Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781103-47117S3

Date of Document: 2000-01-23

توانبخشي حرفه اي افراد با ناتواني هوشي توانبخشي حرفه اي به شكل سازمان يافته در كشور ما سابقه طولاني ندارد. از حدود سال 1346 با ايجاد سازمانها و موءسسات تخصصي، فعاليتهاي سازمان يافته دولتي در زمينه توانبخشي حرفه اي آغاز شد. انجمن توانبخشي حرفه اي ايران، سازمان رفاه ملي ناشنوايان و انجمن حمايت از كودكان نمونه اي از اين موءسسه ها بعد هستند از پيروزي انقلاب اسلامي براساس مصوبه شوراي انقلاب، كليه انجمن ها و موءسسه هاي خيريه و نيز دفاتر و انجمن هاي توانبخشي و از جمله توانبخشي و حمايت افراد با ناتواني هوشي به عهده سازماني واحد، تحت عنوان سازمان بهزيستي كشور قرار گرفت. علي رغم كوششهايي كه در اين زمينه صورت گرفته است، هنوز تعداد بسيار زيادي از افراد با ناتواني هوشي به اين مراكز جذب نشده اند وخود و خانواده هايشان با مشكلات عديده اي دست به گريبانند، اين به علت كم بودن تعداد مراكز مورد نظر و عدم تنوع در نوع خدمات ارائه شده است. از آنجايي كه هدف از ارائه خدمات حرفه آموزي رساندن فرد به استقلال و بالا بردن كيفيت زندگي فرد است، چنين مراكزي در درجه اول نياز به افراد مجرب و كارآزموده در زمينه ارزشيابي پويا در مورد علايق، تواناييها، نگرشها و انگيزه هاي افراد دارند، زيرا ارائه خدمات متناسب با نيازها علايق و، توانائيهاي فرد مستلزم ارزشيابي صحيح و مبتني بر اصول علمي و عيني است، در غير اين صورت فرآيند برنامه ريزي شغلي و حرفه اي براي فرد مفيد واقع نخواهد شد و حضور او در مركز حرفه آموزي جنبه نگهداري پيدا خواهد نمود. فرآيند ارزشيابي در تمام مراحل شامل قبل از ورود فرد به مركز، حين حضور در مركز و پس از ترخيص از اهميت برخوردار است. ارزشيابي قبل از ورود به مركز به ما كمك مي كند كه فرد در حرفه مناسب و متناسب با علايق، استعدادها و نيازهاي خود جايگزين شود. در حين آموزش نيز چارت پيشرفت فرد و مقايسه آن با خط پايه اوليه به ما كمك مي كند كه در هدايت و راهنمايي فرد و اصلاح نقاط ضعف آموزش فرد به شكل موفق تري عمل نمائيم. پس از ترخيص نيز چون اين افراد قادر به كسب استقلال كامل در انجام حرفه نيستند سازمانهاي مربوطه بايد امكان اشتغال در كارگاههاي حمايتي و حفاظتي و استخدام حمايتي را براي فرد فراهم نمايند. متاسفانه در كشور ما ضعف در ارزشيابي، شيوه هاي آموزش و پيگيري وجود در دارد اغلب موارد فرد پس از طي 2 سال دوره آموزش حرفه اي در مراكز حرفه آموزي در صورتي كه از حمايت خانواده و اقوام خود برخوردار باشد مي تواند صاحب شغلي ساده گردد; در غيراين صورت شغلي پيدا نخواهد كرد; زيرا سيستم آموزش حرفه اي به گونه اي است كه اولا اين افراد قادر نيستند به طور مستقل كار را به اتمام برسانند و ثانيا معمولا به علت كند عمل نمودن، كارفرماها مايل به استخدام آنان حتي با حقوق كمتر از افراد ديگر نيستند. در صورتي كه اگر در آموزش حرفه اي از روشهاي علمي رايج در جهان به خوبي بهره ببريم مي توانيم افراد با ناتواني هوشي را به افرادي كارآمد تبديل نمائيم. همچنين مدارس استثنايي بايد به آموزش مهارتهاي پيش حرفه اي نهايت توجه را مبذول دارند زيرا در، كسب مهارتهاي حرفه اي نقش اساسي دارند. فردي كه مهارتهاي پيش حرفه اي و خودياري را به خوبي كسب كرده است در ابتداي ورود به كارگاه مي تواند تحت آموزش حرفه اي قرار گيرد، ولي فردي كه هنوز قيچي كردن، اندازه گرفتن و... را نياموخته است چگونه مي تواند در حرفه هايي كه نياز به اين مهارتها دارند مثلا آموزش خياطي موفق باشد. اكرم پرند دانشجوي كارشناسي ارشد روان شناسي كودكان استثنايي دانشگاه تهران