Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781105-47142S1

Date of Document: 2000-01-25

منافع و مضار مشاركت; نگاهي به تجربيات جهاني اشاره: درك عميق از منافع و خطرات مشاركت بويژه براي مقامات رسمي كه درصدد برنامه ريزيهاي مبتني بر مشاركت هرچه بيشتر مردم هستند مهم است. از سوي ديگر اين وظيفه سازمانها و نهادهاي جامعه مدني است كه منافع و خطرات احتمالي مشاركت را بيان نموده و براي مردم تبيين كنند كه تغييرات يك شبه و سريع اتفاق نمي افتد و همگان بايد از تحولات، انتظارات واقعي داشته باشند. در اين مقاله سعي مي شود با استفاده از تجربيات يك نهاد بين المللي مشاركتي (WRI) منافع و خطرات مشاركت در نقاط مختلف آسيا، آفريقا و آمريكاي لاتين نشان داده شود. تجربيات مذكور نشان مي دهد كه مشاركت از 3 طريق سياستگذاري و اجرا را بهبود خواهد بخشيد: - 1 باعث مي شود كه سياستگذاري با اطلاعات بيشتر و با استفاده از تجربيات وسيع تري انجام شود. - 2 كمك مي كند كه حمايت هاي مناسب فراهم شده و مخالفت ها كاهش يابد. - 3 مشاركت باعث ايجاد ظرفيتها و قابليتهاي محلي مي شود و اجراي پروژه ها را آسان تر مي سازد. اهميت مشاركت نتايج مطالعات مقايسه اي در زمينه پروژه هاي توسعه غيرمشاركتي در گوشه و كنار جهان مدارك مستندي دال بر اهميت ساختار مشاركت محلي و توجه به فرهنگ اجتماعي فراهم آورده است. نتايج حاصل از يك ارزيابي از 25 پروژه - كه هزينه هاي اجراي آنها توسط بانك جهاني پرداخت شده بود - نشان مي دهد كه 13 مورد بعد از آن كه حمايت هاي مالي خاتمه يافت ادامه پيدا نكردند. به نظر مي رسد بي توجهي به مشاركت و ساختارهاي سازماندهي محلي درهنگام شكل گيري و اجراي پروژه ها علت اصلي باشد (,WorldBank) 1993 مطالعه ديگري كه توسط Kottak در سال 1991 انجام گرفت نشان مي دهد كه عدم توجه به ملاحظات اجتماعي هزينه هاي بالايي را دربردارد. نتايج اين مطالعه بيانگر اين است كه پروژه هايي كه با موقعيت هاي اجتماعي - اقتصادي محلي سازگارتر بوده اند نرخ بازده بالاتري ( /18 3 درصد ) در مقايسه با آنهايي كه فاقد اين سازگاري بوده اند ( درصد ) 8 داشته اند. همچنين نشان مي دهد كه پروژه هايي كه گروههاي منفعت تنها در مرحله اجرا مشاركت داشته اند و توجهي به آورده ها و حضور آنان در مراحل آغازين پروژه نشده است موفقيتي نداشته اند ( ) 1991 يك گزارش داخلي بانك جهاني در 1982 از 164 پروژه نشان داد كه فقط 40 درصد اين پروژه ها در پايان گرايش داشته اند كه برخي از جنبه هاي اجرا را به گروههاي منفعت بسپارند. در حالي كه در مراحل طراحي مردمان را به حساب نياورده بودند. مطالعه ديگري (,Cernea 1991 ) نشان مي دهد نقطه مشترك پروژه هايي كه مردم را مورد مشاوره قرار نداده اند، اطلاعات نادرست آنها درباره نهادهاي محلي اين است شروع اشتباه غالبا منجربه ايجاد نهادهاي نامناسب و پيشنهادهاي غيركارا در عمل مي شود. بالعكس پروژه هايي كه ديدگاههاي مردم را در مراحل طراحي و برنامه ريزي در نظر گرفته بودند، در تلفيق و نظرگاههاي محلي و ايجاد ساختها بر روي نهادهاي موجود انعطاف پذير بودند و در عمل اجراي موفقيت آميزتري را نشان دادند. فقدان مشاركت همچنين موجب مي شود كه جمعيت هاي موءثر در پروژه ها با حالت خشم آلودي در مقابل آن موضع بگيرند. اين عمل بويژه زماني پيش مي آيد كه مقامات مسئول در صدد فائق آمدن بر مشكلات فني پروژه در جنبه هاي وسيع آن هستند، در حالي كه به ابعاد و زواياي محلي مسئله توجهي نكرده اند. يك مورد قابل اشاره، ساختن سد بر روي رودخانه آپربالزاس در مكزيك است، اين سد براي ممانعت از رسوبگذاري در سد ديگري كه منبع توليد برق براي يك ناحيه مهم صنعتي در شهر مكزيكو بود طراحي بودجه شد اين سد در اواسط 1985 تامين شد، از ديدگاه مهندسي يك پروژه پرسروصدا و مهم بود و انتظار مي رفت كه به جابجائي 60 هزار نفر از اهالي منجر شود و سراسر يك منطقه را با گونه هاي متنوع جانوري، گياهي بومي و بسياري از مكانهاي باستاني زير آب ببرد. ساكنان ناحيه و گروههاي زيست محيطي در اوايل 1990 اطلاعاتي در مورد پروژه كسب كردند. (هنگامي كه فعاليت هاي فني آغاز شده بود ) به مرور كه جزئيات بيشتري روشن مي شد مخالفتها، اعتراضات مردمان بومي البته با حمايت NGO ها و دانشگاهها افزايش يافت تا اينكه در سال دولت 1991 مجبور شد كه پروژه را معوق بگذارد و مردم از سازمانهاي غيردولتي و بين المللي درخواست كردند تا به روشهاي ديگري رسوبات سد را كاهش دهند. (,CPNAB) 1991 مخالفت با سد ناشي از يك برنامه ريزي يكجانبه بود. مسئولين طراح سد، جمعيت موءثر را در نظر نگرفته بودند. هزينه اين چشم پوشي در واقع در پايين دست سد پرداخت مي شود. يعني رسوبات سد دوم افزايش يافته و موجب كاهش توليدات برق در شهرها و تاسيسات صنعتي مي گردد. اطلاعات بالا اهميت در نظر گرفتن مشاركت گروههاي ذينفع در يك پروژه را نشان مي دهد، حال در اينجا به منافع و خطرات مشاركت با توجه به مثالهاي واقعي مي پردازيم. الف - منافع مشاركت بحث اصلي به نفع مشاركت بر اين فرض مبتني است: كه وقتي صاحبان منافع در جريان طراحي و اجراي يك پروژه مورد توجه قرار مي گيرند و براي آنان و به كمك آنان اطلاعاتي فراهم مي شود كه مي توان هزينه ها و منافع بالقوه يك طرح و سرعتهاي مختلف آن را به دقت تحليل كرد، فرصتي بدست خواهد آمد كه بهترين تصميم در ميان راه حل هاي مختلف در نظر گرفته شود كه احتمالا سياستگذاري و اجرا را نيز موفقيت آميز خواهد نمود. در عين حال موجب يك توزيع مناسبتر منافع در ميان گروههاي ذينفع خواهد شد. بنابراين مشاركت احتمالا از 3 طريق اصلي سياستگذاري و اجرا را بهبود خواهد داد. - باعث مي شود كه سياستگذاري با اطلاعات بيشتر و با استفاده از تجربيات وسيع تري انجام شود كه هر دو اينها به طراحي دقيق تر و واقعي تر پروژه ها كمك مي كند. - مشاركت كمك مي كند كه حمايت هاي مناسب براي پروژه فراهم شده و از مخالفت ها كه مي تواند به جنبه هاي سياسي منجر شود بكاهد. - مشاركت باعث ايجاد ظرفيتها و قابليت هاي محلي مي شود و اجراي پروژه ها را آسانتر مي سازد. - 1 فراهم كردن اطلاعات بيشتر براي طراحي دقيق سياست ها همانطور كه گفته شد، مشاركت مباني اطلاعاتي براي تصميم سازي را گسترش مي دهد. شواهد زيادي نشان مي دهد كه اطلاعات تهيه شده به وسيله مردم توانايي تصميم سازان را در عمل افزايش خواهد داد. در فيليپين نتايج يك مطالعه نشان داد كه كشاورزان براي يك پروژه آبياري جزئيات اطلاعات تكنيكي مربوط به منطقه و اطلاعات جامعه شناختي را كه به طراحي كانالهاي آبياري توسط مهندسين كمك مي كرد، تهيه كرده اند و مطالعه مقايسه اي پروژه هاي آبياري همان موءسسه روشن كرد كه تنها درصد 9 اين گروه از كشاورزان ساختارهاي جديد آبياري را قبول نكردند در حالي كه 18 درصد كشاورزاني كه با آنها مشاوره نشده بود پروژه ها را نپذيرفتند (and Bagadion ,Korten 1991) در برنامه هاي ترويج و تحقيقات كشاورزي مشاركت كشاورزان باعث بدست آوردن اطلاعات انتقادي نسبت به برنامه و تكنولوژيها مي شود و وقتي اين اطلاعات انتقادي بوسيله متخصصان مورد توجه قرار گرفته و بسط داده مي شود، دانش آنها به آفرينش تكنولوژيهاي ساده اي مي انجامد كه به لحاظ اقتصادي و فرهنگي با نيازهاي كشاورزان كوچك سازگارتر يك است مثال در اين مورد تكنولوژي ساده اي براي انبارداري سيبزميني است كه با كمك اطلاعات كشاورزان بوسيله مركز بين المللي سيبزميني در پرو تهيه شد. اين تكنولوژي ساده و كم هزينه بود و هم خسارتهاي سيبزميني را در طول انبارداري كاهش مي داد و مهمتر از آن مي توانست با روش ترويجي از كشاورز به كشاورز منتشر و ترويج شود و بدين ترتيب هزينه هاي ترويج را نيز كاهش مي داد. مشاركت امكان استفاده و توجه به دانش بومي را مي دهد. در طي قرنها كشاورزان بويژه در اقليمهاي سخت و نامناسب درك عميق و دقيقي از خاك، اقليم، ارقام ژنتيكي، محصولات و... بدست آورده اند. استفاده از اين دانش موجب توسعه برنامه هاي ترويجي كشاورز به كشاورز شده است و تكنولوژيهاي كم هزينه را بهبود بخشيده است. يك مطالعه در مكزيك نشان مي دهد كه چگونگي استفاده از سنتهاي وام دهي محلي و آموزش حسابداري و اطلاعات مفيد و ساده بهداشتي در طول يكسال وضعيت دامداري را به طور قابل توجهي و با روشي كاملا اقتصادي بهبود بخشيد. اين گونه تجربيات نشان مي دهد كه چگونه فعالان داخلي مي توانند در فعاليت روزانه روستائيان با طرح كردن و حمايت از دانش آنها و توانائيهايشان شركت كنند، به جاي آنكه بر همه اين توانائيها چشم پوشي كرده و تلاش كنند كه مفاهيم و روشهاي نخبه گرايانه را جايگزين نمايند. (Zazueta) 1995 - 2 ايجاد حمايت و كاهش مخالفت با سياستها و برنامه ها مشاركت در طي قدمهاي گوناگون برنامه ريزي مي تواند به ايجاد علاقه و حضور همه گروههايي موءثر بر سياستها و برنامه ها كمك كند، مورد سد كه قبلا توصيف شد نشان مي دهد كه چگونه فقدان مشاركت مي تواند يك پروژه را متوقف كند، از سوي ديگر مشاركت كمك مي كند كه مردم فهم بهتري از سياستها، پروژه ها و نتايج آنها داشته باشند و تشويق خواهند شد كه اثرات بالقوه منفي را در برنامه تعريف و مشخص كنند و براي يافتن روشهاي جايگزين براي رسيدن اهداف برنامه تلاش نمايند. مخالفت از سوي بوروكراسي دولتي، گروههاي سازمان يافته و بسياري از گروههاي منفعت درگير در يك پروژه مي تواند بسياري از طرحهاي توسعه را شديدا مختل كند. بسياري از طرحهاي بزرگ و با چارچوبهاي پيچيده سياسي بويژه عكس العمل گروههاي متفاوت را برمي انگيزند و آنها را درمقابل هم قرار مي دهند و براي پيشرفت نياز به هماهنگي و تطبيق علائق و منافع رقيب دارند و عملا در صورت فقدان هماهنگي اجراي آنها غيرممكن اولين است قدم براي حل مشكل اين گونه طرحها عبارت است از تعيين سطوح و اشكال دربرگيرنده جمعيتهاي موءثر در پروژه به وسيله مسئولان رسمي اجرايي. زيرا مردم هستند كه بايستي با عواقب سياستها و برنامه ها زندگي كنند و وقتي به آنان اطلاعات كافي داده نمي شود تا بتوانند از يك پروژه ارزيابي و برآوردي ايجاد كنند، نسبت به آن بدگمان مي شوند. مشاركت مي تواند كمك كند كه انتخاب كننده ها فهم بهتري از پيشنهادات داشته باشند و همچنين مي تواند كمك كند كه هم سياستگذاران و هم گروههاي منفعت عواقب و نتايج احتمالي را كشف كرده و به گونه اي اقدام كنند تا مانع اثرات منفي شوند. روءيا اخلاص پور ادامه دارد