Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781109-47184S2

Date of Document: 2000-01-29

تهاجم فرهنگي! تاملاتي پيرامون نابساماني هاي فرهنگي كشور محمد ابراهيم انصاري لاري ظرف چند سال اخير و به طور مشخص از اواخر دوران تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي توسط جناب آقاي سيد محمد خاتمي مباحثي پيرامون وضعيت فرهنگي كشور و دلايل و عوامل نابسامانيهاي فرهنگي مطرح و بخصوص با طرح مسئله تهاجم فرهنگي اين مباحث به اوج خود رسيد و پس از آن نيز هر از چندگاه و به دلائل مختلف نابساماني هاي فرهنگي كشور موضوع روز شده و از طرق مختلف و به اقوال مختلف به آن دامن زده مي شود - اخيرا نيز فضاي فرهنگي كشور به شدت مورد انتقاد واقع شده و باز هم مانند سال هاي آغازين اين مباحث (و نه سالهاي مياني كه آقايان لاريجاني و ميرسليم تصدي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي را به عهده داشتند ) مسبب اصلي اين نابسامانيها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي قلمداد مي شود. *** در اين باب و بخصوص در آستانه برگزاري انتخابات ششمين دوره مجلس شوراي اسلامي تاملاتي وجود دارد كه ذيلا و به اختصار به آن اشارات خواهد رفت. - 1 اصولا عبارت تهاجم فرهنگي خالي از مسامحه نيست هجومي اگر هست از ناحيه فرهنگ نيست بلكه هجوم ضد ارزش ها و ضد فرهنگ هاست، هجوم بر فرهنگ هم نيست بلكه زمينه اي از جهالت و بي فرهنگي است كه آماج مظاهر پوچ و كاذب ضد ارزش ها مي گيرد. فرهنگ غني و اصيل چنان طبعي دارد كه در برخورد با ديگر فرهنگ ها و ارزش ها، محسنات و خوبي ها را در مي يابد، جذب مي كند و در قالب مورد پسند خود به عرضه دوباره اش مي پردازد، بديها را نيز آن چنان دفع و طرد مي كند كه نشاني از آن جز به صورت تفاله باقي اين نمي گذارد به معناي تضارب و برخورد فرهنگ هاست كه هر چند بدليل گستردگي و تنوع اجتماعات بشري گريزناپذير است اما هرگز مذموم نيست و بلكه بسياري از زايش ها و پويش هاي فرهنگي حاصل تضارب و برخورد فرهنگ ملل و اقوام مختلف با يكديگر است. در برخورد طبيعي فرهنگ ها و ارزش هاي گونه گون، بقا و دوام از آن فرهنگي است كه غني تر، اصيل تر و ريشه دارتر باشد و فنا و مرگ از آن فرهنگي است كه سست و بي بنيان باشد. رمز بقاي فرهنگ پر بار اسلام از يكهزار و چهارصد سال پيش تاكنون كه اروپا و غرب مكاتب گوناگون فكري را تجربه كرده و هيچكدام او را به سعادت كامل رهنمون نگشته، عمق و غنا و اصالت الهي آن است. در كشور ما تاثير ضد ارزش هاي بيگانه پيوسته نتيجه قهري دوري و بدگماني ما نسبت به فرهنگ اصيل اسلامي ايراني بوده است. در ايام اخير نيز سخن از حضور ارزش هاي مبتذل غرب و تاثيرپذيري از آن نشان از دوري آرام و پنهان مردم ما از فرهنگ خودي و رجعت تدريجي به عهد جاهليت قبل از انقلاب است، حق اين است كه اين خطر بزرگ شمرده شود و در برابرش تدبيري موءثر انديشيده شود. نتيجه اينكه هجومي اگر هست، هجوم شعبده و نيرنگ است نه اعجاز و فرهنگ. و شعبده و نيرنگ نيز جز در زمينه بي فرهنگي و جهالت به بار نمي نشيند و ثمر نمي آورد. بنابراين اگر در جامعه اي ضد ارزش ها و ضد فرهنگ هاي مبتذل بيگانه مقبول و موءثر مي افتد، زمينه اين تاثير ناباوري و بي اعتقادي است، تهي شدن جامعه از فرهنگ خودي و جهل و نسيان او نسبت به هويت تاريخي خود است. انسان بي باور و بي اعتقاد، انسان بي هويت، دائم در معرض تزلزل است و مستعد است كه به هر سمتي ميل كند، يميلون مع كل ريح. ادامه دارد