Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781021-47005S2

Date of Document: 2000-01-11

تقابل مثبتي كه قدرت فوتبال ما را به اثبات رساند بازي با مكزيك نقطه تحول در فوتبال ملي ايران بود علي دايي چون هميشه يكي از دونده ترين و پر كارترين بازيكنان ايران بود. خط دفاعي مكزيك عذاب زيادي كشيد تا مهاجم سرزن ايران را مهار علي كند دايي با زدن يك گل از روي نقطه پنالتي زهر خود را به مكزيك ريخت. * ايران يك - مكزيك 2 * گلها: لوئيز هرناندز ( ) 3 گواند موگ بلانكو ( ) 18 براي مكزيك و علي دايي ( - 26 از روي نقطه پنالتي ) براي ايران * ديدار دوستانه در ورزشگاه كاليسيوم شهر اوكلند * جمعيت: نفر 340289 * تيم ملي ايران: هادي طباطبايي، مهدي هاشمي نسب، جواد زرينچه، محمدرضا خاكپور (محمود فكري ) ستار، همداني، اسماعيل حلالي (محمد نوازي ) عليرضا امامي فر، خداداد عزيزي (سيدعلي موسوي ) حميد، استيلي (سيروس دين محمدي ) علي دايي، مهدي مهدوي كيا * تيم ملي مكزيك: كريستين مارتينز، كلوديوسوارز، ژاكوئين بلندان، ژراردو ترادو، ماريو مندز، هاميليو مولار (آلخانه روناوا ) دانيل، اوسورنو (ايگنا سيوهيدو ) رامون، راميرز (خوليوا استرادا ) خوان پاپلورودريگز، گواند موگ بلانكو، لوئيز هرناندز. گروه ورزشي: اگر نتيجه بازي با مكزيك را ملاك خوب يا بدبازي كردن ندانيم بايد بگوئيم كه اين بازي ما را شگفت زده كرد. باورمان نشد كه اين تيم فوتبال ايران است كه با چنين سرعتي در مقابل مكزيك بازي اين مي كند بازي نشان داد كه فوتبال ما هيچ چيز از قدرتهاي دوم فوتبال جهان كم ندارد. توان جسماني، برخورد فيزيكي، تكنيك فردي و تاكتيك فردي و گروهي بازيكنان ايران ضعيف كه نبود هيچ بلكه بسيار غني و پربار بود. مكزيك بازي را با سرعت آغاز كرد تا ايران را مرعوب اين تاكتيك كند، اتفاقا همين مسئله باعث شد تا هرناندز با خوش اقبالي و روي تعلل خاكپور و زرينچه به گل دست يابد، اما اين گل و درپي آن تهاجم كاذب مكزيك نتوانست تيم ايران را در سه خط از هم بپاشد. اين شيوه اكثر تيمهاي آمريكاي جنوبي و مركزي است اما انصافا تيم ما دچار چنين واهمه اي نشد و مردانه و با برتري تكنيكي در مقابل مكزيك ايستاد. بلانكو هرناندز، و در پشت اين دو راميرز در ديواره هاي ايجاد شده ميانه ميدان ايران حبس شدند و جواب سرعت مكزيكي ها را بازيكنان ايران با حركت هاي سرعتي و تك ضرب دادند و دروازه حريف را نيز هدف قرار دادند. آنچه از تيم ايران برداشت شد حاكي از آن بود كه تيم ما شايد براي اولين بار در تاريخ خود با تاكتيك حساب شده، سنجيده و تمرين كرده در مقابل يك حريف سرعتي بازي كرد و نتيجه هم گرفت. ما به دو گل مكزيك و پيروزي اين تيم چندان فكر نمي كنيم، اما در مورد تيم خود بايد بگوئيم كه در تمام خطوط و پست ها به تكامل نسبي رسيده است اين بازي كه تيم ما را تحت فشار قرار داده بود، ارزيابي روشني به مربيان داد تا تنها نقطه ضعف تيم را نيز بشناسند و براي بازيهاي آينده بفكر ترميم و يا تغيير آن باشند. حركت هاي تيم ايران بسيار هماهنگ و گروهي بود. انتقال توپ از خط دفاع به خط مياني و حمله بخوبي صورت مي گرفت و هر بازيكن به وظايف خود كاملا آگاه بود. در زمان داشتن توپ و از دست دادن آن خطوط سه گانه تيم ما بطور صحيحي استقرار پيدا مي كرد. اين بازي بهترين نوع اجراي تاكتيك ( ) 253 بود. حالا مي توان روي اين سيستم فكر بيشتري كرد جدا از مهدوي كيا كه بفكر حفظ ساقهايش بود، بقيه بازيكنان از تمام وجود مايه گذاشتند. هادي طباطبايي را مي توان مطمئن ترين دروازه بان حال حاضر فوتبال ايران دانست كه معيارهاي جهاني اين پست را خوب مي شناسد و در تمام موقعيت هافكر و جسمش خوب كار مي كند. او امتحان موفقي داد و تمام نگراني هاي موجود در اين نقطه را برطرف نمود. جواد زرينچه اگر چه روي گل اول تعلل داشت اما در مجموع خوب بازي كرد، هر چند مربيان تيم ملي بايد براي آينده اين پست فكر اساسي كنند. مهدي هاشمي نسب يك نيمه را در اضطراب گذراند اما در نيمه دوم قالب خودش را پيدا كرد. محمدرضا خاكپور به سقف بازي در تيم ملي رسيده است. او روي گل اول بايد يارگيري نفر به نفر خود را با هرناندز تا آخرين لحظه انجام مي داد. جدا از زرينچه و خاكپور بايد اذعان داشت كه بقيه نفرات در بهترين شرايط آرماني قرار دارند. انگار هوشمندي بازيكنان ما دچار تحول و تكامل گشته است. عليرضا امامي فر در حد يك پيستون چپ مدرن بي نظير بود، بايد روي قضاوت شتابزده خود تجديدنظر كنيم، او با قدرت واعتماد به نفس و تكنيك بالا و حس همكاري مثبت جاي خود را در تيم ملي پيدا كرده است. در سمت راست نيز اسماعيل حلالي، بهترين بازي خود را انجام داد، او توانمندي لازم را داشت و خوب آنرا به اجرا گذاشت. حميد استيلي نيز چون هميشه كار خودش را به خوبي انجام داد اگر چه كمي نزول جسماني و تنفسي داشت. اما دو هافبك ديگر يعني ستار همداني و خداداد عزيزي بهترين هاي ميدان بودند. خداداد، دونده، پرقدرت، با تكنيك و با شهامت بود، اما مثبت ترين نقش را در كار گروهي تيم ملي داشت. پاسهاي بي نقص او به راحتي به مهاجمان خودي مي رسيد و در كار دفاعي و برگشت ها نيز هيچگونه تعلل و اشتباهي نداشت، خداداد براي تيم ملي مهره اي است كه قادر است تيم را به برتري برساند. اما ستار همداني بازيكني كه در اوج جواني قادر است در هر پستي بهترين باشد. او بهترين بازيكن در مقابل مكزيك بود. سرزن، پرقدرت، دونده، با شعور و موفق در كارهاي دفاعي و حمله و كمك كننده به تمام بازيكنان داخل زمين. او به بازيكن بزرگي در فوتبال ما تبديل شده است، ستار در نيمه دوم در خط دفاع نيز آنگونه بود كه در خط هافبك بود. علي دايي چون هميشه با تعصب و پرتلاش بازي كرد، او موقعيت هاي گل هم داشت، اما عملي مهدي نشد مهدوي كيا همانگونه كه نوشتيم با سياست و محافظه كاري بازي كرد. اين نوع فوتبال سالهاست براي همگان رو شده است و هيچكس آنرا نمي پسندد. علي موسوي مي تواند زوج ثابت دايي باشد تا قدرت تهاجمي تيم ما را بيشتر كند. اي كاش در پشت سر اين دو بازيكن عزيزي و مهدوي كيا در نقش هافبك قرار مي گرفتند و كريم باقري نيز به آنها اضافه مي شد. در مجموع بايد گفت: آفرين بر بازيكنان تيم ملي.