Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781025-47035S2

Date of Document: 2000-01-15

نقد يك گفت وگو در روزنامه همشهري روز دوشنبه 6 ديماه جاري و نيز در شماره روز بعد، در صفحه معارف مطالبي با عنوان ريشه هاي تحولات در عصر خلافت امام علي ( ع ) گفتگويي، از آقاي دكتر سعيد رضوي فقيه به چاپ رسيد. از آنجا كه سخنان عنوان شده حاوي نكاتي شبهه برانگيز بود، بر خود لازم دانستم كه براي روشن شدن برخي از آنها، مطالبي را متذكر شوم. - 1 اينكه گوينده محترم گفته اند: در هيچ جاي نهج البلاغه اميرالمومنين صرفا و مستقيما به قرابت نسبي و سببي براي حق خلافت استناد نفرموده بلكه ايشان تنها بر شايستگي هاي ذاتي خود كه مورد اعتراف و شناسايي رقبا نيز بود تكيه فرموده است عيوبي اساسي دارد و شبهه ناك است. اول اينكه از شان خواص و علما دور است كه همچون برخي عوام تصور كنند كه نهج البلاغه كتابي است كه نوشته حضرت علي (ع ) است و در ضمن تنها نوشته آن حضرت هم هست و تمام عقايد و تعليمات و نظريات امام (ع ) را فقط در آن مي توان يافت! در حالي كه كتاب ارزشمند نهج البلاغه تاليف و گردآوري مرحوم سيدرضي است و ايشان برخي از خطبه ها و كلمات قصار آن حضرت را با ديد و نگرش ادبي جمع آوري و دسته بندي كرده و از آوردن بسياري از گفتار آن حضرت كه از ديد او و به لحاظ ادبي در آن محدوده نمي گنجيده است، صرف نظرنموده و بر محققين پوشيده نيست كه ارثيه گرانقدري كه از امام همام علي ابن ابيطالب (ع ) به بشريت رسيده است خوشبختانه بسيار بيشتر از آن مطالبي است كه مرحوم سيدرضي براي مجموعه نهج البلاغه گزينش كرده است. دوم اينكه ادعاي عدم استناد امام (ع ) به واقعه غدير خم و ابلاغ جانشيني آن جناب توسط رسول اكرم ( ص ) صحيح نيست. اولا زهراي اطهر فاطمه زهرا سلام الله عليها بلافاصله پس از جريان سقيفه در تلاشي كه براي حفظ و صيانت دين و دفاع از امام و امامت بكار بردند بارها واقعه غدير را به پيمان شكنان يادآور شده اند و اميرالمومنين (ع ) نيز به طور مكرر از اين واقعه ياد كرده و به ابلاغ و اعلان پيامبر (ص ) تمسك جسته اند كه اين نوع استنادات حضرت تحت عنوان مناشدات ايشان معروف است و به تواتر در تاريخ اسلام و احاديث معتبر وجود دارد و مرحوم علامه اميني (ره ) با استناد به مدارك اهل سنت آن مناشدات را آورده است (الغدير ج 1 ص 159 تا). 190 و سوم اينكه كاش گوينده محترم همين نهج البلاغه را با دقت بيشتري مطالعه مي فرمودند تا بر ايشان روشن شود كه اتفاقا در همين كتاب، اميرالمومنين ( ع ) به قرابت سببي و نسبي براي حق خلافت استناد فرموده اند كه بنده در اينجا به چند مورد آن اشاره مي كنم: وقتي * كه ماجراي احتجاج قريش و انصار در سقيفه را براي آن حضرت نقل كردند، اميرالمومنين (ع ) سئوال كردند: قريش در (مقابل سخنان انصار ) چه؟ گفتند پاسخ داده شد كه گفتند آنها (قريش ) شجره و درخت رسول الله هستند. آنگاه حضرت فرمودند: احتجوا بالشجره و اضاعواالثمره! به درخت احتجاج كردند و نتيجه درخت را ضايع و تباه ساختند! (نهج البلاغه فيض الاسلام خطبه ) 66 همچنين * در حكمت (نسخه 181 فيض الاسلام ) آمده است: و اعجباه! اتكون الخلافه بالصحابه و لاتكون بالصحابه ؟ والقرابه شگفتا! آيا خلافت از راه مصاحبت بدست مي آيد اما از مصاحبت و خويشاوندي ( باهم ) حاصل؟ نمي گردد - 2 ايشان در بخش ديگري در پاسخ به اين سئوال كه آيا ماجراي سقيفه بر مبناي زمينه هاي اجتماعي طرح ريزي شده بود يا آنكه حادثه اي بود كه به رشد اين زمينه ها كمك كرد، مطالبي دارند كه اجمالا حالت بينابيني را به خواننده القاء مي كند در حاليكه به شهادت تاريخ و مدارك موجود در فرهنگ اسلامي اعم از تشيع و تسنن، جريان سقيفه يك اتفاق بدون ريشه نبوده و از مدتها قبل تمهيدات و نقشه ها و برنامه ريزي دقيقي براي آن وجود داشته كه مفصلا در كتب مربوطه مورد عنايت قرار گرفته است و موضوع نياز به بررسي دقيق و همه جانبه دارد و در اين مختصر نمي گنجد. ج. كيشاني