Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781104-47136S2

Date of Document: 2000-01-24

هرمنوتيك قرآن هرمنوتيك و وحي (واپسين بخش ) بر اين مبنا، فهم و تفسير قرآن مجيد نمي تواند با يك فهم و يك تفسير محدود شده و هيچ زماني نمي توان به فهم و تفسير نهايي و يا تنها تفسير قائل شد و هيچ وقت راه براي تفسير جديد بسته از نيست سوي ديگر مفسران قرآني هميشه و همه زمانها، براساس پيش فرضها و انتظارات خود، به تفسير متن قرآن پرداخته اند، پس لازم است كه هميشه پيش فرضها و انتظارات را با دقت و جديت تنقيح عرضه كرد تفاسير جديد و نو از متن قرآن ناشي از دو مطلب است: الف ) طبيعت متن قرآن چون هر متن ديگري، به گونه اي است كه معناي آن هيچ گاه صددرصد روشن نبوده و قابليت تفسير و فهميده شدن را دارد. ب ) اختلاف نظرهايي كه درباره متن قرآن و تفاسير مختلف آن عرضه شده اند، دليل آن است كه معناي نهايي مشخص نيست و اين امر ما را به تفسير جديد نيازمند مي سازد. مساله ديگري را كه در دانش هرمنوتيك و رابطه آن با متن قرآن اهميت دارد، تفاوت در پيش فرضها و انتظارات مفسران و افق ديد آنان در مراجعه به تفسير قرآن است كه راه را براي ارائه تفسير جديدي بازمي گرداند و انواع معيني از تفسير را عينيت مي بخشد، همان طور كه در طول تاريخ اسلام، مفسران بسياري برپايه آموخته هاي خود، تفاسير فقهي، كلامي، فلسفي، عرفاني و ادبي از متن قرآن عرضه داشته اند. ازجمله مباحثي كه در هرمنوتيك قرآني از موقعيت خاصي برخوردار است، توجه به اين مساله است كه فهم متن قرآني، با تفسيري حاصل شده كه داراي سه وظيفه اساسي بوده است ) 1 تعيين نسبت ميان متن قرآن و نسخ معنايي آن; ) 2 امكان وجود تفاسير متعدد از متن قرآن; ) 3 تعيين مستدل معناي موردنظر مفسر از متن قرآن. روي اين وظايف سه گانه است كه مفسر به پيگيري از رابطه نشانگي يا ابزاري بودن متن قرآن با معنايش پرداخته و به تعيين نسبت ميان خطابات الهي با مخاطبان مي پردازد. بنابراين مسائل، مبحث وجود معنا در متن قرآن پيش مي آيد كه آيا متن قرآن معنايي در خود؟ دارد يا اين كه معنا را مفسر از پيش فرضها و انتقالات خود ايجاد؟ مي كند از آن جا كه متن قرآن نازل شده از سوي پروردگار متعال مي باشد، نمي تواند عاري از معنا باشد و مفسر - همان طور كه تاريخ علم تفسير نشان مي دهد - با استفاده از علوم عصري و معرفتي ديگر خود، در تبيين و روشنگري متن معنادار قرآن كوشيده و تلقي خاص خود را از متن نازل شده الهي بر زبان جاري مي سازد. بنابراين اصل است كه تفسير را عبارت دانسته اند از كنار زدن ابهامها از معنايي كه وجود دارد. پس هر مفسري مي خواهد آن معنايي را كه وجود دارد، به دست آورد. نه اين كه خود براي متن قرآن معنايي جعل كند. چرا كه معنا قطعا به خود متن قرآن مربوط است. اهل هرمنوتيك از اين مساله باعنوان دور هرمنوتيكي نام برده اند و مراد از آن اين است كه پيش فهمهايي وجود دارد و با آن پيش فهمها، مفسر توانايي مي يابد كه به آن معناي موجود در متن نزديك پس شود از نزديكي به آن معنا، از خود متن نيز تاثيراتي پيدا مي كند و به اصطلاح، متن معنايي از خودش را تا حدودي نشان مي دهد و چه بسا به واسطه آن، در پيش فهمهاي مفسر، تجديدنظري هم حاصل شده و موجب شفافيت و طراوت تفسير شود و مفسر با تجديد مطلع به متن مراجعه كرده و به مطالب تازه اي دست مي يابد و اين امر جريان معرفتي را از بن بست خارج ساخته و تفسير را در گذر زمان، چونان امري تازه شونده عرضه مي كند. به اين ترتيب هيچ مفسري نمي تواند ادعا كند كه سخن آخر را درباره كلام الهي گفته و سخن راندن از خاتم المفسرين بيهوده مي نمايد. از مسايلي كه محققان فن هرمنوتيك به آن توجه كرده اند، مقدمات و مقومات تفسير متون است كه آن را در محور مورد بحث قرارداده اند; مقدمات هر تفسيري عبارت است از: ) 1 پيش فهم يا پيش دانسته مفسر كه پيش از اين باعنوان دور هرمنوتيكي به اجمال اشاره شد و معلوم گرديد كه هيچ مفسري نمي تواند افكار و يافته هاي خود را در خلاء و از عدم به وجود آورد و لازمه تفسير هر متني - ازجمله متن قرآن - اجمالي از دانسته هاي بيروني مي باشد. ) 2 علايق و انتظارات هدايت كننده مفسر كه وي را به سوءال كردن از متن و فهميدن آن وامي دارد و مسبوق به علاقه و انتظار است. ) 3 پرسش از تاريخ كه مفسر را به سمت جستجو از معناي متن كشانده و او را به گوش سپردن به تاريخ مي راند; مفسر در اين مرحله از كار خود به تحقيق در مسائلي ازقبيل اين كه: كدامين علايق و انتظارات، موءلف را به پديدآوردن متن سوق داده و او در كدامين وضعيت و شرايط تاريخي سخن گفته؟ است مثلا وضعيت جهان در موقع نزول آيات قرآني به چه حالي بوده كه خداوند متعال به تناسب آن در استمرار اديان توحيدي قبلي، اسلام را براي انسانها ارزاني داشته؟ است مطالبي نظير بررسي معناي تحت اللفظي واژه ها و جملات قرآني، بررسي نقش فراخواني متن و مراد جدي خداوند از آيات خويش و همچنين تاثيري كه متن قرآني در جامعه عربستان برجاي گذاشته، به واسطه پرسش مفسر از تاريخ رخ نموده و ابهام معنايي متن قرآن را برطرف مي كنند. ) 4 كشف معناي مركزي متن كه ديدگاه اصلي گوينده متن را نظم داده و اجزاي ديگر متن در رابطه با آن قابل فهم مي شود. اين مساله مسبوق به وحدت معنايي متن بوده و متني كه از اجزاي متخالف تشكيل شود، قابليت تفسير و فهم را ندارد. ) 5 از آن جا كه افق معنايي و تاريخي پديدآمدن متن قرآن و مفسري كه بعداز چندين سده دست به تفسير آن مي زند، با هم ديگر اختلاف دارند، تفسير درست هنگامي صورت مي پذيرد و فهم موقعي به دست مي آيد كه مفسر و مخاطبان وي با متن درگيرشده و در راززدايي از متن بكوشند. براي حل معضلات و پيچيدگيهاي تفسير و فهم متون كه از اختلاف افقهاي پديدآمده متن و مفسر پديدار شده اند، مشتركات انساني يا به تعبير برخي از اهل هرمنوتيك زبانمندي از اهم مشتركات زمينه ساز فهم متني به شمار مي رود. (دانشنامه قرآن صفحات ) 23462349