Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781113-47216S2

Date of Document: 2000-02-02

بحثي پيرامون هنر معماري امروز ايران; هويت ملي يا ثروت؟ ملي * تمدن هاي پرقدرت از مواجهه نمي هراسند بلكه از آن براي خلق و تاليف سود مي جويند. * معماري سنتي ايراني شناخته شده است و به ظن غالب يكي از دو شاخه مهم معماري اسلامي جهان. سرآغاز; همواره در بحث مشكلات شهرسازي و معماري ايران و به خصوص تهران، به معماري از ديد ساخت و ساز و يك مقوله توليدي - صنعتي نگاه مي شود و مسايل آن به طور فني - اقتصادي مورد ارزيابي قرار مي گيرد. اما بايد گفت هنر معماري ايران كه زماني نه چندان دور مشخصه اصلي فرهنگ ايراني - اسلامي محسوب مي شد، امروزه بيش از هر هنر ديگري مورد بي مهري هنرمندان، دولتمردان و مردم قرار گرفته است. از اين رو كارشناسان و هنرمندان معمار ايران در عرصه تدريس و دانشگاه و نيز كار و كارگاه بارها اظهار داشته اند كه معماري امروز ايران بايد از نقطه نظر هنري تحليل شود تا مسايل آن به درستي مورد بررسي قرار گيرد. در بررسي هاي اوليه، فرضيه هاي زير در مورد معماري امروز ايران طرح مي شود: - معماري امروز ايران داراي جنبه هاي هنري نيست و ديگر چون گذشته معماري ايران مشخصه فرهنگ و هنر ايران اسلامي تلقي نمي شود. - معماري امروز ايران متناسب و هماهنگ با فرهنگ ايرانيان نيست. - جريان هاي سياسي - اقتصادي و خواسته هاي صنعتي - توليدي كارفرمايان سياسي و دولتي در ساخت و ساز بناهاي شهري تاثير نامطلوبي بر معماري ايران داشته است. - قوانين شهرسازي و رشد روزافزون صنعت ساختمان سازي باعث شده بناهاي معماري ايران به سمت محصولات شكل توليد صنعتي گرايش پيدا كنند. براي يافتن پاسخ به اين سوءالات، نظر كارشناسان و هنرمندان معمار را در اين زمينه جويا شديم كه اين روند براساس محورهاي زير تنظيم شده اند: * بازشناسي سير تكويني معماري ايران در حال حاضر. * به دست آوردن تعريف مشخص از يك معماري ايده آل هنري و متناسب با فرهنگ انساني. * بررسي نمونه هاي موفق معماري امروز ايران و بررسي مشخصه هاي آن. * بررسي روش هاي برخورد كشورهاي منطقه با اين معضل و در پايان، شناخت آينده معماري ايران. اهميت كار باعث مي شود كه در يك فراخوان از كارشناسان، محققان، استادان، هنرمندان، مهندسان، دانشجويان و علاقه مندان معماري ايران بخواهيم با ارائه مقالات و نظريات خود ما، را در يك جمع بندي كلي از وضعيت معماري امروز ايران ياري مهندس رسانند حسين شيخ زين الدين يكي از صاحبنظران رشته معماري است كه در گفت وگويي كه با وي انجام شده به سوالهاي ما حول محورهاي چهارگانه مذكور پاسخ داده و با طرح مسئله هويت يا ثروت ملي، هنر معماري را از نگاه تازه اي مورد ارزيابي قرار مي دهد. اميدواريم اين حركت، شروعي پربار در جهت تعالي هنر معماري ايران اسلامي باشد. حسين شيخ زين الدين متولد سال 1320 فارغ التحصيل رشته مهندسي معماري از دانشگاه تهران در سال 1346 با سابقه تدريس در دانشكده معماري دانشگاه آزاد اسلامي و دانشكده معماري دانشگاه علم و صنعت ايران است. وي همچنين مجموعه ساختمانهاي دانشگاه بين المللي امام خميني قزوين، ساختمان حافظيه، محل اقامت سران كشورهاي اسلامي در سعدآباد تهران، دفتر كار نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در ميدان بهارستان و تعدادي بناي ديگر را طراحي كرده است. هنر معماري فعاليت ها و محصولاتي كه انسان در ايجاد آنها دخالت دارد، معمولا اموري هستند كه تنها از يك زاويه و يا يك نظرگاه نبايد بدان ها پرداخته شود، اما هر مطالعه يا بحثي هم اگر بخواهد با روشني و وضوح مطالبي را بيان كند، بايد عوامل محدودي را در نظر داشته باشد و دامنه بحث خود را به دقت در محدوده تعريف شده اي قرار دهد تا تعدد عوامل به تشتت نتيجه گيري نيانجامد. بنابر اين، بايد پذيرفت كه هر بحثي فقط بخشي از اين موضوعات را روشن مي كند و نتيجه گيري انتظام يافته از مجموعه چندين نظرگاه متفاوت تصوير جامع تري از حقيقت موضوع را در اختيار ما خواهد گذاشت. بحث در باره معماري هم از اين قاعده خارج نيست، زيرا از نظرگاه هاي زيادي مي توان درباره آن صحبت كرد، از نظر زيبايي شناسي، از نظر هندسي و فن آوري، از نظر مفيد بودن در ساختمان اجتماعي و تمدني و بسياري نظرهاي ديگر. نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه فراموش نكنيم هريك از نظرهاي ابراز شده، نه تنها از اهميت نظرهاي ديگر نمي كاهد، بلكه به سبب ارتباط محكم با آنها در حقيقت سطوح متفاوت و گوناگوني از يك شي ء يا امر واحد را بيان مي كند. در بحث حاضر، بيشتر به شرايط و زمينه هاي اجتماعي خلق يك اثر معماري و مفاهيم و مقدمات مفروض براي يك معمار خلاق در جامعه كنوني ايران توجه شده و سعي برآن است كه اثر اين مفاهيم در چگونگي كارهاي معماري نشان داده شود. قوانين شهرسازي مي گويند جامعه كنوني ايران، جامعه كهني است در حال گذار، البته جوامع، هيچوقت در حال سكون نيستند، ولي اگر جامعه اي به سبب عوامل مختلفي، در گذشته در رخوت و ركود بوده و با سرعت مناسبي تغيير نكرده باشد، در مواجهه با شرايط جديد به ناگهان و با سرعت زيادي مجبور به تغيير خواهد شد و اين حالت غيرعادي، وضعيت جديدي را ايجاد مي كند كه احتمالا ما بدان دچار شده ايم. حال اگر در اين جوامع، اراده ها و راه حل هاي بسيار متفاوت براي مقابله با شرايط موجود باشد، كار انطباق بسيار مشكل تر خواهد شد. در جوامع كهن و واجد سنت، اين تغيير سريع احتمالا در نقاطي به مقابله بين سنت ايستا و تغييرات خواهد انجاميد و طرفداران هر كدام از اين دو طيف، به سبب علاقه هايشان از تعادل فاصله خواهند گرفت و به افراط و تفريط روي خواهند كرد. بديهي است كه نه جامعه ساكن و ايستا قابل قبول است و نه جامعه اي كه هر روز صبح همه چيز در آن تغيير كرده باشد. اين دوران، دوران خلق آثار بزرگ نيست. هنرمندان بسيار برجسته، در آن پرورده نمي شوند و توان و قدرت استعدادهاي درخشان آن، صرف مبارزه و رفع موانع مي شود، غالب اين استعدادها مجبورند به جاي خلق آثار بزرگ و ماندني به خلق آثار مياني بپردازند كه پلي خواهد شد بين وضع قديم و وضع جديد. البته اظهار نظر در مسايل هنري و خلاقيت انساني همواره داراي استثنا است، اما وضع غالب اين است. بنابر اين، در حال حاضر شرايط پايدار براي خلق ايده آل موجود نيست و همواره در مواجهه با تغيير مفاهيم و تغيير نيازها هستيم. تناسب و هماهنگي در معماري در جوامع كهن در حال گذار، غالبا دو مفهوم هويت و سنت يا با هم مخلوط مي شوند و يا يكي به جاي ديگري مي نشيند و بدين ترتيب هر كدام معاني روشن خود را از دست مي دهند. معماري سنتي ايراني شناخته شده است و به ظن غالب، يكي از دو شاخه مهم معماري اسلامي جهان. در اين معماري، زيبايي در اوج كمال است و چنين خاصيتي حاصل نمي شود مگر تمام اجزاي مقوم آن حالتي تكامل يافته داشته باشند. اما آيا اين معماري قابل نسخه برداري و تقليد؟ است به گمان من هرگز. اين معماري قابل تكرار نيست، گذشته ثروت ما است و نه هويت ما. هويت ما، آن چيزي است كه در آن، عنصري از فعل ما موجود باشد. آن چه كه ما اكنون هستيم مجموعه عقايد مهارت ها، مقدورات، اجرايي، آرزوها، اهداف، نيازها و تعبيرات ما از جهان است. هويت امري ساكن و چيزي بدون فعل نيست. در هويت ما عنصر تصرف و به عبارت بهتر خلق و تاليف، نقش مهمي را دارا است. اولين بناهاي متعلق به تمدن مسيحي، حدود سيصد سال پس ازظهور حضرت مسيح ( ع ) با استفاده از ساختمان هاي رومي (بازيليك ) به ظهور رسيدند، ولي اولين بناي شاخص اسلامي ( قبه الصخره ) و يا جامع دمشق حدود دهه 60 پس از ظهور حضرت محمد ( ص ) ساخته شدند. نيروي قوي اجتماعي و سياسي تمدن اسلامي، براي اداره امور محتاج به كالبدها و بناهايي چون مسجد و مدرسه و بازار و كاروانسرا و غيره بود و به سبب اعتماد به نفس فراوان شروع به توليد آنها با فن آوري، مصالح و دانشي نمود كه از تمدن هاي ديگر اخذ كرده بود. و باز به سبب داشتن نيروي تصرف (هويت متصرف ) آنها، را بنابه معيارها و نيازهاي خويش دگرگون كرد و با آن كه روش ها و سنت هاي تمدن ديگر را به استخدام خويش درآورد، كليتي جديد آفريد كه امروز همگان آن را به نام معماري اسلامي مي شناسند و كسي در اين مورد به اشتباه نمي افتد. نقشه ساختمان قبه الصخره بسيار شبيه به يك كليساي بيزانسي به نام سن ويتاله در راوناي ايتاليا است، همچنين ستونها سنگي و روش اجراي قوسها و خلاصه تمام مصالح و مواد به شيوه هاي معماري بيزانس است، اما كمال بي دقتي خواهد بود اگر كسي قبه الصخره را به سبب شباهت طرح كلي و ستونها و قوسهاي آن يك معماري بيزانسي بداند. تركيب جديدي كه با احداث گنبد و كاشي كاريها بوجود آمده است، آن را از گذشته خود جدا مي سازد. در حقيقت، ابتدا به كمك كلمات آشنا مطالب جديدي خلق شده اند، بعد در تكامل اين كار نه تنها كلمات آرام آرام تغيير كرده، بلكه دستور زبان جديدي هم خلق شده است. در جامع دمشق هم، مسلمانان هيچ بخش از كليساي بيزانسي را خراب نكردند، فقط جهت قبله را تغيير دادند و سازمان فضايي جديدي براي شبستان و حياط و برجها تدارك ديدند و آن چنان با اعتماد به نفس، به اين مهم دست يافتند كه يكي از برجهاي ناقوس، در تركيب جديد، به محل گفتن اذان تبديل شد و هيچ ناسازي و نازيبايي و يا مخالفت مفهومي نيز در آن پديد نيامد. تمدن هاي پرقدرت از مواجهه نمي هراسند، بلكه از آن براي خلق و تاليف سود مي جويند. هويت هاي متصرف، تمدن آفرين خواهند هويت شد ما، تنها ثروت ما نيست، بلكه اين ثروت، جزئي از ابزار ما براي فعليت بخشيدن به هويت ما است. پس در معماري تكرار گذشته بدون خلق آثار تازه، ممكن نيست و اگر اصرار به انجام آن بشود، فقط با صرف نيرو و فشار زياد دوام خواهد آورد، ولي عمري بسيار كوتاه خواهد داشت و آثاري هم كه بجا خواهد ماند مانند آثار هنري تقلبي فاقد هر نوع اصالت و گيرايي خواهد بود. وقتي ما براي مفاهيم و نيازهاي جديدمان، كالبدي در خور خلق نكرده ايم، چگونه مي خواهيم گناه اين سستي را به گردن مهاجمان بيروني بيندازيم، مگر معتقد باشيم كه مي توانيم درست به شيوه پدران خود زندگي كنيم و هيچ تغيير و تحولي را به رسميت نشناسيم، كه اين خود، مطلبي است كه طرز زندگي امروز ما بطلان آن را اثبات مي كند و هر لحظه آن را در معرض ديد ما مي گذارد. افزايش جمعيت، طرز جابه جا شدن در شهرها، تغيير نظام آموزشي، مالي، اداري، انتظامي و صدها مورد ديگر به ما مي گويند كه اتفاقات جديدي در نحوه گذران زندگي ما رخ داده و كالبدها و فضاهاي درخور خود را مي طلبند. اين فضاها را هنرمندان فهيم و پراستعداد مي آفرينند و ديگران، آن را كامل مي كنند، پس مسئله معماري ما، زبان جديد و در خور آرزوها، مفاهيم، اهداف و نيازهاي امروز ما است. سير تكويني معماري زبان جديدي براي معماري در حال آفريده شدن است. اين زبان به طور قطع، زباني امروزي است، اما اگر بخواهد شاخص باشد بايد دقيقا متعلق به اين سرزمين باشد و تعلق داشتن به ايران يعني تكيه داشتن به اصول پايداري كه به سنت هاي ما باز مي گردند. اين كه اين زبان، چگونه به فعليت مي رسد و قوام خواهد يافت، موضوعي است كه به آينده مربوط است و چندان براي آن نمي توان دستور صادر كرد، اما نكته مهم قابل ذكر اين است كه اين جريان در عمل روي خواهد نمود يعني هزاران نمونه بايد خلق شود و مورد بررسي و انتقاد قرار گيرد و از آن بسيار آموخته شود و آموخته ها باز در تركيبي جديد شكلي جديدتر را بوجود آورند. اگر ما ملتي ماندني باشيم كه هستيم اين راه را بايد با حوصله فراوان و با اعتماد به هنرمندان بزرگ طي كنيم. آنها با تلاش فراوان و استعداد سرشار هر كدام جزء كوچكي از اين كار بزرگ را به انجام خواهند رساند. خطاهايشان بسيار زياد و يافته هايشان بسيار كوچك، ولي بسيار مهم و ضروري است. بايد به آنها بسيار فرصت داد و از سرعت پيشرفتشان آشفته و دلسرد نشد. آنچه كه ما انتظار داريم و بيشتر ما قادر به انجام دادنش نيستيم و فقط آرزوي آن را مي كنيم اولا در عمل و بسيار با كندي بدست مي آيد و ثانيا فقط هنرمندان بزرگ آن را مي سازند. ما بايد كوشش آنها را پاس داريم و اگر كارشان را نقد مي كنيم بيشتر در جستجوي موفقيت هايشان باشيم. دوره گذار دوره آساني نيست و خلاقيت و ابداع هم كار همگان نيست. آينده معماري من براي توضيح در اين باره، مقدماتي را عنوان كردم كه از نظر شما با گذشت آن كه اين مقدمات پاسخ صريح به مسائلي از اين دست كه چرا معماري ايران اكنون چون گذشته داراي ارزشهاي والاي هنري؟ نيست نخواهد داد ولي كمك خواهد كرد كه نوع سئوالات ما تغيير كند سئوالاتي از، اين دست بسيار مهم هستند و نشانه حساسيت سئوال كنندگان به شمار مي روند، اما در متن اين سئوالات اولا هويت متصرف و مواجهه ما با ديگران و ثانيا اينكه مفاهيم و ابزارهاي ما در حين عمل ساخته مي شوند و نه قبل از آن، به هيچ وجه منظور نشده است. مطلوب ما، به صورت يك گنجينه نيست كه در محلي ناپيدا و صعبالعبور پنهان شده باشد و منتظر باشد كه ما پس از جست وجوي فراوان به آن دست پيدا كنيم، اين گنج در خود ما است، نوزاد انديشه ما است، فقط با تجربه هاي زياد و استفاده از همه دستاوردهاي بشري، بايد آن را به دنيا آورد و پرورش داد تا به بلوغ برسد و بار ديگر چشمهاي جهانيان را به خود خيره سازد. ما روزي با جهان به زباني زيبا و شيرين حرف خواهيم زد و شعر خواهيم گفت و مفاهيمي كه در گوش جهانيان با مهرباني زمزمه خواهيم كرد، جزء ميراث بشري قرار خواهد گرفت، اين يكي از رموز ماندگاري ملت هاي كهن است. گفت و گو: سهيلا نياكان