Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781029-47082S2

Date of Document: 2000-01-19

چالش هاي جهاني آموزش و پرورش درقرن بيست ويكم * امروزه مشاركت انسانها براي حفظ محيط زيست، صلح و تفاهم ملي و بين المللي مطرح است و اين سطح ازمشاركت، نيازمند آموزش هاي موءثر به دانش آموزان در مدارس براي كسب شناخت لازم، مهارتهاي لازم و نگرش هاي سازنده است * يكي از نقش هاي مهم آموزش و پرورش در قرن آتي ايجاد عزم، نگرش و شناخت بين المللي براي رفع يا كاهش مشكلات جهاني انسانها است. مشكلاتي چون منازعات بين المللي، فقر جهان سوم، افزايش جمعيت و... سرآغاز: چالش هاي جهاني آموزش و پرورش در قرن بيست ويكم را مي توان ناشي از نگاه هاي نويني دانست كه به كاركردهاي آموزش و پرورش اعمال مي شود. اين ديدگاههاي نو، قطعا رويكردهاي متفاوتي رابه مشكلات آموزش و پرورش و توانمنديهاي آن ايجاب مي كند و موضوع هاي متفاوتي را مطرح مي سازد. اين موضوع ها، هم در ميان پژوهشگران و انديشمندان آموزش و پرورش در سطح دانشگاه و مراكز پژوهشي مطرح است و هم نظر كارشناسان آموزش و پرورش، معلمان، والدين و جامعه را به خود معطوف ساخته است. موضوع ها و رويكردهاي نوين ناشي از تحولات علمي و فن آوريهاي جديد، به ويژه فن آوريهاي مربوط به عرصه اطلاعات و ارتباطات است. در واقع، همين تحولات است كه زمينه نگاه هاي نو رابوجود مي آورد و آن را فراتر از مرزهاي ملي مطرح ساخته و جهاني مي كند. به علاوه اينكه آن را از اختصاص به نخبگان و انديشمندان جامعه خارج ساخته و به صورت يك رويكرد اجتماعي مطرح مي سازد. موضوع هاي نويني چون; آموزش زيست محيطي (Environmental Education) حقوق، شهروندي، مردم سالاري و آموزش و پرورش (Education and Citizenship Democratic) بين المللي، كردن آموزش و پرورش (Education of Internationalization)، نقش فن آوريهاي نوين ارتباطات و اطلاعات در آموزش و پرورش (Education and Technology New) محورهاي اصلي چالش هاي جهاني آموزش و پرورش در قرن بيست و يكم را شكل مي دهند. مقاله اي كه پيش رو داريد نوشته دكتر محمدرضا سركار آراني عضو هيات علمي دانشگاه علامه طباطبايي و فارغ التحصيل دكتراي آموزش و پرورش تطبيقي و بين الملل ازدانشگاه ناگوياي ژاپن است و سعي برآن دارد تا مباحث نوين آموزش و پرورش در قرن آتي را تشريح و تبيين كرده و ضرورت بكارگيري رويكردهاي نوين به آن را گوشزد كند. آموزش زيست محيطي اولين موضوع، آموزش زيست محيطي است. همانطور كه مي دانيد بحران محيط زيست يك مساله جهاني است. آنچه به عنوان عوامل تهديد كننده محيط زيست انسان مطرح مي شود، بسيارند از جمله; افزايش آلودگيها، كاهش منابع طبيعي نظير جنگل ها، افزايش جمعيت، نابودي لايه اوزن و.. حال اين مساله كه نسبت آموزش و پرورش با بحث هاي زيست محيطي چيست و آموزش محيط زيست از كجا و چه زماني بايد آغاز؟ شود جايگاه اين آموزشها در مدرسه و در كلاس درس؟ كجاست مشكلات محيط زيست و خطراتي كه انسان براي محيط زيست بوجود آورده است؟ كدامند و چگونه مي توان از افزايش آنها جلوگيري كرد، موضوعهايي است كه نياز به آموزش را بيشتر ساخته و مسئوليتهاي بيشتري را براي نظام آموزش و پرورش به همراه آورده است. كشورهاي پيشرفته با برنامه ريزي بهنگام سعي كرده اند اين آموزشها را به خانواده، مدرسه و كلاس درس بياورند. به عنوان مثال در يك مدرسه ابتدايي در ژاپن (كلاس چهارم ابتدايي ) معلمي، را ديدم كه تلاش مي كرد مشاركت دانش آموزان را در فرآيند ياددهي - يادگيري را به نحوي جلب كند تا بتواند طرح درس خود را در مورد محيط زيست در درس علوم اجتماعي اجرا كند. موضوع درس نحوه توليد، انهدام و بازيافت زباله معلم بود از همه دانش آموزان خواسته بود تا براي اين درس، هركدام از منزل قطعه اي زباله با خود به كلاس هريك بياورند از دانش آموزان شيئي را كه به نظرشان زباله بود با خود به كلاس آورده بودند. مثلا يك قوطي كنسرو خالي، يك ظرف يك بار مصرف، يك تكه پلاستيك، يك قطعه چوب، يك مقدار كاغذباطله و.. در ساعت اول كلاس، معلم از دانش آموزان خواست تا هريك از دانش آموزان راجع به قطعه اي كه با خود آورده بودند، گزارشي بدهند و سعي كنند براي همكلاسي هايشان توضيح دهند كه رها كردن روزانه اين مواد در محيط زيست چه مشكلاتي را براي زندگي ما بوجود مي آورد. درساعت دوم كه روز بعد تشكيل شد، معلم از دانش آموزان خواست تا تغييرات احتمالي در اشيايي را كه به عنوان زباله تعريف كرده اند، بيان كنند. آن گاه دانش آموزان تغييرات رنگ، بو، حجم (انبساط و.. ) تكه هاي پلاستيك، ظروف يك بار مصرف، قوطي هاي نوشابه، مواد غذايي و... را بيان كردند و دلايل تغييرات آنها را در ارتباط بادماي هوا و ساير مواردي كه به نظرشان مي رسيد، بيان در داشتند ساعت سوم كلاس، معلم با بيان مختصري از توصيف دانش آموزان در ارتباط با اشيايي كه به عنوان زباله به كلاس آورده بودند و تغييرات آنها، تلاش كرد تا دلايل لازم براي جداسازي زباله ها و امكان بازيافت آنها را براي دانش آموزان توضيح دهد. آنگاه پس ازكلاس، همه دانش آموزان به اتفاق معلم، به محل گذاشتن زباله در مدرسه رفتند و هريك از آنها زباله هاي خود را در محل مخصوص رها كردند. جالب اين كه در كلاس هاي بالاتر، معلمان همين بحث را به صورت تطبيقي ارائه مي كنند و با كمك نمودارها و اطلاعات آماري، ميزان و انواع زباله ها و تاثير آنها در محيط زيست را، در كشورهاي مختلف جهان، به بررسي و بحث مي گذارند و سهم كشور خود را در توليد و بازيافت آنها نشان مي دهند. در ايران هم بايد اين مباحث را به شكل جديدي در برنامه هاي آموزشي و درسي و حتي آموزش خانواده وارد كنيم و اين فرصتهاي يادگيري را در اختيار كودكان و نوجوانان خود قرار دهيم. فرصتهاي يادگيري كه دانش آموزان را به طور عيني با اين مسائل آشنا كند و به طور كلي جامعه را متوجه اين مباحث سازد، به طوري كه يك مادر هم بتواند اين آموزشها را به فرزندانش بدهد. در آموزش خانواده، مدارس و كلاس درس، بايد اين برنامه هاي آموزشي رابه نحو موءثري ارائه كنيم. * حقوق شهروندي، مردم سالاري و آموزش و پرورش دومين موضوعي كه امروزه خيلي اهميت دارد، دموكراسي، مدنيت و نقش آموزش و پرورش است. درواقع موضوعي كه در آموزش و پرورش جهان مطرح است، نقش و حقوق انسان در جامعه و مدرسه است. به عبارت ديگر نسبت انسان با جامعه، جامعه با مدرسه و بالاتر از آن نسبت جوامع با يكديگر و نقشي است كه آموزش و پرورش در اين ميان دارد. بايد مطالعه كنيم كه اين نسبت ها چگونه تعريف؟ مي شوند مفهوم آنها ؟ چيست چه ارزشهايي را در درون خود؟ دارند اين ارزشها و قواعدي كه اين نسبتها را مي سازند چگونه به وجود مي آيند و ما بايد چگونه به فرزندان خود؟ بياموزيم اين موضوع ها به مجموعه مباحثي كه ما در تعليمات مدني، اعم از مطالعات اجتماعي، تاريخ و جغرافيا مي آموزيم، باز مي گردد. بحث ديگري كه در اين حوزه مطرح است، بحث مشاركت انسان در جامعه است. مشاركت در اداره جامعه، فعاليتهاي مدني و مطالبه حقوق شهروندي نياز به شناخت لازم، مهارتهاي خاص و نگرشهاي سازنده مشاركت دارد آموختني است و بايد آن را از همان كلاس درس و خانواده بياموزيم و تمرين كنيم. آموزش و پرورش نقش ويژه اي در آموزش و تمرين اين مشاركت در ميان كودكان دارد. آموختن و تمرين مشاركت بايد در كلاس درس صورت پذيرد. مثلا آن گاه كه سرگرم برنامه ريزي براي يك فعاليت آموزشي، مانند يك گردش علمي هستيم، بايد دانش آموزان را در برنامه ريزي مشاركت دهيم و ياد بگيريم تا حدودي هم براساس انتخاب و تصميم آنها عمل كنيم. اين موجب مي شود كه دانش آموزان ياد بگيرند كه اظهارنظر كنند و سعي كنند در اظهارنظر خود منطقي باشند، ياد مي گيرند كه نظرات يكديگر را تحمل كنند و به راي اكثريت تن دردهند، ياد مي گيرند در مواردي از احساسات و نظرات شخصي خود به نفع جمع چشم پوشي كنند و نهايتا ياد مي گيرند كه تصميمات خود را ارزيابي كنند و ضمن تمرين مشاركت، مسئوليت پذير باشند. * بين المللي كردن آموزش و پرورش موضوع ديگري كه امروزه در آموزش و پرورش جهان مطرح است، بين المللي كردن آموزش و پرورش است. اين دقيقا به مباحث مشاركت، دموكراسي، مدنيت و ارتباط آن با آموزش و پرورش مربوط مي شود. البته بين المللي كردن آموزش و پرورش به اين معني نيست كه ما آموزش و پرورش خود را از جنبه هاي ملي، فرهنگي و تاريخي جدا كنيم و جهاني اين سازيم يك سوءتفاهم است كه براي خيلي ها پيش آمده است. بين المللي كردن آموزش و پرورش از آنجا نشات گرفته است كه در پايان قرن بيستم انسان نه در سطح ملي، بلكه در سطح بين المللي با مشكلات عمده اي مواجه شده است; مشكلاتي كه جهاني است و تاثيرات جهاني بنابراين دارد عزم، شناخت و نگرشهاي سازنده بين المللي را براي رفع يا كاهش آنها مي طلبد. در اينجاست كه مي بينيم يكي از نقشهاي مهم آموزش و پرورش ايجاد اين عزم و نگرش سازنده و ارائه آگاهيهاي لازم است. درواقع، همه اينها لازمه مشاركت انسانها در رفع مشكلات جهاني است. مشكلاتي چون منازعات بين المللي، فقر جهان سوم، خطرات زيست محيطي، افزايش جمعيت و.. از اين دسته اند. امروزه، در جنوبشرقي آسيا مشكل تايلند، مشكل خاص اين كشور نيست، بلكه مشكل ژاپن، كره جنوبي و مالزي هم هست. تحولات اندونزي، اقتصاد ژاپن را هم تحت تاثير خود قرار مي دهد و تغيير ساختار سياسي آن بر كشور چين نيز تاثير مي گذارد. مشكل افغانستان، مشكل ايران هم هست و صلح و ثبات در آن قطعا تاثيرات سازنده اي بر ايران خواهد گذاشت. امروزه، بيش از هر زمان ديگري سرنوشت انسانها و ملتها با يكديگر ارتباط دارد. بنابراين رفع اين مشكلات در يك حوزه جغرافيايي، تاثيرات مثبت جهاني دارد. امروز ديگر كشورهاي غني و پيشرفته نمي توانند از آثار فقري كه گريبانگير كشورهاي جهان سوم است، بركنار بمانند. در اروپا، مشكلي كه كوزوو با آن مواجه است، تنها به منطقه بالكان تعلق ندارد، بلكه همسايگان آن و كلا اروپا را نيز تحت تاثير خود قرار مي دهد. بنابراين، در دنياي امروز ضرورت افزايش تفاهم بين المللي را بيش از پيش حس مي كنيم. بنابراين، لازم است تعاملهاي فرهنگي را روزافزون و شناختمان از ساير فرهنگها و ارتباطات فرهنگي با ساير ملتها را بيشتر كنيم. درواقع اين بحث به نوعي به آنچه كه امروز در محافل اجتماعي - فرهنگي و سياسي ايران تحت عنوان گفت وگوي تمدنها مطرح است، برمي گردد. در بسياري از مدارس ابتدايي كشورهاي توسعه يافته محلي به عنوان سالن آموزش فرهنگها و تمدنها وجود دارد. در اين سالن از هر كشوري، يك نماد مشخص كه حداقل پرچم آن است، ديده مي شود. به علاوه نقشه هاي جغرافيايي، انساني و اقتصادي و جزواتي در مورد فرهنگ كشورهاي مختلف جهان، در آن به چشم معلمان مي خورد تلاش مي كنند، از اين مكان براي آشنا ساختن دانش آموزان با فرهنگ زندگي در كشورهاي مختلف جهان، بهره ببرند. اين سالنها، معمولا در جايي از مدارس قرار دارند كه توجه كودكان را به هنگام عبور و مرور روزانه جلب مي كنند و كودكان معمولا اوقات فراغت خود را، در آنجا مي گذرانند. اين بدين خاطر است كه افراد از كودكي با مسائل جهاني آشنا شوند و مهارتهاي لازم براي شهروند جهاني را به دست قفسه هاي آورند فيلم ويدئو و كتابهاي مربوط به كشورها در اين محل موجود است. در اين سالن شما با زندگي اقوام ابتدايي در جنگلهاي آمازون، نحوه مقابله با مساله كمبود آب و بيماريهاي واگيردار در آفريقا نيز آشنا مي شويد. ادامه دارد