Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781103-47128S1

Date of Document: 2000-01-23

بهداشت رواني زنان شاغل در جامعه طبق تحقيقات انجام شده افزايش اشتغال زن در جامعه موجب رشد اجتماعي مي شود، هرچند كه ميزان فشارهاي عصبي و رواني زن شاغل بيشتر از زن خانه دار است ولي مي توان آن را كنترل كرد و شرايط متعادل تري به وجود آورد. متاسفانه برخورد با مشكلات زنان شاغل دچار افراط و تفريطهاي فراواني شده است، عده اي وجود زن را در جامعه لازم دانسته و در مقابل، عده اي ديگر وظايف اصلي زن را طبق سنت قديم رسيدگي به امور خانه مي دانند، به هرحال زن، نيروي فعال و خلاقي است كه به حد مرد توانايي دارد ولي چون مسئوليت خانه داري زن ازلحاظ فراهم آوردن شرايط تغذيه و پرورش كودكان بيشتر از مرد است، از اين رو اشتغالش بايد محدودتر باشد. سنبل سجده اي - كارشناس روانشناسي معتقد است: با توجه به برداشتي كه از تعداد مراجعين (زنان شاغل ) داشته ام تفاوت فاحشي بين زن شاغل با زن خانه دار نمي بينم. وي در مورد اين قشر خاص گفت: زنان شاغل با توجه به اينكه ساعاتي را در خارج از منزل به سر مي برند، معايب و مزاياي خاصي دارند و خانم هاي خانه دار به علت اينكه مسئوليتي در خارج از خانه ندارند فاقد چنين مسائلي هستند. آنها مي توانند وقت بيشتري را به خانواده اختصاص دهند و به همسر و فرزندان رسيدگي كنند. اما عده اي از زنان خانه دار نيز به خاطر عدم حضور در جامعه و نبود مسئوليت دچار مشكلات روحي، رواني شده و احساس بيهودگي مي كنند و منزوي مي شوند. وي مي افزايد: يك زن شاغل با داشتن هدف از خانه بيرون مي رود و در اجتماع ضمن برخورد با همكاران و ارباب رجوع و در جريان قرار گرفتن مشكلات آنها، مشكلات خود را تعديل مي كند و از نظر روحي تخليه مي شود. پس او مي تواند آگاهانه به حل مشكلات خود بپردازد. بعضي از زنان شاغل آنقدر مديريتشان خوب است كه مسائل خانه و محل كار را طوري هماهنگ مي كنند كه هم به تربيت فرزندان مي پردازند و هم در محل كارشان مشكلي ندارند. اگر خانمي كه به مدت هشت ساعت در بيرون از خانه كار مي كند براي اطمينان، كودكش را در مهدكودك يا نزديكي از اقوام بگذارد مي تواند بدون اضطراب به كارش بپردازد و بعداز ساعت كار اداره به خانواده اش رسيدگي كند. اما متاسفانه بعضي از خانم ها خودشان را غرق در كار مي كنند و از خانه و زندگي غافل مي شوند و درنتيجه فرزندان بالاخص بچه هايي كه در سن بلوغ هستند با مشكلات حادي مواجه مي شوند كه حل آنها خيلي دشوار است. تبعيض و نابرابري جنسي نابرابري شغلي براساس جنسيت مقوله تازه اي نيست. يكي از پاياترين جنبه كار، نابرابري جنسي براي پاداش است. صرف نظر از تمام مسائل مربوط به شيوه محاسبه دستمزد مهارت، كيفيت و ساعات كار و غيره، تجربه نيز تفاوت زن و مرد را نشان مي دهد. ضعيف انگاشتن جنس زن ريشه در دوران قديم دارد كه عموما خانواده ها به شغل كشاورزي مشغول بودند و بالطبع اكثر مردان نيروي جسماني قويتري نسبت به زنان داشته اند ولي طبق تحقيقات اخير دانشمندان، غالبا زنان از نظر فكري برتر و خلاق تر مي باشند كه در جوامع مدرنيزه امروز نيز مسئله نقصان و كاست جسماني را مي پوشاند. جامعه شناسان نظرات متفاوتي در مورد تبعيضات بيان مي كنند. محافظه كاران عموما زنان را از نظر جسمي و بيولوژيكي ضعيف تر دانسته و معتقدند آنچه كه زنان به دست مي آورند، همان است كه سزاوار آن هستند. جامعه شناسان ليبرال معتقد به برابري زنان و مردان از نظر هوش و استعداد هستند و علت دستمزد كم زنان را ناشي از نابرابري در تعليم و تربيت مي دانند. راديكالها نه تنها تبعيض پيشين و ريشه دار بينش غيرعقلاني كارفرمايان و اتحاديه ها را نفي نمي كنند اما بر اين حقيقت تكيه دارند كه نظام سرمايه داري از تبعيض جنسي بهره مند مي شود و سرمايه دار بالاترين بهره را از اين رهگذر نصيب خود مي كند. همكاري زن و مرد و توسعه اقتصادي اجتماعي علي اكبر ناصري - فوق ليسانس پترولوژي، ديد جامعه را نسبت به اشتغال زنان اين گونه مي داند، جامعه مي خواهد بين مردم القا كند كه حضور زن در اجتماع مورد نياز است. آنها طبق الگويي كه از غرب گرفتند و مي خواهند خانم ها را در قسمتهاي مختلف كار دخالت بدهند، نسل امروز نيز بر خلاف پدربزرگها موافق كار كردن خانم ها هستند و يكي از معيارهاي انتخاب همسر براي مردها شاغل بودن همسر آينده شان زيرا است به نظر آنها يك زن شاغل داراي سه جنبه مثبت است - 1 كمك در حل مشكلات اقتصادي - 2 اجتماعي بودن زن - 3 بالا بودن سطح تحصيلات. وي در ادامه مي افزايد. در جامعه ما برعكس جوامع غربي كه زنان نقش اصلي خود را پيدا كرده اند، هنوز مسئله اشتغال زنان در اذهان جا نيفتاده است و علت اين امر مردسالاري بودن كشور ماست كه ديد جامعه را نسبت به زنان شاغل منفي مي كند. *** جامعه اي كه قصد دارد در مسير توسعه گام بردارد، بايد بتواند از نيروي انساني خويش اعم از زن و مرد به نحو احسن استفاده كند، زيرا تنها عاملي كه سرعت و آهنگ رشد و توسعه اقتصادي، اجتماعي هر كشوري را تعيين مي كند، منابع انساني آن جامعه است. جامعه انساني متشكل از زنان و مرداني است كه در روابط متقابل اجتماعي قرار گرفته و هر يك از دو جنس، در عين وابستگي متقابل به يكديگر، نقش و كاركرد ويژه اي برعهده گرفته اند. بي ترديد زنان به عنوان نيمي از جمعيت، تاثير مستقيمي در پيشرفت توسعه جامعه دارند و استراتژي هاي يك جامعه توسعه يافته بايستي حتما برمبناي مشاركت هرچه فعالتر بانوان در امور اقتصادي، سياسي و اجتماعي باشد. بانوان نسبت به مردان به نحو اصولي و واقع بينانه اي داراي تفاوت هايي هستندكه بي توجهي به آن باعث بروز مشكلات جدي در ساختار جامعه بويژه خانواده مي شود. تلقي تفاوت بين زن و مرد به عنوان تبعيض، در جامعه مشكلات و فشارهايي را بر زنان، بويژه زنان شاغل تحميل مي كند كه نهايتا باعث كاهش كارآيي و انگيزه در زنان مي شود. اضطراب; خوره زنان شاغل فرزانه عليزاده به مشكلات زنان در منزل اشاره اي كرد و گفت: اصولا زنان به عنوان مدير درخانه، اداره كليه امور منزل را به عهده دارند ولي اگر زن خود را تنها احساس كند دچار استرس و اضطراب خواهد شد كه گاهي اين اضطراب دائمي مي شود و موجب فرسايش روحي، جسمي و پيري زودرس و بسياري از بيماريهايي كه ريشه درون تني سايكوسوماتيك (گروهي از بيماريهاي جسمي كه با فشار رواني همراه است ) مي شود. وي افزود: تشكيل كلاسهاي مشاوره (فردي - گروهي ) براي زنان و مردان و دراختيار قرار دادن اطلاعات لازم جهت بالا بردن فرهنگ خانواده ها مي تواند كمك موءثري در حل مشكلات باشد. دكتر محمد حسين فرجاد - آسيبشناس اجتماعي نيز معتقد است، از آنجايي كه ميزان بار عاطفي زن، بيشتر از مرد است او را در برابر استرس ها و فشارهاي عصبي ازلحاظ بهداشت رواني آسيبپذيرتر مي كند، وي گفت: زن خودش را به خانواده و بخصوص فرزند بيشتر وابسته مي داند و به همين علت بهداشت رواني او نسبت به مرد بيشتر به خطر مي افتد. اما باوجود اين مسائل نبايد چنين احساسي بوجود آيد كه زن در اجتماع حضور نداشته باشد و به طور مداوم در منزل به سر برد. به طور كلي زنان نياز عاطفي بيشتري دارند و براي حفظ بهداشت رواني زنان شاغل بايد از خانواده ها استمداد جست. چرا كه فراهم كردن امكانات روابط انساني و ايجاد جو عاطفي مناسب در خانواده، در درجه اول از وظايف مرد خانه و بعد به عهده فرزند و اطرافيان است. همچنين توقع مرد خانه بايد در حد توان زن باشد و زن هم بايد مسئوليت خود رادر اين زمينه بيشتر بها دهد. وي گفت: نقش زنان در كشورهايي مثل آلمان غربي، فرانسه، شوروي بعداز جنگ جهاني دوم در ساختار اجتماعي، اقتصادي خانواده خيلي مهم بوده است و درحال حاضر بيشتر كرسي هاي تحقيقاتي، علمي، تحقيقات آموزشي و نظام آموزش و پرورش در دنيا در اختيار زنهاست. دكتر فرجاد در ادامه مي گويد: مي توان بهداشت رواني زنها را به سه جنبه تقسيم كرد- 1 جنبه فردي كه برعهده خود زن است و بايد خود را از فشارهاي عصبي كه در اطرافش هستند مصون كند- 20 جنبه خانوادگي كه برعهده شوهر و فرزندان است، آنها بايد مادر خانه را در حل مسايل و مشكلات و ايجاد آرامش روحي ياري دهند- 30 جنبه اجتماعي كه برعهده برنامه ريزان اجتماعي براي حفظ بهداشت رواني زن آنها است بايد بدانند زن هم عضوي از جامعه است و به او بها دهند. اين برنامه ريزي اجتماعي براساس تحقيقي است كه نيازهاي عاطفي زن را مورد بررسي قرار مي دهد. اين تحقيق به وسيله آزمون استرس سنج كه فشارهاي رواني را كنترل مي كند انجام مي شود و در طي آن ميزان فشار رواني و عصبي شخص مورد نظر مشخص شده و نوع استرس و فشار رواني او در ابعاد مختلف ( افسردگي، اضطراب، وسواس، پرخاشگري، سوءظن و.. ) مورد بررسي قرار مي گيرد كه بعداز تحقيقات انجام شده طي يك برنامه ريزي اجتماعي، مشكلات بهداشت رواني حل بنابراين خواهدشد بايد در مورد مسائل و مشكلات اشتغال زنان تحقيقاتي انجام گيرد و براساس اطلاعات جمع آوري شده، عوامل ضعف بهداشت رواني مشخص شده تا شرايط مناسب بهداشت رواني ايجاد شود. متاسفانه تاكنون اين نوع تحقيقات در ايران انجام نشده است. وي افزود: حفظ بهداشت رواني زن و فراهم آوردن شرايط سلامت روان و رفتار در خانواده نقش اساسي دارد چرا كه خانواده كوچكترين واحد جامعه است و هر نوع پيامدي در خانواده نتيجه اش به جامعه برمي گردد. به طور مثال: اگر مادري پرخاشگر باشد همسرش را پرخاشگر مي كند و پرخاشگري همسر به جامعه و محيط كارش منتقل مي شود، بچه ها نيز دچار فشار عصبي و پرخاشگري مي شوند و آنرا به مدرسه و جامعه منتقل مي كنند. بنابراين با توجه به مسائل ذكر شده جامعه دچار اختلالات شديدي مي شود. او گفت: اصولا ميزان پرخاشگري در زنان شاغل بيشتر از زنان خانه دار است. ولي نبايد مانع اشتغال زنان در جامعه شد چرا كه تعداد زيادي از نيروي انساني در كشور را زنان تشكيل مي دهند، پس بهداشت رواني، به جامعه، تحقيق در جامعه، برنامه ريزي در جامعه و كنترل فشارهاي عصبي بستگي دارد. وي در پايان بحث گفت: در حال حاضر شرايط جامعه ما مناسب نيست و زن شاغل، فشارهاي زيادي را تحمل او مي كند نگران است، نگران زندگي، فرزند و محيط كارش. در محيط كار نگران خانواده و در منزل نگران انجام وظيفه شغلي است. راه حل اضطرابها و نگراني ها اين است كه در اين زمينه مطالعه شود و ازطريق سازمان زنان يا محققان، مشكلات اشتغال زنان مورد بررسي قرار گيرد و پس از بررسي راه حل هايي را ارائه دهند. تهيه و تنظيم: نسيم اقدسي