Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781023-47018S1

Date of Document: 2000-01-13

تصوير مخدوش زن بر پرده سينما به مناسبت برگزاري همايش زن و سينما * هنوز سينماي ما نتوانسته چهره شفاف و واقعي يك زن را به تصوير بكشد و حتي در فيلم هايي كه محور آنان را زن تشكيل مي دهد به نوعي دچار افراط و تفريط شده است زن و سينما عنوان همايشي است كه در روزهاي 26 و 27 دي ماه در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. اين همايش كه به همت شوراي فرهنگي اجتماعي زنان وبا حضور گروهي از هنرمندان زن، سينماگران، منتقدان و صاحبنظران سينمايي برگزار مي شود، با بررسي شخصيت زن در سينما بر شفاف شدن نقش او در عرصه سينما تاكيد خواهد كرد و جايگاه كنوني اش را در اين زمينه به ارزيابي خواهد نشست. پيش از اين در هم انديشي بين المللي حضور زن در سينما كه اسفند 1375 در تهران برگزار شد برخي از محورهاي مورد نظر از سوي شركت كنندگان مورد بررسي قرار گرفت. شركت كنندگان در اين هم انديشي، طي بيانيه پاياني خود بر ارتقاي نقش مثبت زنان توسط رسانه هاي گروهي و سينمايي، جلوگيري از هر گونه سوء استفاده از زنان در فعاليت هاي سينمايي و رد هر گونه خشونت و استثمار جنسي و رفتارهاي تحقيركننده از سوي سازندگان فيلم هاي سينمايي، تاكيد كردند. هر چند برخي از موارد شامل سينماي كشور ما نيست، اما بايد پذيرفت كه هنوز سينماي ما نتوانسته چهره شفاف و واقعي يك زن را به تصوير بكشد وحتي در فيلم هايي كه محور آنان را زن تشكيل داده، به نوعي دچار افراط و تفريط شده است. به گفته برخي از هنرمندان عرصه سينما بويژه زنان سينماگر نقش زنان در اينگونه فيلم ها بيشتر حاشيه اي بوده است. شيرين وحيدي، رئيس كانون تدوين كنندگان سينماي ايران مي گويد: در بخش عمده اي از فيلم هاي كنوني، تصويري كه از زنان ارائه مي شود، مخدوش است. وي افزود: مساله زنان و تصويري كه از آنان در سينما ارائه مي شود، به نوع نگاه كارگردان نيز بستگي يعني دارد، هر چه كارگردان از شرايط اجتماعي كشورش شناخت بيشتري داشته طبعا باشد، شخصيت هاي ارائه شده در فيلم هايش نيز براي مخاطب باور كردني تر است. به عنوان مثال درفيلم هاي رخشان بني اعتماد نه به صرف اينكه وي يك زن است، بلكه بدين دليل كه تحليل اجتماعي درستي از جامعه خويش دارد، شخصيت هاي فيلم اعم از زن و مرد، براي مخاطب باوركردني هستند. وحيدي به ارائه تصوير صحيحي از زن روستايي در فيلم ماديان اشاره مي كند و مي گويد: فيلمي همچون مرد عوضي را نيز داريم كه تصويري كاملا غلط از زن ارائه مي دهد و هر چند داراي فضاي كمدي است اما حركتي است در جهت توجيه تعددزوجات و شكستن تابوي دو همسري بودن مردان. وقتي كه اين فيلم را ديدم، احساس كردم كه به من توهين شده است. چرا كه اين فيلم سعي مي كرددر قالبي فانتزي، دو زن داشتن را جا بيندازد. وي خاطر نشان كرد: تاثير چنين فيلم هايي، لحظه اي است و اگر راه بازشود كه در كنار فيلمي همچون مرد عوضي سه فيلم پر محتوا نيز تهيه قطعا شود، به خودي خود، اين فيلم ها از طرف مخاطبان پذيرفته نمي شوند. ناصرشفق مديرعامل انجمن، سينماي انقلاب و دفاع مقدس مي گويد: پشتيباني از هشت سال دفاع مقدس را شيرزنان اين مرز و بوم بر عهده داشتند، ليكن در فيلم هاي سينمايي كمتر به چهره زن در عرصه پايمردي توجه جدي و كافي شده است. متاسفانه طي دو دهه گذشته هرگز شرايطي در سينما براي ارائه سيماي واقعي زن و نقش موءثر او در عرصه تحولات اجتماعي و سياسي كشورفراهم نشده است. در سينماي دفاع مقدس نيز سيماي زن به مراتبمظلومتر از ديگر ابعاد دفاع مقدس بوده است. شفق معتقد است به رغم اينكه بسياري از فيلم ها و فيلمسازان به زن نوعي،، شخصيت مسايل و مشكلاتش را موضوع خود قرار داده اند تاكنون، سينمااز بازگويي چهره واقعي زن طفره رفته است. وي در مورد امكان استفاده ابزاري از چهره زن در سينماي كشور گفت: اين مساله صرفا به عرصه گيشه خلاصه نمي شود. سينما اگر قابليت خود را افزايش دهد و به انتظارات مردم از يك فيلم خوبپاسخ هر دهد، جلوه اي از استفاده ابزاري از جمله چهره زن خود به خود محكوم به فناست. استفاده ابزاري بيشتر، از سطح تفكر آسان پسند، سهل نگر و خام فيلمساز نشات مي گيرد، زماني كه سينما بتواند در همه حيطه هاي خود به رشد قابل قبولي برسد، عملا اين نقيصه برطرف خواهد شد. شهريار پارسي پور كارگردان فيلم نقش عشق مي گويد: در سينماي ايران بسياركم پيش آمده كه شخصيت زن به صورت كامل بررسي شود، حتي به وسيله زنان فيلمساز كه تعدادشان نيز كم نيست. البته بي انصافي است اگر به فيلم هايي چون ماديان، آن سوي آتش بانوي، ارديبهشت و بخش هايي ازفيلم دو زن اشاره نكرد. اما به هر حال حضور شخصيت زن در فيلم هاي ايراني اساسا غيرواقعي و تصنعي جلوه مي كند. اين كارگردان با اشاره به فيلم روسري آبي ساخته رخشان بني اعتمادمي گويد: رخشان بني اعتماد در اين فيلم حضور زن را كوبنده تر و تاثيرگذارتر نشان مي دهد ولي با توجه به فضاي مردانه فيلم، نمي توان وجوه زنانه آن را متمايز كرد. وي با اشاره به استفاده ابزاري از زن در بعضي از فيلم ها مي گويد: زماني كه نمي توان دقيق و موشكافانه زن را در سينما بررسي كرد امكان استفاده ابزاري نيز وجود دارد. در سينماي ايران شايد 80 درصد اينگونه از زن استفاده مي شود، حضوري صرفا زنانه و احيانا براي گرم كردن گيشه. فرزان سجودي استاد دانشگاه علامه طباطبايي معتقد است: در سينماي ايران به جاي شخصيت زنها، تيپ آنها مطرح مي شود. اين كارشناس سينما و تئاتر مي گويد: در تيپ زن خوب آرماني به بهترين نحو ممكن در خدمت آسايش مرد است، از قبيل فداكاري و ازخودگذشتگي براي مردكه به عنوان ارزش تبليغ و تقويت مي شود. سجودي با استثنا قايل شدن درباره چند فيلم مي گويد: در فيلم ساخته سارا داريوش مهرجويي هر، چند زن در مقابل نقش كليشه اي طغيان پسنديده مي كند، اما باز هم حالت انفعالي دارد و درحدي باقي مي ماند كه شرايط را نمي پذيرد، اما همه چيز را براي مرد مي گذارد. وي درباره فيلم دو زن ساخته تهمينه ميلاني نيز چنين مي گويد: ميلاني خودرا به عنوان كارگردان زن جسور كه مسايل را شجاعانه مطرح مي كند، معرفي مي كند اما درتحليل ژرفي از فيلم دو زن ما تمام ابعاد مردسالارانه رامي بينيم. زن آرماني اين فيلم هنوز كليشه است و شرايط آرماني زندگي رويا به خاطر همراهي مردش است و فرشته نيز با شرايط تحميلي، انفعالي برخورد مي كند و سرانجام آنچه موانع را ازسر راه وي برمي دارد، باز هم مردان هستند. وي، به عنوان راهكاري براي تغيير نقش زن در سينما گفت: براي تحول بايد به تدريج كارگردانان زن بتوانند به نگاه زنانه دست يابند نه اينكه به جهان و همچنين به زن، كماكان از چارچوب مردانه تعديل شده بنگرند. فاطمه مرادي مدير مسئول ماهنامه سينمايي جايزه معتقد است: سينما تاكنون درارائه چهره واقعي و درخور شان زن ايراني به جامعه عملكرد موفقيت آميزي نداشته است. اگر ظرف 20 سال گذشته هرسال تنها دو فيلم از مجموع 60 تا 70 فيلم ساخته شده به طرح مسايل مشكلات و معرفي شخصيت ملي و مذهبي زن ايراني اختصاص مي يافت، جامعه مسيري غير ازروال كنوني را در برخورد با مسايل زنان طي كرده بود. مرادي مي گويد: افراط و تفريط بزرگترين معضل حوزه فرهنگي ما بوده و هيچ گاه نتوانستيم با شناخت نسبي از شخصيت و تاثير عميق زنان در عرصه هاي مختلف اجتماعي، در ارائه واقعي چهره آنان موفق باشيم. متاسفانه روند كلي حركت سينماي امروز بدون اندكي تامل به سوي حوزه هاي تكراري، كليشه اي و سطحي شدن در جريان است. وي تاكيد كرد: رفع پاره اي از مشكلات زنان سينماگر و به تبع آن سينمادر چهره كنوني آن، در گرو احياي خودباوري در زنان و حراست آنان از جايگاه و شان واقعي خويشتن به دور از شعارهاي فريباي حقوق بشري است. شركت هاي فيلم سازي نيز در كمك به دستيابي زنان به اين خودباوري و نزديك سازي چهره زن در سينما به هويت انساني، اسلامي آن نقش بسزايي دارند.