Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781027-47057S3

Date of Document: 2000-01-17

چرا افسردگان از نظر جسمي؟ رنجورترند * ورزش، نخستين حلقه ارتباطي رفتاري بين افسردگي و نقص در دستگاه ايمني است معمولا پزشكان براي تشخيص خطر ابتلاي بيماران قند به بيماري قلبي، آزمايش خون را جهت بررسي وضعيت مواد داخل خون همچون ميزان انسولين تجويز مي كنند. اين روش سنتي، قطعا بيمار را ملزم نمي كند كه روي صندلي مطب بنشيند و به اين پرسش پاسخ دهد كه يك ليوان آب نيمه پر به نظر مي رسد يا نيمه خالي، با اين حال، اين روش چه بسا به اندازه آزمايش خون روشن كننده باشد، چرا كه پژوهشهاي جديد نشان مي دهد كه بيماران مبتلا به بيماري قند كه دچار افسردگي باشند، بيشتر در معرض بيماري قلبي هستند. در خلال سالهاي گذشته روانشناسان و آسيبشناسان درصدد آن بوده اند تا رابطه ميان وضعيت روحي و بيماري افراد را مشخص كنند. از ديگر سو، آنان مي كوشيدند پاسخي براي اين پرسش بيابند كه چرا احتمال ابتلاي افراد افسرده به عفونت بيشتر است. به نظر مي رسد تصويري كه با كنار هم قرار دادن اين پاسخها تدريجا بدست مي آيد، مثل مشهور عقل سالم در بدن سالم است در بسياري از مواقع درست نيست و بايد دو قسمت اصلي جمله را جابه جا ذهن كرد ناسالم مي تواند مستقيما به بدن ناسالم بيانجامد و به اين ترتيب است كه يك گفته ديگر يعني بيمار را درمان كن، نه بيماري را اهميت ويژه اي مي يابد. دكتر اورچارد استاد دانشگاه پيتسبورگ در امريكا، رابطه ميان عقل و بدن را با انجام تحقيقي روي بيماران قندي بررسي كرد. بيماري قند، معمولا باعث ايجاد مشكلاتي در بدن مي شود كه خطر آن كمتر از خود بيماري قند نيست. در بيماري قند نوع اول، بدن بيماران نمي تواند انسولين توليد كند. انسولين هورموني است كه ميزان قند را در خون تنظيم مي كند. آنان ناچارند در مواقع مشخص انسولين تزريق در كنند غير اين صورت دچار اغما يا مرگ ناگهاني مي شوند. به علاوه، از آنجايي كه گويي اين معضل به اندازه كافي رنج آور نيست، اين قبيل بيماران به طور زودهنگام دچار نوعي عارضه مي شوند كه در آن ديواره هاي رگها سخت و ضخيم مي شود. ضخامت و سختي عروق كرونر بسيار خطرناك است، چرا كه اين رگها وظيفه تغذيه ماهيچه قلب را برعهده دارند. با باريك شدن ديواره شريان كرونر، جريان مواد غذايي و اكسيژن به قلب كند مي شود و نتيجه آن، ايجاد بيماري عروق كرونر است. دكتر اورچارد 600 بيمار قندي را در مقاطع دو ساله ظرف شش سال معاينه كرد و در اين مدت آنان را از نظر علائم جسمي و نيز روحي همچون بدبيني، فكر خودكشي، گوشه گيري و ضعف ميل جنسي مورد بررسي قرار داد. نتيجه اين مطالعات نشان داد نمره كلي آزمون وضعيت روحي بيمار از شاخصهاي دقيق وجود و شدت بيماري عروق كرونر است كه حتي بهتر از ميزان قند خون، وضع كلي بيمار را مشخص مي كند. نمره وضعيت روحي بيمار كه با استفاده از آزمون افسردگي يك تعيين مي شد، در مواردي كه بيمار دچار بيماري عروق كرونر بود، كمتر از نمره وضعيت روحي ديگر مبتلايان به بيماري قند بود و نمره افسردگي بيماراني كه دچار آنژين يعني عارضه دردناك ناشي از ضخامت و سختي رگها بودند، تقريبا دو برابر بيماران قندي داراي قلب سالم بود. بيماران قندي چه افسرده باشند چه نباشند، بسيار رنجور هستند. اما از مدتها پيش معلوم شده است احتمال مرگ كساني كه به جز افسردگي، دچار بيماري جدي ديگري نيستند، نسبت به افراد مشابه اما سالم، از نظر ذهني بيشتر است. بيشتر علل مرگ اين قبيل افراد با بيماري آنان رابطه اي آشكار دارد، مانند خودكشي، حوادث خشونت بار و مواد مخدر. اما افراد افسرده بيش از افراد سالم از نظر ذهني بر اثر علل طبيعي همچون ذات الريه و آنفلونزا مي ميرند. اين سئوال كه چرا افراد شديدا افسرده، بيشتر از ميانگين افراد عادي دچار عفونتهاي بيماري زا مي شوند، پرسشي است كه توجه جورج ميلر، روانشناس دانشگاه كارنگي ملون در پيتسبورگ را به خود جلب كرد. در بدن عادي، اندامواره هاي عفونت زا به محض ورود به بدن با مقاومت گروهي از سلولها به نام لمفوسيتها روبه رو مي شوند. برخي از لمفوسيتها مستقيما به مهاجمان حمله مي كنند. بقيه پادتني توليد مي كنند كه متجاوزان را مي بلعد. اما دستگاه ايمني افراد افسرده، اغلب ضد حمله ضعيفتري نسبت به افراد شاداب نشان مي دهد. دكتر ميلر و همكارانش معتقدند آنان علت بي تفاوتي اين قبيل سلولها را در افسردگان يافته اند. در گذشته، مطالعاتي كه افسردگي ذهني را به افسردگي دستگاه ايمني مرتبط مي دانست، معمولا روي بيماراني صورت مي گرفت كه در بيمارستانها بستري بودند; اين وضع را پيچيده تر مي كند، زيرا صرف بودن در بيمارستان رفتار و حال بيمار را تحت تاثير قرار مي دهد. در عوض دكتر ميلر زن 32 افسرده را در نظر گرفت و آنان را با عده مشابهي از زنان سالم مقايسه كرد. يافته هاي وي، موءيد آن بود كه لمفوسيتهاي زنان افسرده، واكنش كمتري نسبت به عناصر وارد شده به بدن در مقايسه با زنان سالم نشان مي دهند. يكي از توجيه هاي ارائه شده براي اين پديده، آن است كه افسردگي اغلب با برهم خوردن توازن هورمون در مغز همراه است. اين عارضه رواني باعث تغيير ميزان نوراپي نفرين و استراديول مي شود كه اين هورمون دو، تنظيم كننده دستگاه ايمني بدن هستند. با اين حال، يافته هاي اين دكتر حاكي از آن بود كه اين تفاوت شيميايي، نمي تواند به خودي خود، علت ضعف واكنش زنان افسرده در برابر بيماري باشد، بلكه بايد عامل ديگري در كار باشد. وقتي وي و همكارانش زنان افسرده ياد شده را به دقت مورد بررسي قرار دادند، متوجه شدند كه روش زندگي آنان بسيار متفاوت از زنان سالم است. آنان بيشتر سيگار مي كشيدند، نوشيدنيهاي كافئين دار بيشتر مصرف مي كردند، كمتر ورزش مي كردند و كمتر خوب مي خوابيدند. اما فقط يكي از اين متغيرها، يعني فعاليت جسمي بود كه رابطه مستقيمي با توليد لمفوسيتها دارد. دكتر ميلر به اين نتيجه رسيد كه فعاليت جسمي باعث نيمي از اختلاف واكنش دستگاه ايمني زنان افسرده و طبيعي وي است معتقد است ورزش نخستين حلقه ارتباطي رفتاري بين افسردگي و نقص در دستگاه ايمني است. چنانچه اين گمانه زني درست باشد، تشويق افراد افسرده به انجام ورزش، قاعدتا به محافظت از آنان در مقابل بيماري ها كمك مي كند. منبع: اكونوميست 18 دسامبر 1999