Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781027-47064S1

Date of Document: 2000-01-17

پر پرواز را از جوانان ما نگيريد من اگر به ايراني بودنم دلخوشم يكي از دلايلش اين است كه هموطن همچون غلامرضا تختي مردي هستم. همان كه وقتي فهميد كتف حريفش آسيب ديده است با او به مدارا كشتي گرفت و همان كه وقتي فهميد گرفتن صله حكومتي به قيمت آوارگي چند تن روستايي تمام خواهد شد آن را رد كرد، گرچه تنگدست بود. بچه كه بوديم موسم كشتي گرفتن هاي تختي بود و ما در صحراي حاشيه محلمان در حاشيه تهران، زميني را گود كرده بوديم و در آنجا با هم كشتي غروبها مي گرفتيم كه مي شد دور هم مي نشستيم و از كشتي سخن مي گفتيم. تقريبا همه ما بچه ها اعتقاد داشتيم كه در كشتي گرفتن هيچكس حريف يك بچه ايراني نمي شود و در عالم بچگي هيچ مرزي براي نيروي خود نمي شناختيم. آن احساس هميشه با من بوده است، گرچه بعدها كه بزرگتر شدم واقع بين تر شدم. ولي هرگز در هيچ عرصه اي هيچگاه خود را به عنوان يك ايراني دست كم نگرفتم. ما ايراني ها مي توانيم همه نشدني ها را شدني كنيم ولي ؟ چگونه شبي از سيماي جمهوري اسلامي شاهد گفت و گوي آقاي... (مفسر ورزشي ) و آقاي.. (مربي كشتي ) و آقاي ديگري كه مدال نقره جهان را با شايستگي گرفت بودم. قبلا، در مطبوعات خوانده بودم كه يكي از كشتي گيران ايران كشتي واقعي خودش را نگرفته است و به دليل اشتباه محاسبه جدول نويس تيم ملي كشتي از دور مسابقات حذف شده است. شنيدن آن خبر براي من بسيار دردناك بود و احساسي درست نقطه مقابل احساسي كه در بچگي داشتم به من دست داد. صورت موضوع اين است كه چون در گروه ديگر كشتي گير قدرتمندي در راس قرار مي گيرد بهتر است كشتي گير ما دوم شود تا در دور مسابقات با او برخورد نداشته باشد و در نتيجه بتواند در نهايت به مقام بالاتري دست يابد. من نمي دانم در مطبوعات كشورهاي ديگر در اين مورد چه گفته و نوشته اند و يا فدراسيون كشتي جهاني در مورد اين نقض آشكار روحيه ورزشي چه عكس العملي داشته است ولي مي توانم حدس بزنم كه ما ايراني ها از اين رهگذر چقدر مورد انتقاد واقع شده ايم: ... كساني كه داعيه كشتي دارند ولي در مسابقات به جدول نويس هاي خود پناه مي برند و در نهايت، بر اثر اشتباه جدول نويس هم كشتي را مي بازند و هم فن محاسبه را. راستي چه طور مي شود كه چنين ملتي ناگهان در عرصه رياضي و المپيادهاي رياضي به گونه اي ديگر ظاهر؟ مي شود و... اين برخورد خائفانه متاسفانه در ورزش ما چنديست كه باب شده و آن گفت وگوي تلويزيوني رسميت كامل آن را تائيد كرد. آقاي مربي مي گفت ما بر مبناي همان جدولي كه در آتن مورد استناد قرار گرفت عمل كرديم و اين تقصير فدراسيون كشتي جهاني بود كه تغيير مقررات را به ما اطلاع نداد. (از خود مي پرسم كه اين مسابقه بين كشتي گيران است يا بين جدول بازان ) آقاي، مربي مي گفت مشابه همين كار را ما در سال.. انجام داديم و كشتي گير ما كه اگر در گروه برنده ها بود مقام نمي آورد در گروه بازنده ها كشتي گرفت و مدال برنز آورد. غلامرضا تختي براي ما مدال طلا آورد به شايستگي، مدال برنز هم آورد به شايستگي، و در بعضي ميادين هم مدالي نياورد ولي باز هم به شايستگي ولي ما تختي را بيشتر به دليل خصائل پهلواني و جوانمردانه اش دوست داريم و نه به دليل رنگ مدال هايش. قهرمان آرماني ما نه از پيروزي سرمست مي شود و نه از شكست سراسيمه. او تلاش خود را مي كند. بهترين تلاش خود را قبل از مسابقه براي آماده سازي و در هنگام مسابقه براي پيروزي. در گفت وگوي صداوسيما، جاي بقيه كشتي گيران تيم ايران خالي بود. ظاهرا ما فقط مايليم كه پيروزي هايمان را، هر چقدر هم كه كم رنگ باشند به تماشا بگذاريم و مايل نيستيم از شكست هايمان پند بگيريم. در خدمت سربازي كه بودم فرمانده اي داشتيم كه مي گفت روحيه سه چهارم قواست و اين يك اصل نظامي است. يعني تمام ساز و برگ و نفرات و تجهيزات در صف آرايي هاي نظامي بيش از يك چهارم قوا بها ندارند و سه چهارم بقيه همان اراده پيروز شدن و همان روحيه تلاش است. حالا مي پرسيم كشتي گير جواني، كه ما او را از حريف ظاهرا قدرتمندي ترسانده ايم با چند درصد نيروي خود به ميدان مبارزه ؟ مي رود از اين رفتار خائفانه واقعا چه چيزي نصيب ملت ايران؟ مي شود صد افسوس كه اين روحيه خائفانه گسترش ناخوشايندي پيدا كرده است، بارها در مسابقات فوتبال ديده ام كه گزارشگر ورزشي (كه در كشور ما مرزي با مفسر ورزشي ندارد ) از وقت كشي بازيكن ايراني تمجيد مي كند و در شرايطي كه تيم فوتبال ايراني با اختلاف مثلا يك گل جلو است و بعضي از بازيكن ها به جاي بازي فوتبال به وقت كشي مي پردازند، اقدام آنها را تائيد البته مي كند يك بازيكن شايد به خود اين اجازه را بدهد كه بنابه دلايلي، وقت كشي كند ولي آيا يك گوينده ورزشي هم بايد اين اقدام غلط را تائيد؟ كند ما داشته ايم در عرصه فوتبال بازيكناني را كه وقت را تلف مي كردند ولي اين كار آنها هم قهرمانانه بود. (قديمي هاي فوتبال يادشان است كه در مسابقه باشگاهي بين تيم وسط جدولي كيان و يكي از تيم هاي مدعي قهرماني هنگامي كه بازي با نتيجه مساوي به دقايق پاياني نزديك مي شد، تنها ملي پوش تيم كيان، توپ را با قدرت هر چه تمامتر به آسمان شوت مي كرد و اين رفت و برگشت بي هدف توپ به آسمان زماني به طول مي انجاميد وقت تلف مي شد ولي با فوتبال و نه با كش دادن خروج يار تعويض شده از زمين، (كه متاسفانه در استراليا منجر به اخطار داور هم شد ). آقايان عزيز ما ملت ايران مدال طلا مي خواهيم ولي نه مدال طلايي كه جدول بازان براي ما آورده باشند. ما جوانان تيم ملي خود را دوست داريم، حتي اگر مقامي نياورده باشند. ولي به شرطي كه مردانه و جانانه مبارزه كرده باشند. آقايان عزيز ما ايراني ها، مايليم بضاعت واقعي خود را بدانيم و براي ارتقاي آن كوشش كنيم نه اين كه بضاعتي را كه نداريم با ترفند و جدول بازي به دست آوريم و بعد هم به رخ اين و آن بكشيم. آقايان عزيز واقعا حيف است كه ما گيرنده پيام بازي جوانمردانه از سوي كشورهايي باشيم كه يك دهم ما هم سابقه فرهنگي ندارند. ما ملتي با فرهنگ بسيار غني و پرسابقه ما هستيم را باور كنيد، جوانان ما را باور كنيد، و باور كنيد كه ما ملت ايران در زمينه خصائل پهلواني حرف هاي زيادي داريم تا به گوش ساير مردم دنيا برسانيم. پر پرواز را از جوانان ما نگيريد، عرصه پرواز را براي آنها مهيا كنيد. اگر تيمي رفت و عليرغم شايستگي نتيجه را واگذار كرد ممكن است بر روي اوراق فدراسيون هاي جهاني نامش ثبت نشود ولي خاطره اش در ذهن مردم حك خواهد شد و اين بسيار ارزشمندتر است. نام تختي در فهرست چهل ورزشكار برتر قرن بيستم آمده است در حالي كه ما كشتي گيراني داشته ايم كه به مراتب بيش از تختي مدال طلا آوردند و در اين فهرست نيستند. به راستي اگر تختي اهل ايران نبود و ما مي خواستيم در ايران چهل ورزشكار برتر قرن بيستم را برگزينيم او را هم در فهرست خود جاي؟ مي داديم ايراني