Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781117-47262S1

Date of Document: 2000-02-06

روزگار غريب روزگار غريبي است. در آستانه انتخابات مجلس قرار داريم. از هفته ها قبل سران جناحهاي مختلف در سخنراني ها، مصاحبه ها، مناظره ها و.. بر ضرورت پرهيز از تشنج تاكيد مي كردند. حدود يك ماه، جامعه فارغ از بحران و كشمكش و مطبوعات به دور از تهمت و تهديد و دادگاه به سر مي بردند. در انتهاي اين دوره كوتاه آيت الله مصباح يزدي اتهام سنگيني را به جامعه روزنامه نگاران كشور وارد كرد: سازمان سيا به روزنامه نگاران ما پول مي دهد. حتي اگر توضيحات ثانويه جناب آقاي مصباح را در اين مورد ملاك قرار دهيم باز هم به اين نتيجه خواهيم رسيد كه حداقل جمعي از روزنامه نگاران ايراني به صورت گروهي، براي آمريكا مزدوري و براي سيا جاسوسي مي كنند. اعتراض روزنامه نگاران به جايي نرسيد. درخواست از ايشان براي ارائه سند و مدركي در اين زمينه بي پاسخ ماندحتي درخواست وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ازدستگاه قضايي و وزارت اطلاعات براي بررسي اين اتهام راه به جايي نبرد. ظاهرا برخي شخصيتها از نوعي مصونيت سياسي - قضايي برخوردارند و همين مصونيت موجب شده هر چه را مي خواهند بر زبان رانند بي آنكه در قبال آنچه مي گويند مسئوليتي حس كنند. بزرگواري در همين ايام بدون هيچ تميز و تفكيكي فرمودند آمريكا مي خواهد اصلاح طلبان در ايران روي كار بيايند! فارغ از مفهوم اصلاح كه به هر حال حامل بار ارزشي مثبت است و علي القاعده آمريكا نمي تواند خواستار اصلاح امور در ايران باشد معني اين سخن آن است كه همه آنان كه دل در گرو اصلاح و ترميم اوضاع كشور دارند (از هر جماعتي كه باشند ) آب به آسياب آمريكا مي ريزند. و اما روزگار غريب ما، كاريكاتوري در يك روزنامه چاپ مي شود، به تصريح كاريكاتوريست، دشمنان مطبوعات در سيماي موجودي خشن كه هم مي زند و هم مظلوم نمايي مي كند تصوير مي شوند و چند روز بعد بانگ اعتراض برمي خيزد كه چاپ اين كاريكاتور اهانت به جناب آقاي مصباح يزدي است و پيش از آنكه اين اتهام در دادگاهي بررسي و اثبات شود درخواست توقيف روزنامه و فراتر از آن عزل وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي مطرح مي شود. جان كلام گردانندگان اين صحنه، همين خواست آخر است: حذف وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي. ظاهرا اين هدف سياسي به هر قيمتي بايد محقق شود، حتي اگر كشور چندگاهي دچار بحران شود و حتي اگر اين بحران به هنگام انتخابات گريبان جامعه را بگيرد. صورت مسئله روشن است. مخاطرات، آشوب و تشنج و دامنه تاثير آن بر انتخابات نيز آشكار است. سئوال اين است چرا قرعه فال به نام مهاجراني زده؟ شد مهاجراني همان طعمه درشتي است كه چندين بار از دست صيادان جان به سلامت برد. چرا دوباره او هدف قرار گرفته؟ است *** حقيقت آن است كه مهاجراني پس از انتخابات رياست جمهوري، مديريت يكي از حساس ترين و در عين حال پرمخاطره ترين عرصه هاي فعاليت دولت جديد را به عهده اين گرفت عرصه همان عرصه اي است كه سيدمحمد خاتمي در سالهاي 61 تا 71 به خدمت در آن همت هنگامي گماشت كه آثار خدمات او و همكارانش در اين حوزه آشكار شد با مخالفت هاي جدي روبه رو شد و كارشكني و جوسازي عليه او تا آنجا پيش رفت كه ناچار از ترك محل خدمت شد. عطاءالله مهاجراني در حقيقت ميراث دار ارشاد دوران خاتمي است كه در بين اهل فرهنگ و هنر به دوران طلايي ارشاد تعبير مي شود. مهاجراني مجري سياستهاي دولت خاتمي است و بر حسب اتفاق مجري آن بخش از سياستهاي دولت است كه شخص خاتمي نسبت به آن عنايت خاص دارد، محور اصلي شعارهاي خاتمي در انتخابات رياست جمهوري بوده است و خاتمي به هنگام معرفي مهاجراني به مجلس، اين نكته را به تفصيل بيان كرد. مهاجراني در حقيقت ميراث دار پررنگ ترين و نيرومندترين وجه هويت و شخصيت حكومتي سيدمحمد خاتمي است. بنابراين اگر به دلايل متعدد امروز هنوز نمي توان مستقيما به خاتمي هجوم برد و او را شكست، طبيعي است هجوم بي امان به سردار فرهنگي او و بيرون راندن اين وزير اديب و در عين حال سرسخت از كابينه مي تواند راهگشاي مراحل بعدي بي ثبات كردن برنامه ها و سياست هاي خاتمي باشد. جوهر سياستهاي فرهنگي دولت خاتمي كه مهاجراني مجري آن است ميدان دادن به انديشه و انديشه ورزي است، تا تفكر ناب و حقيقتي كه همه در پي آنند از دل آن به درآيد، تا بهترين راهكارها براي گشودن معضلات ريز و درشت در حوزه هاي مختلف حيات اجتماعي، اقتصادي، سياسي و فرهنگي كشور به دست آيد. محقق كردن اين سياست آسان نيست، هزينه دارد، تدبير و ثبات قدم مي طلبد. گذار از دوران توسعه سياسي و فرهنگي اگر دشوارتر از دوران توسعه اقتصادي نباشد بي ترديد آسان تر نيست. نمي گوييم در اين دوران هر كه هر چه مي خواهد بگويد و بنويسد. فقط هرج و مرج طلبان و دشمنان آزادي مي توانند چنين گمان و ترويج مي گوييم كنند اگر تخلفي در روزنامه اي صورت گرفت ملاك قانون است و داور، دستگاه قضايي.