Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781022-47006S1

Date of Document: 2000-01-12

گفت وگو با داور پروين، هنرمند نگارگر; آموزش غلط آفت، هنر است داور پروين ازهنرمندان نگارگر و كتابآراي ايراني است كه در زمينه هنر تذهيب، آثار درخور توجهي وي دارد شاگرد مرحوم استاد عبدالله باقري است و آثارش تاكنون در موزه ها و مراكز فرهنگي مختلفي درمعرض ديد عموم قرار گرفته اند. در زمينه هنر تذهيب، مشكلات آن و مسايل مربوط به دوسالانه ها، كامران كوهستاني، گفت وگويي با اين هنرمند انجام داده است كه در پي مي آيد. * لطفا قدري درباره تذهيب، قدمت، قداست و معرفت هنر و هنرمند و قابليت هاي آن توضيح؟ دهيد تذهيب، هنر مقدس و ديني ما ايرانيان با قدمتي ديرپا به دوران قبل از تاريخ بازمي گردد اجداد و نياكان ما، با فراگيري اشكال هندسي، براي ارضاي حس هنري و زيبايي شناسي خود، بناي اولين طرحهاي هنري را نهادند و با مراجعه به طبيعت، گلها و شاخ و برگها را به شكل تجريدي و انتزاعي درآورده و در آثار ماندگار خويش بر تنه غارها، هنري را پايه ريزي كردند كه بعدها برروي جام هاي زرين و پايه و ستون كاخهاي هخامنشي، اشكاني و ساساني به يادگار ماند. كتاب ارژنگ ماني و كشف اوراق تورفان به خط مانوي در محله اي به نام تورفان تركيه موءيد اين نكته است كه هنر تذهيب قبل از دين اسلام رواج داشته و با نفوذ اسلام در بين ايرانيان و خوشنويسي آيات قرآن، هنرمند ايراني براي اظهار عشق و ارادت به دين اسلام و كتاب آسماني آن، شروع به هنرنمايي بر اوراق قرآن مي نمايد، در ابتدا سرسوره ها و بعد ابتداي آيات را طرح اندازي و با تك رنگ طلا منقوش مي نمايد كه گويا نام تذهيب از همين طلااندازي ها بر روي اين هنر مي ماند، رفته رفته رنگهاي ديگر در كنار طلا خودنمايي مي كند و هنرمند چنان با رنگهاي روحي و جسمي ايجاد نقش مي نمايد كه گويي نفوذ كلام حق در اين هنر، آن را به هنري روحاني و مقدس تبديل كرده و بيننده با مشاهده آن، چنان ارتباط معنوي برقرار مي كند كه گويي نفوذ پيام وحي را سهل و آسان مي كند، با رواج هنر خوشنويسي در كنار آن مي ماند و با آن عجين مي شود و با مينياتور چنان دوستي مي كند كه جزئي از آن هنر مي شود و تفكيك آن در يك تابلو نقاشي بسيار مشكل است و در عين حال به عنوان يك هنر مستقل بدون نياز به اين و آن، صفابخش دل صاحب اثر مي شود. * به نظر شما چه تغييراتي در روش هاي آموزش تذهيب داده شده است و رشد يا ركود را در اين زمينه چگونه ارزيابي ؟ مي كنيد متاسفانه جامعه هنري ما گرفتار آفتي به نام استاد پروري شده است، نفس طلبگي را كشته اند، هركس قلمي در دست دارد انتظار دارد استاد معرفي شود و با شش ماه كار مدرك استادي مي خواهد، آثار ما نقد نمي شود و اگر نقدي هم شد، بوي چاپلوسي و تملق از آن مي آيد و يا خود، ظرفيت نقدپذيري نداريم، آن كس را بيشتر دوست داريم كه بيشتر تعريفمان را كرده باشد، اين است كه هر برگ شلغمي را در اين آشفته بازار، گل صدبرگ مي نامند و كس را توان پاسخ نيست. * وضعيت نظارت بر كار آموزش هنر چگونه؟ است نظارت بر كار آموزشگاه ها و يا مدرسين نيست. بزرگترين آفت هنر، آموزش غلط است و اين آفت گريبانگير جامعه ما نيز شده است، چند تا شير و گاو و پلنگ و كركس كشيده و درونش را انباشته از گل هاي من درآوردي مي كنيم و مي چاپانيم و اسمش را مي گذاريم آموزش تذهيب و بيچاره هنرجوي تشنه معرفت در اين بازار مكاره مي ماند كه چه كند. از آماري كه موزه ارائه مي دهد، مي توان پي به واقعيت آموزش برد، از سه هزار و اندي اثر ارسالي، حدود سه هزار اثر رد شده اند و اين نشان دهنده بحران آموزش است. بايد نظارت بيشتري صورت گيرد و بازآموزي آثار شود قدما، بويژه آثار موجود در موزه هنرهاي ملي، مي تواند در اين زمينه كمك شاياني به اندوخته هنري ما بكند. * به نظر شما برگزار كردن دوسالانه ها چه تاثيري؟ دارد دوسالانه ها بايد به شكلي برگزار شود كه براي بيننده حرفه اي جاي چون و چرا نداشته باشد و براي يك هنرآموز، كلاس درس و تعليم باشد تا او بتواند با مراجعه به آثار، عيب و ايرادهاي خود را رفع كند. متاسفانه در دوسالانه هاي گذشته، آثار گزينش شده، داراي معايب فراواني بود كه براي هر بيننده صاحب انصافي، جاي سوءال دارد، گويي همه به نوعي اساتيد خود را با ضعف هاي شديد تكرار مي كنند، يكي از اهداف دوسالانه ها نوآوري است، اگر نوآوري و يا مقبوليت بوده كه خود اساتيد محترم انجام داده اند، ما به عنوان يك هنرمند در چنته چه داريم; كدام نمايشگاهي را سراغ داريد كه عاشق و معشوق و نگار و چوپان آن، همه يك نفر و يك شكل و شبيه به هم با چهره مغولي و يقه هاي خزدار باشند. * در اين گونه آثار مشكل اصلي در چيست و فكر مي كنيد چگونه بايد؟ باشد تا كي بايد شاهد آناتومي هاي غلط، پاهاي كوتاه و دستان بلند باشيم. چهره هايي كه بايد روي جلد گل آقا بدرخشد، به جاي مينياتور، كاريكاتور تحويل مي دهند و اطرافش را هم با خط ميخي تزيين مي كنند و نامش را مي گذارند عرفان، با اير براش نمي شود كار سنتي انجام داد، اگر مدرن هستيد كه جايتان در اين نمايشگاه نيست و اگر سنتي هستيد چرا كار صنعتي انجام مي دهيد. انتظار مي رود كه دوسالانه ها با يافتن جايگاه واقعي خود بتواند تاثير شايسته اي در تبين هنرهاي سنتي در ميان ديگر هنرها داشته باشد. * روش انتخاب و گزينش آثار و اهداي جوايز را در دوسالانه ها چگونه؟ مي بينيد اجازه بدهيد اول تكليفمان را با سكه ها روشن كنيم، اي كاش هنرمند را با اين سكه ها تحقير نمي كردند و به جاي سكه چند تا سلام و صلوات هديه مي دادند تا شائبه همدستي و دوستي برداشته مي شد، همان طوري كه مي دانيد تعدادي از افراد هيات محترم داوران از اساتيد باسابقه هنرهاي سنتي هستند كه هركدام براي خود شاگرداني دارند، مسلما حب و بغض ها بي تاثير در امر گزينش نخواهد بود. بخصوص اگر برق سكه ها بدرخشد و آثار برتر با سكه سنجيده شود و به عبارتي ديگر سكه تعيين كند كه كدام اثر برتر است. به عنوان مثال در دوسالانه قبل، سكه هاي تذهيب به اثري تعلق گرفت كه ناتمام بود، هنوز طرحهاي مدادي آن رنگ نخورده بود، درصورتي كه شرط شركت در دوسالانه كار تمام شده است; توجه داشته باشيد شرط شركت در نمايشگاه نه شرط بردن جايزه ولي چون سكه طلا تعيين مي كند مي توان چشم ها را بست و بقيه را ناديده گرفت، مباركشان باد. براي برگزيده كردن و انتخاب آثار مسلما بي طرفي هيات داوران شرط مسلم است، طرفيت نه به معناي دشمني كه دقيقا به معني دوستي با بعضي افراد است كه باعث تضييع حقوق ديگران مي شود. دومين اصل، صاحبنظر و صاحب اثر بودن هيات محترم است، ممكن است فردي در مسايل هنري صاحبنظر و حتي دانش آموخته مهمترين دانشگاه ها باشد و بتواند تمام مسايل و مصايب هنري را حلاجي بكند، ولي اگر صاحب اثر نباشد و نداند كه براي به انجام رساندن اثري چه خون دلهايي خورده شده و چه شب تا سحرهايي به نيايش با قلم و رنگ پرداخته شده، نمي تواند با اثر ارتباط برقرار كند و در عين حال بايد مواظب بود تا آثاري كه داراي ارزش هنري نيستند و يا كم ارزشند، بااعمال نفوذ مورد تائيد واقع نشوند.