Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781022-47009S3

Date of Document: 2000-01-12

مطبوعات يا مجلس، كدام مهم تر؟ است گزارش همشهري در مورد نامزدي روزنامه نگاران در انتخابات مجلس ششم - بخش اول روزنامه نگاران در انتخابات مجلس به دنبال چه؟ هستند محمود * صدري - ديدگاه مخالف: ورود روزنامه نگار به پارلمان، رفتاري متناقض است. زيرا روزنامه نگار - بويژه خبرنگار - به صورت بنيادي منتقد وضع موجود است، حال آن كه مجلس يا پارلمان يكي ازنهادهاي وضع موجود و پاره اي از حاكميت سياسي است احمد * بورقاني - ديدگاه ميانه: منزلت واقعي، قدرت كافي و دستمزد مكفي روزنامه نگاران در كشورهاي پيشرفته موجب شده تا دليلي براي روي آوردن آنها به عرصه سياست باقي نماند * اصغر رمضان پور - ديدگاه موافق: حضور روزنامه نگاران در بين نخبگان حاكم بر كشور جزء لاينفك روند تحقق دمكراسي در ايران است سرآغاز; انتخابات مجلس شوراي اسلامي، دوره به دوره حساس تر و مهم تر تلقي شده است. رشد آگاهي ها و روند پختگي سياسي مردم ايران، باعث شده است تا توافق برسر كليات، جاي خود را به دقت نظر و ريزبيني در مورد ديدگاهها و نظريات خاص نامزدها بدهد. در اين روند، گام به گام چالش هاي فرا روي نمايندگان افزون مي شود و طبيعتا به دانش، تخصص، ديدگاه سياسي شفاف و نظرگاه مردمي آنان نيازي افزونتر احساس مقايسه مي شود ساده اي بين متوسط سواد نمايندگان دوره اول با دوره پنجم بيانگر خوبي براي افزايش توقعات مردم از وكلاي خود است. در كناراين روند بطئي، كمي، ولي بسيار مهم، تحولات كيفي يكي دو سال اخير در سطح جامعه بر توقعات مردم اثر شگرفي داشته است. مي توان گفت توسعه سياسي خواه ناخواه، لوازم و تبعات خودرا به همراه آورده است. بسياري معتقدند مطبوعات در فضاي سياسي، اجتماعي كنوني كشور ما كاركردي مشابه احزاب يافته اند. معناي اين سخن آن است كه مردم انعكاس خواست ها و آرمان هاي خود را در نوشته هاي نويسندگان مطبوعات يافته اند. معناي دوم اين سخن اعتماد و اقبال عمومي به روزنامه نگاران است. آيا اين اعتماد، اعتماد به اشخاص است يا به جايگاه شغلي ؟ آنان اين پرسش ظريفي است. يعني اگر نويسندگان مطبوعاتي كه نوشته هايشان را مردم در روزنامه ها مورد توجه قرار مي دهند در، موقعيتي همچون نمايندگي مجلس قرار گيرند، بازهم مورد توجه و لطف خواهند؟ بود آيا اساسا رفتن روزنامه نگاران به مجلس به سود مطبوعات، مردم يا مجلس يا همه آنها خواهد بود يا؟ نه صاحبنظران سياسي، اجتماعي و مطبوعاتي به اين پرسش چه پاسخي خواهند؟ داد احمد بورقاني، معاون سابق مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي معتقد است، ورود يك روزنامه نگار يا هر متخصص ديگري به عرصه سياست يا عرصه ديگري، به خودي خود نه بد و نه خوب است. وي مي گويد: اگر ما صنف روزنامه نگار را از ساير صنوف جدا كنيم و بگوييم كه چرا به مجلس مي روند و به حوزه سياست رو مي آورند، طبعا مي توانيم همين سوءال را در مورد پزشكان، پيشه وران و.. هم طرح كنيم. اما به طور كل، به نظر من در شرايط فعلي مطبوعات يكي از مهم ترين تجليگاههاي آزادي در كشور ما هستند و حراست و نگهباني از اين مولود خيلي ظريف و شكننده، وظيفه همه ما است و كساني كه خودشان در روزنامه ها كار كردند شايد به دليل احساس مسئوليت بيشتر فكر مي كنند كه بايد بطور جدي تري ازاين موضع پاسداري شود. لذا به همين خاطر، وارد مجلس و حوزه هاي ديگر اجرايي و قانونگذاري سياسي مي شوند تا بتوانند از اين حوزه بهتر حمايت و نگهداري كنند وآن را رشد بدهند. از طرف ديگر، اگر روزنامه نگار بطور عميق و جدي كار كند، در مقايسه با ساير گروههاي تخصصي، اشراف بهتري روي مسايل خواهد داشت و به همين دليل احساس مي كند كه مي تواندبا استفاده از اين دانش خود، در حوزه قانونگذاري هم كاركرد خوبي داشته باشد. روحيه نقادي، جسارت، حقيقت جويي و.. همواره به عنوان ويژگيهاي اصلي يك روزنامه نگار واقعي مطرح بوده و هست و تقابل ميان نقش ها و وظايف حرفه اي روزنامه نگاران با ساير نقش هاي اجتماعي، سياسي و.. آنان در شرايط مختلف و جوامع گوناگون دنيا شايد به كرات موضوع جلسات مباحثه و مناظره زيادي را تشكيل داده است. احمد بورقاني، در پاسخ به اين سوءال كه آيا ورود روزنامه نگاران به عرصه سياست و پارلمان كشور، منافاتي با روحيات خاص و وظايف حرفه اي آنها ندارد، چنين مي گويد: اين دو مقوله با هم مانعتالجمع نيستند و اين كه عرصه سياست روزنامه نگاران را به افرادي محافظه كار و بدون روحيه نقادي تبديل كنند تا حد زيادي به خود آنها بستگي دارد. يك فرد محافظه كار ممكن است به يك اصلاح طلب تبديل شود و بالعكس يك اصلاح طلب به فردي محافظه كار اما چقدر خوب است كه يك روزنامه نگار روحيه نقادي را هميشه در خود زنده نگه دارد. شايد بتوان مباحثي چون لزوم حمايت از حوزه مطبوعات، دفاع ازآزادي، فقدان جايگاه محكم و مناسب براي مطبوعات در كشور، اشراف روزنامه نگاران را به موضوعات سياسي، فرهنگي و اجتماعي و... از جمله انگيزه ها و دلايل اصلي اقبال گسترده روزنامه نگاران و نويسندگان مطبوعات از انتخابات مجلس ششم دانست. اگرچه عده اي براين عقيده اند كه رسالت اصلي يك روزنامه نگار، روشنگري جامعه از طريق قلم زدن، به تصوير كشيدن واقعيات سياسي، اجتماعي، اقتصادي، به نقد كشيدن عملكرد گردانندگان و سياستگذاران و تصميم سازان جامعه و مواردي از اين دست است و از اين منظر ورود روزنامه نگار به عرصه سياست در تقابل با اين رسالت ها است، پاره اي ديگر از صاحبنظران وظايف اجتماعي و سياسي يك روزنامه نگار را در راستا و مكمل وظايف حرفه اي وي مي دانند. محمود صدري دبير سرويس سياسي روزنامه همشهري از جمله مخالفان ورود روزنامه نگاران به اين حوزه است. وي مي گويد: ورود روزنامه نگار به پارلمان، رفتاري متناقض است. زيرا روزنامه نگار - بويژه خبرنگار - به صورت بنيادي منتقد وضع موجود است; حال آن كه مجلس يا پارلمان يكي از نمادهاي وضع موجود و پاره اي از حاكميت سياسي است. متاسفانه وضع بغرنج سياسي در ايران و درهم تنيدگي مرزهاي سياست و روشنفكري، گروهي از روزنامه نگاران را از جايگاه واقعي آنها، يعني اطلاع رساني خارج كرده و آنان را به فعالان سياسي تبديل كرده است. وي با طرح يك مثال در تاييد سخنان خود چنين مي گويد: در سال 1996 من براي گذراندن يك دوره روزنامه نگاري در ژاپن مقارن بودم همان ايام، بمباران معروف قانا در لبنان روي داد كه براثر تهاجم هوايي اسرائيلي ها به يك اردوگاه آوارگان سازمان ملل بيش از 100 تن كشته من شدند از هم شاگرديهاي عربم ( لبناني، مصري، اردني، كويتي و سوري و سعودي ) خواستم با برپايي راهپيمايي كوچكي در برابر دفتر سازمان ملل در ژاپن به اين كشتار اعتراض اما كنيم يكي از روزنامه نگاران با اين تذكر ساده كه روزنامه نگار، بايد واقعيت هاي پيرامون خود را به خوانندگان گزارش كند، نه اين كه خود در نقش بازيگر جانبدار وارد صحنه عمل سياسي شود به من فهماند كه روزنامه را با بولتن سياسي اشتباه گرفته ام. زيرا اكنون كه سه سال از آن واقعه مي گذرد، هنوز به ياد دارم كه آنچه مرا منقلب كرد و به آن رفتار سياسي وادارم كرد، انتخاب سياسي ام نبود، بلكه گزارش يك خبرنگار امريكايي ( Sadler) در تلويزيون سي. ان. ان بود كه هنگام گزارش بمباران، خودش اشك در چشم داشت، اما به جاي تظاهرات كردن، آن واقعه تلخ را به جهانيان گزارش داد. از سوي ديگر احمد بورقاني، با اشاره به سابقه مشاركت سياسي روزنامه نگاران در كشورهاي مختلف جهان، معتقد است: جايگاه و پايگاه روزنامه نگاران و گردانندگان مطبوعات در جوامع پيشرفته غربي به حدي محكم و متقن است كه يك خبرنگار يا مطبوعاتي وقتي به درجه خبرنگاري ارشد مي رسد، ديگر تحت هيچ شرايطي حاضر به ازدست دادن آن نيست حتي، سردبيري، دبيري و يا مديريت يك موءسسه مطبوعاتي چون از جايگاه رفيعي در جامعه خود برخوردار است و نظريات و نفوذ كلام او چنان تاثيرگذار است كه مي تواند كار يك نماينده، وزير و يا حتي رئيس جمهور را انجام دهد. وي اضافه مي كند: لذا منزلت واقعي، قدرت كافي و دستمزد مكفي موجب مي شود تا خبرنگار، ديگر دليلي براي روي آوردن به سياست نداشته باشد. اما در جهان سوم وضع به شكل ديگري است. خبرنگار از منزلت و جايگاه واقعي و خوبي برخوردار نيست و همين امر موجب مي شود تا انگيزه بيشتري براي روي آوردن به ساير فعاليت هاي غيرحرفه اي و تخصصي خود داشته باشد. اصغر رمضان پور، عضو شوراي سردبيري روزنامه آفتاب امروز تعهدات سياسي، اجتماعي و فرهنگي روزنامه نگاران را بر تعهدات و وظايف حرفه اي آنان ارجح دانسته، مي گويد: به نظر من از ديد سياسي، حرفه اي بودن يك روزنامه نگار نسبت به تعهدات فرهنگي، سياسي و اجتماعي او در درجه دوم اولويت قراردارد و مقدم بر تعهدات حرفه اي او است. ضمن اين كه اين دو، مغاير هم نيستند، يعني تعهدات حرفه اي، ابزاري براي تحقق تعهدات فرهنگي، سياسي و اجتماعي يك روزنامه نگار است. شرايط سياسي و اجتماعي جامعه ايران، همواره و در مقاطع مختلف تاريخي به عنوان عاملي جهت كاهش يا افزايش ميزان اعتبار روزنامه نگاران و نويسندگان مطبوعات درميان افكار عمومي نقش داشته و دارد و نقش آفريني هاي جديد مطبوعات، بويژه طي دو - سه ساله اخير موجب شده تا اين نهاد اجتماعي بيشتر از هر زمان مورد اعتماد مردم قرار گيرد. رمضان پور حضور روزنامه نگاران در بين نخبگان حاكم بر كشور را جزء لاينفك روند تحقق دمكراسي در ايران مي داند و با اشاره به سابقه ديرينه مشاركت اين قشر در فعاليتهاي سياسي و پارلماني كشورمان مي گويد: از همان ابتداي شكل گرفتن پارلمان در ايران، روشنفكران متجددي كه مهم ترين ابزار بيان ديدگاههايشان، مطبوعات بود، در صحنه پارلمان نقش داشتند و در دوران ملي شدن صنعت نفت، اين نقش را تقريبا به اوج خود رساندند. حضور چهره هاي مهم و جدي سياست مثل مرحوم دكتر فاطمي، كه درواقع اعتمادشان در ميان مردم بيش از هرچيز ناشي از فعاليت هاي مطبوعاتي و كارهاي روشنفكري آنها بر روي موضوعاتي چون آرمانهاي جنبش ملي شدن نفت و يا تلاش براي افشاي ماهيت وابسته دربار بود، دليلي براين امر است. لذا اين سابقه، چيزي است كه به نظر من اجازه مي دهد تا مردم با خوش بيني و سابقه فكري خوبي به حضور روزنامه نگاران در پارلمان نگاه كنند. وي، مشاركت فعال روزنامه نگاران در انتخابات مجلس را يك ضرورت تلقي كرده، مي افزايد: جنبش اصلاحات فعلي در ايران جنبشي است كه يكي از اهداف آن متنوع كردن طيف نخبگان حاكم در كشور است. لذا از اين جهت حضور روزنامه نگاران به عنوان يك طيف جديد از نخبگان سياسي (كه ابزار قدرتشان مطبوعات است ) جزء لاينفك تحقق دمكراسي در ايران است. رمضان پور، مشاركت روزنامه نگاران در تصميم گيريهاي كلان سياسي را پديده خاص جامعه مدرن ناميده، مي گويد: اين موضوع پديده تازه اي نيست و از زمان جنگ دوم جهاني هم در كشورهايي نظير فرانسه وجود داشته و در كشورهاي جهان سوم هم به محض پيش آمدن بحث تجددگرايي آنها شاهد آن بوده ايم. فريبا صحرايي