Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781022-47008S2

Date of Document: 2000-01-12

عزل مدير ناكارآمد اخراج يك فرد آن گونه كه اغلب افراد متمدن احساس مي كنند مانند دادن فرمان آتش به جوخه اعدام، كار وحشتناكي است. البته اخراج، كار آنچنان ناخوشايندي نيز نمي باشد. اگرشما بتوانيد مسئوليت كار ناخوشايند خودتان رابه كس ديگري، تفويض نمائيد، چنين كاري سهولت بيشتري خواهد يافت. ليكن، گفتن جمله تواخراجي به قدري نفرت انگيز است كه پيش از گفتن آن، انسان را به ترديد مي اندازد. واضح است كه اين امر در سطح هيات مديره بيش از هر جاي ديگر صادق است در برخورد با مديري كه خط مشي كارآمدي ندارد بسياري ازاعضاء هيات مديره شركت ها، اميدوارانه در انتظار بهبود برخي چيزها مانند افزايش مطلوب سهام، مي مانند. به همين دليل بهتر است كه سريعا جايگزيني جديد به جاي مدير اسبق پيدا كرده و بهايش را بپردازند. يك مدير ارشد اجرايي لايق داراي قدرتي شگرف در ارتقاء يا ورشكستگي شركت است. مثل روشي كه رابرت آيلانيك اتخاذ نمود و شركت بيرتيش ايرويز را از شركت معتبر هوايي جهاني به يكي ديگر از شركتهاي حمل و نقل آشفته مبدل نمود و يا نظري به گيل آمليو بياندازيد كه چگونه اپل رايانه را متضرر ساخت و يا ادزاردرويتر، دايلمربنز را ورشكسته نمود. البته با سرعتي كه احياء مجدد اپل در پي بازگشت استيوجابز داشت و يا با قدرتي كه يورگن شرامپ بنز را از نو ساختاربندي نمودو يا ژان ماري مسير ويوندي فرانسه را دگرگون همه ساخت، و همه نمايشگر ارزش استعداد هستند. مهارت هاي استثنايي مورد نياز امروزه براي اداره شركتي بزرگ نياز به مهارت هاي ويژه محسوس است. با پيشتيباني ديوان سالاري شركت، يك مدير ارشد اجرايي مي تواند با توسل به مديران خوب، كنترل هزينه ها و دقت در حسابها ازپس تمام آنها برآيد. اگرچه اين چيزها به خودي خود اهميت دارند ولي يك مدير ارشد اجرايي بايد به فكر مهارتهاي خود نيز باشد. وي نياز دارد تا مبتكر و صاحب شركتي با ديد جهاني و داراي مهارتهاي سياسي براي پيشبرد شركت درپيچ و خمها باشد و همچنين يك فروشنده و مبلغ شايسته براي جلب مصرف كنندگان، كارمندان و سرمايه گذاران باشد. در شركتي كه سستي حكمفرماست، قسمتي از تقصير به گردن سرمايه گذاران موءسسه اين مي باشد گروه به جاي اصلاح كردن وضع، ترجيح مي دهند سهام خود را بفروشند و دست روي دست گذاشته و منتظر جاده اي بازشده توسط ديگران بمانند. با اين وجود، هنوز هيات مديره ها بهانه هاي عديده اي را براي عدم انجام وظيفه مي يابند. رئيس نزديك سن بازنشستگي است; وي بنيانگذار است، وي پسر بنيانگذار است. يافتن فردي بهتر كاري دشوار است و بنظر بد مي رسد. چگونه مي توان اين وضع را دگرگون؟ ساخت به وطور كلي بايد ساختار هيات مديره را طوري شكل داد كه بتواند مدير ارشد اجرايي را تحت نظارت موشكافانه خود قرار دهد. بهترين كاراين است كه وظايف رئيس هيات مديره امور غيراجرايي از مدير ارشد اجرايي تفكيك از كرد اين رو، اعضاي اصلاح طلب هيات مديره براي خود رهبري خواهند داشت. مديران غيراجرايي مي بايست بدون حضور مدير ارشد اجرايي تشكيل جلسه بدهند و ارزشيابي هاي پيوسته اي از كاميابي هاي رئيس رابه انجام رسانند. هنگامي اعضاء هيات مديره به وظايفشان خوب عمل مي كنند كه سهمي در شركت داشته باشند. اكثر شركتها سعي در تنظيم منافع مدير ارشد اجرايي و سهامداران با بهره و سود دارند. هرچند كه تنظيم منافع مدير ارشد اجرايي و سهامداران بدين روش بعيد به نظر مي رسد. هنگامي كه زمان تغيير و تحول فرا رسد، شركتها ناچارند پولي هم به يك مدير نالايق بپردازند تا از شرش راحت شوند. پرداخت پول به مدير نالايق، كار اشتباهي است، اما جداي از اين هنگامي كه يك مدير ارشد اجرايي تحت شرايط سئوال برانگيز كار خود را ترك مي نمايد، آينده شغلي وي نيز خراب خواهد شد و ديگر اداره شركت با همان اندازه براي وي غير محتمل خواهد تطميع شد يك مدير جهت ترك سمت خود شايد از زمره سريعترين راههاي ممكن باشد تا يك شركت آغازي تازه داشته باشد. آغازي تازه كه دقيقا بسياري از شركتها به آن نياز دارند. شهره شيري