Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781116-47241S3

Date of Document: 2000-02-05

چون بي گناه بود انتظار بيشتري مي رفت پاسخ زيدآبادي به هدي كرباسچي خواهر گرامي سركار خانم هدي كرباسچي گويا اين روزها دنيا بر پايه سوءتفاهم مي چرخد و كسي هم به ظرايف اهميتي نمي دهد. در واقع برخلاف تصور شما، آنچه از آن اظهار شرمساري شده بود، حمايت و دفاع از آقاي كرباسچي نبود، زيرا دفاع از بي گناهان وظيفه هر فرد اخلاقي است و من بر اين تصورم كه آقاي كرباسچي بدون ارتكاب گناه قرباني كينه جويي هاي شخصي و جناحي شد و دفاع از او يك وظيفه انساني و ديني بود. بنابراين حمايت ودفاع بنده از كرباسچي - كه نمي دانم با توجه به موقعيت و مرتبه اجتماعي ام اساسا چه ارزش و اهميتي داشت - نه به درخواست كسي صورت گرفت، نه در ازاي آن خود را طلبكار كسي مي دانم و نه از آن شرمنده و پشيمانم. آن چند يادداشت ناقابل، وظيفه اي بود اخلاقي و انساني و نه آنگونه كه شما فرموده ايد: براي كسب شهرت واعتبار و ارتزاق به نرخ روز، زيرا اگر در پي مسائلي از اين قبيل بودم، اينك در حد مقدورات خود مانند بسياري ديگر به آلاف و الوفي رسيده بودم و بعد از اين همه كار و تحصيل، روزنامه نگار ساده اي در همان روزنامه اي كه ذكر كرده ايد، نبودم. اما آن چه كه از آن ابراز شرمساري كرده ام - و مي پذيرم كه واژه شرمساري را با دقت و تامل كامل انتخاب نكرده ام - طلب عفو توسط آقاي كرباسچي است يعني همانچه كه به طور رسمي اعلام شد و آقاي كرباسچي نيز آن را رد نكرد، ولي شما آن را تظلم نامه نام نهاده ايد. آيا به راستي نمي دانيد كه طلب عفو آن هم از سوي يك چهره سياسي و اجرايي كه خود را بي گناه مي داند و مهمتر ازآن اكثريت جامعه او را تبرئه كرده و نسبت به محكوميت او واكنش نشان داده است، چه تاثيري بر اخلاق و وجدان عمومي؟ مي گذارد مسلما طلب عفو از سوي شهروندان عادي به دلايل خانوادگي، امري مرسوم و براي جامعه قابل درك و پذيرش است، اما هنگامي كه يك چهره سياسي به همان دلايل اقدام به اين كار مي كند، هر چند براي خانواده اش مطبوع و موجه است. اما براي جامعه معني ويژه و پيام خاص خود را به همراه دارد. بنابراين درخواست عفو توسط آقاي كرباسچي به هر دليلي كه صورت گرفته باشد، براي بخش كثيري از مردم باعث تاسف است، مگر آنكه مدعي باشيد آقاي كرباسچي هيچگونه داعيه سياسي ندارد و به عنوان فردي معمولي در پي زندگي روزمره خود است. اگر به راستي چنين است، آيا بهتر نيست كه اين موضوع براي تنوير افكار عمومي رسما اعلام شود تا نه فقط كسي از عفو خواستن ايشان متاسف نباشد، بلكه همگان از شادي ناشي از اين اقدام در پوست خود نيز نگنجند. در هر حال، بنده به عنوان موجودي بشري احساسات و عواطف شما را نسبت به پدرتان و مشروعيت كاري كه كرده است، درك مي كنم، همانطور كه احساسات و عواطف فرزندان ساير زندانيان بي گناهي را - نظير كديور و نوري - كه حاضر به درخواست عفو نيستند، درك مي كنم. شايد به دليل همين ادراك، اتهامهايي را كه در جاي جاي نوشته تان عليه اينجانب مطرح كرده ايد، بر من گران نيامد و آنها را ناديده گرفتم بويژه اينكه برخي از فرازهاي نوشته شما، همدردي عميق هر فرد با وجداني را برمي انگيزد، از آن جمله اين فراز كه: .. اگر خداي ناخواسته در غروب يكي از روزهاي پاييزي از پشت ميله هاي زندان اوين نااميد از آزادي به دختران معصوم خويش، به خانواده نگران و به پدر و مادر از كارافتاده تان كه به شما سخت نيازمندند و به بي رحمي كساني كه چه ظالمانه بر شما ستم كردند و از همه مهمتر به كساني كه از شما استفاده كردند و ناجوانمردانه شما را فراموش كردند، مي انديشيديد آن روز شايد بهتر مي توانستيد قضايا را درك كنيد. اما خواهر محترم، اگر بنا باشد دختران معصوم، پدر و مادر از كارافتاده، بي رحمي ظالمان و ناجوانمردي سوءاستفاده چيان توجيه گر درخواست عفو باشد، دنيا بسيار وحشت آورتر از اين مي شد كه هست، دنيايي يكسره تهي از ماندلاها و طالقاني ها و حتي كديورها و نوري ها.