Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781030-47095S4

Date of Document: 2000-01-20

چالش هاي جهاني آموزش و پرورش درقرن بيست ويكم * دكتر محمد رضا سركار آراني ( بخش پاياني ) نقش فن آوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات در آموزش و پرورش فن آوري نوين به ويژه فن آوري اطلاعات و ارتباطات و نسبت آن با آموزش و پرورش چهارمين موضوعي است كه آموزش و پرورش در قرن بيست ويكم با آن روبه رو است. آموزش و پرورش هم مثل همه نهادهاي ديگر، از فن آوري نوين بهره مي گيرد. مثلا در تهيه مواد آموزشي، در تهيه محتواي آموزشي و كتابهاي درسي، در برنامه ريزي آموزشي و... ولي آنچه كه در اينجا، در جايگاه يك بحث نو مطرح است، بهره گيري از فن آوري نوين اطلاعات و ارتباطات در فرآيند ياددهي - يادگيري است. اين خوب است كه مدير مدرسه در روي ميز كارش يك رايانه هم داشته باشد. اين امر در ايران هم نسبتا رايج شده است. امروزه در مدارس شهرهاي كوچك ما هم كارنامه هاي دانش آموزان به كمك رايانه ها تهيه مي شود. پس اين بحث جديدي نيست، بلكه موضوع مهم اين است كه معلمان و مدير مدرسه، در درجه اول قادر باشند از فن آوري نوين در كلاس درس و در فرآيند ياددهي - يادگيري استفاده كنند. البته، اين موضوع تنها به ايران اختصاص ندارد و در بعضي از كشورهاي توسعه يافته هم، به عنوان يك موضوع قابل طرح است. به علاوه، استفاده از فن آوري نوين ارتباطات و رايانه ها فقط در دروس رياضي يا فني نيست. امروزه ما مي توانيم از فن آوري هاي جديد رايانه ها، ارتباطات، اينترنت و... در درس علوم اجتماعي هم بهره برداري كنيم. براي مثال، تعداد قابل توجهي از مدارس ژاپن، ازطريق اينترنت با مدارس ساير كشورها كه اين امكان را دارند، مرتبطند و اين ارتباطات در زمينه هاي مختلف آموزشي، آنها را ياري مي كند تا يادگيري هاي خود را عميق تر ساخته و به جهان خارج از كلاس و مدرسه گسترش دهند. به طور مثال، دانش آموزان كلاس پنجم ابتدايي برخي از مدارس ژاپن، براي تهيه گزارش درس علوم اجتماعي درارتباط با شناخت فرهنگ ها، با دانش آموزان هم سن خود در كشورهاي اروپايي ازطريق پست الكترونيكي و اينترنت ارتباط برقرار مي كنند و سوءالاتي در زمينه مسائل فرهنگي - اجتماعي مطرح نموده، به تبادل اطلاعات در زمينه هاي فرهنگ مدرسه، خانه و جامعه خود مي پردازند. استفاده از فن آوري ارتباطات در آموزش و پرورش بدين معني است كه ما بايد اين فن آوري را به كلاس درس بياوريم و در فرآينديادگيري از آن بهره گيريم تا دانش آموزان نسبت به اين فن آوري و موضوع درس نگرش سازنده اي پيدا كنند. اين كار هم در درس رياضي، هم در درس علوم اجتماعي و هم در زبان فارسي و... امكان پذير مثلا است در، درس علوم اجتماعي، دانش آموزان با بهره گيري از فن آوريهاي نوين ارتباطات به مشاركت در مباحث مربوط به زندگي اجتماعي علاقه مند مي شوند، يا در درس رياضي قادر مي شوند با انديشيدن، مسائل را حل يعني كنند راه حل ها را با تفكر بيابند و بتوانند در عمل مهارتهاي لازم براي كاربرد يا بهره گيري از آنها را در زندگي اجتماعي به دست آورند و به مباحث رياضي علاقه مند شوند و ياد بگيرند كه چگونه بياموزند و يادگيري خود را به خارج از كلاس درس و مدرسه گسترش دهند. فن آوري نوين اطلاعات و ارتباطات به ما كمك مي كند كه فرآيند يادگيري را به كلاس درس محدود نكنيم، يادگيري را به دنياي خارج گسترش دهيم و دنياي خارج را نيز به كلاس درس بياوريم. بهره گيري از رايانه ها و ساير فن آوري هاي نوين اطلاعات و ارتباطات در فرآيند ياددهي - يادگيري، كلاس درس را شوق انگيز نموده، انگيزه كودكان براي يادگيري را بيشتر مي كند و امكان ارتباط با جهان خارج را فراهم مي سازد. يافتن راهكارهايي كه به ايفاي چنين نقشي در مورد فن آوري هاي نوين كمك كند، بهترين موضوعي است كه همه ما بايد به آن بينديشيم. سخن پاياني موضوعات چهارگانه اي كه تحت عنوان چالش هاي جهاني آموزش و پرورش در قرن بيست ويكم مطرح شد، رويكرد نويني به آموزش و پرورش، مدرسه و جامعه را طلب مي كند. اين موضوع ها جنبه جهاني دارد، از حدود مرزهاي ملي فراتررفته است و منشاء تحولاتي در جامعه و آموزش و پرورش هستند. نسبت مدرسه و جامعه را در قالب جديدي تعريف مي كنند و تقريبا همه نسبت هاي سنتي حاكم بر اين روابط را تحت تاثير خود قرار مي دهند و لازم است از منظر جديدي به آنها نگريسته شود. منظر جديد به اين معني كه متوجه شويم نسبت هاي سنتي حاكم بر ارتباط مدرسه و جامعه، ارتباط والدين و مدرسه، دانش آموز و معلم و... شكل جديدي يافته است. قابليت و ظرفيتهاي جديدي را پديد آورده است و انتظارات همگان را از آموزش و پرورش تغيير داده است. فلذا آموزش و پرورش و مدرسه بايد كوشش كنند تا كاركردهاي خود را متناسب با نيازهاي جديد، نسبتها و روابط نوين و براساس تحولات اجتماعي هماهنگ سازند. امروزه، بحث درباره آموزش نحوه بهره گيري از اطلاعات به كودكان است. بحث از ساختارهاي نوين حاكم بر مدارس است، كه لازم است به وجود آيد تا بتواند هدفها، برنامه ها، محتوا و روشهاي آموزش و پرورش را به صورتي تبيين كند كه كودكان بتوانند همگام با تحولات زمان، مهارتهاي اساسي زندگي را بياموزند و در مدرسه امكان تمرين آن را پيدا كنند. امكان خودانديشي از فعاليت هاي خود را داشته باشند، با ديگران روابط انساني موءثري برقرار كنند، با طبيعت احساس صميميت و محبت داشته باشند، به قواعد اجتماعي احترام بگذارند و ضمن مشاركت با ديگران در گروههاي اجتماعي، قادر باشند فرهنگ بومي خود را درست بشناسند و مهارتهاي لازم براي عضو جامعه جهاني را نيز پيدا كنند. خانواده و جامعه و مجموعه نهادهاي مدني، مي توانند آموزش و پرورش را درتهيه ساختارهاي نوين براي پرداختن به مسئوليتهاي فوق در آغاز قرن بيست ويكم ياري دهند. اين ياري امكان لازم براي بازنگري در نظام آموزشي و كيفيت محتواي آن را فراهم مي سازد و شرايط لازم براي تغيير در كاركردهاي مدرسه را به وجود مي آورد و از منظر جديدي تواناييها، دشواريها و مسئوليتهاي آموزش و پرورش را در ارتباط با تحولات اجتماعي مطرح مي كند.