Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781105-47143S1

Date of Document: 2000-01-25

خلاقيت و احساس، جدايي ناپذيرند! * هنر، از عوامل مهم تقويت كننده خلاقيت است * داشتن يك سرگرمي خلاق، مي تواند عامل موفقيت براي افراد باشد وقتي افراد خلاق به حل مشكلات فكر مي كنند، چيزي بيش از مغز خود را به كار مي گيرند. آنان راه حل را احساس مي كنند و گاهي بي گزافه، خود بخشي از پاسخ مي شوند. رابرت روت برنستين استاد دانشگاه ميشيگان مي گويد: تفكر و احساس از هم جدايي ناپذيرند وي به همراه همسرش كتاب جرقه هاي نبوغ: سيزده ابزار تفكر خلاق ترين افراد جهان را نوشته است. در اين كتاب، با استفاده از اسرار خلاقيت كه از آثار برجسته ترين ذهنهاي جهان تراويده است، فرايند خلاقيت آموزش داده مي شود. رابرت روت برنستين مي گويد: ما نشان داديم كه برندگان جايزه نوبل مانند اينشتين به همان اندازه نويسندگاني همچون ايزابل آلنده و استيفن اسپندر يا هنرمنداني مانند پابلو پيكاسو به تجسم ديداري، احساسات جسمي، عواطف و همدلي تكيه مي كردند. فرايند اختراع همواره عاطفي و احساسي است و افكار منتج از آن، صرفا براي انتقال به ديگران است كه به صورت لغات يا اعداد بيان مي شود. نويسندگان اين كتاب معتقدند تفكر خلاق پيش از مرحله زباني يا منطقي و بدون استفاده از لغات، اعداد يا معادلات بروز مي كند. برنستين مي گويد: افكار به صورت احساسات، عواطف، حركات، تصاوير و الگوها ظاهر مي شود. وقتي چيزي را واقعا بفهميم، نه فقط مي توانيم آن را با كلمات، اعداد يا صورتهاي هنري شرح يا توضيح دهيم، بلكه مي توانيم آن را احساس و درك كنيم. تفكر را نمي توان از احساس و عاطفه جدا كرد. زوج برنستين براي تاليف كتاب به صدها زندگينامه، زندگينامه خودنوشت و مصاحبه افرادي مراجعه كرد كه در رشته خودشان سرآمد شناخته مي شوندابزار 130 تفكر كه آن دو برشمرده اند، آنهايي هستند كه به گفته اين افراد، در خلاقيتهاي خود به كار گرفته اند. ازجمله اين 13 ابزار مي توان از تمرينهاي تصويرپردازي، قياس، شناخت الگو، كشف جوهره اشياء ازطريق انتزاعي كردن و خلاقيت سازي ازطريق بازي نام برد. بسياري از افراد خلاق با اشياء خود همدلي پيدا مي كنند و عملا به درخت يا جانوري تبديل مي شوند كه نقاشي مي كنند. به الكترون، ستاره، ژن يا ويروسهايي همانند مي شوند كه مطالعه مي كنند و با رايانه هايي كه اختراع مي كنند، احساس نزديكي مي كنند و با شخصيتهاي داستاني كه مي نويسند، همذات پنداري مي كنند. از اين مرحله به بعد است كه فرايند انتقال آغاز مي شود كه شامل تبديل تصاوير و احساسات موجود در ذهن و انتقال آن به ديگر افراد در قالب كلمات، معادلات، تنديس و غيره است. روت برنستين مي گويد: صرفا شنيدن در مورد چگونگي تفكر خلاق كافي نيست. بايد آن را امتحان كرد، تمرين كرد و آن را بخشي از زندگي روزمره قرار داد. اين كار مانند يادگيري نواختن يك آلت موسيقي است. نويسندگان كتاب، معتقدند نظام آموزشي امروز از لحاظ خلاقيت نقصان دارد. از آنجايي كه هرچيز به صورت كلمات يا معادلات بيان مي شود، ابزارهاي بيان در اختيار دانش آموزان قرار مي گيرد، نه تفكر خلاق، ايجاد و حل مسئله. روت برنستين مي گويد: در مدارس ما بچه ها ياد نمي گيرند چگونه مسئله حل كنند، بلكه مي آموزند چگونه پاسخها را دستكاري كنند. ما معتقديم آنان بايد بتوانند مسئله درست كنند و راههاي حل آنها را ابداع كنند. يك وجه مميزه پرورش تفكر خلاق آن است كه تمام عرصه ها را در برمي گيرد. وقتي از تصويرسازي و احساس براي حل مسئله در يك زمينه علمي استفاده مي كنيم، از اين مهارتها مي توان براي مشكل گشايي در عرصه اي ديگر سود برد. آنچه شخص در يك عرصه فرا مي گيرد، در عرصه ديگر نيز سودمند است. اين قبيل مهارتها انتقال پذير است. به همين علت، هنر از عوامل مهم تقويت كننده آموزش خلاق است. كامينگز شاعر امريكايي مانند بسياري ديگر از نويسندگان برجسته، نقاش بود و اينشتين موسيقي دان بود. داشتن يك سرگرمي خلاق، عامل پيش بيني كننده موفقيت در هر رشته كاري است كه بهتر از عوامل ديگر قابل اعتماد است. منبع: نيوزوايز