Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781111-47215S1

Date of Document: 2000-01-31

به مناسبت سالروز شهادت امام جعفر صادق (ع ) بنيانگذار منظومه فكري تشيع اگر بخواهيم تصويري نجومي از فرهنگ معظم شيعه بر مبناي جايگاه و نقش آموزگاران بزرگوار آن ترسيم كنيم، مي توان ركن 4 عمده آن را در جوار ستارگان ديگر آن كه جملگي در كنار و استمرار ايشان نقش اساسي داشته اند مورد توجه قرار امام داد علي ( ع ) فرهنگ آفرين و نخستين پردازشگر مباني تشيع است كه جهت گيري و تمايزات متعالي اين مذهب را بر مبناي وحي الهي و سنن نبوي به كمال رسانده و استوار ساخته است. از اينرو يكي از عنوانهاي برازنده و غرورانگيز شيعه، تشيع علوي است. آموزگار عملي و ترسيمگر اسطوره هاي بزرگ و شورانگيز نهج علوي نيز امام حسين (ع ) است كه با قيام عاشورا، افتخار بزرگ شيعه حسيني بودن را به تشيع علوي منضم ساخته و آن را چونان نهضتي مستمر و آموزه اي انقلابي، اجتماعي و سياسي هويت بخشيده و رمز پويايي آن را در كتاب اسرار تاريخ بشريت ثبت كرده است. در اين مسير كه فرهنگ نظري و عملي آن را علي ( ع ) و حسين (ع ) استوار ساخته و با مساعي ساير امامان بزرگوار گسترش داده اند، نياز به تدوين علمي و تفسير روشمند و پژوهشگرانه دين، يكي ديگر از چشم اندازهاي تكميل و كمال تشيع محسوب مي شده است. دانشگاهي كه امام باقر ( ع ) نخستين سنگهاي بناي آن را در روزگار خود بنا نهادند، با فعاليتهاي عالمانه امام صادق (ع ) به اوج شكوفايي و كمال رسيد. اهداف عقيدتي امام با مساعي علمي و درسهاي دانشگاهي ايشان، منجر به پديد آمدن بزرگترين حوزه تفكر و تفقه و تفسير بي ترديد گرديد اغلب نحله هاي عمده فكري، فقهي و قرآن پژوهي در جهان اسلام، به نحوي به اين شبستان بزرگ دانشگاهي مرتبط مي گردد و از سرچشمه هاي آن آب نوشيده است. امام صادق (ع ) با، توجه به خلاء عظيم فكري و در عين حال پديد آمدن افقهاي تازه و پرسش هاي ژرف در عصر خود، مساعي خويش را معطوف به تعليم و تعلم فرمودند. بزودي هزارها دانشجوي برجسته در سراسر جهان اسلام، متوجه اين آكادمي و پژوهشگاه ممتاز شدند و از چهار قطب بزرگ فرهنگي در آن روزگار به سوي حوزه جعفري هجوم آوردند. نكته مهمي كه بايد در همينجا متذكر شد، كيفيت متنوع پرسمانها و معرفتهايي بود كه اين دانشجويان حاملان آن بودند و با انتقال آن به مكتب امام صادق (ع ) زمينه، بحثهاي جاندار و همه جانبه اي را در هر موضوعي فراهم مي نمودند. انبساط علوم و موضوعات و معرفتها در محضر امام صادق ( ع ) از، دو خصيصه توامان و متمايز برخوردار بود. اول تنوع ذاتي پرسشها و دوم وحدت ساختاري پاسخها. دانشجويان گردآمده از غرب اسلامي (حوزه سوريه و شامات ) جنوب شرقي (حوزه يمن و شبه جزيره ) شرق، اسلامي (ايران زمين ) و بالاخره شمال (آسياي صغير و شمال بين النهرين )، در مجموع، همه معرفتها و مسائل حوزه هاي متعدد فرهنگي و اجتماعي جهان معاصر خود را به مكتب امام صادق ( ع ) منتقل مي كردند و اين تنوع كه در ذات مسائل و پرسشهاي ايشان بود، با جمع آمدن بر محور وثيق و مقتدر انديشه امام صادق ( ع ) بتدريج، ساختاري واحد و انسجامي خاص مي يافت. سرانجام در ضلع چهارم اين صورت فلكي، مسئله انتظار و غيبت كبراي امام مهدي (عج ) ديده مي شود كه ماهيت مستمر و جاودانه آن را ضمانت كرده و خصيصه انقلاب دائمي در بستر انتظار را به آن بخشيده است. امام صادق ( ع ) مسئله، دانش اندوزي و تفقه را تا آن حد استعلا بخشيدند كه در استعاره اي زيبا فرمودند: كاش مي توانستم بر ياران خويش تازيانه زنم تا ايشان را وادار به تفقه و تعلم نمايم. در واقع مباني مستحكم فكري كه آن امام همام بنيان نهادند، نيازمند چنين تشدد و اقتداري در عرصه آموزش و پرورش بود. امام صادق (ع ) به دانشهاي روزگار خود توجهي تام و اساسي ابراز مي فرمود. ايشان، يكي از بزرگترين نمايندگان جدل احسن و ديالوگ علمي در تاريخ اسلام بودند كه علاوه بر پاسخگويي به پرسشهاي شاگردان پر شمار خويش، نمايندگان تفكرات متفاوت، مذاهب ديگر و حتي اديان غير اسلامي را با احترام در حوزه خويش استقبال مي كردند. همه اين جريانهاي فكري، حتي دهريون كه ماترياليستهاي زمانه بودند با احساس امنيتي كه ناشي از روح متسامح و علمي امام بود، مباحث و مسائل خود را مطرح و از امام صادق طلب پاسخ مي كردند. روح عصر و زمانه، در همه سخنان و آموزه هاي امام جاري است و گستره دانش و آموزش مكتب جعفري چنان واسع و ذوالابعاد است كه هيچ نظيري براي آن در سراسر تاريخ و جغرافياي اسلام نمي توان يافت.