Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781104-47136S1

Date of Document: 2000-01-24

دعوت اسلام به صلح اشاره: اسلام دين سلام و صلح است. حتي مفهوم جهاد عمدتا يك معناي وسيع دفاعي دارد كه قدرت بازدارندگي از جنگ و خونريزي را بسيار تقويت مي كند. با اين همه، درك ابعاد و ژرفاي اين مفهوم در اسلام، بسيار وسيع و متعالي است، چنانكه حتي بسياري از عالمان غيرمسلمان نيز به اين امر اذعان نموده و برخلاف تبليغات متاثر از انديشه هاي صليبي ناچار به تاكيد بر آن مطلب شده اند زير اثري است از. Dr Saiydain.KG كه در كتاب Peace of Religion the, Islam مندرج مي باشد. در اين مطلب يكي از متفكران مسلمان معاصر، به تشريح ابعاد مختلف و ريشه هاي صلح (در مفهوم جهاني و انساني آن ) در قرآن و سنت نبوي و تاريخ اسلام پرداخته كه آقاي جمشيد جلالي آن را به فارسي برگردانده است. گروه معارف اسلام، ديني است كه عميقا به صلح علاقه مند از است نظر اشتقاقي، ريشه واژه اسلام، سلم است كه به معني صلح مي باشد سلام كردن، معمولي مسلمانان به يكديگر، السلام عليكم به معني: درود بر شما مي باشد. در قرآن به مثابه سنت پيامبر ( ص ) در جاهاي متعددي به صلح اشاره شده است. اما اين را نمي توان به هركسي كه بيرون از حوزه اسلام است ملزم كرد. فقدان صلح در تمام جنبه هاي حيات معاصر در روابط فردي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي ما نفوذ كرده است. هنگامي كه تراژدي بزرگ و حيران كننده اي مانند نابودي يهوديان در آلمان زمان هيتلر يا از بين بردن تمام گروههاي مخالف در حكومت استالين يا بمباران اتمي هيروشيما و ناكازاكي بشر را تسليم مي كند، وجدان ملتها (نه همه، بلكه بسياري ) و تمام افراد، بطور موقت تحت فشار و وحشت قرار مي گيرد. اما بيشتر اوقات اكثر مردم نسبت به آنچه در اطراف آنها اتفاق مي افتد بي تفاوت مي مانند. قرآن بطور وضوح، ايمان به خدا را مورد توجه قرار مي دهد و اينكه جهان براي هدفي مناسب خلق شده است و عدالت در تمام ارتباطات شخصي، اجتماعي و ملي كه شرايطي اجتنابناپذير براي صلح هستند را تضمين مي كند: آنانكه ايمان آورده اند و ايمان خود را به شرك نيالوده اند ايمني خاص آنهاست و آنان هدايت شدگانند [انعام /] 83 با مراجعه به دوران اوليه تاريخ اسلام در عربستان، متوجه مي شويم كه چطور اعراب به قبايل بسيار جنگنده تقسيم شده بودند و جنگهاي ويران كننده شان بخاطر نسلها انجام مي شد. با اصرار اسلام آنها عميقا استحاله يافتند تا اينكه برادري اختيار كردند آنگونه كه انگار برادران واقعي بوده اند. همگي به ريسمان خدا چنگ بزنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا بر خودتان را بياد آوريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و دلهايتان را به همديگر مهربان كرد و به لطف او برادر شديد. حال آنكه بر لب پرتگاهي از آتش بوديد و خداوند شما را نجات داد. آل ] [عمران /103 در قرآن اجتناب مكرر وجود دارد كه از مسلمانان مي خواهد همديگر را تحمل كنند و به يكديگر عشق بورزند و تمام خصومتهاي گذشته را كنار بگذارند. درسي كه آنها بطور موءثر در سالهاي اوليه آموختند و نشانه هايي كه هنوز در ميان ملل مسلمان مشهود است: خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و نزاع نكنيد كه ناتوان شويد و مهابت و قدرتتان از ميان برود [ /انفال ] 46 چون ] در امري اختلاف [كرديد آنرا به خدا و پيامبر (براي داوري ) بسپاريد [نساء/] 59 گفتار هجوآميزي وجود دارد كه مي گويد: برادر مسلمان خود را كمك كنيد چه تجاوزكار باشد چه قرباني تجاوز باشد از پيامبر سئوال شد: در حاليكه ما مي توانيم بطور آشكار طرف مورد تجاوز را كمك نمائيم چطور مي توانيم تجاوزكار را كمك؟ نمائيم پيامبر فرمودند: با انجام دادن كار خوب او را از تخطي بازداريد ( ) 1 او به مسلمانان تاكيد مي كرد كه آنها مانند اعضاي يك بدن هستند اگر يك عضو در رنج باشد خودش را به كل اعضا مرتبط مي گرداند و اين مانند يك ساختمان است كه بخشهاي مختلف آن با قدرت استحكام يافته باشد. از فرمايشات آن حضرت است كه: حسادت و كينه را در قلوبتان جاي ندهيد، همسايگانتان را تهديد نكنيد، از آنها بدگوئي نكنيد، قيمتها را عليه يكديگر زياد نكنيد، بندگان خدا، برادران هم باشيد، زيرا هر مسلماني نسبت به مسلمان ديگر برادر او است هرگز نبايد برادرش را مورد ظلم قرار دهد. او نبايد وي را در زمان نياز تنها بگذارد نبايد در صدد خواري او برآيد سپس به قلبش اشاره كرد و گفت: صداقت در آنجا مسكن مي گزيند. ( ) 2 بدترين كاربدي كه يك مسلمان مي تواند انجام دهد اين است كه برادرش را خوار و ذليل نمايد زندگي، دارايي، شرف يك مسلمان، صداقت نسبت به فرد مسلمان ديگري است كه بايد احترام بگذارد. اينگونه روابط، كه مي توان ريشه هايش را در عشق و احساس دوستي دانست نه تنها بايد در ميان اعضاء خاص جامعه خودي يا گروه ملي تقويت يابد بلكه بايد در گسترده ترين شكل تا آنجا كه ممكن است در جهت مقتضي، تمام بشريت را فراگيرد. قرآن و روايات، علاقه مند به نظم مناسب ارتباط بين مسلمانان و بقيه نوع بشر هستند، در حديث آمده است: تمام بشر خانواده خداست. خداوند او را عزيزترين كسي مي داند كه خوبترين كار را نه صرفا به مسلمانان بلكه به خانواده اش نيز انجام مي دهد. روابط خود را با همسايگان مرد و زن خود بهم نزنيد، دور از يكديگر زندگي نكنيد، كينه و حسادت را نپذيريد. ( ) 3 خداوند در قرآن مي فرمايد: خداوند به شما رفتار به عدل و از روي احسان (با هركسي ) را دستور مي دهد [ /نحل ] 90 و يا همانگونه كه خدا به تو نيكي كرده است تو نيز با ديگران خوب و مهربان باش قصص ] [ / 77 علاوه بر ايجاد ارتباط اساسي بين افراد بشري و برپائي عدل و مهرباني، اسلام، بطور موءكد از جنگ و درگيري بيزار است: و هر زمان آتش جنگي افروختند خداوند آنرا خاموش كرد، آنان به گسترش فساد در روي زمين مي كوشند و خداوند مفسدان را دوست ندارد. [ /مائده ] 64 همانگونه كه به بعد مي نگريم، شرايطي در اسلام ايجاد مي گردد كه امكان جنگ ايجاد مي گردد - بعنوان نمونه، دفع حادثه بدتر مانند انكار آزادي براي وجدان بشري - اما چيز ضروري در زندگي، صلح مي باشد. با روي آوردن به رفتار صلح است كه تمام تلاش بشر بطور خالصانه به اين امر معطوف مي گردد. حتي در زمان جنگ، اگر دشمن كوچكترين تمايل به صلح نشان داد مسلمانان بايد بطور مثبت به آن پاسخ دهند وخطر صلح را بپذيرند كه بيشتر از آنهايي كه جنگ مي كنند سزاوارند. حتي اگر آنها بترسند كه طرف ديگر آنها ممكن است آنها را به دروغ به بازي گرفته باشد آنها بايد هر امكاني از صلح امن را پي گير باشند: اگر به صلح مايل شدند تو نيز از در صلح وارد شو و بر خدا توكل كن كه او شنواي داناست و اگر بخواهند فريبت دهند خدا براي تو كافي است، اوست كه با نصرت خود و ياري موءمنان ترا تاييد كرد. [انفال /] 6261 زماني كه مسلمانان مشغول مذاكره يا معاهده اي مي شوند هدف افزايش شانس صلح و حسن نيت است كه آن بايد با دقت زياد ارج نهاده شود. يك معاهده هرگز طوري بسته نمي شود كه بعنوان يك پرده ابهام، بخاطر حصول بعضي منافع جنگي نامناسب مورد استفاده قرار گيرد. قرارداد خواه با مسلمانان يا غيرمسلمانان انجام گيرد يك معاهده با خدا محسوب مي گردد. چون با خدا پيمان بستيد به عهدتان وفا كنيد [نحل /] 91 يعني مانند اينكه آنرا با خدا انجام داده ايد نه صرفا با افراد همسايه. اين مسئله، خصوصا وقتي قرارداد يا پيمان بين گروهها و ملل، صورت مي گيرد مهم همانگونه است كه بشر پيشرفت نموده است و حكومت قانون در ملل متمدن ايجاد شده است قتل افراد، مجازاتهايي را كه توسط قانون آن سرزمين مقرر شده است بدنبال دارد و دستگاه عدالت آماده است عليه آنهائي كه مرتكب اين جرم شدند برخورد نمايد. اما اين يك واقعيت است كه بيرحميهاي گسترده و كشتار توده ها هنوز مورد توجه واقع نشده است و در گستره ارتباطات بين المللي بعنوان يك دليل متقاعدكننده ميهن پرستي، اين امر با پيشرفت تمدن، كم نشد و در واقع به ميزان فزاينده اي صورت مي گيرد. بزرگترين جنگها در تاريخ كه مرگ و ويراني اموال را به ميزان بي سابقه بدنبال داشت، در قرن حاضر اتفاق افتاد و از زمان جنگ جهاني دوم، تعداد جنگهاي كوچك اعلان شده و اعلان نشده، در يك سطح هراسناكي، بدبختي و رنج را بطور فزاينده، از طريق وسايل پالاينده، ويراني و رنج را بدنبال داشته است. بدين ترتيب اهميت شناخت اينكه حيات هر بشري، ارزشمند است و هر موقع فردي احترام به آنرا از دست داد آنها بد مي دانند، قابل بررسي است. از پيامبر (ص ) روايت شده است كه: كسي كه رحم و شفقت به همسايگانش نشان نمي دهد لطف خداوند شامل حال او نمي شود. ( ) 4 اين دلسوزي كيفيتي است كه صريحا اشخاصي را كه صاحب آن هستند از آنهايي كه محروم از آن هستند متمايز مي كند. اين است كه چيزي كه در عمل، فكر و احساس آنها نفوذ مي كند و هم در روابط فردي و هم اجتماعي آنها حاكم مي گردد، پيامبر از طريق رحم و شفقت، نظم متعالي را كه ما مي توانيم بطور واضح در تمام طول حياتش مشاهده نمائيم، تشخيص داده بود. ادامه دارد