Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781107-47174S3

Date of Document: 2000-01-27

در ديدار اعضاي هيات علمي كنگره امام خميني (ره ) با حضرت آيت الله خامنه اي عنوان شد رهبر معظم انقلاب: هنوز در اول راه قرار داريم، كارهاي فراوان، گامهاي بلند و اقدامات عظيمي در انتظار ما است حكومت اسلامي به معناي حاكميت اسلام است و هنر بزرگ امام اين بود كه حاكميت اسلام را مطرح كردند تهران - خبرگزاري جمهوري اسلامي: اعضاي هيات علمي كنگره امام خميني ( ره ) و انديشه حكومت اسلامي دوشنبه هفته جاري با حضرت آيت الله خامنه اي مقام معظم رهبري ديدار كردند. متن كامل سخنان رهبر معظم انقلاب در اين ديدار به شرح زير است: بسم الله الرحمن الرحيم كاري كه شما آقايان شروع كرديد، بسيار كار خوبي است، از جناب آقاي معرفت هم كه زحمت كشيدند و با شخصيت علمي خودشان در رياست اين كنگره وزانت ويژه اي را بوجود آوردند، بايد تشكر كنيم. بحمدالله نشانه هاي فضل و كمال در شما آقاياني كه اينجا تشريف داريد، پيداست و انشاءالله محصول كار اين كنگره خوب و مفيد باشد. انتخاب عنوان انديشه حكومت اسلامي براي اين كنگره هم مهم و هم حساس است. چون بيت الغزل كار امام، همين مسئله حكومت اسلامي است. اگر ايشان اين انقلاب را با همه خصوصياتش بدون شعار حكومت و با عنوان اصلاحات و يا شبيه كارهايي كه در عدالتخانه و تشكيلات مشروطيت شد براه مي انداختند، كار ايشان در آن صورت يك دهم كار حالا هم اهميت يعني نداشت باز هم آن خاندان مي رفتند و يك جناح و جرياني از متدينين روي كار مي آمدند ولي آن كار چيزي بود و اين كار چيز ديگري است. اهميت كار امام اين است كه مساله حاكميت اسلام را مطرح كردند. حكومت اسلامي به معناي حكومت مسلمين نيست. به معناي حكومت اسلام است. اگر فقط حكومت مسلمين باشد حداكثرش اين است كه مسلماني در راس كار قرار مي گيرد و رفتار شخصي او خوب خواهد بود و احيانا نمي گذارند در ظواهر جامعه فسق و فجوري انجام بشود. اما نظام كشور و اداره زندگي بر اساس اسلام نخواهد بود. آنجا سلايق، فرهنگها، عادات و كج فهميهاي گوناگون تاثير مي گذارند ولي چيزي كه جامعه اسلامي را مصونيت مي بخشد حكومت اسلامي به معناي حاكميت اسلام است و هنر بزرگ امام اين بود كه حاكميت اسلام را مطرح كردند. ساختار خاص ايشان هم براي حاكميت اسلام، ولايت فقيه بود كه مبناي بسيار مستحكمي دارد مساله ولايت فقيه - گرچه در توسعه و تضييق آن تفاوتي بين علما وجود دارد - اما جزء واضحات فقه اسلام است و اگر از قديم الايام كساني آنرا مطرح نكردند يا با سردي برخورد نمودند، به خاطر اين بوده است كه فكر كردند چيزي را كه عملي و شدني نيست چرا مطرح كنند. و الا هيچ كس از فقها نيست كه حاكميت غيرحكم اسلامي را قبول داشته باشد و اين را در ابواب مختلف فقهي مي توان مشاهده كرد و جزء مسلمات است. تعبيرات مرحوم صاحب جواهر راجع به ولايت فقيه نشان مي دهد كه از نظر او نيز جزء واضحات است. تعبيرات ايشان نه تنها در باب ولايت بر صغار بلكه در باب جهاد و ابواب مهم فقه نشان مي دهد كه دائره ولايت را با همان توسعه جزء واضحات فقه اسلامي مي داند و فقهايي نظير مرحوم نراقي هم به اين مساله تصريح كردند كه ما فعلا آنها را مطرح نمي كنيم و آنهايي را كه بحث نكردند عرض مي كنيم. غرض اين است كه ولايت فقيه پايه محكمي دارد و امام اين فكر را مطرح كردند. من از آقايان كنگره بخصوص شما فضلاي جوان كه فكر فعال، پويا و زنده داريد، خواهش مي كنم با توجه به نكته اي كه بعدا خواهم گفت - و آن قضيه را ظريف تر و حساس تر مي كند توجه كنيد كه حكومت اسلامي كه امام گفته است وشما مي خواهيد آن را تثبيت، تسجيل و تبيين كنيد بصورت ناخودآگاه به حكومت غيراسلامي تبديل نشود و آن چيزي كه در اين چالشهاي فكري بين ما و مخالفين مان در سطح دنيا مطرح است، همين نكته است. آنها با كسي كه اسم مسلمان داشته باشد و در جايي حكومت كند، مخالفت نمي كنند، آنچه براي آنان مهم است، اين است كه دين متولي اداره جامعه بشود و حرف جديدي در دنيا مطرح گردد لذا بايد به اين نكته توجه كنيد كه حكومت اسلامي و ولايت فقيه كه با ابتكار امام در دنيا مطرح گرديد، همان حكومت اسلامي به معناي حاكميت اسلام، دين و شريعت است اين معني بايد خوب فهميده شود. ممكن است فقها و فضلاي ما تلاش كنند شريعت را از ضعفها و كمبودهايي كه در فقه ما وجود دارد، پالايش كنند. اين بحث ديگري است. اما آنچه بايستي مطرح باشد و نظر امام قطعا اين بوده اين است كه گستره فضاي جامعه با شريعت، فقه، احكام و عمل اسلامي پر شود غير از اين را ايشان در هيچ موردي قبول نمي كردند و قبول نداشتند. من يك وقتي درباره قضيه مهمي - راجع به ولايت فقيه و امثال آن - با ايشان صحبت مي كردم و گفتم قبل از انقلاب با بعضي از فضلا و دوستان بحث بعضي مي كرديم از آنها مي گفتند اسلام يك شيوه خاص در باب اقتصاد ندارد. هر شيوه اي كه بتواند آرمانهاي اسلامي - مثلا عدالت - را تامين كند، شيوه اي اسلامي عقيده است ما اين بود كه اسلام خطوطي معين كرده و شيوه اي بنا نهاده و چارچوبي براي اقتصاد اسلامي درست كرده كه بايد تبعيت شود. ايشان گفتند: همين درست است. البته من نمي خواهم به اين مطلب استناد كنم كه اين درست است. مي خواهم استناد كنم كه نظر امام اين بود و ايشان به كمتر از اين قانع نمي شدند. در جاهايي كه بحث احكام ثانوي بود، آنرا به عنوان يك حكم اسلامي و فقهي مطرح مي كردند و تا آخر هم همين جور بود. در مساله غنا - موسيقي - كه ايشان حرف جديدي مطرح كردند، مبناي فقهي ايشان همين بود. البته آنچه در كتاب مكاسب گفتند با اين مطلب از جهاتي تفاوت دارد اما اين را بر اساس مبناي فقهي مطرح مي كردند و به مصلحت و پسند دنيا هم كاري نداشتند. بايد نظر امام تبيين شود. البته ممكن است كسي با اين نظر در جزئيات و يا كليات موافقت نداشته باشد، لكن نظر امام نبايد تحريف شود. شما بسيار مراقبت كنيد كه نظر امام همانگونه كه در كلمات، كتابها، حرفها و منش ايشان معلوم است مطرح گردد و اين بنظر من يك مسئوليت تاريخي و امانتي بزرگ بر دوش شما است. نكته ديگر اين است كه اساس حكومت اسلامي يك مطلب بديع در دنيا بود و يك نوآوري در انقلاب ايجاد كرد و شباهتي به نظائر خود نداشت و در قانون اساسي بعنوان يك مساله كاملا جديد تثبيت شد و معنايش اين است كه در راس حكومت شخصي قرار بگيرد كه مي دانيم تخلف نخواهد كرد و اگر تخلف كرد شايسته اين مقام نيست و اين نكته جديدي در مبناي حكومت است و بسياري از گرفتاري حكومتها از بي توجهي به اين مطلب ناشي مي شود. البته جنجال كردند و گفتند اين يك فكر قديمي و ارتجاعي است در حاليكه در همان زمان پيروزي انقلاب چندين حكومت كودتايي در دنيا وجود داشت كه يك افسر با چكمه و تفنگ حكومت را بدست گرفته بود و همه آنها مقبول و به رسميت شناخته شده بودند ولي با حكومت اسلامي و با امام و با اين حركت عظيم مخالف بودند و علت آن اين بود كه حرف نويي در دنيا زده مي شد كه قدرت هماوردي با معيارها و فرهنگ سياسي رايج دنيا را داشت و توان او از توان ماركسيسم و حكومت كمونيستي در اول كار بيشتر بود. البته بعدا بخاطر تبليغات و كارهايي كه كردند و جاذبه هايي كه نشان دادند، يك اوجي گرفت ليكن در آغاز كار بلاشك توان و اقتدار حكومت اسلامي بيشتر از آنها بود و همه كشورهايي كه مسلمانان در بين آنها زندگي مي كردند، احساس هويت و شخصيت و طوع و رغبت نسبت به آن نمودند. شما آقايان به اين نكته هم توجه داريد كه امروز مهمترين چيزي كه درمراكز قدرت سياسي دنيا براي بلندمدت مطرح است سلطه فرهنگي است. البته ممكن است هدف اصلي فرهنگ نباشد ولي آن چيزي كه در بلند مدت به مراكز سلطه جهاني، اقتدار حقيقي و تضمين شده مي بخشد، سلطه فرهنگي است كه اگر بركشوري تسلط فرهنگي پيدا كند، نظام سلطه جهاني آسوده خاطر خواهد شدو در بين مسائل فرهنگي از نظر آنان، فرهنگ سياسي در درجه اول از اهميت قرار دارد و بهمين جهت، به ترويج ليبراليسم و دموكراسي غربي اهميت زيادي مي دهند. اينك مي خواهم توجه شما را به اين نكته جلب كنم كه نظام و انقلابحرف نويي زد و آن حكومت اسلامي بود ولي اين حرف هميشه نو ممكن است نمي ماند از اول نقص هايي داشته باشد و يا بعدا دچار نقصها و كج فهمي هايي بشود لذا بايد فكرهاي صحيح و قوي بطور دائم كار كنند كه آنرا در جهت خودش تكميل كنند و بدون اينكه به پايه آن ضربه اي بزنند و اساس آنرا نفي كنند نواقص آنرا برطرف نمايند و اين نياز به نوآوري دارد. منتهي آن چيزي كه قبلا اشاره كردم كه ظرافت كار شما را مضاعف مي كند اينست كه بايد توجه كرد كه در اين نوآوري ها تلقين پذيري از فرهنگ بيگانه - همان فرهنگي كه درصدد سلطه است - نقش نداشته باشد. امروز براي جهانگير شدن فرهنگ غربي خرجهايي مي شود و با تبليغات، دروغ، فيلم و روشهاي گوناگون چيزهايي را كه حقيقت نيست با بزرگ نمايي و زيبانمايي و ظاهرسازي به عنوان حقيقت منعكس مي كنند تا افكار را جذبنمايند. ما بايد توجه كنيم كه تاثيرپذيري از اين القائات نداشته باشيم. در اول انقلاب كلمه دموكراسي و دموكراتيك در زبانها رايج بود و قبل از بازگشت امام گاه جمهوري دموكراتيك اسلامي گفته مي شد. مرحوم حاج احمد آقا پيغام آورد كه امام مي گويند اين كلمه دموكراتيك را نگوييد وهمان جمهوري اسلامي كافي است. شايد بعضي ها تعجب مي كردند كه كلمه دموكراتيك اينقدر حساسيت لازم ندارد ولي اين حساسيت درست و بجا بود زيراكلمه و واژه بيگانه يك بار فرهنگي با خود به همراه مي آورد و نشان دهنده نوعي احساس است كه به تدريج در انسان تقويت خواهد شد. نبايد گرته برداري از فرهنگ دموكراسي غربي، غربي و ليبراليسم در تبيين مباني حكومت اسلامي راه پيدا كند. ممكن است در باطن و در ذات ولايت فقيه چيزهايي از اين قبيل وجود داشته باشد كه در اينصورت بايد آن را كشف وتنقيح كنيم ولي نبايد چيزي از بيرون القاء و تحميل شود. به سيره خلافت اسلامي و حكومت اسلامي در صدر اسلام و زندگي پيامبر ( ص ) و اميرالمومنين ( ع ) نگاه كنيم و آن را بفهميم و براساس بخشهاي قابل قبول آن كار و تاكيد كنيم و روزبه روز تنقيح نمائيم. خوشبختانه امروز يك طبقه از جوانان فاضل در قم پيدا شده اند كه پيرامون اين مسائل فكر مي كنند ولي بايد مراقب آفتها باشند. نبايد خلوص و بي شائبگي اين فكر تازه و نو از بين برود. فريب نخوريم كه تصور كنيم خودمان فكر مي كنيم در حالي كه در واقع اين فكر خودمان نباشد و فكر بيگانه اي باشد كه در ذهن، دل و معلومات ما در فعل و انفعال است و چيزي را بيرون مي دهد، بايد مراقب اين آفت باشيم. بر مباني، مدارك و منابع اسلامي تكيه بشود و اين فكر تكميل گرددو بالندگي پيدا كند و به زبانهاي مختلف بيان شود. امروز شبهاتي مطرح مي شود كه در محيط و عالم طلبگي به راحتي قابل حل وبرطرف شدن است. منتهي چون با زبان واصطلاحات روشنفكري بيان و مطرح مي شود بعضي تصور مي كنند شبهه مهمي است و ممكن است در ذهن افرادي اثر بگذارداين موارد را بايد با منطق زبان، و روحيه قوي پاسخ داد. روحيه قوي داشتن اهميت زيادي دارد. مبادا در برابر اين تهاجمات و حرفهايي كه زده مي شود، ضعف روحيه پيدا كنيد. ما هنوز در اول راه قرار داريم. كارهاي فراوان، گامهاي بلندو اقدامات عظيمي در انتظار ما است. امروز دنياي اسلام احتياج به رهبري دارد و آن برعهده اين ملت بعنوان شهيد و الگو براي همگان لتكونوا است شهداء علي الناس شهيد يعني نمونه و الگو و براي هدايت ملتها بايد ملتي نمونه، الگوو پيشتاز باشد. قضيه جنگ خيلي ها را منقلب كرد. اين جوانهاي ما، اين فداكاري ها و ايستادگي ها در جنگ و در ميدان سياست و مرعوب نشدن در مقابل تشرهاي استكبار و آمريكا چيز كمي نيست. امروز نظام جمهوري اسلامي در مقابل مقتدرترين قدرت مادي دنيا ايستاده است. البته بدنبال جنگ آوري و معارضه نيست بلكه بر نقطه قوت خود يعني ايمان، اعتقاد و همراهي مردم با حكومت تكيه مي كند هرچند دشمنان مي خواهندكه ما بر نقطه ضعف يعني نيروي مادي و سلاح تكيه كنيم. ما بر نقطه قوت اساسي نظام جمهوري اسلامي تكيه مي كنيم و در اين ميدان عقب نيستيم ما توانسته ايم مقاومت كنيم و بعد از اين هم بحمدالله خواهيم توانست و در اين صورت است كه ملت ما الگويي براي ملتها خواهد شد و تماشاگران اين راه را خواهند ديد و افرادي جرات مي كنند و قدم در اين راه مي گذارند. ممكن است كساني هم جرات نكنند و قدم نگذارند اما اين مسئله مهم است كه راهي ترسيم شده است. باتوجه به اين آينده و انتظارات تاريخي و جهاني ما هنوز خيلي كار نظام داريم و انقلاب اسلامي كارهاي بزرگي در پيش رو دارند و اين شماهاهستيد كه بايد اينكارها را انجام بدهيد. شما جوانان و نسل جديد روحاني انشاءالله با تكيه بر كتاب و سنت و فكرصحيح اسلامي و استقلال روحيه و بلندنظري وآلوده نشدن به اين چيزهاي كوچك وحقير و مسائل مادي، سياسي، رفيق بازي و مسائل بي ارزش - كه متاسفانه دست و پاي افرادي را گرفته است - مواظب باشيد خودتان را دچار اين مسائل نكنيد. امثال شما مي توانند براي آينده خيلي مفيد واقع شوند و اين بارها به دوش شما است. انشاءالله خداوند توفيق خواهد داد و مشمول ادعيه حضرت بقيتالله ارواحنافداه باشيد و توفيق مجاهدت هرچه بيشتر در اين راه را پيدا كنيد و ما نتايج مثبت كارهاي شما را خواهيم ديد. والسلام عليكم و رحمتالله و بركاته