بيش از اينكه وقتشان مصروف مباحث جدي مجلس بشود حضورشان را در شهرهاي مختلف و ميزگردهاي مختلف گذرانده اند. من فكر مي كنم اگر اين وقتها را معطوف طرحها و لوايح مجلس مي كردند، شايد نتايج مثبت تري عايد مجلس و زنان مي شد. با همه اين صحبتها به نظر مي رسد در مجلس آينده تعداد زناني كه راي خواهند آورد سير تكاملي قابل توجهي داشته باشد، ولي طبعا تعداد آنها در حد ايده آل نخواهد بود. ليلا خاكسار