Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781102-47108S2

Date of Document: 2000-01-22

بررسي اثربخشي تنبيه درنظام رانندگي ايران; راهنماهستيد، پس كار معلمي كنيد! اشاره; مدتي است كه تعداد زيادي از ماموران راهنمايي و رانندگي را با برگه هاي جريمه در بزرگراهها، خيابان ها، كوچه ها و... مي بينيم كه با مشاهده كوچك ترين خلافي به سراغ راننده خاطي مي روند و او را جريمه ولي مي كنند به نظر مي رسد كه همه اين جريمه ها در اصلاح نحوه رانندگي در ميان رانندگان ايران بويژه تهراني ها تاثير چنداني نداشته است. در همين ارتباط دكتر علي اكبر سيف، استاد دانشگاه علامه طباطبائي مقاله اي به گروه علمي فرهنگي روزنامه همشهري تقديم داشته و طي اين مقاله اثربخشي تنبيه را در نظام رانندگي ايران بررسي كرده است. دكتر سيف، يكي ازاساتيد كشور در زمينه روانشناسي و مسائل تربيتي است و تاكنون پانزده جلد كتاب معتبر و باارزش در زمينه هاي مختلف آموزشي و پرورشي از او به چاپ رسيده است. روانشناسي پرورشي، تغيير رفتار و رفتاردرماني، ويژگي هاي آدمي و يادگيري آموزشگاهي، اندازه گيري و ارزشيابي پيشرفت تحصيلي و.. ازجمله كتابهاي او است. اين مقاله را با هم مي خوانيم. دكتر علي اكبرسيف در فرهنگ لغت، تنبيه به معني آگاه كردن، مجازات كردن، ادب كردن و گوشمالي دادن تعريف شده در است روانشناسي، تنبيه به دو صورت تعريف مي شود; نخست تحمل يك نتيجه نامطلوب يا آزارنده از سوي فرد به دنبال انجام رفتار يا عمل ناشايسته اي از او، و دوم از دست دادن چيزي كه مورد علاقه فرد كه به دنبال انجام رفتار يا عمل ناشايسته اي از جانب او صورت مي پذيرد. به عنوان مثالي براي حالت اول، كودكي را تصور كنيد كه پس از گفتن يك حرف زشت در حضور پدر (رفتار ناشايست ) پدر او را كتك مي زند (تحمل پيامد آزارنده ) و يا به عنوان مروري براي حالت دوم، راننده اي را در نظر بگيريد كه پس از عبور از چراغ قرمز (رفتار ناشايست ) از سوي مامور راهنمايي رانندگي جريمه مي شود (از دست دادن مقداري پول كه مورد علاقه راننده است ). روش تربيتي مقابل تنبيه پاداش در است فرهنگ لغت، پاداش به معني جزاي نيك، اجر، مزد و مانند اينها تعريف شده است. در روانشناسي، پاداش به صورت جبران و تلافي كار نيك و تشويق و تاييد رفتار مطلوب تعريف مي شود. هدف از پاداش دادن به يك فرد براي انجام كار يا عمل شايسته اي از او، تشويق او به ادامه آن كار است، در روانشناسي تربيتي، پاداش يكي از روشهاي بسيار موءثر آموزشي شناخته شده است. كساني چنين مي انديشند كه تنبيه عكس پاداش عمل مي كند، يعني همان گونه كه به كمك پاداش مي توان به ايجاد و ادامه رفتارهاي مطلوب در افراد اقدام كرد، به كمك تنبيه نيز مي توان رفتارهاي نادرست، خطرناك يا ناشايسته را از ياد آنان زدود و درنتيجه وادارشان كرد تا به جاي آن، رفتارهاي شايسته انجام طبق دهند اين ديدگاه، پاداش و تنبيه از لحاظ تربيتي اثربخشي يكساني دارند و هر دو موجب اصلاح رفتار مي شوند، اما اين كار را در جهت عكس انجام مي دهند. اين تصور با واقعيت منطبق نيست. درست است كه پاداش ميل به انجام رفتار پاداش گرفته را در شخص افزايش مي دهد، اما تنبيه ميل به انجام رفتار تنبيه شده را كاهش نمي دهد. كودكي كه به علت گفتن حرف زشت در حضور پدر يا معلم تنبيه مي شود، الزاما ميل به گفتن آن حرف زشت را از دست نخواهد شايد داد تنبيه كودك سبب شود كه او در حضور پدر يا معلم رفتار نامطلوب را انجام ندهد، اما احتمالا در غياب آنها و در حضور كسان ديگري آن رفتار را انجام خواهد داد. به همين قياس، راننده اي كه به خاطر انجام يك رفتار خلاف قانون، مثلا عبور از چراغ قرمز راهنمايي، توسط پليس جريمه مي شود، الزاما ميل به انجام آن رفتار خلاف را از دست نخواهد داد، بلكه ممكن است در غياب مامور، از چراغ قرمز بگذرد. بنابراين، بيشترين فايده تنبيه، اين است كه رفتار تنبيه شده را واپس مي زند، اما آن را از بين نمي برد; درنتيجه مادام كه عوامل تنبيه كننده حاضر و ناظرند، رفتار ناشايست رخ نمي دهد، ولي به محض آن كه عوامل تنبيه كننده كنار رفتند، رفتار نامطلوب از سر گرفته مي شود. نمونه بارز آن ضرورت وجود تعداد فراوان ماموران پليس در خيابان ها و گوشه و كنار بزرگراه هاي ما است. با وجود اين، به محض غفلت هر يك از آنان، رانندگان متخلف به خلاف كاريهاي خودشان ادامه مي دهند. گفتيم كه پاداش يك روش موءثر تربيتي علت است اصلي اثربخشي پاداش، اين است كه آگاهي دهنده است. يعني وقتي كه كسي كار درستي انجام مي دهد و به خاطر انجام آن كار، پاداش دريافت مي كند متوجه مي شود كه كارش درست بوده و بايد آن را ادامه دهد. اما اشكال تنبيه اين است كه آگاهي دهنده و آموزنده نيست. يعني تنبيه به شخص نشان نمي دهد كه به عوض رفتار تنبيه شده چه كاري بكند. بدتر از اين، حتي گاهي تنبيه به شخص نمي گويد كه چه كارش غلط بوده و به چه سبب تنبيه شده است. به عنوان مثال، راننده اي كه نادانسته مرتكب خطايي مي شود و بدون اين كه متوجه بشود، جريمه مي شود، هرگز نخواهد فهميد كه كدام عملش غلط بوده و در عوض چه كاري درست است كه بايد انجام دهد. متاسفانه تعداد رانندگان ايراني كه از اصول ايمني رانندگي اطلاعات كافي ندارند، بسيار است. كلاسهاي آموزش رانندگي نه از لحاظ چيزهايي كه آموزش مي دهند كامل است و نه از جهت شيوه هاي آموزشي مربيان آنها كارشان بي نقص است. كارشناسان آزمون رانندگي نيز هنگامي كه آزمايش رانندگي به عمل مي آورند، فرصت كافي ندارند تا تمام جزئيات مهارت رانندگي داوطلبان دريافت گواهينامه رانندگي را امتحان كنند. درنتيجه رانندگان تازه كار غالبا غيرمسلط بر اصول و مقررات رانندگي راهي خيابان ها و جاده ها مي شوند. از اين رو بسياري از خطاهاي رانندگي آنان، ناشي از اين است كه نمي دانند چه عملي درست و چه عملي خطاست. براي نمونه، رانندگان به هنگام مطالعه آيين نامه رانندگي و شركت در تمرينهاي رانندگي مي آموزند كه سبقت از سمت چپ اتومبيل جلويي مجاز است نه از سمت راست آن. اين افراد پيش از دريافت گواهينامه رانندگي فرصت رانندگي در بزرگراه ها را نمي يابند، لذا بارها ديده مي شود كه در بزرگراه هاي چند بانده نيز كه راننده مي تواند از باند وسطي سبقت بگيرد به علت حفظ طوطي وار قاعده سبقت از سمت چپ، با بوق و چراغ به راننده اي كه در باند سمت چپ بزرگراه در حال حركت است و خودش را براي گردش به چپ در تقاطع بعدي آماده مي كند اعتراض مي كنند، كه چرا خط عوض نمي كند تا از او سبقت بگيرند. به عنوان نمونه اي ديگر راننده اي كه تنها چند قدم مانده به يك تقاطع تصميم مي گيرد كه گردش به راست يا چپ كند و در خط خلاف قرار دارد مي كوشد تا با دادن چراغ راهنما، راه خود را به زور باز كند و به جهت دلخواهش گردش كند. شايد تصور او اين است كه چراغ راهنما يعني اجازه گردش به راست يا به چپ در هر شرايطي، يعني چون چراغ راهنماي اتومبيلش را روشن كرده پس در هر صورت حق گردش براي او محفوظ است. خطاهاي رانندگي، ناشي از ناآگاهي رانندگان فراوان است.، نكته مورد نظر ما اين است كه با جريمه كردن و گماردن ماموران متعدد سر چهارراه ها و گوشه وكنار بزرگراه ها و در دست گرفتن قلم و كاغذ به قصد يادداشت كردن شماره اتومبيل راننده متخلف يا جريمه كردن او، حتي در شرايطي كه گاه خود راننده متوجه جريمه شدنش نمي شود، هيچ كمكي به اصلاح مشكل ترافيك نخواهد كرد. البته همه تخلفات رانندگي ناشي از ناآگاهي رانندگان نيست. متاسفانه رانندگان متخلف زيادي نيز وجود دارند كه آگاهانه برخلاف مقررات عمل مي كنند و موجب بي نظمي در رانندگي و توليد خطرات گوناگون براي خود و ديگران مي شوند. مشكل اين افراد نيز با جريمه كردن به سبك فعلي حل نخواهدشد، زيرا اين نوع جريمه كردن حتي اثر تنبيهي هم ندارد. جريمه اي كه از دور و گاه بدون اطلاع راننده خطاكار صورت مي پذيرد، به عنوان يك اقدام اصلاحي اثربخش نيست. رانندگاني كه از دور جريمه مي شوند يا شماره اتومبيلشان نوشته مي شود، مي دانند تا زماني كه براي دريافت برگ عدم خلافي به اداره راهنمايي و رانندگي مراجعه نكنند، مجبور به پرداخت جريمه نيستند و براي بعضي از رانندگان كه در آينده نزديك نيازي به دريافت برگ عدم خلافي ندارند يا اتومبيل مال خودشان نيست، جريمه كردن به سبك موجود همان اندك تاثير تنبيهي خودش را هم از دست مي دهد. طبق اصول روانشناسي، تنبيه درصورتي موءثر است كه بلافاصله بعداز رفتار ناشايست فرد اعمال شود. رانندگي يك رفتار اجتماعي است و اصولا بايد توسط جمع كنترل شود. در كشورهاي امريكايي و اروپايي نيز، رانندگان تازه كار بر همه اصول ايمني رانندگي مسلط نيستند. اما با كنترلي كه ديگران به هنگام رانندگي بر آنان اعمال مي كنند، به تدريج رانندگي درست را مي آموزند. در آن كشورها چون بيشتر رانندگان درست رانندگي مي كنند، راننده تازه كار با الگوبرداري از رفتار آنان، اندك اندك ريزه كاري هاي رانندگي را اما مي آموزد در كشور ما، متاسفانه چون تعداد رانندگان ناآگاه از اصول درست رانندگي يا خلاف كار زياد است، براي رانندگان تازه كار الگو واقع مي شوند و رانندگان تازه كار تدريجا به قالب آنان درمي آيند. دربسياري ازكشورها اگر راننده اي به عمد بخواهد حق رانندگان ديگر را ضايع كند و پليس حضور نداشته باشد، ساير رانندگان به او اجازه اين كار را نمي دهند. مثلا اگر او بخواهد عقبعقب يك خيابان عبور ممنوع را طي كند رانندگان پشت سري به او اجازه نمي دهند و اگر بر اثر سماجت در انجام كار خلاف، موجب بروز تصادف بشود چنان پيامدهايي برايش به بار خواهد آمد كه ديگر نه او و نه كساني كه شاهد عمل خلاف او بوده اند، مشتاق به انجام چنين كار خلافي نخواهند بود. اما باز هم متاسفانه در كشور ما، اگر راننده اي بخواهد كمك به اجراي قانون بكند و از حق خودش دفاع كند چنان بلايي به سرش مي آيد كه از كرده اش پشيمان مي شود و از آن پس، ترجيح مي دهد كه در رانندگي از حق خودش بگذرد تا ساعتها وقتش تلف نشود، مقصر شناخته نشود و مورد اعتراض راننده خلاف كار قرار نگيرد. به دلايل مختلف، گاهي در كشور ما رانندگان بي تقصير از رانندگان مقصر، حتي آنهايي كه به عمد و ازروي لج بازي مرتكب خطا شده اند، بيشتر صدمه مي بينند. ادامه دارد