Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781103-47128S2

Date of Document: 2000-01-23

از ميان نامه ها زنان، در مرحله آخر انتخاب! بديهي است، حق انتخاب حداقل حقوق در زندگي است و اينكه چگونه مي توان اين حق الهي را از انسان سلب كرد و براي هميشه او را در چهارچوب عرف محدود نمود جاي بحث دارد. احترام به عرف در جايي كه عدم رعايت آن مضر به اجتماع و حقوق اجتماعي افراد است، لازم و ضروري است ولي اينكه هركدام از ما بتوانيم انتخاب كنيم، نه تنها هيچ گونه منافاتي با عرف جامعه ندارد كه مطمئنا به سلامت جامعه كمك خواهد كرد و احقاق آن عين صواب است. زنان از بسياري حق و حقوق خويش (حقوقي كه قوانين مشروعه ديني براي آنها درنظر گرفته ) چشم پوشيده اند ولي اگر آگاه باشند اين يكي مستقيما و عميقا با سرنوشت و آينده آنها و سلامت روح و روان آنها در ارتباط بوده و مي باشد و هرگونه خللي در بهره گيري از آن ضررهاي جبران ناپذيري در زندگي شخصي او و قهرا جامعه ايجاد خواهد كرد و بايد درك درستي از آن داشته باشند. بحث انتخاب همسر، اين سنت و امر الهي كه از امور پسنديده و اراده خداوند متعال بوده و از واجبات اجتماعي مي باشد و ازلحاظ معني داراي اهميت خاصي است، توجه به ساختار لغوي آن نيز اهميت و دقت معني آن را مشخص مي كند. انتخاب همسر! اما آيا عمل به اين معنا مي شود و يا واقعا اين مقوله دو طرفه؟ خواهدبود اگر اقدام به آن براساس تصميم درست باشد و يعني اينكه هركس بتواند جايگاه درست خودش را پيدا كند، ديگر عدم سازش و نارضايتي در خانواده تعريفي نخواهد داشت مگر در شرايط عدم سلامت روحي و رواني افراد كه در هر صورت مواجه شدن با چنين مواردي اجتنابناپذير مي نمايد. * زنان در مقام پايين انتخاب بايد اذعان داشت كه زنان در مقام پايين مرحله انتخاب قرار دارند و هميشه مجبور بوده اند كه انتخابشان موكول و موءخر به انتخاب شدنشان باشد كه آن هم اگر نكنند،؟ چه البته در گفتن آري يا نه، آزادند! ولي بحث اينجاست كه چرا بايد در جواب پيشنهاد كسي پاسخگو باشي و اين يعني منفعل بودن و حيطه اختيار و انتخاب صفر.! و ما ديده ايم شيوه همسر گزيني حضرت محمد (ص ) در جامعه آن روز در آن زماني كه شعور اجتماعي، تحصيلات، تبادلات فرهنگي به اين شكل مقدور و مطرح نبود، يك عمل آگاهانه در معرفي اين بينش اجتماعي و ارزش و احترام به عقيده و شناخت زنان است كه متاسفانه كمتر كسي به آن توجه دارد. اينها همه درسهاي بزرگ اسلام است. چرا نبايد بگذاريم و بخواهيم كه اين شيوه اجرا؟ شود مگر نبايد همسرگزيني براساس رضايت قلبي و هم سنگي و هم سطحي صورت گيرد و نه اينكه اين مسئله تنهاترين و مهمترين بخش زندگي هر فرد است كه بايد بر اساس اطمينان كامل و طيبخاطر صورت پذيرد و نه با ترديد و اجبار و شايد گاهي رقابت، كه متاسفانه موارد اشاره شده بيشترين عامل ازدواجهاي اين دوران را تشكيل مي دهد. كجا ديده ايم كه يك زن براي ازدواج در زمان خاص كه مطلوب نظر خودش باشد تصميم گرفته و يا اينكه با معيارهايش براي انتخاب مرد دلخواه خود به لحاظ امتيازات و خصوصيات فردي موردنظرش اقدام؟ كند! بلكه هميشه سعي كرده جبرا حتي اگر بخواهد با درايت عمل كند از بسياري خواسته ها و ارزش هاي مطلوبش چشم بپوشد و تازه خدا نكند كه چند سالي از سن ازدواجش به ظن ديگران گذشته باشد و اين درحالي است كه اكثر مردان به دليل آزادي عمل و از روي عقايدكهنه اجتماعي به دنبال عدم تناسبهاي فاحش قدم برمي دارند و قائل به رعايت قانون تناسب نيستند. * حرف آخر بدانيم كه تنها قوانين الهي است كه به طور كامل طرح شده اند و خلل ناپذير، و هرگونه عقيده و طرحي كه اساس قوانين ديني نداشته باشد و بخصوص مواردي كه جنبه متعارف داشته و علت باب شدن آنها اعتبار اجتماعي است ( اشتباها به عنوان يك امتياز اجتماعي ) نياز به تكميل و تغيير دارد و نبايد آنها را وحي منزل دانست. شفيعي