Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781027-47054S4

Date of Document: 2000-01-17

پاره سمرقند بازشناخت حكيم ناصرخسرو قبادياني به راهنمايي آثارش نويسنده: رحيم مسلمانيان /قبادياني دفتر نشر فرهنگ /اسلامي چاپ /اول 1378 قطع /وزيري 190 صفحه /تومان 800 دكتر مهدي محقق مصحح ديوان، درباره حكيم ناصرخسرو چنين نوشته است: براي ناصرخسرو كه دست از تجمل دنيوي و مال و منال و جاه و احترام شسته و از امير و وزير و سلطان و حاكم گريزان گشته بود و در جهان مادي عصر خويش جز تاريكي چيزي مشاهده نمي كرد و جهان معنوي، يعني جهان علم و دانش زمان خود را بس ميان تهي مي يافت، فقط دين بود كه مي توانست راهي به روشنايي در تنگناي يمگان براي او بگشايد و به ياري همان عقيده و ايمان ديني بود كه توانست آثاري ارزنده و جاويد از خود باقي گذارد. (تحليل اشعار ناصرخسرو انتشارات دانشگاه تهران ص ) 377 اين نكته در همه شعرهاي ناصر هويدا و آشكار است. از جمله; اگر بر آسمان مي رفت خواهي از ايمان كن و زاحسان نردبانت و يا: حيا و عقل و ايمان اند با هم زيكديگر نپردازند يك دم به همين دلايل، طبيعي بود كه او دشمنان بسياري نيز داشته باشد. اين امر هم در سراسر ديوان ناصرخسرو رد خود را بر جاي نهاده و در يك جاي اشارت دارد به اينكه: من رانده زخان و مان بدنيم زينست عدو دو صد هزارم پروفسور رحيم مسلمانيان قبادياني، درباره دشمنان او، سه طايفه را ذكر كرده است: - 1 آدمان عادي و گمراه كه از معارف ديني و فرهنگي آگاهي نداشتند و به اغواي بدخواهان فريفته شده بودند و با شاعر مخالفت مي ورزيدند. - 2 مخالفان آشكار مذهبي كه شاعر آنها را ناصبي عنوان كرده است. - 3 حاكمان ترك تبار خراسان كه شاعر را از يار و ديار محروم نموده اند (پاره سمرقند صفحه ). 39 همين محقق كه آثار متعددي درباره ناصر خسرو نگاشته، درونمايه شعر حكيم را نيز چهار چيز مي داند: حكمت، دين، پند و اندرز و نكوهش مدح و طمع و هزل و غزل. اين ارزشهاي چهارگانه از آن رو در شعر ناصرخسرو ارج و اعتبار فراوان يافته كه ملازمت تام با عمل و رفتار وي داشته است. اتفاق لفظ و معني، همراه با التزام سخن و عمل، وحدت و انسجامي متعالي را بر وجود او سايه ساخته كه در كمتر شاعري نظير آن را مي توان يافت. اين انسجام در ساير آثار وي، بويژه سفرنامه و آثار كلامي اش نيز ديده مي شود. در تصوير شاعرانه ناصرخسرو، جهان راه است و انسان رونده و خوي اخلاق مركب، روشن سواري است كه مركب اگر نيك باشد، انسان زودتر و راحت تر به منزل مي رسد: اين جهان راه است و ما راهي و مركب خوي ماست رنجه گردد هر كه از ما مركبش رهوار نيست علاوه بر اين، شاعر همگان را به خوش رويي و خوش خويي دعوت مي كند تا سرانجام نيك يابند: به خوش رويي و خوش خويي در ايام همي رو! تا شوي خوش دل سرانجام ناصرخسرو اگر چه گاه مستقيما به انعكاس مطالب كلامي و آيات الهي در شعرش مبادرت مي ورزد اما قدرت ادبي و طبع موزون و استعاره پرداز وي، قالبي زيبا بر اندام محتوا مي زند و لذا ديده مي شود كه گاه يك مفهوم مستقيم و خبري را به شعري روان با تشبيهات و استعاراتي جذاب بدل مي كند. يك جا در تفسير و ترجمه آيه شريفه اشداءعلي الكفار رحماءبينهم چنين مي سرايد: بر اهل ولا، ابر سلاحيم و بر آنهاك نه اهل و لااند، مثل باد بلاايم اينها اوصاف بدوي و دريافتي سريع از آثار ناصرخسرو مي باشد كه به واسطه آن مي توان به روحيات و انديشه هاي آن حكيم نزديك در شد طول قرون و اعصار نيز آثار فراوان درباره او نگاشته شده كه هر يك جايگاه و ارزش ويژه خود را دارند. برخي نظير ناصرخسرو و اسماعيليه اثر آندره ي برتلس دانشمند فقيد روسيه يا تعليقات دكتر مهدي محقق و سيدحسن تقي زاده، از ارزش ماندگاري برخوردارند و بسياري نيز مقاله هاي روشنگر در باب او پرداخته اند كه هم اكنون ماخذ بسياري از نوشته هاي ديگر است. اما پيش از هر چيز از آثار خود ناصرخسرو بايد ياد كرد كه خوشبختانه بسياري از آنها در دسترس است و با تصحيح و تنقيح به چاپ رسيد. عجالتا از آثار زير مي توان ياد كرد: - 1 ديوان ناصرخسرو- 2 جامع الحكمتين - 3 روشنايي نامه -5 4 خوان الاخوان - زادالمسافرين در ميان محققان علاقه مند به ناصرخسرو، پروفسور رحيم مسلمانيان قبادياني، استاد دانشگاه دولتي تاجيكستان با آثار متعددي در اين زمينه، پژوهشهاي گسترده اي را به سرانجام رسانده است. وي موءلف آثار ديگري درباره تاريخ ادب و فرهنگ و زبان پارسي نيز هست و تا آنجا كه راقم اين سطور مي داند كتابهاي از تبعيدگاه حيات، اجتماعي و تصوير شاعرانه زبان، و ادب فارسي در فرارود شعر، در سرچشمه هاي نظري و فروغ شعر جان پرور از جمله آثار چاپ شده اوست كه جملگي در دوشنبه پايتخت تاجيكستان منتشر شده است. آخرين اثر پروفسور مسلمانيان قبادياني، تك نگاري پاره سمرقند است كه با تيتر دوم بازشناخت حكيم ناصرخسرو قبادياني به راهنمايي آثارش توسط دفتر نشر فرهنگ اسلامي منتشر شده است. در اين اثر، طي چهار بخش ( زندگي نامه، درونمايه، شعر و فخريه شاعر ) درباره ناصرخسرو به بحث و تحليل پرداخته است. او نه فقط زندگي نامه و درونمايه هاي شعر حكيم را بازنموده، بلكه جنبه هاي نوآورانه و شرايط سبكي در سخن ناصرخسرو را نيز استخراج و تدوين نموده و در ذيل عنوانهاي مناسب عرضه نموده است. وي در مقدمه پاره سخن گويد: حكيم ناصرخسرو قبادياني درباره شعر فراوان، اظهار عقيده كرده است كه گردآوردن و سنجيدن آنها اهميت بسياري را در پي خواهد اين داشت شعرها براي شناخت زندگي ناصرخسرو و اهدافش، براي آشنايي با اوضاع سياسي و فرهنگي آن روزگار و نيز دانستن رسالت سخنور نزد همزمانان و آيندگان و.. بهترين كمك را مي رسانند... از اهل ادب و فرهنگ فارسي زبانان، امروز شايد كمتر كسي پيدا شود كه اين بيت افتخارمندانه حكيم قبادياني را نشنيده و به شور نيامده باشد: من آنم كه در پاي خوكان نريزم مر اين قيمتي در لفظ دري را پوشيده نيست كه در لفظ دري سخن فارسي است، چه منظوم و چه منثور. اما اين خوكان؟ كيستند مي گويند كه حاكمان زمانند. اما چرا حاكمان،؟ خوكند در حالي كه براي بسياري از شاعران ما، چون آدم الشعرا استاد رودكي، حاكمان زمان بالاترين انسانها و قهرمان محسوب مي شدند. پاسخ اين و ديگر پرسش ها منوط به بررسي همه سروده ها و نوشته هاي شاعر حكيم است و ما نيز نگاهي به آثار وي خواهيم افكند. با اين نظرگاه، كتاب پاره سمرقند آغاز مي شود و تحليلي متمايل به تاويل درباره اشعار حكيم ناصرخسرو قبادياني، نماد آزادگي و نجابت و ايمان، آغاز مي شود. سخن را با اين بيت زيباي حكيم به پايان مي بريم: ننگ دار از آنكه همچون جاهلان نوك قلم بر مديح شاه يا ميري قلم را تركني!