Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781023-47026S12

Date of Document: 2000-01-13

دكتر عليرضا نوري كانديداي انتخابات مجلس ششم: ديدگاهمان نسبت به جهان را بايد واقع بينانه تر كنيم تقسيم بندي خودي و غيرخودي در هيچيك از قوانين ايران لحاظ نشده است * حضور آقاي هاشمي رفسنجاني در انتخابات اين فرصت را به مردم خواهد داد كه بتوانند در مورد عملكرد وي قضاوت كنند * بحث نظارت استصوابي نوعي غربالگري است كه به معناي تشخيص درست اعضاي شوراي نگهبان در مقابل تشخيص نادرست! مردم است كه اين موضوع ذاتا اشتباه است * 39 ميليون واجد شرايط راي دادن قطعا بهتر ازچند عضو شوراي نگهبان مي توانند در مورد كانديداها تصميم گيري كنند * به لحاظ سرعت وقوع مسائل در كشور ما احزاب فرصت جمعبندي و تئوريزه كردن مسائل و ديدگاههاي خود را نمي يابند اشاره: دكتر عليرضا نوري كانديداي انتخابات مجلس ششم از تهران معتقد است افكارش با تفكرات برادرش عبدالله نوري مطابقت زيادي دارد. وي در رشته پزشكي تحصيل كرده و عضو هيات علمي دانشگاه شهيد بهشتي است. وي در گفتگو با همشهري بر اين نكته پاي فشرده كه معتقد به حضور جوانترها در عرصه سياست است و از همين روي معتقد است اگر چه سابقه فعاليت سياسي خاصي ندارد، ولي حامي تفكر جديدي است كه به سربلندي ايران در سايه كوشش همه ايرانيان مي انديشد. همشهري بر پايه درج گفت و گوهايي كه با چهره هاي شاخص انتخابات مجلس ششم بر خود مقرر كرده در اين شماره باآقاي دكتر عليرضا نوري در مطبمحل كارش مصاحبه اي انجام داده است كه مي خوانيد. * آقاي نوري! مردم، سياسيون و اصحاب مطبوعات شما را بيشتر به واسطه نسبت خانوادگي تان با آقاي عبدالله نوري مي شناسند و با شخصيت مستقل شما آشنا نيستند. كمي بيشتر خود را به مردم معرفي كنيد. o بنده عليرضا نوري 36 ساله و فارغ التحصيل جراحي عمومي فلوشيپ (فوق تخصص ) در رشته عروق از دانشگاه شهيد بهشتي در سال 73 و عضو هيات علمي اين دانشگاه هستم. در مدتي كه به فعاليت علمي اشتغال داشته ام، انجام كارهاي تحقيقاتي را در اولويت برنامه هايم قرار داده ام كه در همين ارتباط استاد راهنماي حدود بيست پروژه تحقيقاتي بوده ام. * پس ظاهرا در زمينه هاي فرهنگي سياسي، و اجتماعي فعاليت خاصي؟ نداشته ايد o اساسا معتقدم اين تلقي كه هر كس وارد صحنه مسائل سياسي - از جمله كانديداتوري مجلس - مي شود بايد پيشاپيش سابقه فعاليت سياسي داشته باشد، تلقي چندان درستي نيست. اصولا حضور چهره هاي دائمي و ثابت در صحنه مسائل سياسي در ساختار حكومت سياسي آريستوكراسي يعني حكومت نخبگان بر مردم مي گنجد; به اين مفهوم كه چهره هايي خاص هميشه با تغيير موقعيت از اين پست به آن پست در مقام تصميم گيري براي مردم باشند، در صورتي كه در حكومت هاي دموكرات همه لايه هاي اجتماع - از جمله لايه هاي مياني - براي تصدي مناصب دولتي مورد نظر قرار مي گيرند و نيازي نيست كه حتما سابقه سياسي بخصوصي داشته باشند. * من سئوالم را به اين شكل تكميل مي كنم كه با توجه به بافت و ساختار موجود سياسي در كشور، طبيعتا فردي كه متقاضي ورود به پارلمان است بايد ضمن آشنايي با مباحث سياسي مطرح در جامعه، توان تفكيك و تحليل مسائل و رويدادهاي سياسي و ارتباط آنها با مسائل حقوقي كشور را داشته باشد تا بتواند در مقام يك قانونگذار، پاسدار منافع ملي و مصالح نظام باشد، در غير اين صورت طبيعتا در جريان حضور در پارلمان قادر نخواهد بود به شاخصه هاي مطمئني براي انجام وظايف دست يابد و مبتني بر آنها از حقوق ملت دفاع كند. o بله، از اين نظر من استدلال شما را قبول دارم و انگيزه ام از حضور در انتخابات مجلس هم اين است كه به عنوان يك نيروي جوان و جديد در صحنه سياست، حرفهايي را كه مد نظرم هست مطرح كنم و در عرصه خدمات اجتماعي بتوانم گام بردارم. * پس در واقع شما به عنوان يك نيروي مستقل از گروههاي سياسي شناخته شده وارد عرصه رقابتهاي انتخابات؟ شده ايد o بله، من فعلا به عنوان كانديداي مستقل به قصد دفاع از حقوق بنيادين ملت ايران و پاسداشت منافع ملي وارد ميدان انتخابات شده ام. * به عنوان يك كانديداي مستقل - كه به لحاظ نسبت خانوادگي با عبدالله نوري شايد نسبت به بسياري از كانديداهاي مستقل از شانس بيشتري براي حضور در ميدان رقابتها برخوردار هستيد - چه برنامه هايي براي خود تدوين كرده ايد كه با ارائه آنها مردم تفكرات شما را بشناسند و در صورت تمايل به شما راي؟ دهند o من معتقدم ايران سرزميني بسيار وسيع و ثروتمند است كه حتي قدرت رهبري منطقه را بالقوه داراست و ما بايد براي رسيدن به اهداف اصلي خود، ديدگاهمان را نسبت به جهان كمي وسيع تر كنيم و واقع بين تر باشيم. در واقع من معتقدم كه هميشه بايد در مورد مسائل به طور دقيق، علمي و تخصصي صحبت كرد; مثلا وقتي ما يك آفت اجتماعي را مورد بررسي قرار مي دهيم نبايد از درون ايده هاي فردي به آن نگاه كنيم، بلكه بايد آن پديده را از دل آمار و ارقام منطقي و مستندات ببينيم. به همين لحاظ من معتقدم كه راهها و تجربيات شكست خورده ديگران را نبايد مجددا بيازماييم، بلكه بايد با استفاده از دستاوردهاي مثبت آنان، پايه هاي منافع ملي مان را استحكام ببخشيم. * يعني اگر برداشت من درست باشد، شما معتقديد كه در زمينه مسائل مختلف بايد اصل را بر اولويت تخصص گذاشت و با نگاهي كاملا تخصصي به ارزيابي موضوعات؟ پرداخت كاملا o درست است; چرا كه اگر واقع بينانه تحليل كنيم، جامعه امروزين ما تفاوت هاي بسياري با شكل زندگي اجتماعي ما در گذشته پيدا كرده و در حال حاضر متغيرهاي مداخله گر بسياري بر امور زندگي روزمره ما تاثير مي گذارند و حتي در مورد مسائل مذهبي هم بايد با ديد تخصصي - و نه صرفا احساسي - به ارزيابي نشست. * در اين مورد كمي توضيح دهيد. o مثلا فرض كنيد در مورد رويكرد جوانان به مساجد كافي است با متدولوژي (روش شناسي ) دقيق و مناسب به ارزيابي دقيق اين مسئله بپردازيم و با بررسي عوامل موءثر بدون دخالت احساسات غيرواقعي قضاوت كنيم. * اين مطالب در قالب مسائل آموزشي و تحقيقي كاملا جذاب است، اما وقتي از دايره علوم نظري و رياضي عبور كنيم و به دايره تكاليف عيني اجتماعي و مسئوليت هاي سياسي برسيم، شكل كاملا متفاوتي پيدا مي كند. شما دقيقا بگوييد كه آيا اگر وارد مجلس شديد، تصميم خواهيد گرفت كه با تقدم مبحث تخصص بر بسياري مسائل ذهني با طرحها و لوايح روبه رو شويد و يا همانند برخي از ديدگاهها از تخصص و موضوع قديمي تعهد پارادوكسي بسازيد كه با هم قابل جمع ؟ نباشند o من معتقدم كه تخصص و تعهد مي توانند كاملا به موازات هم پيش بروند و هيچ كدام نافي ديگري نباشند. مگر مي توان تقواي يك فرد را مثل متغير كيفي تخصص وي در يك حرفه اندازه گيري؟ كرد تعهد و اعتقادات فردي افراد مسئله اي كاملا خصوصي است. * اين مسئله، مصيبتي بوده كه سالهاي سال بر بخش هاي مختلف خدمات سياسي - اجتماعي ما سايه انداخته بوده است. o اگر در افعال مردم اصل بر برائت اين باشد، معضل در ساختار مناسبات اجتماعي ما پيش نمي آيد. * برگرديم به بحث انتخابات. آيا تا اين لحظه گروههاي سياسي شناخته شده از شما براي حضور در فهرست هاي انتخاباتي شان دعوت كرده اند يا؟ نه شان o و مفهوم گروهبندي سياسي و تحزب در ايران و جهان با يكديگر متفاوت است. بديهي است تا اين تفاوت به طور شفاف تعريف نشود مناسبات فردي با گروههاي سياسي نيز روشن نخواهد من بود اميدوارم روابط تعريف شده براساس برنامه هاي مشخص تغيير كند. * پرسشي را بدون پرده پوشي مطرح مي كنم و اميدوارم شما هم با صراحت و صداقت پاسخ آن را بدهيد: آيا برادر عبدالله نوري بودن و احتمال جذب راي مردم از اين رهگذر عامل اصلي حضور شما در صحنه انتخابات نبوده؟ است مسلما o اين عامل در راي مردم به من موءثر خواهد بود، البته باتوجه به انطباق ديدگاهم با آقاي عبدالله نوري، قدرمسلم انديشه هايم براي مردم نامشخص نخواهد بود. * موقعيت عبدالله نوري را در جامعه چطور؟ مي بينيد o من معتقدم عبدالله نوري در راه تفكرات و اعمال اصلاح طلبانه اش پايمردي كرد و فكر مي كنم مردم هم كاملا وي و تفكراتش را مي شناسند و من به سهم خود بر اين باور هستم كه نبايد صرفا با تعريف كردن از وي به موضوع بسنده كنيم، بلكه بايدهر كدام به نوعي راه وي را ادامه دهيم كه اگر مردم بپذيرند، فضاي خدمت براي ما ايجاد خواهد شد. * شما مدعي هستيد كه افكارتان به ميزان زيادي با تفكرات عبدالله نوري منطبق است، آقاي نوري به عنوان يكي از مدافعان سرسخت توسعه سياسي تلاش بسياري در راه استقرار و نهادينه كردن اين فاكتور جامعه مدني كرد. شما درخصوص بحث توسعه سياسي و موضوع تقدم و تاخر آن در ارتباط با توسعه اقتصادي چه تحليلي؟ داريد o من اساسا به اين تقسيم بندي ها اعتقادي ندارم و فكر مي كنم مجموعه بحث توسعه بايد در راه ارتقاي كيفي زندگي انسانها ديده شود. توسعه اگر بخواهد پايدار بماند، بايد محور آن انسان و حتما همه جانبه باشد. * با اين تفسير شما معتقديد آن دسته از گروهها و جريانهاي سياسي كه بحث اين تقدم و تاخر را پيش گرفته اند و به موازات نزديك شدن به انتخابات مجلس از آن به عنوان ابزاري عليه رقيب استفاده مي كنند به دور ؟ باطل افتاده اند o وقوع شتابدار و پي درپي مسائل در كشور ما ظاهرا براي افراد و احزاب سياسي فرصتي باقي نمي گذارد تا ديدگاههايشان را تئوريزه كنند و شايد اگر اين احزاب به بحث تئوريك مسائل بپردازند، اين جمعبندي حاصل شود كه جناح هاي رقيب ديدگاه و واكنش يكساني در مورد بسياري مسائل من دارند اساسا خيلي به اين موضوع معتقد نيستم كه هر گروهي كه داعيه دفاع از توسعه سياسي يا اقتصادي را دارد، صرفا معتقد به رشد يك وجه از توسعه است. ما كشوري با نيروي انساني موءثر در سطح منطقه هستيم كه نيازمند توجه به همه ابعاد توسعه هستيم تا بتوانيم جايگاه ويژه خود را در جهان شناسايي كرده و آن را به دست آوريم. * شما در ابتداي گفتگويمان هم اشاره اي به قدرت رهبري منطقه از سوي ايران كرديد. فكر مي كنيد پتانسيل كلي نظام تا چه حد با اين ادعاي شما همخواني دارد و اساسا مانيفست سياست خارجي آقاي خاتمي مبني بر گفتگوي تمدنها را در اين راستا تا چه حد موفق ارزيابي؟ مي كنيد o بحث موقعيت ژئوپولتيك ايران يعني جغرافياي سياسي اين كشور كه امكان رهبري منطقه اي را به ايران مي دهد و در حوزه اي فراتر از يك جناح يا حتي ساختار سياسي مي گنجد. در ساختار نوين جهاني اگر ايران شرايط جديد روابط بين الملل را درك كند، امكان كسب منافع فراواني را دارد. بحث گفتگوي تمدنها به نظر من بحث بسيار جالبي است و عمده ترين آفت آن مسائل داخلي ماست. ما در موضوعات بين المللي ادعاي ايجاد نوعي گفتمان را داريم. آقاي خاتمي با طرح موضوع گفتگوي تمدنها حقيقتا تحول عظيمي در پيكره سياست خارجي ما به وجود آوردند، اما متاسفانه برخي تنگناهاي داخلي باعث مي شود كه اين ايده شايد نتواند عميقا به بار بنشيند. * مثلا چه؟ تنگناهايي o ببينيد، مثلا وقتي رئيس جمهوري به فرانسه سفر مي كند همزمان با اين سفر كيفرخواست آقاي عبدالله نوري مطرح مي شود، طبيعتا در داخل كشور حركتي صورت گرفته كه تمام نتايج سفر ايشان را بر باد مي دهد و در واقع منافع ملي ناديده گرفته مي شود. عمق زيانباربودن اين نوع حركات از اينجا فهميده مي شود كه در بسياري كشورها، سياستمداران و مسئولان حاضرند به خاطر يك حركت جهاني بهاي بسياري بپردازند، اما در كشور ما كه پس از بيست سال رئيس جمهوري كشورمان با انجام اين سفر اقدام بسيار مهمي براي كشور انجام داده است كه مي تواند تاثير بسياري بر منافع ملي و مصالح آتي نظام بگذارد، گروهي به خاطر منافع جناحي، خيلي راحت منافع ملي را ناديده مي گيرند و همزمان با سفر رئيس جمهوري با اعلام كيفرخواست، كاري مي كنند كه تيتر و خبر همه روزنامه ها و رسانه هاي داخلي و خارجي به قضيه دادگاه عبدالله نوري معطوف شود و اصل سفر رئيس جمهوري به يك كشور قدرتمند اروپايي را كه مي تواند سرنوشت جديدي براي ما ترسيم كند تحت تاثير قرار دهد. * من از مجموع پاسخ هاي شما تا اين لحظه اينطور برداشت كرده ام كه شما به نوعي از بينش وحدت ملي پيروي مي كنيد. اگر اين گونه است، پس قاعدتا بايد تعريف روشني از بحث قديمي خودي و غيرخودي داشته باشيد. تعبير شما از اين فرضيه؟ چيست o تا جايي كه من به قوانين مراجعه كرده ام، اين تقسيم بندي خودي و غيرخودي در هيچ كجا لحاظ نشده است و مفهوم خودي و غيرخودي هيچ پايه حقوقي ندارد. معتقدم كه همه ايرانيان در تمام نقاط دنيا بايد دست به دست هم دهند و براي رشد اين مرزوبوم بكوشند و حتي فراتر از مفهوم مليت گرايي گام بردارند و با سرمايه هاي ملي داخل و خارج از كشور بتوانند سكان هدايت اين منطقه زرخيز را به دست بگيرند. * كساني كه فرضيه خودي و غيرخودي را اصالت مي دهند، در واقع خط قرمزهايي را براي حيات سياسي شهروندان تعيين مي كنند كه پرداختن به درست يا غلط بودن آن در اينجا مورد نظر ما نيست. من مي خواهم بدانم خط قرمزهاي ذهني شما كه تصميم داريد وارد يك فعاليت جدي سياسي شويد؟ چيست o تنها خط قرمز من، قانون اساسي است و مادامي كه اين قانون تغييري نكرده بايد همين قانون اساسي تنها مرز مشترك تمام فعاليت هاي شهروندان باشد. در كنار اين موضع من فكر مي كنم سواي قانون اساسي، مهم ترين مسئله اي كه بايد همه به آن بينديشند حفظ منافع ملي است كه آن هم به نوعي در قانون اساسي لحاظ شده است. * خوب، همين قانون اساسي كه شما مي گوييد، مورد تفاسير متعدد و متنوعي قرار دارد. في المثل در همين قانون بحثي وجود دارد تحت عنوان بحث نظارت نظارت در سال هفتاد مورد تفسير شوراي نگهبان قرار گرفت و مولفه استصوابي بودن را از آن درآوردند. تحليل شما از اين نوع تفاسير از قانون اساسي؟ چيست o من معتقدم اصولا هر نوع غربالگري سواي مبادي قانوني يك نوع قيم انگاري و تصميم گيري براي مردم است كه در واقع توهين به آنان را دربر دارد. بحث قيم انگاري هم موضوع امروز و ديروز نيست و بحثي هزاران ساله است. در همين مطلب انتخابات، اگر در نظر بگيريم كه في المثل حدود ميليون 39 فرد واجد شرايط راي دادن موجود باشند اين عده حتما و بدون ترديد بهتر از چند نفر عضو شوراي نگهبان تصميم خواهند گرفت و تصميم آنها كمتر از تصميم آن چند نفر اشتباه خواهد داشت. البته قانون چهارچوب كاملا روشني را براي داوطلبين مشخص كرده و وظيفه مجريان اعمال قانون و ناظران، نظارت بر آن است. * ظاهرا براي دور ششم مجلس، گروهي كه اميد چنداني به حضور در مجلس ندارند، مي كوشند به هر نحو ممكن از اين نوع نظارت به عنوان ابزاري جهت تثبيت موقعيت خود در انتخابات بهره گيرند و در اين راستا از ايجاد هر نوع تنش و تشنجي هم استقبال مي كنند. به نظر شما براي برگزاري يك انتخابات سالم در يك فضاي آرام چه راهكارهايي مي توان در نظر؟ گرفت o بحث تشنج و خشونت بحثي فراتر از مقوله انتخابات است. من فكر مي كنم با توجه به تغييراتي كه در ايران اتفاق افتاده و نيز تحولاتي كه به لحاظ ژئوپولتيك در منطقه رخ داده، هيچ كشوري و هيچ گروهي در داخل نمي تواند پايدار بماند مگر اين كه از آشوب پرهيز كند. تمام كساني كه مدعي اند مي خواهند ايران را شكوفا كنند، ملزم به ايجاد فضاي آرام و منطقي هستند، در غير اين صورت شكست آنها حتمي است. * در قبال نگاه خشونت طلبانه برخي ديدگاهها، بينش برخي فعالان سياسي و جريانهاي مختلف، مقوله اعتدال و ميانه روي را تبليغ مي كند. آيا به راستي در فضاي آشفته و خشونت زده اي كه در حال حاضر كمابيش گريبان روابط سياسي گروههاي مختلف را در برگرفته، بحث اعتدال و ميانه روي محلي از اعراب دارد و تا چه حد مي توان به ايجاد فضايي كه همگان بتوانند در آرامش و عقلانيت، مطالبات خويش را درخواست كنند اميدوار؟ بود o در وهله اول به نظر من كساني كه بحث اعتدال و ميانه روي را مطرح مي كنند بايد اين نكته را مشخص كنند كه تعريفشا ن از اين دو واژه چيست. تعريف اين دو مفهوم نسبي است و نمي توان به طور مطلق آنها را در نظر گرفت. ما ممكن است در خصوص يك موضوع موضعي بگيريم كه از نظر برخي معتدل است و از نظر برخي ديگر عين تندروي است. من معتقدم با حفظ تعادل بايد بين شعور و شجاعت بهترين تصميم را گرفت. شايد براي اين موضوع بتوانم از آقاي عبدالله نوري مثال بياورم. من بسيار خوشحالم كه جلوه هايي از شجاعت و شعور در نسل جديد وجود دارد و اميدوارم فرداي ايران سرشار از افرادي با انديشه هاي عبدالله نوري باشد. * بحث اعتدال رابطه تنگاتنگي با برخي تفكرات سياسي موجود در كشور دارد و شايد در اين ميان بتوان از فردي نام برد كه به اتخاذ سياست هاي بينابيني و اعتدالگرايانه اشتهار دارد. منظورم آقاي هاشمي رفسنجاني است. در مورد حضور ايشان در صحنه انتخابات مجلس چه؟ نظري داريد o طبيعتا اين حق مسلم ايشان است كه بتوانند به عنوان يك شهروند در انتخابات شركت كنند. در همين مورد لازم است من به يك نكته اشاره كنم و آن اين كه متاسفانه در كشور ما قضاوتها عموما بر پايه معيار مطلق گرايانه انجام مي شود. در واقع آقاي هاشمي با حضور در انتخابات به مردم اين فرصت را داده كه با راي مثبت يا منفي به وي، ديدگاه خود در قبال سياست هاي ايشان را بيان كنند. * به عنوان آخرين سئوال مي خواهم بپرسم مردم واقعا چقدر مي توانند اميدوار باشند كه در صورت ورود شما به مجلس، به وعده هاي تبليغات انتخاباتي و تعهداتي كه به مردم داده ايد وفادار خواهيد؟ بود o من فقط مي توانم بگويم تلاش خواهم كرد براي انجام تعهداتم به مردم ثابت قدم بمانم. * از اين كه وقت خود را در اختيار همشهري گذاشتيد متشكرم.