Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781029-47087S1

Date of Document: 2000-01-19

هرمنوتيك و وحي علي اصغر حقدار اشاره: بحث هرمنوتيك را نبايد با علوم تفسير و تاويل در گذشته اشتباه كرد. تفاوت اين علوم با هرمنوتيك به مبادي نظري و بحثهاي فلاسفه و علماي جديد بازمي گردد كه كوشيدند براي گشايش رمزهاي متن به تئوريهاي خاصي تمسك جويند وروشهاي كارآمدي ابداع كنند. البته برخي متفكران نظير هانري كوربن معتقد بودند كه روشهاي تاويلي گذشتگان هنوز اعتبار و رخشندگي خود را حفظ كرده است، اما غالبا با نگره ها و نظريه هاي تقريبا متفاوتي به سراغ اين مبحث مي روند. دركشور ما بحث هرمنوتيك امروزه به يكي از مهمترين مباحث ديني بدل شده و با توجه به همين مساله، در مقاله ذيل اجمالي از سرفصلهاي موضوع جهت آشنايي خوانندگان ترسيم و مشخص شده است. گروه معارف هرمنوتيك دانش خواندن متن است; خواندن هر متني فهم و تفسير آن را در خود جاي مي دهد، بنابراين وقتي اين دانش را در رابطه با قرآن به كار مي بريم، عمل فهم خود را در جريان خواندن متن قرآن، كه مبتني بر پيش فرض ها، انتظارات و علائق خواننده و مفسر بوده، به نمايش مي گذاريم. فرآيند تفسير وحي و تشريح چگونگي ها، ساز و كار عمل تفسير كه عجين با پيش دانسته ها و معلومات بيروني هر مفسري است، موضوع هرمنوتيك و قرآن را تشكيل مي دهند، به همين منظور قبل از هر موضوعي، لازم است اجمالي از واژه شناسي و مسايل و تاريخ اين دانش را روشن نماييم. واژه هرمنوتيك (hermeneutics) به معناي فرايند فهم و تفسير اصلا يوناني بوده و از فعل هرمنوئين مشتق شده و از نظر ريشه لغوي با هرمس، الهه يوناني كه پيامبر خدايان و حافظ مرزها بوده، ارتباط هرمس دارد در اساطير يوناني نه تنها پيام شادي بخش يا غم انگيز خدايان را به انسان ابلاغ مي كرده، بلكه آن را به گونه اي قابل فهم نيز به تفسير براين مي گذاشت اساس عمل تفسير را متضمن سه مرحله يا بخش اصلي دانسته اند: الف ) علامت، ب ) پيام و متني كه نياز به تفسير دارد و ج ) واسطه تفسير يا مفسر (هرمس ) كه آن پيام را تفسير نموده و به مخاطبان مي رساند. هرمس جز وظيفه هاي پيام رساني خدايان و راهنمايي مسافران و مردگان، كارهاي ديگري هم به عهده داشت. او خداي راهها، تاجران، دزدان، خواب و روءيا و نيز زمينه ساز اقبال خوش آدميان بود. يونانيان آدم خوش اقبال را hermaion مي خواندند، يعني كسي كه هديه اي از هرمس گرفته است. در واپسين سرود ايلياد، هرمس از زبان زئوس به عنوان كسي كه به خواستهاي آدميان گوش مي دهد و ياورشان هست، معرفي شده است. افلاطون نيز در رساله كراتيلوس، نسب هرمس را به نمودار سخن گفتن وتاويل كننده پيامها دانسته و او را هم پيام آور خدايان و مخترع گفتار و زبان مي شمارد. هرمنوتيك در عصر يوناني، پيوند نزديكي با فقه اللغه و نقد متون داشته و در دوران قبل از پيدايش صنعت چاپ، زماني كه كتاب مقدس به شكل دست نويس تهيه مي شده، در جهت يافتن نسخه اصل و معتبر آن و رفع اشتباهات نساخ به كار مي رفته است. در عصر رنسانس، پروتستانها با زيرسئوال بردن تفسير رسمي كليساي كاتوليك از كتاب مقدس، با توسعه در معناي تفسير و يافتن اصول اساسي و قواعد نوين در تاويل كتاب مقدس، قاعده مند كردن عمل تفسير و منضبط نمودن فهم خود از متن كتاب مقدس را وجه همت قرار دادند. با عميق تر شدن نگرش علمي انسان به پديده هاي خارجي و تامل در متون پيشين كه به دنبال روشنگري و رنسانس معرفتي مطرح شد، هرمنوتيك نيز دچار تحولات گرديده و دايره كاوشهاي تفسيري و تفهمي بيش از پيش گسترش يافت. در اين دوران كه از اواخر قرن هجدهم شروع مي شود، هرمنوتيك از تفسير خاص كتاب مقدس به تفسير عام متون ادبي، ديني، فلسفي و... وارد شده و دوران جديدي در عرصه بحثهاي تفسيري شروع شد. دوران جديد در سير هرمنوتيك و تحول آن عمدتا به دست شلاير ماخر و ديلتاي آغاز مي شود كه مفهوم تفسير را به كل عمل فهم و تفسير و شرايط آن تعميم دادند و به سخن گادامر، هرمنوتيك را همچون علاقه مشترك افراد انسان به تفاهم متقابل، يعني علاقه به دسترسي يافتن به زمينه اصلي آن چه به خطر افتاده - كه به گونه اي خاص از نظر شلاير ماخر حقيقت متون مقدس بود - مطرح شد. شلاير ماخر فهم را به كانون نظريه هرمنوتيكي بدل كرد وتاويل را در دو جنبه ماهوي همبسته عرضه داشت ) 1 تفسير دستوري; ) 2 تفسير روانشناختي; از نظر وي، يك تفسير صحيح نه تنها محتاج فهم بافت فرهنگي و تاريخي خاص موءلف است، بلكه به دريافت ذهنيت ويژه او نيز نياز دارد كه از طريق يك جهش شهودي، مفسر آگاهي موءلف را آزاد مي سازد. ديلتاي در تكميل و اصلاح پروژه هرمنوتيكي شلاير - ماخر و تبديل آن به روش علوم انساني و جداسازي آن از علوم طبيعي كوشيده و فهم را وارد جريان زندگي انسان كرد. وي فهم را مقوله زندگي مي دانست، بنابر اين نظر نمي توان فهم را از حس انسان بودن جدا كرد; از اين رو در هرمنوتيك ديلتاي، هر تاويل بيش از هر چيز وابسته به تاويل كننده است، يعني انس و آشنايي ديرينه تاويل كننده با موضوع تاويل نخستين شرط رسيدن به نتيجه درست است. ديلتاي خود نوشته است: هدف اساسي هرمنوتيك، درك كاملتري از موءلف است، آن سان كه خود را چنين درك نكرده است. در برهه اي ديگر از حيات هرمنوتيك كه به دوران مدرن نامبردار شده هايدگر فهم را مبتني بر پيش ساخت يعني مفروضات، انتظارات و مفاهيمي ساخت كه قبل از هر نوع تفكري بر تجربه فراافكنده شده اند وافق خاص هرگونه فهميدن را تشكيل مي دهند; با اين نگرش هرمنوتيك از عرصه معرفت شناسي خارج شده و در هستي شناسي وارد گرديد. تصوير هايدگر از فهم تاكيد به اين نكته است كه: فهميدن يك متن بيشتر به معني گشودن و بسط آن امكان وجودي است كه متن بدان اشاره مي كند تا جستجو و كشف معنايي منجمد و ايستا كه در آن نهفته گادامر است نيز به تبعيت از هايدگر استدلال مي كند، تفسير مسبوق به زمينه فهم پذيري است و اين كه پيش فرضها و مفروضات مفسر دقيقا آن چيزي است كه فهم و نيز سوء فهم را امكان پذير مي سازد. بنابراين به گفته پل ريكور مساله هرمنوتيك جايي آشكار مي شود كه حركتي از بدفهمي به سوي فهم بهتر وجود داشته باشد. در ميان عالمان وفلاسفه مسلمان نيز انديشه هاي هرمسي شناخته شده بود و آنان در بنيان مكتبهاي فكري خود بي تاثير از نوشته هاي هرمسي نبوده اند. نوشته هاي باطني و رمزي ابن سينا چون حي بن يقظان و رسالتالطير و... از اولين آثاري است كه در آنان انديشه هاي هرمسي گزارش شده است. شيخ اشراق نيز در برخي از مصنفات خود، از هرمس به عنوان والدالحكما نام برده و سلسله حكماي يوناني و ايراني قديم را از پيروان و شاگردان وي شمرده است. صدرالدين شيرازي نيز هرمس را باني حكمت دانسته و او را همان ادريس پيامبر دانسته است. گذشته از فلاسفه، كيمياگران و طبيبان و شاعران مسلمان نيز با آثار و انديشه هاي هرمسي آشنا بوده و او را جزو هفت حكيم بزرگ قديم و پايه گذار علم تفاسير مي دانستند فلسفي صدرالدين شيرازي از آيات قراني و تاويلات عارفان از كلام خداوند و متن قرآن از جمله نمونه هايي است كه فرايند فهم و تفاسير مختلف را در جهان اسلام بازنگه داشته است و امروزه قرائت هاي كلامي جديد دكتر محمد مجتهد شبستري از كتاب و سنت كه مبتني بر هرمنوتيك كلاسيك هيرش بوده و سخن از وجود معنايي عيني در متون مقدس است و همچنين طرح نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت از سوي دكتر عبدالكريم سروش، نقطه آغاز هرمنوتيك كلامي در زمان معاصر به شمار مي روند; در ميان غربيان نيز بايد از پل ريكور و مكتب كنستانس نام برد كه هرمنوتيك را وارد دوران جديدي نموده اند. بنابراين آنچه از تاريخ هرمنوتيك برمي آيد، - متن تاويل - فهم و معنا از واژگان اصلي دانش هرمنوتيك بوده و پرسمانهاي اصلي آن را مي توان به اين شكل عرضه نمود: آيا متن محتاج تاويل؟ است فهم ما از متن تا چه حد؟ است متن، داراي معناي اصلي؟ است مفسر چگونه به فهم متن نايل ؟ مي شود مراد از معناي متن؟ چيست... براساس آن چه گفته شد، مي توان متن قرآن را نيز از منظر قرائتهاي هرمنوتيكي مورد تامل قراردادوساختارهاي معنايي آن را عيان كرد. ادامه دارد