Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781104-47135S1

Date of Document: 2000-01-24

ليبرال هاي روسيه براي ايجاد جامعه باز مبارزه مي كنند بوريس يلتسين آناتولي چوبايس آناتولي چوبايس هم مانند ديگر نزديكان يلتسين در دولت روسيه فراز و فرودهاي بسياري را تجربه كرده است. اين اصلاح طلب جوان كه يلتسين دوبار او را از سمتش بركنار كرده است هدايت برنامه جنجال برانگيز خصوصي سازي دولت را در اوايل دهه 90 بر عهده داشت و در جريان انتخابات سال 1996 روسيه نقش مهمي در پيروزي مجدد بوريس يلتسين ايفا كرد. بعد از آنكه توسط يلتسين از سمتش در دولت بركنار شد همچنان يك چهره مردمي و متنفذ در روسيه باقي ماند. او اكنون رياست بخش صنعت برق را به عهده دارد. مجله نيوزويك بعد از اعلام استعفاي يلتسين با او گفت وگويي انجام داده است كه در پي مي آيد. * استعفاي يلتسين را پيش بيني؟ مي كرديد - اين موضوع طرح شده و مورد بحث قرار گرفته بود اگرچه وقتي نظرات موافق و مخالف با اين طرح را ارزيابي مي كردم به نظر مي رسيد كه احتمال استعفاي وي بسيار ضعيف است آن هم چند ماه قبل از انتخابات رياست جمهوري. *؟چرا - مطمئن بودم كه يلتسين آماده اتخاذ چنين تصميمي نيست. همواره * اين نظر وجود داشت كه يلتسين هيچ گاه قدرت را واگذار نمي كند، اما اين كار را كرد. چه اتفاقي افتاده ؟ است آيا او خيلي بيمار؟ است - نه. اگر چه يلتسين بيمار است اما دليل اين تصميم چيز ديگري بود بايد بگويم كه بار ديگر ما پي به ويژگيهاي شخصيتي او برديم. يلتسين همواره به موضوعات نمادين اهميت مي داد هزاره جديد نسل جديد و افراد جديد را مي طلبد. شايد اين دليل استعفاي او در آن زمان است. به * دولت جديد؟ مي پيونديد اساسا جا براي اصلاح طلبان در دولت جديد وجود؟ دارد - فكر نمي كنم كه وارد دولت شوم. اگر چه روشن است كه ليبرالها يعني كساني كه در جهت راست طيف سياسي روسيه واقع شده اند، قدرت را در دولت به دست خواهند گرفت. * فكر مي كنيد ولاديمير پوتين در انتخابات ماه مارس پيروز؟ مي شود - در شرايط فعلي بله. اگر يلتسين استعفا نمي داد و انتخابات همانطور كه از قبل قرار بود در ماه ژوئن برگزار مي شد وضع فرق مي كرد. به نظر من روشن است كه گنادي زوگانف رهبر حزب كمونيست و كمونيست ها بخشي از تاريخ شده اند. اگر چه از سوي چپگراها و پريماكف (نخست وزير پيشين ) و لوژكف شهردار مسكو هم خطري احساس مي شود. آنها نماينده تفكر سرمايه داري بوروكراتيك هستند. نيروهاي حامي آنها علاقه و انگيزه قوي دارند و به راحتي تسليم نمي شوند. اما حقيقت اين است كه عمده ترين چالش سياسي كه روسيه در چهار سال آينده، اگر نگوييم هشت سال، با آن روبرو خواهد بود ديگر كشمكش بين سرمايه داري و كمونيسم نيست; بلكه بين دو گروه سرمايه داري خواهد بود. يكي سرمايه داري ليبرال كه بر اجراي قانون تكيه دارد و ديگري سرمايه داري بوروكراتيك كه اكنون حاكم است. اين * نوع اخير در دوران رياست جمهوري يلتسين بسط و توسعه يافت. پوتين عليه قدرت گسترده گروههاي ذي نفوذ روسيه ( اليگارش ها ) اقدامي خواهد؟ كرد - من فكر مي كنم در اين مورد شما زياده روي مي كنيد. تا قبل از سال 1997 خطر نفوذ بيش از حد اين گروهها در دولت وجود داشت اما بحران مالي سال 1998 تا حد زيادي از قدرت آنها كاست. خطر اصلي كه امروز وجود دارد اول مجرمين و روابط آنها با مقام هاي دولتي است و دوم فساد گسترده اي است كه در همه نهادهاي دولتي، قضايي و قانونگذاري وجود دارد. رئيس جمهوري جديد بايد با اين تهديدها مبارزه كند. پوتين هيچ راه ديگري به جز اجراي اصلاحات ندارد حالا به هر طريقي كه بشود. او امتياز بزرگي در اختيار دارد، اكثريت دوماي جديد حامي او هستند. اگر پوتين در انتخابات پيروز شود كه من شكي در آن ندارم، با امتيازاتي كه در اختيار دارد موفق خواهد من بود شكي ندارم كه گروههاي با نفوذ هم به او وفادار خواهند در بود كل شرايط مطلوبي براي او فراهم خواهد شد و مي تواند طرح ها و برنامه هايش را اجرا كند. * برنامه هاي او؟ چيست او چه پايگاه سياسي دارد و به چه كسي تكيه؟ مي كند - او به كساني كه توانايي انجام كار به نحو مطلوب را دارند تكيه مي كند. طرز تفكر و ايدئولوژي آنها مهم نيست. دولت پوتين تنها از ليبرالها تشكيل نخواهد اگر شد چه هنگام انتخاب مقامات اجرايي و مشاورين پوتين دمكراتها و ليبرالها را به چپ گراها ترجيح مي دهد. بدون شك پوتين حكومت قدرتمندتري تشكيل مي دهد. حكومتي كه بتواند تصميمات مقتدرانه اي در مواقع حساس بگيرند. با اين حال با نگاهي به تاريخ ما، من خطرهايي را مي بينم. ممكن است قوه مجريه از حدود خود عبور كند و در جامعه به اعمال قدرت بپردازد. * چه تضمين هايي براي آزادي هاي فردي وجود؟ دارد - هيچ تضميني جز اينكه روسيه در ده سال گذشته به روش دمكراتيك اداره شده است وجود ندارد. من و پوتين در بسياري از مسائل از جمله نقش حكومت در اقتصاد، لزوم وجود يك جامعه باز، جايگاه روسيه در اروپا و در جهان نظرات مشتركي داريم.