Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781111-47204S1

Date of Document: 2000-01-31

نظريه هاي نابرابري فمينيسم; برابرخواهي يا احقاق حقوق؟ زنان (بخش پاياني ) كار صنعتي و تكنولوژي استفاده از وسايل خودكار، هردو، پيش شرطهايي را براي رهايي زنان (از كارهاي سنگين كه نيروي جسماني زيادتر مي خواهد ) در كنار آزادي مردان وعده مي دهند. بيش از حد واضح است كه پيشرفت توسعه صنعتي تاكنون زنان (حتي مردان ) را به چنين رهايي اي چه در غرب و چه در شرق نرسانده است. از نظر تاريخي، غيبت زنان از بخش حساس توليد، صرفا معلول ضعفي كه از جهت فيزيكي برايشان در يك محيط و شرايط تحميلي در نظر گرفته مي شود، نبوده بلكه ضمنا نقش آنها در تكثير نسل نيز در اين غيبت دخالت داشته است. سرنوشت زيست شناختي زن به عنوان مادر، در نقش او به عنوان بارآورنده بچه ها و تربيت آنها براي تحويل داده شدن به جامعه، به صورت مشغله اي فرهنگي درمي آيد. تالكوت پارسونز (parsons-Talcott) جامعه شناس معاصر آمريكايي در تحليل مبسوط خود ادعا مي كند كه براي بچه لازم است 2 تا والدين داشته باشد. يكي آنكه نقش تبييني ايفا مي كند و ديگري آنكه ايفاي نقشي وسيلتي را برعهده خانواده دارد هسته اي حول محورهاي دوگانه سلسله مراتب نسلي (والدين و فرزندان ) و نقش هاي مزدوج والدانه (مادر (تبييني و ابرازي ) و پدر (وسيلتي و ابزاري ) در حركت است. تحليل پارسونز نقش دقيق پرورش اجتماعي بچه به عنوان وظيفه اي مادرانه را در جامعه معاصر آمريكا نشان مي دهد. نتيجه اي كه از تحقيق جوليت ميچل گرفته مي شود اين است كه رهايي زنان از نابرابري تنها در صورتي تحقق مي يابد كه هرچهار ساختاري كه زن در آنها ادغام شده است دگرگون شوند: يعني ساختارهاي توليد - توليد مثل - جنسيت و پرورش اجتماعي فرزندان. حال در بخش دوم مقاله نگاهي اجمالي خواهيم داشت به انواع نظريه هاي فمينيستي در دوران معاصر ( ) 6 نظريه فمينيستي زندگي اجتماعي و تجربه انساني را از چشم انداز زنان مورد بررسي قرار مي دهد. اين نظريه بر موقعيت زنان در جامعه تاكيد دارد و در بررسي هايش زنان و ديدگاه هاي آنها را محور قرار مي دهد. هدف از اين نظريه آن است كه با تشخيص نابرابري جنسي و اجحافهايي كه بر زنان به خاطر زن بودن تحميل مي شود، نه تنها نابرابري زن و مرد را از ميان بردارد، بلكه هرگونه ساختار اجتماعي را كه در جهت نابرابري افراد جامعه عمل مي كند، مورد شناسايي قرارداده و حذف يا تصحيح مي كند. فمينيسم به اندازه سابقه تابعيت زنان قدمت دارد، نوشته هاي فمينيستي از سال 1630 تا 1780 به صورت اعتراضهاي جسته و گريخته ولي دايمي بوده است. از 1780 تاكنون، اين نوشته ها جنبه انتقادي حادي پيدا كرده است و از همان سال به بعد با نوسان هاي ميان اصلاحات و محافظه كاري در جنبشهاي اجتماعي غرب، همراه بوده است. دانشوران فمينيست معاصر، جنبش روشنفكري موثري را به راه انداخته اند كه جسي برنارد آن را روشن انديشي فمينيستي ناميده است. نظريه هاي فمينيستي برحسب 2 پرسش بنيادي پژوهش فمينيستي طبقه بندي شده اند. - 1 درباره زنان چه؟ مي دانيم - 2 چرا وضع زنان اين گونه؟ است پاسخهاي داده شده به نخستين پرسش، انواع نظريه هاي فمينيستي را مشخص مي كند. به عبارت ديگر انواع نظريه هاي بنيادي فمينيستي در پاسخ به پرسش توصيفي درباره زنان چه مي دانيم اينگونه طبقه بندي مي شوند: الف: نظريه هاي تفاوت جنسي: براين اساس استوارند كه جايگاه و تجربه زنان در بيشتر موقعيت ها، با جايگاه و تجربه مردان در همان موقعيت ها تفاوت دارد. با توجه به اين واقعيت بررسي هايي كه در اين مورد انجام مي شوند بر جزئيات اين تفاوت تاكيد دارند. نظريه هاي تفاوت جنسي در پاسخ به سوءال دوم كه چرا وضع زنان به اين صورت است تبيين هايي ارائه مي دهند كه باعث تميز هر يك از آنها مي شود. اين تبيين تفاوت ها عمدتا در سه بخش عمده زير قرار دارند- 1 تبيين هاي اجتماعي - زيستي تفاوت زنان با مردان - 2 تبيين هاي نهادي تفاوت جنسي - 3 نظريه هاي اجتماعي - روان شناختي تفاوت هاي جنسي. ب: نظريه هاي نابرابري جنسي: در پاسخ به سوءال اول، توصيف اينكه درباره زنان چه مي دانيم، مي گويند: جايگاه زنان در بيشتر موقعيت ها، نه تنها متفاوت از جايگاه مردان، بلكه از آن كم بهاتر (كم ارزش تر ) و با آن نابرابر است. در پاسخ به سوءال تبييني كه چرا وضع زنان بدين گونه است 4 نوع تبيين از نابرابري جنسي شده است كه عبارتند از- 1 تبيينهاي فمينيستي ليبرال از نابرابري - 2 تبيين هاي ماركسيستي از نابرابري - 3 تبيين هاي ماركس و انگلس و- 4 تبيين هاي ماركسيستي معاصر. نظريه پردازاني كه بر تبيين هاي نابرابري تاكيد دارند، موقعيت زنان را برحسب نظر فمينيسم ليبرال درباره ساختارهاي فرصت نابرابر و ملاحظات ماركسيستي درباره جايگاه زنان به عنوان بخشي از يك نظام استثمار پيچيده طبقاتي در نظر مي گيرند. در اين نظام زنان به خاطر جنسيت و نيز جايگاه طبقاتي، استثمار مي شوند و گاه زنان ديگر را استثمار مي كنند. ج: نظريه هاي ستمگري جنسي: اين گروه در پاسخ به سوءال اول (سوءال توصيفي كه ما از زنان چه مي دانيم ) معتقدند، زنان علاوه بر نابرابر بودن و تفاوت داشتن از مردان، تحت ستم نيز قرار يعني دارند تحت قيد و بند، تابعيت، تحميل، سوءاستفاده و بدرفتاري مردان به سر مي برند. اين نظريه پردازان ستمگري جنسي را برحسب نظريه هاي روانكاوانه اي تبيين مي كنند كه بنا بر آنها، مردها براي رسيدن به هدفهاي عميق روانشناختي شان به گونه فطري نياز به تحت انقياد در آوردن زنان گروهي دارند در تبيين پديده ستمگري پاسخي فمينيستي راديكال به اين پرسش مي دهند و ريشه ستمگري پدر سالارانه را در توانايي بيشتر مردها براي كاربرد خشونت، جهت انقياد ديگران مي جويند. گروهي تحليلي فمينيستي سوسياليستي ارائه مي دهند و كوشش دارند تا انواع گوناگون نظريه هاي ستمگري را در هم ادغام فمينيست ها كنند براي دانشي كه تاكنون از جهان داشته ايم خصلتي تك بعدي قائلند چون كه دانش كلي و معتبر و مطلق، ديدگاه ها و منافع زيردستان بويژه زنان را هيچ انعكاس نمي دهد. معرفت شناختي معتبر جامعه شناسان فمينيست اين است كه زنان يكي از گروه هاي محروم جامعه اند كه تاكنون جامعه آنها را نديده گرفته است. آنان مي گويند كه با به حساب آوردن افكار و برداشتهاي زنان، برداشت اجتماعي از واقعيت تكميل و تصحيح خواهد شد. از اين نظر جامعه شناسان فمينيست خود را درموقعيتي مي دانند كه مي توانند به عنوان ميانجي در ميان ديدگاه هاي گوناگون عمل كنند. بنابراين از نظر آنها داوريها، باورداشتها و ديدگاه هاي زنان حالتي يك طرفه و مبتني بر داعيه هاي يكجانبه ندارند، بلكه برپايه توازن و ارزيابي همه جانبه واقعيت از ديدگاههاي گوناگون استوارند. در پايان، براي آگاهي بيشتر از اين موضوع و انواع نظريه هاي فمينيستي و چگونگي تبيين آنها مي توانيد به كتاب نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر (اثرريتزر و ترجمه ثلاثي ) و براي اطلاع بيشتر از تحقيقاتي كه درباره فمينيسم انجام گرفته به كتاب جامعه شناسي مدرن (اثر پترورسلي - ترجمه حسن پويان ) مراجعه فرمائيد. محمودابرهيمي مقدميان پاورقي ها: - 1 جامعه شناسي مدرن تاليف پترورسلي ترجمه حسن پويان جلد دوم انتشارات چاپخش - 1373 ص. 49 - 2 منبع قبل. ص 113 - 3 همان منبع 116 ص و. 114 - 4 همان منبع 118 ص و. 117 - 5 منبع قبل ص. 357 - 6 نظريه هاي جامعه شناسي در دوران معاصر - تاليف جورج ريتزر - ترجمه محسن ثلاثي انتشارات علمي و فرهنگي 1374