Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781113-47223S2

Date of Document: 2000-02-02

تاملاتي پيرامون نابساماني هاي فرهنگي كشور - تهاجم فرهنگي! ( ) 4 محمد ابراهيم انصاري لاري اكنون كه حجت تمام و بينه اقامه شده است - هر كس خواست مي تواند ايمان را برگزيند و هر كس خواست مي تواند كفر را انتخاب كند - ليهلك من هلك عن بينه و يحيي من حي عن بينه. اين نكته بسيار ظريف و حساسي است كه انسان اصولا قالب شكن است و تحت تاثير تعليم و تربيت قالبي قرار نمي گيرد. لذا بخصوص در برخوردهاي فرهنگي، و تربيتي و در هدايت او بايد اين مسئله مد نظر باشد كه القائات رسمي و قالبي از هر سمتي كه باشد و با هر عمق و غنايي كه باشد، نمي تواند انسان ساز باشد. قرآن با ظرافت و نكته سنجي تمام از زن لوط و پسر نوح مي گويد - كسانيكه محيطشان آكنده از ايمان است اما خودشان كافرند - يعني مي توانند كافر بشوند - چون مي خواهند، عليرغم بينه و حجتي كه بر آنها اقامه شده است باز هم مي خواهند كافر باشند. - يعني قالب نمي پذيرند - حكايت زن لوط با عنادش نشان مي دهد كه شوهرش با تمام كمالات و ظرائف اخلاقي در اوج هوش و جذابيت - از جذب او عاجز بود - يعني نخواست او را بپذيرد. خواستن لوط نتيجه اي نداشت - او هلاك را بعد از بينه و آگاهي برگزيد. پسر نوح نيز همين را مي گويد و زن فرعون نيز - يعني انسان قالبشكن است و تمام تعليم و تربيت هاي قالبي را به دور مي ريزد - نظام اسلامي بخصوص در عرصه فرهنگ - در مقابله با قالبهاي ديگر تربيتي - فرهنگي نبايد - قالب جديدي عرضه كند. - انبياء نيز نيامدند تا قالب جديدي بياورند - انبياء قالبها را شكستند تا انسان به اختيار برسد - به لحظه انتخاب و گزينش برسد - خودش را، راهش را و خدايش را بشناسد - آنگاه انتخاب كند - هدايت را و يا ضلالت را - تربيت ديني از قال شكني آغاز مي شود - يقين ديني محصول ترديد منطقي است - كار ابراهيم را در برخورد با قومش در ماجراي روز تعطيل و شكستن بت ها بخاطر بياوريد - ابراهيم حجت را تمام كرد بينه قوي ارائه كرد - قومش را در دوراهي انتخاب آگاهانه قرار داد. - 6 در اين بينش كلي هر چيزي در نظام اسلامي بايد وسيله اي باشد در جهت مساعدكردن و فراهم كردن زمينه هاي انتخاب سالم و صحيح. مكمل اين رسالت مكانيزمي است كه انتخابگران راه رشد و كمال را ارج مي نهد و پويندگان راه بغي و ضلال را خفت مي دهد نتيجه آن ارج و اين خفت نيز بايد به ايجاد زمينه هاي انتخاب سالم و درست مدد برساند. بنابراين پيش از نمايش راه و قبل از ممتازكردن راه هدايت از راه ضلالت و نيز قبل از فراهم كردن زمينه هاي نسبي انتخاب سالم و درست، نه ارج و اكرام تاثيري بايسته دارد و نه خفت و خواري نتيجه اي شايسته. به عبارت ديگر پيش از اتمام حجت، تشويق ها توبيخ هاي ايضايي و گاه و بيگاه، نه تنها نتيجه اي نخواهد بخشيد، بلكه كلاف ماجرا را روز به روز سردرگم تر خواهد كرد و حداقل اين است كه اتخاذ چنين روشي در جنبه توبيخي آن كه گاه ممكن است همراه با تحريم ها، ممنوعيت ها، برخوردهاي فيزيكي و خشونت بار باشد، چه بسا زير پاگذاشتن قاعده قبح عقاب بلابيان بحساب همينجا آيد به ايجاز و اجمال بايد بگويم از ابعاد ارج و اكرام انتخابگران راه رشد و كمال يكي اين است كه زمينه هاي بيان اقوال و عرضه سلائق گوناگون فراهم شده و به موازات آن براي مخاطبين هم شرايط لازم براي استماع اين سخنان و در نهايت تبعيت از بهترين آنها فراهم گردد كه فرمود فبشر عبادالذين يستمعون القول وفيتبعون احسنه. - 7 حقيقت اين است كه ما به شعارها اكتفا كرده ايم بي آنكه در تعميق و هم تعميم بار ارزشي آنها در فرد و جامعه توفيقي داشته باشيم. دميدن در آن آتش مقدس كه به روزگار پيروزي انقلاب اسلامي در اوج نور و حرارت بود را به كاهلي برگزار كرده ايم، اين است كه امروز كمتر كساني يافت مي شوند كه از آن آتش عظيم باري برگرفته و مشعل درون خود را شعله ور ساخته باشند - اكثريت ما با فروكش كردن آتش برون به سردي و خموشي گرائيده ايم. مغز و هسته فرهنگ غني اسلامي باز هم مهجور افتاده و قشري گري و تحجر كه امام راحل بارها از آفات وخيم آن هشدارمان داده بود روبه فزوني گذاشته است. زمينه هاي جهل و بي فرهنگي را ناديده گرفته ايم، جنبه هاي مختلف تهاجم به اصطلاح فرهنگي غرب را هم در نيافته ايم. در نتيجه تهاجمي به آن وسعت و سابقه تاريخي را در بروز چند پديده ناهنجار هنري و مطبوعاتي خلاصه كرده ايم. و بدتر از همه اينكه تصور كرده ايم با برخوردهاي حذفي، فيزيكي و خلاف قانون و برآمده از اوج احساسات ريشه اين تهاجم را خواهيم خشكانيد. غرب اگر هجومي آورده، دستپاچگي و ندانم كاري ما در برخورد با مظاهر اين تهاجم تخريب را دوچندان كرده. حالت ما به جماعتي مي ماند كه از يك سو مورد هجوم واقع شده و اين جماعت بي آنكه فضاي پشت سرش را ببيند و ميدان مانور وسيعي كه براي مقابله با دشمن برايش فراهم است را ببينيد - استعدادها و امكانات بالقوه و بالفعل خويش را بشناسد و خوب به كار ببندد - پيوسته يكديگر را فشار مي دهند و از سر و كول هم بالا مي روند و در نتيجه در يك ازدحام كشنده به له كردن يكديگر پرداخته اند و در اين گير و دار در مقابله با يك پديده ضدفرهنگي دهها ضد فرهنگ ديگر متولد مي شوند. باري اين مختصر مجالي براي بحث هاي عميق و جدي پيرامون مسائل فرهنگ و نحوه مقابله با تهاجم هاي ضدفرهنگي ندارد و در نگارنده نيز چنين بضاعتي نيست. اما اجمالا اينكه، ساده ترين و كوتاه ترين راهي كه مي توان بدان اشاره كرد التزام به قانون اساسي و مقررات جاري كشور در اين زمينه است كه اگر به درستي رعايت گردند هم نشان از رشد فرهنگ دارد و هم زمينه اي براي شكوفائي بيشتر آن فراهم مي نمايد. فراموش نبايد كرد كه مقدمه واجب همه مباحث گذشته و ضمانت اجراي هر گونه روش در مقابله با اين تهاجم وجود آزادي و امنيت در جامعه است و بزرگترين خطر براي يك جامعه انساني اين است كه هر كس به خود اجازه بدهد در مقام تشخيص جرم و اجراي مجازات برآيد. و تشخيص خود را معيار ارزش و ضدارزشي - فرهنگ و ضدفرهنگ قرار و دهد آزادي و امنيت هر دو در سايه اجراي قانون قابل دست يابي است و لاغير و اين نيست مگر رفتن به سوي جامعه مدني كه در اين خصوص بيشتر سخن خواهيم گفت. والسلام