Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781116-47241S4

Date of Document: 2000-02-05

پدرت روشن بين تر از آن است كه افسانه قهرمان را باور داشته باشد نامه اي به هدي كرباسچي بسمه تعالي دبير محترم اجتماعي روزنامه وزين همشهري با سلام، پس از خواندن نامه سركار خانم هدي كرباسچي در /11/78 10مورخه خطاب به آقاي زيدآبادي به شدت متاثر شدم. سطور پيوست حاصل اين تاثر است كه تقديم حضور مي گردد. با آرزوي توفيق روزافزون. داود /11/78 10جليلي دختر عزيزم هدي اول از اينكه تو را دخترم خطاب مي كنم دلگير نباش. مردي ساله ام 43 و دخترانم نيز چون تو دانشجويان اين خاك پر گوهرند. تحمل زندان دو نظام را هم كرده ام. آنچه كه مرا وادار به نوشتن اين سطور كرد فقط بيان همدردي با توست. من نه از طرفداران جناب آقاي كرباسچي هستم، نه ايشان را قهرمان ملي مي دانستم و نه حتي روش سياسي ايشان را تائيد مي كنم. در عين اينكه هيچ خصومتي هم با زيدآبادي ها ندارم. به دو دليل به آقاي كرباسچي احترام مي گذارم اول براي اينكه مردي است كارآمد و با ذهنيتي مدرن كه نقش خلاق انسان ها را در فرآيند مديريت امور به درستي درك مي كند. دوم براي اينكه به نظر من فرديست آرمانگرا و معتقد. يا به قول تو تكليف گرا. برآيند اين دو خصيصه است كه امروز تمام آثار و شواهدش را در پهندشت تهران بزرگ به نمايش گذاشته است. هدي عزيزم، ستايش خشونت و نفاق، آفت عظيم جامعه ماست. يادبودي به درازاي تاريخ شايد. با جرات مي توان گفت كه سرچشمه بسياري از تنگناهاي انقلاب و جريان امور مردم ناشي از همين خشونت ستايي و نفاق است در، اين ميان آقاي كرباسچي بوستان ساز است و منافق نيست. ايشان در طول تمام مدت دادگاه پيامي داشتند كه از دوست و دشمن كسي را گوش بدهكار آن نبود و به خصوص دوستاني كه آنروز براي او دم گرفتند و جلسات حمايت گذاشتند متوجه اين پيام نشدند. به مقتضاي نياز سياست روزشان او را به عرش قهرماني ملي روياهايشان رساندند و بر تصويرهاي ذهن ساخته شان رژه رفتند. پيام روشن آقاي كرباسچي اين بود كه من به حقانيت اين نظام باور دارم و هر آنچه كه از اين نظام بر من وارد شود خواهم پذيرفت. عليرغم بيگناهي و انكار تمام خدماتم بر اين نظام نخواهم شوريد. از رنج نامه ايشان و كم و كيف آن اطلاعي ولي ندارم همين رنجنامه عليرغم محتواي آن زيباترين بيان عملي اين اعتقاد است كه من از نظام روي برنگردانده ام. ايشان پس از طي مراحل قانوني آخرين راه كار جاري در روابط نظام را نشانه رفته و آزادي خويش را طلب كرده است. هدي عزيز، پدرت مرديست به قول تو تكليف مدار، فرد تكليف مدار وامدار هيچ تائيدكننده و ستايشگري نيست و براساس سلايق و خواسته هاي ديگران عمل كار نمي كند پدرت كاريست كه با مدعيات خودش مي خواند. او روشن بين تر و مدرن تر از آنست كه افسانه قهرمان را باور داشته باشد. قهرماني كار توده هاست. شرمساري ديگران از عدم تحقق روياهايشان سرچشمه روياهايي مي گيرد كه به خشونت و نفاق عملي آميخته است. بگذار در غفلت هايشان غوطه ور باشند كه براي تعبير خوابهاي پريشانشان هر خشونتي را روا مي دارند. هدي عزيز: گمان مي كنم درد تو را مي فهمم. چرا كه من نيز دخترانم در جهنم هجران از آغوش پدر سالهاي سال سوختند و پريشاني را تحمل كردند و غم جانكاهشان هنوز با رگ و پي من عجين است. از تو و دخترانم به عنوان نسل جديد و جوان اين كشور عشق و علم و ايمان و هنر خواهش مي كنم عميق تر به بيانديشيد دور از تمام ترفندهاي گذراي سياسي و مصلحت انديشي هاي منافقانه در خلق دنيايي جديد بپا خيزيد. با نقد دنياي خشونت و نفاق ما دنيايي شفاف، و زيبا براساس معنويت و عدالت و مبتني بر كرامت و آزادي انسان ها فراهم آوريد. آزادي پدرت را صميمانه شادباش مي گويم.