Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781117-47253S2

Date of Document: 2000-02-06

گفت وگو با دكتر جلال الدين ايزديان - استاد رياضي دانشگاه; زندگي كردن با رياضيات را نياموخته ايم! * به كارگيري و ساخت واژه هاي فارسي براي مفاهيم رياضي، هميشه با موفقيت همراه نبوده است اشاره; در طول تاريخ علم، دانش رياضي در روند توسعه علوم و سير تحولات علمي و فن آوري در جوامع گوناگون نقش بسزايي ايفا كرده است. توسعه همه جانبه علوم در دوران معاصر، از جمله بديهي ترين نمودهاي استفاده از علم رياضيات است. گسترش اين دانش و اقبال جهاني به آن، ما را برآن مي دارد كه جايگاه خود را در عرصه هاي علمي بكاويم و نسبت به تقويت و يا تجديدنظر در آن نيز بكوشيم. نام گذاري سال 2000 به عنوان سال جهاني رياضيات مي تواند به عنوان محركي براي ژرفكاوي در موقعيت فعلي علم در كشورمان باشد. در گفت وگويي كه در پي مي آيد، دكتر جلال الدين ايزديان به تبيين مباحثي در رياضيات مي پردازد. * گسترش دامنه دانش رياضي و وارد شدن اصطلاحات جديد، ايجاب مي كند كه دانشمندان علم رياضيات مجدانه و به طور مستمر به گزينش واژه هاي مناسب و دقيق اقدام كنند، نظر جناب عالي در اين مورد؟ چيست * امروزه در تمامي علوم پايه از جمله رياضيات، به علت حركت سريع و پيشرفت هاي برق آسا، مفاهيم و مباحث جديدي مطرح مي شود كه نام گذاري آنها، ريشه در زباني دارد كه دانشمندان با آن سخن مي گويند و با آن مي انديشند. بنابر اين، خاستگاههاي اصلي نظريات رياضي در شكل گيري واژه ها حائز اهميت اين است امر، يكي از مشكلات بزرگ كشورهاي غيرپيشرفته است كه مصرف كننده علم هستند ومشكلات مضاعفي را در ارتباط با درك آن زمينه علمي و قابل آموزش ساختن و به كار بردن آن در پيش در دارند ايران نيز، به رغم پيشينه غني علمي در رياضيات، به كارگيري و ساخت واژه هاي فارسي براي مفاهيم رياضي هميشه با موفقيت همراه نبوده است و در اين جهت، عملكردي هماهنگ و منسجم را در گذشته شاهد نبوده ايم، گر چه در سال هاي اخير، شاهد حركتي اميدواركننده در اين جهت هستيم. به نظر من تعصب بر اين كه همه واژه هاي علمي بويژه رياضي را به فارسي درآوريم، چندان خردمندانه نيست و همه انرژي و توان محققان ما را به خود مصروف مي دارد و در اين مورد، مي توان رياضيات را از نظر نوع مخاطبان دسته بندي كرد و براي هر گروه عملكرد مناسب آن را اعمال نمود. به عنوان مثال در مورد رياضيات عمومي و رياضيات در سطوح دبيرستان و سال هاي اول دانشگاه جايگزين هاي مناسب فارسي كه مورد توافق انجمن رياضي ايران و فرهنگستان زبان و ادبيات فارسي باشد، ابداع و به كاربرد، اما براي مباحث پيشرفته رياضي در سطح تحصيلات تكميلي، كارشناسي ارشد و دكترا، واژه هاي جهاني و بين المللي را به كار برد كه طبيعتا ارتباط محققان را با جهان خارج با سهولت ميسر مي سازد. * يكي از اهداف اعلام سال 2000 به عنوان سال جهاني رياضيات از سوي يونسكو، جلب توجه عموم مردم جهان به نقش رياضيات در قرن آينده از است جمله دغدغه هاي فكري دانشمندان علم رياضي نامگذاري روزي به نام روز رياضيات در كشور است. نظر جناب عالي در اين مورد؟ چيست * من معتقدم براي رياضيدانان و دانشمندان علوم رياضي در كشور دغدغه هايي مهمتر از نامگذاري روز خاصي به عنوان روز رياضيات بايد وجود داشته باشد. رياضيات هنوز در كشور ما جايگاه واقعي خود را نيافته است و از ديد عامه مردم، وسيله اي براي موفقيت در كنكور و آزمون هاي مختلف است و براي بسياري از كساني كه به رياضيات مي پردازند نيز وسيله اي براي امرار معاش است. هنوز ما زندگي كردن با رياضيات را نياموخته ايم. رياضيات در زندگي علمي و صنعتي ما جاي اصلي خود را نيافته است وافق كار تحصيل كنندگان در اين زمينه ها بسيار محدود است. به هر حال از نظر بسياري پرداختن صوري به بزرگداشت يا گراميداشت شاخه هايي از علم، وقتي زمينه هاي رشد و اعتلاي واقعي آن ايجاد نشود، چندان كمكي به تسريع رشد و توسعه آن نخواهد داشت. در عين حال در صورتي كه چنين ضرورتي وجود داشته باشد مي توان روز تولد رياضيدان ايراني را به عنوان روز رياضيات نامگذاري نمود. * بارزترين خصيصه رياضيات، قطعيت، تجرد و دقت، دامنه وسيع كاربردها و زيبايي بي پيرايه آن است. دلايل اين خصوصيات را ذكر كنيد. * امروز، دشوارترين كارها، ارائه تعريفي عام و جامع براي يك تخصصي يا يك شاخه از علم است، دشوارتر از آن ارائه تعريفي است كه براي اكثريت مردم نيز قابل درك باشد. همان گونه كه بيان داشته ايد از خصوصيات رياضيات انتزاعي بودن آن و قابليت كاربرد آن در زمينه هاي گوناگون است و دقيقا دومين خصوصيت نتيجه طبيعي اول است. در واقع منشاء نظريات رياضي مي تواند كاربرد و يا تفكر انتزاعي باشد و در ادامه ايجاد يك فكر رياضي است كه ابزار و وسايل طرح آن با تعاريف گوناگون مفاهيم اساسي، مشخص نمودن اصول موضوعه، زمينه هاي مرتبط و مورد استفاده، روش هاي دستيابي به هدف هاي طراحي شده و سازگاري روش هاي كاربردي با اصول منطق رياضي مورد استفاده قرار مي گيرند كه اين همه با تفكر مجرد همراه است. نتايج به دست آمده، فارغ از شخص و مكان وشرايط در برگيرنده محقق است، به گونه اي كه براي هر شخص با ظرفيت مشخص تحقيق و از لحاظ توان كار رياضي قابل دستيابي باشد. اين نتايج به دور از خطاست، زيرا از تجربه آزمايشگاهي به دست نيامده است و به ابزار اندازه گيري آن وابسته نيست و در چارچوب اصلي موضوع، خود مطلق است وقطعيت دارد. براي فردي كه آن را درك كند نيز، زيبا و تحسين برانگيز است و چون از محيط و جايگاه و تجربه فارغ است، پس قابليت كاربرد در مدل هاي مختلفي كه از مسايل گوناگون با مجردسازي و حذف زوايد غيرفعال در حل مسايل ايجاد مي شوند، مي باشد. * كانت معتقد است رياضيات به وسيله شهود محض ما معين مي شود بنابراين تصور هر چيزي كه با رياضيات مخالف باشد غيرممكن است. لطفا اين نظريه را تشريح كنيد. * رياضيات و خلل ناپذيري قوانين رياضي در طي قرن ها، موضوع تحقيق فلاسفه بوده است. كانت و بسياري ديگر از شهود گرايان واز جمله شهودگرايان جديد، نظير براور در رياضيات و صورت گراياني نظير پوانكاره كه در بسياري جهات در تقابل با يكديگر هستند، هر دو بر اين امر به اعتقادي مشترك دست يافته اند كه اعتبار دقيق قوانين رياضي به عنوان قوانين طبيعت قابل شك نيست. ولي در اين كه دقت رياضي در كجا وجود دارد نظريات مختلفي دارند، شهود گرايان آن را در عقل بي جونيه و صورتگرايان بر روي كاغذ، البته بسياري از نظريات شهودگرايان مانند كانت با پيشرفت رياضيات آسيب ديده به خصوص است كشف هندسه غيراقليدسي ضربه اي اساسي بر آن وارد آورد. در عين حال، بسياري از نظريات فلسفي نگراني بزرگ رياضيدانان نيستند و اين، به خود فلاسفه مربوط مي شود كه براساس ديدگاههاي خود اصالت را به بخشي از رياضيات يا وجهي ديگر از رياضيات بدهند. به نظر من يكي از مختصات مهم رياضيات اين است كه مي تواند پاسخگوي مسايلي برخاسته از طبيعت كه با اصول مكانيك نيوتني و يا نسبي شناخته شده است، سازگار باشد و شايد مكانيك هايي كه هنوز براي ما شناخته شده نيستند. در واقع، رياضيات به دليل مستقل بودن از تجربه و مشاهدات و برخورداري از عظمت انديشه انساني، قابل كاربرد در مواردي است كه حتي زمينه ظهور آن نيز قابل پيش بيني نيست، ولي ممكن است روزي كشف شود. بنابراين با توجه به اين كه شهودگرايي كانت يگانه روش توجيه و درك جهان رياضي نيست، الزاما نتايج فلسفي بدست آمده از اين مكتب فكري نيز باور عمومي رياضيدانان نمي باشد. * فعاليت هاي فراواني براي رها ساختن رياضيات از كاربردهاي آن انجام شده است و مدافعان اين نظريه معتقدند كه رياضيات مطالعه ساختارهاي مجرد است. نظرشما در اين مورد؟ چيست * مباحثات بين رياضيدانان كاربردي و رياضيدانان محض داستان زيباي بحري و نحوي را به ياد مي آورد! آن يكي نحوي به كشتي در نشست روبه كشتيبان نهاد آن خود پرست (...) در واقع رياضيات محض، منشاء همه فعاليت هاي رياضي كاربردي در علوم است و بدون آن، حتي يك گام كوچك هم نمي توان در كاربردها برداشت، اما رياضيات محض نيز بسياري از خاستگاههاي اوليه خود را از عمل و نيازهاي كاربردي گرفته است، هر دو زمينه براي بقا و تكامل بشريت لازم هستند ونمي توان يكي را به نفع ديگري حذف كرد، به نظر من، بدون كاربرد رياضيات، اين تكامل و پيشرفت خارق العاده امروزي را شاهد نبوديم و بدون رياضيات كاربردي به عنوان شاخه اي از علم، چه به عنوان جزيي از رياضيات و يا به عنوان علمي مستقل كه از درياي بي كران رياضيات محض تغذيه مي شود، نيز نظريات و مباحث و روش هاي مناسب براي علوم كاربردي طراحي نمي شدند و به سادگي در دسترس قرار نمي گرفتند. اين گونه مواجهه را چندان جدي تلقي نمي كنم و آن را تفنن ساعات فراغت رياضيدانان در وقفه هاي پيش آمده در فعاليت هاي علمي ايشان تلقي مي كنم. براي هر كدام به طور مستقل ارزش و احترام قائل هستم. اين دو شاخه از علم از يكديگر جدانشدني و غيرقابل تفكيك اگر هستند گستردگي رياضيات اجازه نشو و نما در هر دو زمينه را براي شخصي واحد فراهم نمي كند يا سلايق شخصي برخي از رياضيدانان شاخه اي را مي پسندند، دليل تقابل غيرسازنده دو شاخه نيست. * در قرن معاصر توسعه منطق، پيدايش ماشين هاي محاسبه، دورنماي كاربردهاي جديد درعلوم زيستي و زبان شناسي همه دست به دست هم داده اند وگونه اي جديد به نام رياضيات گسسته را بوجود آورده اند، با اين حال رياضيات پيوسته وبه خوبي حفظ مي گردد و همچنان زنده است، اين تناقض را چگونه توجيه؟ مي كنيد * رياضيات گسسته و پيوسته هر دو همواره وجود داشته اند و هر كدام ويژگي ها و دامنه كاربرد خود را دارد، تكامل و توسعه يكي از دو شاخه هيچ مانعي در راه تكامل ديگري ايجاد نمي كند، حتي در مواردي توسعه يكي به تكامل ديگري نيز كمك مي كند. اما دليل توجه بيشتر به رياضيات گسسته دامنه وسيع كاربردهاي آن در قرن حاضر است به خصوص، توسعه رايانه و لزوم ساختن زبان هاي كامل تر برنامه نويسي و ضرورت تجزيه و تحليل محاسبات انجام شده بوسيله ماشين ها، سبب پيشرفت وتوجه بيشتر به اين زمينه از رياضيات شده است. مساله اصلي در مسايل محاسبات عددي، اين است كه رايانه ها مجموعه هاي مهمي مانند مجموع اعداد حقيقي را به صورت گسسته مورد استفاده قرار مي دهند و در رايانه هاي بسيار پيشرفته هم امكان درك و كاربرد دقيق اعداد موسوم به گنگ ( اصم ) وجود ندارد. بنابراين استنباط ممكن از مجموعه اعداد حقيقي كه اساسي ترين مجموعه در رياضيات پيوسته است به صورت گسسته است. به طور كلي درهر زمان با توجه به شرايط و موقعيت، ممكن است قسمت هايي از رياضيات بيشتر مورد توجه قرار گيرند كه هيچ گونه تعارضي با رشد بقيه شاخه هاي آن ندارد. از آن گذشته اين شاخه جديد همواره از دستاوردهاي به دست آمده در بقيه زمينه هاي رياضيات به طور مستقيم يا غيرمستقيم بهره مند مي شود. * گفت وگو از: مهدي عليزاده خبرنگار همشهري در مشهد