Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781103-47117S1

Date of Document: 2000-01-23

الگوي مسكن كوچك روحيات خانواده ايراني اشاره: كوچك ترين هسته هر اجتماع با پيوند دو نفر به عنوان زن و مرد تشكيل مي شود. با گسترش الگوي خانواده هسته اي و زوال خانواده گسترده، خانواده با وجود زن و مرد و بچه ها كه احتمالا تعدادشان دو يا سه نفر است، معنا مي يابد. كشور ما مانند بسياري از كشورهاي ديگراز الگوي خانواده هسته اي استفاده مي شود. اما پرسش اينجاست، آيا خانواده هسته اي ايراني، داراي عملكرد مشابه با خانواده هسته اي جامعه غربي، مثلا ايتاليا يا فرانسه؟ است يا اينكه خانواده هسته اي در ايران عملكردي متفاوت دارد كه بعضا با ساختار اصلي خانواده هسته اي در تعارض؟ است براي مثال، يكي از مشخصات بارز خانواده هسته اي، زندگي كردن پدر و مادر به همراه فرزندان در آپارتمان هاست. آپارتمان هايي كه تحت تاثير الگوي مسكن بهينه با متراژهاي 7060 متري و در برخي موارد كمتر در حقيقت به خوابگاه ساكنان 34 نفري تبديل شده اند و در كشور ما نيز از اين شيوه سكونت الگوبرداري شده است. در اين نوشته قصد داريم، با نگاهي گذرا، پديده مسكن كوچك را در كشور مورد بررسي قرار دهيم. همچنين به اين مساله نيز بپردازيم كه آيا الگوي مسكن كوچك با فرهنگ و طرز زندگي، روحيات و به طور كلي شرايط اجتماعي - رواني خانواده ايراني سازگار؟ است واقعيت آن است كه خانواده را به غير از كالبد آن كه شامل صورت و شكل ظاهري آن از قبيل تعداد اعضاي آن است، بايد از بعد روابط اجتماعي نيز مورد بررسي قرار دهيم. افراد خانواده، به دليل نوع جنسيت و اختلاف سني كه با يكديگر دارند، روابط شان هميشه هماهنگ نيست. نحوه گذران اوقات فراغت، سرگرمي ها، نوع ارتباطات با سايرين، نحوه استفاده از اوقات مفيد و كارآمد و... تمام اعضاي خانواده، برحسب سن و جنس و نقشي كه در خانواده برعهده دارند، متفاوت است. بديهي است، وقتي ما بعد مسكن را كوچك مي كنيم، براي رفتار هريك از اعضاي خانواده محدوديت قايل مي شويم و همين مساله، سبب برهم خوردن تعادل روحي و رواني اعضاي خانواده مي شود. از طرف ديگر، تعريف خانواده در هر جامعه با جوامع ديگر متفاوت به است عبارتي اينكه ما چه انتظاري از اين نهاد اجتماعي (خانواده ) داريم و چه كاركردي براي آن قايل مي شويم، خود مساله اي است كه بايد به دقت بدان توجه شود. در فرهنگ ما نهاد خانواده مساوي است با پرورش و تربيت فرزندان. به طور كلي اين پرورش در زمينه هاي مختلف است كه از آموزش تا بازي و تفريح را شامل مي شود. در جوامع غربي بچه ها بيشتر ساعات خود را در بيرون از خانه مي گذرانند. مكان هاي آموزشي مانند مهدهاي كودك و مدرسه به عنوان مكان هايي هستند كه بچه ها در آنجا هم درس مي خوانند و هم تكاليف خود را انجام مي دهند و باز در كنار آن چندين فعاليت تفريحي و آموزش جنبي ديگر را نيز انجام مي دهند و سپس به منزل بازمي گردند. در حاليكه در جامعه ما تمام اين مسئوليت ها برعهده اعضاي خانواده به خصوص مادر نهاده شده است. مادري كه خود بچه را به مدرسه مي برد و با خود، او را به منزل باز مي گرداند. در منزل نيز مانند يك معلم در انجام تكاليف به او كمك مي كند و در مواقعي ناچار است، براي گذران اوقات فراغت او در منزل، خود اقدام كند. بچه ها نياز به بازي و جست وخيز اين دارند در حاليست كه بازي آنان مانع از مطالعه فرزند يا فرزندان ديگر خانواده مي شود. ميهماني هاي خانوادگي نيز كه توسط والدين ترتيب داده مي شود، امكان جست وخيز و بازي و همچنين فرصت مطالعه و درس خواندن را از بچه ها سلب مي كند. بالا رفتن سن ازدواج در كشور، يكي ديگر از معضلاتي است كه اصلا با زندگي در آپارتمان هاي كوچك سازگار نيست. در كشورهاي غربي فرزندان از سن 18 سالگي از خانواده جدا شده و زندگي مستقلي را شروع مي كنند. طبيعي است كه اعلام استقلال فرزندان با ترك خانه نمود مي يابد. اما در كشور ما كه سن ازدواج به 25 تا 30 سال افزايش يافته است چنين اعلام استقلالي از سوي فرزندان به آزادي سايرين صدمه وارد مي كند. در جوامع غربي وجود خانه سالمندان به عنوان نهادي كه عملكرد نهاد خانواده را تكميل مي كند، از مسئوليت ها، وظايف و عملكرد نهاد خانواده مي كاهد. در حاليكه به لحاظ اعتقادات مذهبي و باورهاي فرهنگي، اين مساله در فرهنگ ما چندان پذيرفته شده نيست و سالمندان به همراه ساير اعضاي خانواده در كنار يكديگر زندگي مي كنند و اين مساله باز نيز با الگوي مسكن كوچك منافات دارد. ما ايرانيان به طور كلي مردمي ميهمان نواز هستيم و به رفت و آمدهاي خانوادگي و دوستانه بسيار بها مي دهيم. پرسش اينجاست، چگونه با تنگناهايي چون محدوديت مكان سكونت، مي توانيم به اين خصلت خود عمل؟ كنيم در كشورهاي اروپايي و امريكايي، افراد معمولا دوستان خود را به نزديك ترين رستوران يا كافي شاپ براي گفت وگو و گذران اوقات فراغت دعوت مي كنند. درصورتي كه مردم ما بيشتر ملاقات هاي دوستانه و خانوادگي خود رابه قلمرو خانه و خانواده مي كشانند. در كنار نكات مثبت اين مسئله كه داراي ابعاد فرهنگي است نبايد معضل وجود نداشتن چنين مراكز تفريحي را كه با قيمت مناسب به ارايه خدمات رايگان يا ارزان مبادرت مي كنند، در كشور از نظر دور داشت. در برخي از كشورها مراكز تفريحي متعددي وجود دارد كه دانشجويان مي توانند، با ارايه كارت دانشجويي، به راحتي وارد اين مراكز شوند و با دوستان خود اوقات فراغت خود را سپري كنند. در حاليكه در كشور ما در بسياري از مراكز فضاي آموزشي، محدود و تنگي وجود دارد و امكان گذران اوقات فراغت نيست. *** در يك جمعبندي كلي بايد گفت: در كشورهاي غربي، اگر الگوي مسكن را به متر 5040 كاهش داده اند در عوض به طور كلي در شيوه زندگي خود تحول بوجود آورده اند. براي مثال در اين جوامع زن و مرد هر دو بيرون از خانه كار مي كنند. بچه ها نيز بيشتر ساعات خود را در مدرسه و اماكن تفريحي و آموزشي مي گذرانند و از خانه تنها به عنوان خوابگاه استفاده مي كنند. همچنين در اين جوامع اماكن خدماتي با قيمت هاي مناسببه ارايه خدمات پرداخته و كاركرد نهاد خانواده را تكميل مهدهاي مي كنند كودك، مدارسي كه كودكان آموزش مي بينند، تكاليف مدرسه را انجام مي دهند، بازي و تفريح مي كنند و آموزش هاي جانبي را مي بينند، كتابخانه، خانه سالمندان، مراكز تفريحي و.. همگي از بار مسئوليت نهاد خانواده مي كاهد. در صورتي كه در كشور ما به دليل وجود نداشتن چنين مراكز خدماتي و در صورت وجود داشتن، به دليل هزينه بر بودن اين اماكن، افراد ناگزير تمام نقش و وظايف اين مراكز رابه خانه انتقال داده اند كه اين خود داراي تبعات مثبت و منفي است كه به برخي از آنها اشاره شد. بنفشه پورناجي