Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781023-47026S1

Date of Document: 2000-01-13

بيانيه مجلس خبرگان رهبري درباره جايگاه ولايت فقيه انتخابات مجلس و مسائل فرهنگي گروه سياسي: دومين اجلاس سالانه مجلس خبرگان با صدور بيانيه اي به كار خود پايان داد. در بخش هايي از اين بيانيه آمده است: نظام اسلامي ما با دو ويژگي اساسي خاستگاه مردمي و تعهد اسلامي تعريف مي شود و در استمرار و استحكام خويش، وابسته بدان است. تضعيف يا كم رنگ شدن هر يك از پشتوانه ي جمهوري و محتواي اسلامي زمينه آسيبپذيري نظام را فراهم مي سازد، از اين رو دشمنان كينه توز همه ي تلاش خود را براي القاء ياس و نااميدي در مردم و در نتيجه جدا كردن توده هاي ميليوني از نظام اسلامي و نيز براي خدشه در مباني اعتقادي ملت، القاء شك و ترديد در پايه هاي ديني انقلاب، به كار گرفته اند... ولايت فقيه - كه بنيان گذار عظيم الشان انقلاب اسلامي، آن را رمز آسيبناپذيري كشور مي دانست - محور وحدت عمومي مردم و نقطه اتكاي همه دوستان انقلاب سخن است ولي امر، فصل الخطاب مباحثات و حكمش فيصله دهنده ي اختلافات است. اين اصل بنيادين اسلامي، در قانون اساسي كشور ما، مبناي اداره ي كشور قرار گرفته و اكثريت قاطع ملت، علاوه بر تعهد ديني خويش، با آراء خود، آن را پذيرفته و در نظام سياسي ايران بدان عينيت بخشيده اند و با سرافرازي بر اين ميثاق، پايدار مانده اند. مجلس خبرگان، اين وظيفه شناسي و دين باوري را ارج مي نهد و پيوند امت و امامت را ضامن اسلاميت نظام و پويايي مكتب در تار و پود آن، مي داند و اصل ولايت فقيه را كه ستون فقرات نظام اسلامي را تشكيل مي دهد اصلي خدشه ناپذير دانسته و اظهارات ترديدآفرين و شبهات بي اساس را در اين باره برخلاف شرع مقدس و قانون اساسي مي شمارد. روند نگران كننده ي مسائل فرهنگي و مذهبي جامعه، شكل فزاينده اي به خود گرفته و اين پرسش خود را آشكار مي سازد كه چنين وضعي تا چه زماني قابل تحمل؟ است و حرمت شكني از مقدسات به كجا خواهد؟ انجاميد از مراكز تصميم گيرنده مي خواهيم به چاره انديشي نشسته و براي رفع نگرانيهاي موجود اقدامات اساسي انجام دهند و به هشدارهاي رهبر معظم انقلاب، علماي اعلام و انديشمندان دلسوز توجه كنند. مجلس خبرگان، با تاكيد بر ضرورت فضاي انس و الفت و پرهيز از القائات تشنج آفرين در جامعه ي اسلامي، و با تشكر از دولت خدمتگزار و رئيس جمهور محترم از همه ي دست اندركاران محترم مي خواهد تا تلاش هماهنگ و جدي خود را براي حل معضلات اقتصادي به ويژه مهار تورم و ايجاد زمينه هاي اشتغال، بكار گيرند و رشد و شكوفايي اقتصاد ملي را در اولويت برنامه هاي خود قرار دهند و با حساسيت بيشتر مبارزه با مفاسد اجتماعي را تعقيب نمايند. و بر استقرار عدالت در تار و پود نظام اجتماعي، قضايي، اداري و اقتصادي اهتمام ورزند. بدون ترديد هماهنگي، تفاهم و تعاون قواي سه گانه، دستيابي به سياست هاي كلان نظام اسلامي را آسان مي سازد و بر مجد و شكوه جامعه اسلامي افزوده، و اميد و نشاط را در جامعه افزايش مي دهد. انتخابات ششمين دوره ي مجلس شوراي اسلامي، آزمايش تاريخي ديگري است كه به زودي ملت و دولت در برابر آن قرار مي گيرد. از آنجا كه در طراحي جمهوري اسلامي، مجلس در راس امور كشور قرار گرفته و علاوه بر نقش مستقيم در قانون گذاري، در جهت دهي، نظارت و كنترل دستگاه هاي اجرايي نيز سهم مهمي برعهده دارد، از اين رو سرنوشت نظام اسلامي و آينده ي آن به موفقيت اين انتخابات وابسته است، موقعيت ممتاز مجلس در تصميم گيري هاي سرنوشت ساز، حضور نمايندگان با گرايش مختلف سياسي و نيز تريبون زنده و مستقيم آن، موجب آن مي گردد كه اين نهاد تاثير به سزايي در بحران زدايي و يا بحران سياسي داشته باشد و به عنوان كانون اصلي قدرت سياسي و نقطه ي التقاي جريانات سياسي كشور و سكوي پرش آنها شناخته شود. بيانيه مجلس خبرگان درباره انتخابات مجلس مي افزايد: مشاركت و حضور هر چه بيشتر مردم متعهد، نمادي از قدرت نظام اسلامي، و جلوه اي از استحكام پايه هاي مردمي حكومت و نمودي از مسئوليت شناسي و تعهد اسلامي و انقلابي است، اين حضور گسترده، غبار ياس به روي دشمنان مي پاشد و فروغ اميد را در دل طرفداران نهضت جهاني اسلامي، روشن تر مي سازد. سلامت انتخابات در، گرو پاي بندي مجريان و ناظران به قانون و رها كردن گرايش هاي جانبدارانه اين است اصل اساسي - كه خود زمينه ي مشاركت بيشتر مردم و اعتماد آنان را فراهم مي سازد - هنگامي تحقق مي يابد كه عموم دست اندركاران انتخابات، به برگزار شدن قانون مند انتخابات بيانديشند و دغدغه ي آنكه كداميك از داوطلبان تاييد شده به مجلس راه مي يابد را كنار گذارند و اعتبار اين نهاد مقدس را به پاي اشخاص قرباني نكنند. اميد است شوراي نگهبان و دست اندركاران در برگزاري انتخاباتي سالم و خداپسند موفق باشند. در انتخاب نمايندگان، شايسته سالاري مهم ترين، راهنماي گزينش ملت است و البته آفت هايي مثل قدرت طلبي، باندبازي، گرايش به اشرافيت، زد و بندهاي جناحي، خودباختگي فرهنگي و سياسي در برابر بيگانگان و روحيه ي سازش طلبي در برابر قدرت هاي استكباري، بيماري هاي خطرناكي است كه صاحبان كرسي وكالت را به جدايي از ملت و بيگانگي از تعهدات اسلامي مبتلا مي سازد.