Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781104-47135S3

Date of Document: 2000-01-24

درآمد و رفاه اجتماعي برخي ازمردم مهارت يا ساير منابع لازم براي اداره زندگي شان در يك اقتصاد بازار را ندارند. در حالي كه ديگران تا حد زيادي از ثروت يا استعدادهاي موروثي، يا از ارتباطات تجاري، اجتماعي و سياسي خانواده ها و دوستانشان بهره مند هستند. دولتها در اقتصادهاي بازار به طور اجتنابناپذير درگير برنامه هايي براي توزيع مجدد درآمد هستند و غالبا اين برنامه ها را ازطريق اجراي سياستهاي مالياتي با اين هدف كه بعد ازاجراي آن توزيع درآمد عادلانه تر خواهد شد دنبال مي كنند. طرفداران توزيع مجدد مدعي هستند كه اين نقش دولت تمركز ثروت را محدود مي كند و موجب توزيع گسترده تر قدرت اقتصادي بين خانوارها مي شود همانطوري كه قوانين ضد تراست به منظور حفظ رقابت و توزيع گسترده قدرت و منابع بين توليد كنندگان طراحي شده است. مخالفان برنامه هاي توزيع مجدد شديد معتقدند كه وضع مالياتهاي اضافي بر خانواده هاي با درآمد بالا انگيزه اين گروه براي كار كردن، پس انداز و سرمايه گذاري را كاهش مي دهد كه در نهايت موجب بدتر شدن كل اقتصاد خواهد شد. بحث مربوط به توزيع مجدد درآمد به نظرات اساسي مردم درباره اين كه چه چيز عادلانه است تبديل شده است و در اين زمينه اقتصاددانان و ساير كارشناساني كه مسئله را بررسي مي كنند هيچ جايگاه خاصي ندارند. كل آنچه اقتصاددانان و كارشناسان مي توانند انجام دهند ثبت تحولاتي كه طي زمان در نظام هاي اقتصادي مختلف درباره توزيع درآمد و ثروت اتفاق افتاده و استفاده از آن اطلاعات براي آزمودن اين كه چگونه سياستهاي متفاوت بر متغيرهايي همچون سطوح ملي توليد، پس انداز و سرمايه گذاري تاثير مي گذارد است. طي قرن بيستم اين اجماع اجتماعي شكل گرفت كه دولتها در بسياري از اقتصادهاي بازار سواي ازدلسوزي و عدالتشان بايد نقشي در فراهم نمودن امكانات زندگي براي خانواده هاي نيازمند در كشور ايفا كنند و به آنها براي نجات از فقر كمك كنند. دولتها در تمامي اقتصادهاي بازار موجود ازبيكاران حمايت مي كنند، براي اقشار فقير مراقبتهاي بهداشتي فراهم مي كنند و منافع بازنشستگي را براي افراد بازنشسته عرضه مي كنند. اين برنامه ها روي هم رفته عرضه كننده آن چيزي است كه زماني از آن به عنوان شبكه تامين اجتماعي ياد مي شود.