Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781022-47011S4

Date of Document: 2000-01-12

جواني نامزدش را با اسلحه كشت گروه حوادث: پسر 27 ساله اي كه قصد ازدواج با زن 46 ساله را داشت و با اسلحه ژاين 30 زن و پسر 23 ساله اش را در حوالي تهرانپارس به قتل رسانده بود توسط ماموران دستگير شد. به گزارش خبرنگار ما اين پسر 27 ساله كه الف حسين نام دارد در يك اقدام جنون آميز نامزد 46 ساله اش را كه پروين شيخ تاري نام داشت همراه پسر 23 ساله اش بنام علي رستگاري با شليك گلوله به قتل رسانده و سپس اقدام به فرار نمود كه توسط ماموران كلانتري 126 به دام افتاد. متهم به قتل پيرامون آشنايي اش با خانواده مقتولان گفت: من سه سال پيش در يك تاكسي مسافركشي با پروين آشنا شدم، اين آشنايي باعث شد تا در طول سه سال گذشته با اين خانواده ارتباط داشته باشم و همين جريان موجب علاقه من به پروين شد. پروين به من گفت كه از شوهرش طلاق گرفته و يك پسر 13 ساله و يك دختر 16 ساله به نام رضا و زهرا دارد. پس از گذشت يكسال ونيم پسري 23 ساله را در خانه اش ديدم، او به من گفت كه اسم اين جوان علي است، او را از پرورشگاه ولي عصر اوايل ازدواجم در بندرعباس تحويل گرفتم و بزرگ كردم، ولي او نمي داند و از اين موضوع فقط من و شوهر سابقم اطلاع داريم. من نيز حرف او را باور كردم و در اين مدت با او صيغه محرميت خوانده بودم، بارها با پسر و دخترش به بيرون رفتيم بچه هايش گاهي مرا بابا صدا مي كردند و گاهي هم دايي، من بارها موضوع ازدواج را مطرح مي كردم ولي او هر بار مخالفت مي كرد و پسرش نيز موضوع ازدواجمان را مي دانست او نيز مخالف ازدواجمان بود روزي پروين به من گفت كه مي خواهد امانتي را كه از شوهرش باقي مانده به من بدهد سپس يك اسلحه ژرا 30 كه داخل موكت پيچيده بود آورد و گفت: از نگهداري اسلحه خسته شده است پروين از من خواست آنرا برايش نگهدارم پروين پيرامون سن و وضعيت زندگيش به من دروغ گفته بود، من كه به شدت او را دوست داشتم به تفاوت سني فكر نكرده بودم. پروين پيرامون شوهر سابقش به من گفته بود بخاطر سرقت و كشتن يك نگهبان نيروي هوايي به زندان رفته است ما براي رهايي او از زندان ناچار شديم تمام وسايلمان را بفروشيم تا ديه اش را بپردازيم. شوهرم بعد از آزادي از زندان به آلمان رفت و ديگر از او خبري نشد. ديروز كه براي تحويل اسلحه به خانه پروين رفتم وقتي پسرش مرا ديد با من گلاويز شد كه من ناگهان اسلحه را به طرفش گرفتم و شليك كردم. سپس به پروين كه به دنبالم بود شليك كردم دختر او از طبقه بالا به حياط پرتاب شد كه اكنون در بيمارستان بستري است. من قصد كشتن هيچ كدام از آنها را نداشتم و در يك حالت جنون آميز به چنين كاري دست زدم. سپس از خانه بيرون آمدم، ماشيني كرايه كردم و به خرابه اي نزديك سيدخندان رفتم و اسلحه را در آنجا پنهان كردم. سپس ماموران شماره تلفن مرااز زهرا دختر پروين گرفته و بدين وسيله به محل سكونت من آمدند و در جلو منزل مرا دستگير كردند.