Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781030-47094S3

Date of Document: 2000-01-20

عامل قتلها، اعتياد و اختلال رواني تحليلي بر علل قتلهاي اجتماعي در رشت سايكوز حاصل از مصرف حشيش و فقدان مركز نگهداري بيماران رواني در گيلان، عوامل اصلي و زمينه ساز قتلهاي اخير در رشت بوده اند. چندي پيش ابراهيم نيك پي در پيربازار رشت 5 تن از اعضاي خانواده خود را به قتل رساند. وي كه چندين بار در بيمارستان شفاي رشت بستري شده بود در زمستان سال 1377 نيز به علت ابتلا به سايكوز حشيش (اختلال رواني و شخصيتي حاصل از مصرف حشيش ) در اين بيمارستان تحت درمان قرار گرفت و پس از 12 جلسه شوك الكتريكي از بيمارستان مرخص شد. (اين تعداد شوك و تاثير مثبت آن بر ابراهيم نشان مي دهد كه او نسبت به داروهاي اعصاب و روان مقاوم بوده و همچنين فقط يك سايكوپات محسوب نمي شده است. ) مقرر شده بود تا وي هرماه يك بار به بيمارستان مراجعه و تحت درمان قرار گيرد و همچنين بطور مرتب داروهاي خود را مصرف كند، اما خانواده وي به دلايلي نمي توانند درمان وي را ادامه دهند و به دليل ناياب بودن داروهاي اعصاب و روان، اين داروها نيز در اختيار وي قرار نمي گيرد. از سوي ديگر او دوباره به مصرف حشيش روي مي آورد و خانواده نيز به اين موضوع توجهي نمي كنند. در نتيجه ابراهيم نيك پي در شب پنجشنبه /6/78 4 پدر مادر و سه برادر خود را به قتل مي رساند و اجساد آنان را نيز به آتش مي كشد. در حادثه ديگري دو جوان 17 و 18 ساله در نيمه شب به قصد سرقت وارد منزل يحيي قنبري شدند و با ضربات چاقو او، پسر و همسرش را بشدت مجروح كردند. در اين حادثه يحيي قنبري و پسر 16 ساله اش سجاد كشته شدند و بماني عبدي نژاد علي رغم زخمهاي شديد نجات يافت. اين دو جوان نيز قبل از ارتكاب قتل، حشيش مصرف كرده بودند. ميلان زمين افشان يكي از دو جوان مزبور، پيش از اين به علت سايكوز حشيش در بيمارستان شفا بستري شده بود، اما آشفتگي خانوادگي مانع از ادامه درمان وي مي شود. او همچنين چندين بار اقدام به خودزني، ضرب و شتم ديگران و شكستن شيشه هاي بيمارستان كرده بود. خسرو رنجبر شوهر خواهر ابراهيم نيك پي نيز در گفتگو با خبرنگار همشهري گفت: ابراهيم به هيچ وجه بيمار رواني نيست و با نقشه قبلي پدر و مادر و برادران خود را به قتل رسانده و ما را نيز به قتل تهديد كرده است. او در كودكي و نوجواني هيچگونه رفتار نامعقولي نداشته و فقط از حدود سال 5 پيش كه احتمالا مصرف مواد مخدر را آغاز كرده بود حركات غيرعادي در او به چشم مي خورد. ابراهيم ديوانه نبوده و نيست. او در نوجواني در صافكاري، نجاري و جاهاي ديگري كار كرده و هيچ نشانه اي از بيماري در او ديده نشده است 7 حدود ماه پيش قرار بود كه ازدواج كند و تشكيل خانواده به دهد همين جهت هم، بخشي از زمين پدري را آماده كشت كرده بود تا پول لازم براي عروسي را تهيه كند. بايد اين را هم بگويم كه پدر ابراهيم 350 متر زمين و يك خانه مسكوني را نيز به نام او كرده بود. شواهد نشان مي دهد كه او براي قتل خانواده اش از قبل نقشه كشيده است و حتي پس از كشتن آنها اجساد را به فاصله 20 متري از خانه مي برد تا هنگام سوزاندن آنها، آتش به خانه سرايت نكند. او همچنين اسناد و مدارك زمين و خانه را در داخل چمدان خود جاسازي كرده بود تا از دسترس ديگران دور بماند. رنجبر همچنين افزود: اخيرا هم كه به ملاقات ابراهيم رفتيم، حالات او كاملا عادي بود، ولي قتلها را انكار به مي كرد هرحال اگر قانون او را قصاص نكند، ما و اهالي محل به زنده ماندن او رضايت نخواهيم داد، چرا كه او يك جاني خطرناك است. دكتر يحيي صفري، پزشك اعصاب و روان و رئيس بيمارستان شفا، تنها مركز روانپزشكي استان گيلان در اين باره گفت: بيش از 15 هزار بيمار رواني قابل بستري در گيلان وجود دارند و گذشته از بيماران رواني گيلان، كليه بيماران رواني اردبيل و بخشي از بيماران رواني استانهاي قزوين، زنجان و مازندران نيز در بيمارستان شفاي رشت مداوا مي شوند. در حالي كه فقط 260 تخت براي بستري شدن آنها اختصاص يافته است. اين تختها نيز در بيمارستان شفا قرار گرفته اند كه يك مركز آموزشي و درماني است و نگهداري از بيماران رواني در چنين مراكزي از نظر علم روز روانپزشكي مردود شناخته شده است. وي با بيان اين نكته كه در روانپزشكي امروز، هدف، نظارت و كنترل بيماران و بازگرداندن آنان به اجتماع است، افزود: نگهداري بيماران رواني در فضاي بسته و محبوس كردن آنان در بيمارستانها موجب تشديد بيماري آنان مي شود. در كشورهاي پيشرفته، شهركهايي براي نگهداري اين بيماران وجود دارد كه آنان در آنجا ضمن كار و آموزش، مداوا مي شوند. در ايران نيز در استانهاي فارس، خراسان و تهران مراكزي براي نگهداري بيماران رواني وجود دارد، اما گيلان هنوز فاقد چنين مركزي است. دكتر صفري با اشاره به بي توجهي مسئولين به بيماران رواني گفت: در جوامع توسعه نيافته، جامعه پذيراي بيماران رواني نيست و آنها را طرد مي كند. در نتيجه بايد آنان را در مراكز خاصي نگهداري كرد، در غير اين صورت بستر وقوع حوادث ناهنجار در جامعه شكل مي گيرد. علاوه بر فقدان مركز نگهداري در گيلان، كمبود شديد داروهاي اعصاب و روان نيز مانع بزرگي در راه درمان و يا دستكم كنترل اين بيماران است. در عوض مواد مخدري نظير حشيش كه شديدا بر اعصاب و روان تاثيرگذار است، به سادگي در دسترس آنان قرار دارد. تاكنون كمتر بيماري را ديده ام كه اقدام به قتل ديگري كرده باشد و موادي نظير حشيش مصرف نكرده باشد. متاسفانه در مورد حشيش به علت در پي نداشتن اعتياد، برخورد جدي صورت نمي گيرد، در حالي كه اين ماده مي تواند خطرات زيادي را براي جامعه در برداشته باشد. وي در مورد دو قتل كوي بياني و پيربازار رشت اظهار داشت: مصرف موادي نظير حشيش علائمي مانند جنون را در انسان نمايان مي كند كه اصطلاحا به آن سايكوز حشيش مي گويند. اين علائم پس از ترك مواد و يا گذشت زمان از بين مي رود و شخص بار ديگر به حال عادي باز مي گردد. مصرف حشيش بخصوص اگر مداوم باشد، علاوه بر از بين بردن سلولهاي مغز و تضعيف قدرت تصميم گيري، موجب اختلال شخصيتي مصرف كننده نيز مي گردد و در اغلب موارد ذهنيتي غيرواقعي از اطرافيان در شخص ايجاد مي شود. ابراهيم نيك پي كه در پيربازار مرتكب قتل شده نيز داراي سايكوز حشيش بوده است و رفتار عاقلانه وي پس از وقوع قتلها نيز نشانگر همين موضوع است. پدر و مادر او به علت كنترلي كه بر رفتارهاي او داشتند و همچنين به علت مخالفت با اعمال غيرمعقول او در ذهن او دشمن تلقي مي شدند و همين ذهنيت موجب شده تا او در جنون ناشي از مصرف حشيش آنها رابه قتل برساند. دكتر صفري در مورد مجازات اينگونه افراد گفت: نظريه پزشك قانوني اين است كه جنون عادي يا اوليه كه قبل از وقوع جرم وجود داشته باشد، از فاعل جرم سلب مسئوليت مي كند، اما جنون ثانويه يا جنوني كه پس از مصرف مواد ايجاد مي شود، مسئوليت اعمال را از مصرف كننده سلب نمي كند. بنابر اين كساني نظير ابراهيم نيك پي يا ميلان زمين افشان چون پس از مصرف مواد، دست به قتل زده اند، مسئول اعمالشان هستند و از مجازات معاف نمي شوند. وي با توجه به درخواست مجازات اين دو تن توسط اولياي دم افزود: اعدام اينگونه افراد از آنجا كه وجودشان براي جامعه خطرناك است، از نظر حقوقي و قانوني درست جلوه مي كند. اما درصورت وجود مراكز نگهداري اين بيماران، مي توان از نظر حقوقي روشهاي ديگري را بكاربست. در سيستم كنوني ما كه نمي توان كنترل و نظارت خاصي براينگونه بيماران داشت، همواره پس از بروز فاجعه، معلول مورد بررسي و قضاوت قرار مي گيرد و علل به فراموشي سپرده مشكلات مي شود خانوادگي، بيكاري، فقر و فقدان امكانات تفريحي براي جوانان، بسياري از آنان را بسوي مصرف مواد مخدر سوق مي دهد. براي پيشگيري از آلوده شدن جوانان بايد اين علل را رفع كرد. رشت - خبرنگار همشهري: عليرضا رضايي