Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781111-47210S2

Date of Document: 2000-01-31

تاملاتي پيرامون نابساماني هاي فرهنگي كشور و تهاجم فرهنگي ( ) 3 محمد ابراهيم انصاري لاري حال آنكه طبيعت فرهنگ و هنر از يك سو و ساختار اداري و اجرايي وبافت اقتصادي اجتماعي و سياسي كشور ما به گونه ايست كه نمي توان براي مقوله اي مانند فرهنگ دستگاه واحدي را به عنوان متولي مشخص و معين محسوب داشت، به خصوص فرهنگ عمومي كه متاثر از فعل و انفعالات آحاد جامعه است. لذا ارتقاء يا انحطاط و يا ابتذال فرهنگي هرگز قابل انتساب به يك سازمان، وزارتخانه يا نهاد خاصي نيست. اگر دقيق تر و عميق تر به مسئله نگريسته شود شايد عوارض سوء حضور يك طلبه غيرفاضل در كلاس درس دانشگاه به عنوان مدرس معارف اسلامي يا اخلاق، بسيار بيشتر از نمايش يك فيلم مبتذل يا نواختن موسيقي غنا ارزيابي شود. باورها و اعتقادات مردم از اينكه محل سكونت امام جماعت مسجدشان رفته رفته از محله اي در جنوب شهر به مركز و سپس به شمالي ترين نقطه شهر منتقل مي شود بسيار عميق تر خدشه مي پذيرد تا خواندن فلان رمان كه برخي صحنه هاي مستهجن راهم به تصوير كشيده يا طرز تفكري غيرالهي و غيراسلامي را القاء مي نمايد. البته سخن در توجيه پديده هاي اخير نيست كه آنها هم بجاي خود ويرانگرند و بايد به جد و جهد و از طريق صواب با آنها مقابله كرد، سخن در مقايسه اثرات پديده هاي ضدفرهنگي است. - 5 به نظر مي رسد يكي از مشكلاتي كه هنوز جامعه ما با آن مواجه است - و راه را بر انتخاب طبيعي در همه عرصه ها بر مردم تنگ كرده است حاكميت روحيه قيم مابي است - كه حتي انبياء عظام هم براي خود چنين رسالتي قائل نبودند. براي نمونه در عرصه فرهنگ به نظر مي رسد عده اي داعيه انسان سازي دارند و براي نظام جمهوري اسلامي رسالت انسان سازي قائل اند در حالي كه رسالت انبياء الهي زمينه سازي براي ساختن انسان بود - زمينه سازي براي رشد و كمال انسان بود رفع موانع حركت انسان در مسير كمال و تعالي بود - رساندن انسان به لحظه انتخاب بود. اما بعد از اين خود انسان بود كه بايد تصميم مي گرفت - انتخاب مي كرد و بايد نتايج اين تصميم خود را هم مي چشيد. رسالت انبياء ابلاغ بود - نه اعمال - انبياء واعظان برون بودند و مهم ترين رسالت آنها - بيدار كردن و احياء كردن واعظان درون بود - يعني عقل نظام اسلامي نيز بايد در پي احياء عقول باشد تا موعظه او موءثرواقع شود - كه فرمود من لم يكن له واعظا من نفسه لن ينفعه موعظه غيره. رسالت نظام اسلامي فراهم كردن زمينه هاي مناسب براي رشد و كمال انسان است - برداشتن كليه موانع انتخاب طريق رشد و فراهم كردن مجموعه شرايطي كه انسان را به لحظه گزينش صحيح و پويش طريق رشد و هدايت مي رساند جان و جوهره رسالت اسلام است كه فرمود اناهديناه السبيل. رسالت نظام اسلامي بريدن زنجيره هايي است كه حركت انسان را در مسير رشد و كمال كند مي كند يا، انسان را از حركت ويضع بازمي دارد عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم وظيفه نظام اسلامي اين است كه بندها را از پاي انسان باز كند - او را از قيودي كه مانع حركت او هستند رها نمايد - و زمينه هاي لازم، براي آنكه خوب ببيند - بشناسد و بفهمد و انتخاب كند را برايش فراهم كند - آن وقت اين انسان در گرو انتخاب خويش است سرنوشت خودش را، خودش رقم مي زند - حاكم بر سرنوشت خويش است. از روي فهم و آگاهي اگر خواست هدايت را و طريق رشد را برمي گزيند و اگر نخواست باز هم از روي فهم و آگاهي ضلالت را انتخاب مي كند - مهم اين است كه انسان به لحظه انتخاب برسد - قدرت انتخاب به او داده شود راه درست از نادرست براي او ممتاز گردد - پس از آن اماشاكرا و اماكفورا. رسالت نظام اسلامي و همه ابزارهايي كه در خدمت اين نظام هستند و همه نهادهايي كه در چهارچوب اين نظام كار مي كنند، اين است كه موانع حركت و مانع آگاهي را بردارند - مسير هدايت را از مسير ضلالت ممتاز كنند - آگاهي و دانايي واقعي و نه توهم و خيال - تا آنجا كه گزينشي كه رخ مي دهد بر مبناي آگاهي و بر اساس حجت و بينه باشد - چنين اعمال اراده اي است كه مستوجب عقاب و ثواب است - من شاء فليومن و من شاء فليكفر.