Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781028-47068S1

Date of Document: 2000-01-18

اسباب وشرايط توفيق مطبوعات درايران سخنراني دكتر هادي خانيكي درجمع برخي از اصحاب مطبوعات مقدمه: دكتر هادي خانيكي، مشاور مطبوعاتي رئيس جمهور، طي سخناني مبسوط در جمع برخي از اصحاب مطبوعات كشور در آغاز هشتمين سال انتشار روزنامه همشهري به نكات بديعي از اسباب و شرايط توفيق مطبوعات در كشور ما اشاره كرد كه به لحاظ اهميت مطالب مطرح شده توسط ايشان، توجه خوانندگان محترم را به متن كامل سخنراني جلب مي كنيم. روزنامه همشهري با يك تفاوت نسبت به ساير مطبوعات زاده شد و همين تفاوت را توانست به بخشهاي ديگري از دنياي مطبوعات در كشور ما تسري يك بدهد تمايز در عرصه مطبوعات كه همه اينها را مي شود به ريز احصاء كرد و شمارش كرد: زبان مطبوعاتي اش، توزيع و تقسيم مطالبش و توجه كردن به آنچه كه جامعه پرشتاب شهري ما در جست و جوي آن بود يعني در پي اين بود كه شهروند را كه در تعريف سياسي و فرهنگي ش با رعيت يا با فرد منفعل در برابر تحولات تفاوت دارد به نيازهاي يك شهروند پاسخ بدهد و پاسخ هم گفت. زبان مختصر و كوتاهي كه در روزنامه گاري انتخاب كرد و اخلاق متناسب با فرهنگ شهري را كه بيشتر بر تواضع و اخلاق استوار بود اين را توانست به بخشهايي تسري بدهد اگرچه اين هيچ وقت از كاستي هايي كه در عرصه مطبوعات هست، نكاست، كاستي ها به جاي خودش باقي هست در عرصه مطبوعات و اگر اين كاستي ها را نشناسيم حتما در آنجا از حركت باز ولي مانديم علاوه بر اين تفاوت ها يا تمايزهايي كه بالاخره روزنامه همشهري را از نظر شكل و شمايل و نحوه توزيع و قطع و اندازه و نوع دسترسي مخاطبان متفاوت با بقيه مطبوعات مي كرد به يك نياز ديگر در جامعه ما توجه كرد و آن اينكه آيا بين توسعه فرهنگي و توسعه سياسي و توسعه مطبوعاتي مي بايست تناسب و توازني برقرار باشد يا نباشد و به نظر من اين گامي بود كه اگر چه همشهري برداشت در بخشي ولي توسط روزنامه هايي كه از پيش از همشهري و بعد از همشهري به وجود آمدند قدمهاي تكميلي آن برداشته شد و امروز ما به جد مي توانيم مدعي اين باشيم كه در جهت رسيدن به حد تعادل يا به استاندارد در شاخص هاي توسعه مطبوعات داريم تا حدود زيادي نزديك مي شويم، چرا. به خاطر اينكه توسعه فرهنگي را چيزي نمي دانند مگر اينكه نوزايي و خلاقيت بر پايه مشاركت. جامعه اي كه زاينده است، جامعه اي كه خلاق است و اين خلاقيت و زايندگي را مبتني مي كند بر مشاركت آن عمومي جامعه گام هاي استوار را درجهت توسعه فرهنگي برداشته است و اين فقط يك تعريف نظري و يك تعريف آكادميك نيست بلكه جامعه نوزا، جامعه خلاق، جامعه اي است كه داراي هويت هم مي شود چون اولا مي تواند اصالت هاي خودش را بازآفريني بكند و مي تواند باز توليد بكند معاريف و ماثر ديني و ملي خودش را و به عبارت ديگر از گسستگي و ناهمزباني ميان نسل ها جلوگيري بكند و ثانيا مي تواند جامعه را در مواجهه با دگرگوني هاي سريع فن آورانه، دگرگوني هاي سريع صنعتي، اقتصادي و سياسي، توانا و قابل بسازد. به عبارت ديگر، توسعه سياسي، كشور و جامعه را رنجور نكند بلكه از توسعه مادي بتواند بيشتر برخوردار بشود و در شرايطي مثل شرايط جامعه ما، نقش و مسئوليتي كه به دوش مطبوعات ما گذاشته مي شود نقش ومسئوليتي مضاعف است. علي القاعده آنچه كه برمي گردد... مطبوعات، جايگزين يا عهده دار مسئوليت هايي هستند در غياب نهادهاي ديگر مثل احزاب مثل تشكلهاي سياسي، صنفي و اجتماعي ديگر و به همين دليل هم هست كه هم انتظار فزاينده ما و هم از آن طرف انتقادهاي ما بيش از واقعيت مطبوعات قرار مي گيرد، به خاطر اينكه اين نهادها بخشي از مسايل و مشكلات ديگر را از نهادهاي ديگر را در جامعه نمايندگي مي كنند، براي اينكه اين نسبت بتواند به يك توازن برود يعني ما از يك طرف جامعه را بتوانيم به عنوان يك جامعه خلاق و نوزا و زاينده در نظر بگيريم كه اين زايندگي هم در سطح نخبگان نيست بلكه به طور عمومي متكي هست بر مشاركت عموم، يعني به طور طبيعي تعميم فرهنگ هم مي دهد كاري كه بخشي از آن را روزنامه همشهري انجام مي دهد. يك روزنامه جديدالتاسيس و نوپا با اينكه نوپا بودن در عالم مطبوعات ما به جاي اينكه هنر باشد مورد نقد قرار مي گيرد و توهين مي شود و گمان مي كنيم نوپا بودن مطبوعات دليلي است بر بي ريشه بودن آنها، در حالي كه نوپا بودن آنها مي تواند دليلي باشد بر جوانه زدن و زايندگي روزنامه آنها نوپا مي تواند در زماني پيش بيني نشده به عنوان پرتيراژ ترين نشريه كشور در بيايد و پرتيراژترين بودنش را يك عاملي براي غرور ناديده گرفتن ديگر مطبوعات كشور نداند خود اين يك شاخص ارزنده است براي توسعه، اما علاوه بر اين من مي خواهم نتيجه بگيرم كه كمك كرده به تعميم فرهنگ و همگاني كردن فرهنگ، اما توسعه فرهنگي بدون توجه به ديگر ابعاد و اجزاء توسعه هم توسعه كاملي نيست، توسعه فرهنگي را از توسعه سياسي و اقتصادي اجتماعي نمي شود تفكيك كرد. در توسعه سياسي هم اصل بر رقابت و مشاركت و اطلاع رساني درست است اگر جريان اطلاع رساني در جامعه، جرياني سالم و برابري نباشد و اگر به نحوي منجر به پيوند دادن بين نخبگان و سرآمدان جامعه و عامه مردم نشود وحاصل آن رقابت و مشاركت عموم نباشد، توسعه سياسي هم متصور نيست، يعني ما نمي توانيم در چنين شرايطي انتظار اين را داشته باشيم كه فقط به فقط مطبوعات با افزايش تيراژشان يا ايجاد يك فرهنگشان كه از فرهنگشان مي تواند اشاعه ابتذال يا خداي نكرده اشاعه سرگرمي ها باشد باز قدمي در راه توسعه برداشته شده باشد آنچه كه در جامعه ما الان مورد نياز است و به وضوح ديده مي شود آن است كه جريان مطبوعاتي كشور دارد مبتني مي شود بر يك نوع مشاركت و يك نوع رقابت كه اين مشاركت و رقابت. نهايتا جريان اطلاع رساني را در جامعه شفاف مي كند و علاوه بر اطلاع رساني عمق تحليل و آگاهي را بالاتر مي برد و مي شود اين انتظار را داشت كه در شرايطي كه تقريبا همه گرايشهاي سياسي، همه گرايشهاي فرهنگي در جامعه ما صاحب تريبونها و صاحب مطبوعه ها و رسانه هايي هستند كه مي تواند آن انديشه را به ثبت برساند و آن انديشه را به نقد بكشاند و آن سليقه را به هر حال به زبان قابل انتقالي دربياورد مي شود حاصل اين قضيه را يك نوع شكل دادن گفتگو و از دل اين گفتگو آگاهي بيشتر دانست. يك برداشت ارتباطي يا برداشت مطبوعاتي مي خواهم خدمت دوستان عرض بكنم كه قطعا مطبوعات توسعه يافته هم محصول يك جامعه توسعه يافته هستند و هم عامل و محرك توسعه در يك جامعه. در چنين شرايطي ما وقتي مي توانيم اين انتظار را داشته باشيم كه مطبوعات ما در يك حركت پرشتاب و پر شدت قرار گرفتند كه اولا نظام سياسي آن ظرفيت و توانايي توسعه مطبوعات را داشته باشد باور داشته باشد به توسعه مطبوعات و زمينه ها و عرصه هاي توسعه مطبوعات را فراهم كند. مهم ترين عامل يا موءلفه در كشورهايي نظير كشور ما اعتقاد به توسعه مطبوعات در درون نظام سياسي است كه از دل انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي اين تفكر برآورده و با شواهد قابل استفاده و شواهد معتبر قابل اثبات هم عامل هست دوم نسبتي است كه مطبوعات با جامعه مدني دارند، در هيچ جامعه اي كه نهادهاي مدني شكل نگرفته باشد چه در ساخت سنتي اش و چه در ساخت مدرنش و مطبوعات متكي نباشند بر نهادهاي خود انگيخته در جامعه نمي شود اعتقاد داشت كه حركت مطبوعات به تنهايي كفايت بكند. مطبوعات هم زمينه ساز هستند و هم مبتني هستند بر نهادهاي مدني و اگر اين دو عامل، عامل نظام سياسي و عامل جامعه مدني را جدي بگيريم مي توانيم به دو عامل ديگر فكر كنيم كه آن دو عامل هم به تدريج در جامعه اي نظير جامعه ما با غلبه بر ضعف هاي تاريخي، حركت را پيش ببرد. يكي اصلاح فرهنگ سياسي هست، به عبارت ديگر اينكه آن مشاركت ستيزي و رقابت گريزي كه در ساخت فرهنگي يكي دو سده اخير ما شكل گرفته و خودش متاثر از عوامل فراواني هست از جمله استبدادي كه در دولت هاي حاكم بر نظام ستم شاهي بود و منجر به بي اعتمادي هرچه بيشتر ميان نخبگان شده و به همه ما اين توصيه را رسانده كه دلا خو كن به تنهايي كه از تن ها بلا خيزد ما مي بايست به يك اعتماد بر رفتار جمعي و به يك اعتماد بر حركت جمعي سوءظن ها را نسبت به خود بكاهيم و اين اعتماد نسبت به همديگر را بيشتر بكنيم و خويشاوندي سياسي و فرهنگي را در عرصه نوآوري و نخبگان تقويت كنيم و اين ممكن نيست در جامعه اي نظير ما مگر با تقويت و برخورداري جامعه از رسانه هاي قوت مند و قدرتمند و با اخلاق و عامل دومي كه انتظار مي رود كه بازهم مطبوعات ما پرچمدار اين باشند در سامان دادن بهش، شكل دادن يا سامان دادن به ساز و كارهاي حل اختلاف جامعه است رو به توسعه، جامعه اي هست كه حتما در درونش اختلاف نظرها و اختلاف سليقه ها شكل مي گيرد. اينكه اين اختلاف نظرها و اختلاف سليقه ها با چه نهادها و با چه مكانيزم هايي بتواند جمع بشود و بتواند در يك مراحل بالاتر و عميق تري به رشد و ارتقاء جامعه كمك كند، باز يكي از ضعف هاي تاريخي است كه ما گرفتارش بوديم و اين ساز و كارها كه در اعتقادهاي ديني ما و حتي در عرف ما وجود داشته در نهادهاي جديد ما كمتر شكل گرفته و اگر سخن از اخلاق مطبوعاتي مي كنيم اين اخلاق مطبوعاتي با اخلاق فردي ما تفاوت زيادي دارد، همه ما در عرصه روابط فردي به خوبي واقف هستيم از آثار مخرب بسياري از گناهان بسياري از آنچه كه مي تواند روابط فردي را آلوده بكند. منتها وقتي كه تبديل به يك نهاد مدرن و نهاد جديد مي شود اينها هنوز شكل نگرفته و به نظر من حركت جديد مطبوعات ما مي تواند اين ساز و كارها را هم در قالب قوانين و در قالب نهادها در ساختارهاي مطبوعاتي شكل بدهد. از اين چهار عامل يا چهار مولفه اي كه نظام سياسي، نهادهاي مدني و ارتقاء فرهنگ سياسي و پيدا كردن سازوكارهاي حل اختلاف هست من مي خواهم نتيجه بگيرم و آن اينكه خوشبختانه همان گونه كه دوستان اشاره كردند در حركت امروز جامعه ما به طور عام بعد از انقلاب و به طور خاص بعد از دوم خرداد ما شاهد يك تحرك جدي و اميدواركننده در عرصه مطبوعات هستيم و اگر از من به عنوان يك فرد علاقه مند به عرصه مطبوعات بپرسيد كه چه بخشهايي از برنامه ها يا خواست هاي آن كساني كه به حماسه دوم خرداد بيشتر فكر مي كردند بدون شك خواهم گفت كه اين تحرك و رشد را چه در زمينه هاي كمي و چه در زمينه هاي كيفي، عليرغم بسياري از كمبودهايي كه هست مادر عرصه مطبوعات بيشتر مي بينيم اما مطبوعات همان جور كه عرض كردم يك عرصه و يك زمينه است و حتما لازمه تقويت و رشد مطبوعات سامان دهي و سامان يابي حركت هاي سياسي و فرهنگي و اجتماعي است كه اميدوارم همان جور كه مطبوعات روي پاي خودشان هم به لحاظ سياسي و هم به لحاظ فرهنگي و حتي اقتصادي كم كم مي ايستند و كار مطبوعاتي عليرغم همه تهديدها و عليرغم همه محدوديت ها، مضايقي كه وجود دارد از جمله مشاغل ارزنده در جامعه ما در مي شود كنار آسيبهايي كه وجود دارد و با كار مطبوعاتي مي شود، نقش آفريني فرهنگي و سياسي هم داشت اين قدم هاي مثبت در عرصه مطبوعات با تامين و تقويت نهادهاي ديگر در جامعه، احزاب، گروهها و جريانهاي سياسي و هر نوع نهاد خودانگيخته اي كه مي تواند فرهنگ اسلامي ما و فرهنگ ملي و انقلابي ما را عمق ببخشد و يك نوع تفكر نقاد و ارتباط ميان ما و گذشته را برقرار بكند، تقويت بكند تاهم در مواجهه با تحولات جديد در عصري كه بدون هيچ تعارفي، عصر شتابندگي تاريخ مي توانيم ما بناميم، را رنجور نكند از توسعه و هم اينكه انتظارها را در جامعه از مطبوعات طبيعي و واقعي بكند. من براي همه برادران و خواهران عزيزي كه چه در تحريريه روزنامه همشهري و چه در خانواده بزرگ روزنامه همشهري در سراسر كشور و موءسسه همشهري به عنوان يك موءسسه فرهنگي ارزنده است آرزوي توفيق و دوام خدمت را دارم و اميدوارم كه اين ماندگاري و گران جاني روزنامه همشهري نصيب همه مطبوعات ما هم بشود و ما ان شاءا... در آينده اي نه چندان دور ديگر نه شاهد تعطيلي مطبوعات باشيم و نه شاهد محدوديت ها براي ساير مطبوعات و اينكه همه مطبوعات ما با يك نظام خود اصلاح كنندگي و با يك نگاه انتقادي به درون خودشان بيش و پيش از گذشته رافع مشكلاتي باشند كه چه به لحاظ فرهنگي و چه به لحاظ سياسي و چه به لحاظ اقتصادي در سر راهشان به وجود نمي آيد و در حقيقت نهاد مطبوعات را به عنوان يك نهاد مستقل در كنار دولت و مردم شريف و بزرگوارمان ببينيم.