Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781113-47219S1

Date of Document: 2000-02-02

مشاركت دموكراتيك در تعليم و تربيت هزاره سوم با نگاهي به تجربه آموزش و پرورش در مجارستان بشر كنوني در پايانه هزاره دوم و آغاز هزاره سوم در اوج تكان ها و جهش هاي پي درپي تغيير و تطور شتابآميزي به سر مي برد كه ناگزير نظام تعليم و تربيت و فرايند ياددهي و يادگيري را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بدون ترديد در شروع قرن بيست و يكم، نظام آموزش و پرورش با مشكلات متعدد و اضطراب بسياري بويژه در ارتباط با جامعه، اقتصاد و فرهنگ روبه رو خواهد بود. در كلي ترين تقسيم بندي ها، رويكرد متفاوت را مي توان در سياست هاي آموزش و پرورش كشورمان نيز مشاهده كرد. از همين روست كه برجستگان و صاحبنظران پيشرو امر تعليم و تربيت در يونسكو همگي بر اين باور، پا فشاري مي كنند كه بايد هر چه سريعتر در روش ها و نگرش هاي كنوني آموزش و پرورش جهان دگرگوني اساسي رخ دهد. چرا كه هر فرايند يادگيري، قبل از آن كه بستري براي انبار كردن اطلاعات و معلومات آماده باشد، بايد زمينه اي براي طرح موقعيت هاي مبهم باشد و جريان آموزش در مدارس به جاي پاسخ مداري بايد، سوءال مداري را ترويج كند. تعليمات مدني و تمرين پديده شهروندي تعليم و تربيت با گردآوردن افراد و قبولاندن ارزشهاي مشتركي كه در گذشته شكل گرفته است، ميسر نمي شود، بلكه بايد به اين سوءالات كه براي چه و چرا با هم زندگي مي كنيم، پاسخ داده و در روند زندگي، به همه، توانايي ايفاي نقشي فعال در نگرش به آينده جامعه داده شود. بنابر اين، نظام تعليم و تربيت، وظيفه صريح و ضمني آماده سازي افراد را براي اجراي نقش اجتماعي شان به عهده در دارد جوامع پيچيده امروزي، شركت در امور مهم همگاني، از ملاحظات سياسي بسيار فراتر مي رود. در واقع هر روز همه اعضاي جامعه در محل كار، در فعاليت هاي فرهنگي، در انجمن ها يا شركتها و يا در مقام مصرف كننده، بايد به صورت انفرادي مسئوليت خود را در قبال ديگران بپذيرند. بنابر اين، مدارس بايد با آشنا كردن مردم به حقوق و وظايف خويش و نيز با توسعه مهارتهاي اجتماعي و تشويق به كارهاي گروهي، آنان را براي اجراي وظايف خودشان آماده كنند. آمادگي براي مشاركت فعال در زندگي اجتماعي با گسترش اصول دموكراسي در سراسر جهان، امري بيش از پيش شناخته شده براي تعليم و تربيت در است اين ارتباط، بايد اعمالي در سطوح متعدد انجام پذيرد كه در دموكراسي نوين، مكمل هم باشند. اگر از ديدگاه ابتدايي به تعليم و تربيت نگاه كنيم و كمترين توقع را از آن داشته باشيم هدف آن تنها آموختن اجراي وظيفه اجتماعي مشخص، مطابق با مجموعه قوانين جاري خواهد بود و اين كاري است كه به عهده آموزش ابتدايي سپرده شده در است حالي كه تعليمات اجتماعي را بايد سوادآموزي سياسي قلمداد كنيم و نه آموزش ابتدايي. همان گونه كه در بحث تحمل نظر ديگران اعتقاد داريم چنين تعليمي را نمي توان مثل دروس معمولي به شكل موضوع مستقيم در كلاس درس مطرح كرد، زيرا در اين موارد، هدف، تدريس ادراكات و مفاهيم به صورت قوانين خشك و انعطاف پذير مثل تعليم برخي دروس نيست، بلكه بايد مدرسه الگوي كارهاي دموكراتيك باشد تا كودكان بر اساس مسايل علمي، چگونگي استفاده از حقوق و اجراي وظايف خويش را درك كنند و دريابند كه چگونه رعايت حقوق و آزادي هاي ديگران آزادي آنها را محدود مي كند. آموختن دموكراسي در مدرسه با تمرينهايي كه ذكر مي شود، يعني ترسيم اصول خط مشي جامعه مدرسه، ايجاد پارلمان دانش آموزي، نقش بازي كردن در زمينه اجراي امور سازمانهاي دموكراتيك، چاپ روزنامه هاي مدرسه اي و تمرين حل و فصل مناقشات غيرخشونت آميز ميسر است. از آنجايي كه آموزش شهروندي و دموكراسي، بر هر چيز ديگري مقدم است و محدود به زمان و مكان تعليم و تربيت رسمي نمي شود، لذا دخالت مستقيم خانواده ها و ديگر اعضاي جامعه در آن، اهميت خواهد داشت. آموزش مدني كه همانا پذيرش ارزشها، كسب معلومات و آموختن چگونگي مشاركت در زندگي اجتماعي است، براي دانش آموزان موضوعي پيچيده بنابر است اين، نمي توان از لحاظ اصول عقايد آنها را خنثي و بي طرف تلقي كرد. زيرا، الزاما ضمير باطن دانش آموز را به مبارزه مي طلبد. براي حفظ استقلال ضمير باطن، تعليم و تربيت به طور اعم، بايد از كودكي و در طول زندگي حس انتقادي در شخص به وجود آورد تا او بتواند، آزادانه فكر و مستقلا عمل كند. وقتي كه دانش آموزان به مرحله شهروند شدن مي رسند، آموزشي كه كسب كرده اند راهنماي هميشگي آنان در راه دشواري خواهد بود كه در آن بايد حقوق فردي مبتني بر آزادي هاي همگاني را با اجراي وظايف و مسئوليت هايي كه در قبال ديگران و جامعه خويش به عهده دارند، سازگار كنند. بنابر اين، تعليم و تربيت، به طور كلي فرايندي براي ايجاد قوه تشخيص و قضاوت است كه به عمل فراخوانده مي شود. مسئله بعدي موازنه ميان آزادي فردي و اصل اختيار است كه در همه آموزشها به چشم مي خورد. اين مسئله، وظيفه مربيان و معلمان در پرورش قوه تشخيص و قضاوت را كه امري پراهميت در زندگي اجتماعي است، برجسته تر مي كند. سرانجام آن كه، اگر قرار باشد رابطه همكاري مشتركي ميان تعليم و تربيت و دموكراسي مشاركتي پديد آيد، نه تنها هر كس بايد از حقوق خويش استفاده كند و وظايف خود را انجام دهد، بلكه از آموزشهاي مادام العمري در جهت ايجاد جامعه متمدن و فعال برخوردار شود تا پرشدن فاصله ميان افراد متفرق جامعه و قدرت سياسي حاكم باعث شود هر كس مسئوليتهاي خود را در جامعه براي حصول به اتحاد و همبستگي واقعي بر دوش بكشد. بنابر اين، آموزش شهروندان بايد پيوسته ادامه يابد و جزئي از چارچوب جامعه مدني و دموكراسي شود. وقتي همه مردم در ايجاد جامعه اي مسئول و حامي دوجانبه اي كه از حقوق اساسي همه مردم حمايت كند، مشاركت كنند; اين آموزش از دموكراسي جدا نخواهد بود. در بعد سازندگي و زندگي در جامعه مدني، ذكر يك تجربه از كشور مجارستان جالب به نظر مي رسد. در مجارستان برنامه اي تحت عنوان آموزش در خدمت به دموكراسي، به تدريج از سال 1990 اجرا شده است. اين برنامه زماني آغاز شد كه مدرسه حقوق مدني ماكس ول دعوت ورزشگاه راكوزي بوداپست و انستيتوي تحقيقات آموزشي مجارستان را براي پيوستن به آنها براي بررسي راهها و شيوه هاي بهبود آموزشهاي مدني و استفاده مسئولانه از حقوق مدني در مجارستان پذيرفت. اين برنامه بر اين نظريه استوار است كه تعليم و تربيت مي تواند و بايد در صف اول هر تلاشي باشد كه در دوره جاري انتقال، برقراري دموكراسي را در اروپاي مركزي و شرقي امكان پذير سازد. اين برنامه، اصولي را جهت بهبود و نوسازي نگرش هاي موجود در تعليم و تربيت ارائه مي دهد كه عبارتند از: * نگرشي تازه به تاريخ و علوم اجتماعي كه بر مديريت حقايق مفاهيم و نظريه هاي كلي درباره پديده هاي اجتماعي تاكيد اين دارد نگرش بر اين اصل استوار است كه تسلط بر اين شهروندان علوم، را قادر به درك بهتر مسايل زندگي شهري خواهد كرد. * آشنا سازي با امور قانوني، بر مزيت قانون در دموكراسي و تدريس اصول بنياديني كه روشهاي قانوني را منظم مي كند، تاكيد دارد. * هدف استدلال انتقادي، توسعه توانايي فكري شهروندان در ارزيابي كيفيت و اعتبار استدلالهاي مختلف و قوه تشخيص ارزشهاست. اصول * اخلاقي و معنوي را مي توان با استفاده از مثالهاي زنده مثلا آموخت مي توان مسايل بغرنج و پيچيده اخلاقي را براي دانش آموزان مطرح و پرسشهاي عقلي را عنوان كرد و از آنان خواست مسايل را بين خودشان مورد بحث قرار دهند و با ارائه دليل، ثابت كنند كه چرا راه حلهاي صحيح، از ديدگاه اخلاقي واقعا صحيح هستند. * فهم و درك ابعاد جهاني، بر اين واقعيت تاكيد دارد كه هنر شهروند بودن، بايد مبتني بر آگاهي مستدل از شيوه هاي زندگي جوامع بزرگ و كوچك و نشان دادن واكنش در مقابل آنها باشد. * كثرت گرايي و آموزش چندفرهنگي، باعث ايجاد علاقه فزاينده اي در مدارس مجارستان براي مطالعه ميراث قومي شده است. در اين مدارس، دانش آموزان را دعوت به ارزيابي ارزش اصول آزادي مذهبي، پيرامون همه مذاهب مي كنند. * محمدرضا شريف كاظمي