Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781111-47205S3

Date of Document: 2000-01-31

مقام معظم رهبري در ديدار با ساعد باقري و حسين آهي: من آقاي ارگاني را صاحبنظر، خوشفكر، مدير، متدين، انقلابي و محرم مي شناسم مطلع شديم پنجشنبه گذشته دو تن از شاعران و چهره هاي آشناي فرهنگي، ادبي كشور طي ملاقاتي با مقام معظم رهبري گفت وشنودي داشته اند كه طي آن به مسائل سازمان فرهنگي هنري شهرداري نيز اشارتي رفته است. خبرنگار ما در اين باره با آقاي ساعد باقري مصاحبه اي داشته كه مي خوانيد. * آقاي ساعد باقري، مايليم درباره اين ملاقات و گفتگوهاي مطرح شده طي آن، از زبان شما بشنويم. - بسم الله الرحمن الرحيم اللهم اني اعوذ بك من شر نفسي! در اين ملاقات كه بعد از نماز مغرب و عشاي روز پنجشنبه صورت گرفت، بنده به اتفاق جناب استاد حسين آهي خدمت مقام معظم رهبري رسيديم و بعد از گفت وگوهايي در حوزه عمومي ادبيات و فرهنگ كشور، دلمشغولي و نگراني حاصل شده براي اصحاب هنر و ادبيات را خدمتشان عرض كرديم. بايد اشاره كنم - همچنانكه در ابتداي گفت وگو هم خدمت ايشان به تاكيد بيان شد - مقصود ما از عرضه اين مطالب، هرگز طرح اين خواسته خام و ناپخته نبود كه ايشان در تعيين رئيس سازمان فرهنگي و هنري مستقيما دخالت يا موضعگيري كنند، كه اگر اين چنين بود، بايد اين تقاضا را در همان آغاز اوج گيري اين دعواها و تنش ها مطرح مي كرديم، بلكه صرفا مقصود ما طرح مطلبي بود كه به نظر مي رسيد تحت الشعاع حال و هواي جناحي و سياسي امور قرار گرفته و مغفول مانده است، و آن گرد و غباري است كه برپا شده و بعد از فرونشستن گرد و غبار (كه گويا هنوز كاملا فروننشسته ) شاهد آسيب خوردن شديد به شان و شخصيت فرهنگي مديري خوشفكر، صاحبنظر، واقف و وارد در امور فرهنگي و هنري و متدين صادق، يعني جناب آقاي مهدي ارگاني هستيم كه انصافا از معدود سرمايه هاي حقيقي موجود نظام در عرصه مديريتهاي فرهنگي هنري هستند. شهادت ما دو تن در محضر مقام معظم رهبري، هرگز به منزله دفاع از شخص مطرح نبود. براي بنده و جناب آهي اين پرسش مطرح بود كه واقعا در عرصه فرهنگ، آيا جز فرهنگسازان و صاحبنظران و اهل انديشه و فكر، قادرند كه اين بارهاي سنگين را به منزل ؟ برسانند و آيا رايزني هاي منجر به (نه ارگاني و نه... ) مي توانند در پيشگاه خدا و خلق خدا خسارت حذف ارگاني از عرصه فرهنگ و هنر كشور را جبران كنند كه مطمئنا در اين ماجرا سخت به چهره و شان فرهنگي او آسيب رسيده و معلوم نيست كه با اين دلسردي ها و بد معرفي شدن ها ديگر تا مدت ها آمادگي حضوري گرم و پرشور - همچون گذشته - در اين عرصه را داشته؟ باشد اين نگراني را خدمت مقام معظم رهبري عرضه كرديم و شهادت داديم كه لااقل ما دو تن كه نزديك به بيست سال با مديريت هاي مختلف در عرصه فرهنگ و هنر سر و كار داشته ايم، مديري نظير ايشان، جامع فضايل، با وقوف و محيط بر مسائل حوزه فرهنگ و هنر و متدين صادق، بسيار كم ديده ايم. * عكس العمل مقام معظم رهبري در مقابل اين اظهار نگراني چه؟ بود لطفا دقيق بفرماييد. - براي پاسخ دقيق بايد سخت با حواس جمع پاسخگو باشم تا خداي نكرده مثل بعضي جريان ها كه با بي تقوايي تمام، توهماتي را به جامعه هنري و ادبي القا كرده اند، عمل نكنم. حضرت ايشان حتي در بعضي قسمت هاي گفتگو كه ما نگراني خود را از وارونه جلوه دادن عمدي ديدگاههاي ايشان توسط بعضي، ابراز كرديم، خود فرمودند شما مي توانيد متقابلا اين موارد را نقل كنيد. ايشان در پاسخ بنده و جناب آهي فرمودند: من آقاي ارگاني را دقيقا همين گونه مي شناسم كه شما معرفي كرديد: صاحبنظر، خوشفكر، مدير، متدين، انقلابي و محرم. (جناب آهي پس از ملاقات، مرا توجه دادند كه مقام معظم رهبري كلمه محرم را درباره آقاي ارگاني به تاكيد خاص بيان كرده اند. ) در ادامه، ايشان فرمودند: من سالهاي زيادي است كه آقاي ارگاني را با همين شان و مرتبه مي شناسم. اما در موضوع دعواهاي جديد مربوط به سازمان فرهنگي هنري شهرداري، از اول بناي دخالت نداشته ام و دخالت نكرده ام و به دفتر هم گفته ام كه دخالتي نكنند، تنها وقتي كه موضوع تغيير اساسنامه پيش آمد، گفتم كه توصيه من - و نه دستور من - اين است كه اساسنامه را تغيير ندهند. در طول اين تنش ها، من خيلي از اين امور را تعقيب هم نكردم و در جريان بعضي مسائل هم اگر نبوده ام از قول من يا دفتر، در دفاع از كسي چيزي نقل شده، دروغ محض است و شما نقل كنيد كه من در اين باره هيچ دخالتي نمي كنم. وقت اين امور را هم ندارم. اگر بنا بر دفاع بود، من آقاي ارگاني را خيلي بيشتر از رقيبشان مي شناسم. اما توجه كنيد كه اگر قرار باشد حتي در يك مورد حق دخالت كنم، در نه مورد باطل هم از من توقع دخالت مي رود و همت من و وقت من بايد صرف مسائل كلان و مهم تر باشد. * آقاي ساعد باقري، مجموعا حس و حال عمومي شما و آقاي آهي پس از ملاقات چه؟ بود ج: بيني و بين الله، بيش از هر چيز بر جفايي كه از ناحيه بي تقوايان روا داشته مي شود، تاسف خوردم. پس از ملاقات، آقاي آهي با تاكيد به من گفتند كه آقا خود فرمودند كه شما هم متقابلا اين موارد را - در اينكه ايشان در اين جريان مدافع كسي نبوده اند - نقل كنيد. مقام معظم رهبري به تاكيد گفتند كه من نمي توانم يك به يك مواردي را كه به دروغ به من نسبت داده مي شود، تكذيب كنم. بناي دخالت، حتي از اين نوع را هم ندارم. براي جناب آهي و من پس از شنيدن اين مطالب اين پرسش پررنگ تر شد كه آيا با اين وصف، آيا جاي تاسف نيست كه بعضي تنها براي ارضاي حب نفس، از دادن نسبت هاي ناروا و انعكاس باژگونه مطالب در مجامع عمومي - به نوعي كه احساس شود مقام معظم رهبري نظر مثبت خاص راجع به آنها دارند - ابايي ندارند و بدشان هم نمي آيد كه براي جوان هاي پرشور صادق، متدين و علاقه مند به ورود متعهدانه در حوزه هاي فرهنگ و هنر، تصور و توهم دفاع خاص رهبري از شخص آنها پديد آيد. خدا را گواه مي گيرم كه نه بنده و نه جناب آهي، تا به امروز هيچ برخورد منجر به اظهارنظر بغض آميز و كينه توزانه نسبت به برادر مسلماني كه او هم بايد در عرصه هايي كه قابليتش را دارد فعاليت كند، نداشته ايم. ما تنها به دفاع از شان و حيثيت فرهنگي آقاي ارگاني كه از سرمايه هاي عرصه عمومي فرهنگ و هنرش مي دانيم اقدام كرديم. آرزوي من اين است كه دوست ناديده ام جناب واعظي كه قطعا از پروردگان مكتبي است كه بهترين دوست را كسي مي شناسد كه او را بر عيوبش واقف كند، از بنده قهري به دل نگيرند و اين توصيه برادرانه را نه از من ناچيز، كه از بزرگي روشن ضمير و صافي دل بشنوند كه: توكل، آن است كه خود را در درياي عبوديت افكني و دل در خداي بسته داري، اگر دهد شكر گويي و اگر بازگيرد، صبر كني.