Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781021-46998S2

Date of Document: 2000-01-11

در مسايل پرورشي اجبار وجود ندارد... گفت و گو با رحيم عبادي، معاون پرورشي وزير آموزش و پرورش - بخش پاياني اشاره; ديروز، بخش نخست گفت و گو با آقاي رحيم عبادي معاون پرورشي وزارت آموزش و پرورش را در همين صفحه خوانديد. در اين بخش از گفت و گو، بيشتر مباحث بنيادي و اساسي قابل طرح در حوزه مسايل پرورشي مطرح شد. آنچه امروز در بخش پاياني اين گفت و گو مطالعه خواهيم كرد، بيشتر به نقد و بررسي روشها و كاركردهاي عملياتي امور تربيتي اختصاص دارد و خبرنگاران همشهري دنبال آن بوده اند با طرح مسايل موجود در مدارس و مجموعه نظام آموزشي كشورمان، پاسخهاي لازم را از معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش بگيرند. بديهي است مسائل طرح شده در اين گفت و گو از، جهات مختلف قابل بررسي و كنكاش است و ما آمادگي خود را براي انتشار ديدگاههاي كارشناسان علوم تربيتي و استادان دانشگاهها اعلام مي كنيم. * به تنگناهاي مالي، كمبود فضاهاي آموزشي، تغيير نكردن نظام آموزشي و ساير مشكلاتي كه در فعاليت معاونت پرورشي تاثيرگذار است، اشاره كرديد. همه اين موارد صحيح، ولي وقتي كه معاونت پرورشي فضايي را ايجاد مي كند كه اگر خانم معلمي بدون چادر به كلاس درس بيايد با مشكلاتي مواجه مي شود و يا فضايي را ايجاد كنند كه رفتار و عملكردبعضي مديران مدرسه و يا مسئولان پرورشي از روي ظاهرسازي و عوام فريبي باشد. و يا برخي رفتارهاي خشك مذهبي و غيره كه متولي همه اين كارها را معاونت پرورشي مي دانند، باعث مي شود كه اگر از نظر مالي و فضاي آموزشي و غيره هم مشكل نداشته باشيم، نتوانيم در مسايل پرورشي با اقبال دانش آموزان روبه رو شويم. اين مسايل باعث مي شود كه نقش خانواده ها نيز تحت الشعاع قرار بگيرد. به فرض نحوه برخورد با دانش آموزي در مقطع راهنمايي از حساسيت خاصي بايد برخوردار باشد كه در موارد زيادي اين طور نيست و در رفتار او در سالهاي بعد نيز تاثيرگذار خواهد بود. نتيجه هم درصد بالاي بزهكاري و حتي اعتياد در ميان برخي دانش آموزان است. آيا اين موضوع به دليل عملكرد آموزش و پرورش؟ نيست * منظور شما اين است كه از يك جهت تربيت را در انحصار خودمان مي گيريم و باعث مي شويم كه مسئوليت خانواده كم شود. * خير. منظور من روش هاي تربيتي است. * منظورتان اين است كه روش هاي تربيتي را به گونه اي اعمال مي كنيم كه به جاي اين كه تاثير تشويقي و مثبت داشته باشد، تاثير منفي خواهد داشت. ببينيد در روش ها، اگر اتفاقاتي كه اشاره كرديد - كه البته بسيار نادر به نظر مي آيد - در ابتداي انقلاب، شايد طبيعت جامعه انقلابي اقتضا مي كرد كه نه فقط در مدارس، بلكه در ادارات و سازمان ها نيز به گونه اي خاص برخورد شود. اگر در مدارس وضعيت خاصي پيش آمده است، آن را خيلي تاييد نمي كنيم و احساس مي كنيم تا حدودي ناخودآگاه و خودجوش و به صورت سليقه اي بوده است. اين تصوري كه امور تربيتي يا مربيان تربيتي داراي نقشي گزينشي يا حراستي در مدرسه هستند، صحيح نيست و به شدت با اين موضوع مقابله و حتي در مواردي نيز با آن برخورد كرده ايم. در ابتداي انقلاب كه حراست يا گزينش وجود نداشت، چنين ماموريت هايي در آموزش و پرورش به عهده معاونت پرورشي قرار داشت، ولي پس از چند سال، حراست و گزينش نهاد مستقلي شدند و جايگاه قانوني خودشان را دارند. امروز مربي موفق، مربي اي است كه بتواند اعتماد معلم، مدير و دانش آموز مدرسه را جلب كند. با اين ديد، مديريت پرورشي را در مدارس طراحي يعني كرديم به جاي تصدي گري امر تربيت، نقش پشتيباني و هماهنگ كننده را به عهده گرفته ايم. مديريت مدرسه به عهده مدير است و معاون پرورشي، به نيابت از مدير مدرسه، مسئول هماهنگي براي همه ظرفيت هايي است كه مي تواند براي كار پرورشي مورد استفاده قرار گيرد. معلم ها، خانواده ها و دانش آموزان از جمله اين ظرفيت ها است. اگر در مقطعي، روش هايي اعمال مي شده كه بنا به ضرورت هاي ابتداي انقلاب صورت مي گرفته است و قطعا مورد توافق مسئولان هم نبود، در حال حاضر، موفقيت امور تربيتي دراين است كه بتواند دو نقش را برجسته كند: يكي اين كه تربيت را تنها در انحصار خودش نبيند و كاملا تربيت را به عهده همه عوامل موءثر در درون و بيرون مدرسه ببيند. احياي هويت مديريت پرورشي در سطح آموزش و پرورش نيز مسئله ديگري است كه در دو سال گذشته مورد تاكيد قرار گرفته است. يعني به جاي اين كه نقش تصدي گري را به امور تربيتي بدهيم بايد بيشترين نقش مديريت به آن بدهيم. همچنين در داخل آموزش و پرورش نيز اصلاحاتي مي بايست صورت دهيم. مهم ترين تحول در حوزه پرورشي، اين است كه اعتماد دانش آموزان را به مسايل پرورشي جلب كنيم و در حال حاضر، تلاش مي كنيم تا دانش آموز به عنوان ركن تعليم و تربيت تلقي شود تا در فرآيند تعليم و تربيت و تصميم سازي ها و تصميم گيري ها نقش برجسته اي داشته باشد. چون حوزه معاونت پرورشي بيشتر حوزه معاونت دانش آموزي است و مدافع اصلي دانش آموزان در مسايل آموزش و پرورش، حوزه معاونت پرورشي است. اين كار، شاه بيت كار ما در مسايل پرورشي اگر است مشاركت دانش آموزان در كارها و اعتماد آنها در برنامه ها بيشتر باشد، آن حالت كليشه اي و تظاهر كه اشاره كرديد كم اتفاق مي افتد. يعني چيزي كه در شوراي دانش آموزي به آن رسيده ايم و در صحنه آموزش و پرورش هم به صورت جدي با اين تفكر مبارزه مي كنيم كه اگر خطايي در رفتار و كردار دانش آموز باشد، آن را جرم تلقي كنيم. در صورتي كه طبيعت سن دانش آموزي اقتضا مي كند كه بعضا حتي سيگار را هم تمرين كند. چون در اين سن، دانش آموزان ترجيح مي دهند كه بعضي از كارها را خودشان تمرين كنند. البته تشويق نمي كنيم كه به اين كارها دست بزنند، ولي اگر كسي هم اين كار را كرد به عنوان مجرم با او برخورد نمي كنيم، و سعي مي كنيم كه حسن نظر و اعتماد را به همه دانش آموزان داشته باشيم. همچنان كه در شوراي دانش آموزي، سازمان دانش آموزي و اصولا در مشاركت دانش آموزان در مسايل پرورشي تلاش مي كنيم كه همه دانش آموزان را بپذيريم. اين محدوده اي كه در مقطعي فكر مي كرديم دختر خانمي حتما بايد چادري باشد و يا پسري بايد ضوابطي را داشته باشد الان براي ورود به فعاليتهاي دانش آموزي مطرح چون نيست، همه فرزندان اين كشور هستند، اصلا وظيفه گزينشي نداريم. البته به طور طبيعي چون نظام، نظامي اسلامي است، در مسايل عقيدتي توجه بيشتري خواهيم داشت. * آيا اين توجه بيشتر، مقدمه اجبار؟ نمي شود * اجبار، به هيچ عنوان نيست. * در بعضي از مدرسه هاي دخترانه، پوشش چادر اجباري است. * پوشيدن چادر به هيچ وجه اجباري نيست. * مي توانم مدارسي را مثال بزنم كه پوشيدن چادر در آنها اجباري است. * ممكن است پوشش چادربراساس تفاهم داخلي مدرسه صورت پذيرفته باشد و چيزي كه به عنوان سياست مدرسه اعلام شده است، اين باشد كه چادر به عنوان حجاب برتر تنها توصيه شده باشد. * منظور از تفاهم داخلي؟ چيست * مثلا در بعضي از استان ها به خاطر نوع فرهنگ و اعتقادات محلي كه دارند، نداشتن چادر را به عنوان ضدارزش تلقي مي كنند. در * تهران؟ چطور * در تهران آن طور كه خبر دارم هيچ اجباري براي پوشش چادر وجود ندارد و تنها چند مدرسه، طرحي را از چند سال پيش باعنوان حجاب برتر اجرا كردند. احتمالا در اين مدرسه ها، ازطريق شوراي مدرسه به تفاهم رسيده اند. چون در آموزش و پرورش هيچ اجباري در اين زمينه وجود ندارد. چند سال پيش و در زمان وزارت دكتر نجفي، طرحي اجرا شد كه طي آن در بعضي از مناطق تهران با عنوان حجاب برتر، در بعضي از مدارس به صورت آزمايشي، چادر اجباري مي شد. ولي چيزي كه سياست قطعي وزارت آموزش و پرورش است، اين است كه هيچ اجباري در استفاده از چادر وجود ندارد. ولي اخيرا نوع پوشش و رنگ لباس در آيين نامه اجرايي كه امسال شوراي عالي آموزش و پرورش تصويب كرده به عهده شوراي مدرسه گذاشته شده است. شوراي مدرسه هم شامل مدير مدرسه و نمايندگان معلمان، دانش آموزان، اولياء و مربيان است. * در تعيين رنگ لباس و نوع پوشش بويژه دانش آموزان دختر هيچ محدوديتي قرار؟ نداده ايد * همه اين مسائل را به عهده شوراي مدرسه قرار داده ايم. * آيا هيچ الگويي هم در اين زمينه مشخص نكرده ايد كه مثلا رنگ قهوه اي بهتر است يا چادر مناسبتر؟ است * ممكن است تعدادي از رنگ ها توصيه شده باشد. همين * طور الگو است، داده ايد. * در حد كلي بله. * سوءال ديگري مطرح مي كنم. انتخابات شوراهاي دانش آموزي برگزار شد، ولي اين شوراها ازنظر بسياري، تنها داراي وجهه تبليغي هستند تا عملي. آيا اين شوراها در عمل امكان فعاليت را در مدارس دارند، درحالي كه در حال حاضر تشكلي چون بسيج دانش آموزي را داريم و از خيلي جاها حمايت مي شود و حرف اول را در مدارس مي زند. آيا مديران براي فعاليت شوراها توجيه؟ هستند * شوراي دانش آموزي قبل از اين كه به صورت يك فكر باشد، به يك قانون و برنامه تبديل شده است. ولي در آغاز كار قرار دارد. موفقيت كار بزرگ و گسترده اي چون شوراهاي دانش آموزي به نوع برخورد نظام مديريتي و دانش آموزان در مدارس بستگي دارد. يعني نظام مديريتي با تمهيداتي كه مي بايست براي آن انديشيده شود كه توجيه كردن مديران، آموزش مديران، تسهيل در واگذاري اختيارات، برطرف كردن نظام متمركز آموزش و پرورش ازجمله اين تمهيدات است. ازطرفي ديگر دانش آموزان نيز مي بايست ميل و رغبت كاركردن در اين شوراها را پيدا كنند. اگر اين تمهيدات انديشيده نشود، ممكن است در حد يك شعار باقي بماند. فضاي بعد از دوم خرداد كمك كرد كه اين حقوق را بتوانيم براي دانش آموزان ايجاد كنيم. درحال حاضر، به طور مستمر دوره هاي آموزشي براي شوراهاي دانش آموزي در استان ها برگزار مي شود. براي مديران دبيرستان ها نيز دوره هاي آموزشي پيش بيني شده است. در تهران دست كم دو دوره آموزشي برگزار شده است. چون قانون از شوراها حمايت مي كند و ازلحاظ فرهنگي هم بستر لازم فراهم است، بعيد به نظر مي رسد كه كار شوراهاي دانش آموزي در حد شعار باقي بماند، ضمن اين كه توصيه شده كه از كارهايي كه جنبه تبليغاتي دارد، پرهيز شود. در مورد تشكيلات بسيج دانش آموزي هم كه اشاره كرديد بايد بگويم طي دو سال گذشته دو كار را در سطح محيط دانش آموزي با هدف تربيت اجتماعي و پرورش روحيات مثبت دانش آموزان دنبال كرده ايم. يكي اين كه مشاركت را در آموزش و پرورش نهادينه و قانونمند كنيم، اولويت اول دانش آموزان است و البته بحث مربوط به مشاركت معلمان درامور پرورش را نيز دنبال مي كنيم. كار دوم هم اين بود كه در كنار فعاليت هاي عمومي، استعدادها و ظرفيت هاي خوب و مستعد را شناسايي و سازماندهي كنيم تا بتوانيم بيرون از مدرسه و در محيط اجتماعي نقش جدي تري به آنها بدهيم. به همين دليل، برروي تشكل هاي دانش آموزي سرمايه گذاري چون كرده ايم دانش آموزان با توجه به شرايط سني، نيازمند به كارگروهي، احساس هويت و احساس بروزشايستگي ها و خلاقيت ها هستند. از اين رو به جاي اين كه در جهت حذف تشكل هاي مختلف دانش آموزي قدم برداريم، تنوع سليقه ها را پذيرفته ايم; البته با حفظ چهارچوب محيط تعليم و تربيت. بسياري از تشكل ها هم اصرار داشتند كه تنها در قالب يك تشكل بمانند و به همين دليل هم با تشكيلات سازمان دانش آموزي مخالف بودند. * يعني تنها تشكل بسيج دانش آموزي؟ بماند * حالا... از جمله بسيج، انجمن اسلامي و جاهاي ديگر. با توجه به سياست آموزش و پرورش كه تقويت تشكل هاي دانش آموزي را اصل قرار داده ايم، دو اقدام عملي هم براي آن انجام داده ايم. يكي اين كه در شوراي عالي انقلاب فرهنگي، آيين نامه تشكل هاي دانش آموزي را با مسئوليت وزارت آموزش و پرورش پيشنهاد كرده ايم كه به تصويب رسيده است. در نتيجه از زمان تصويب اين آيين نامه كليه فعاليت هاي تشكل هاي دانش آموزي در چارچوب شوراي عالي تشكل هاي دانش آموزي و مصالح آموزش و پرورش عمل خواهند كرد. اگر در مقطعي بعضي از اين تشكل ها، فعاليت هايي را از بيرون مدرسه سازماندهي مي كردند، امروزه اين فعاليت ها صورت نمي پذيرد و در محيط مدرسه هر كاري كه صورت بگيرد، در چارچوب مصالح آموزش و پرورش خواهد بود. * به نظر جنابعالي بهتر نيست ارتباط صحيح و منسجمي ميان دو بخش آموزشي و پرورشي وزارت آموزش و پرورش ايجاد شود تا كارهاي آموزشي و پرورشي به شكل بهتري صورت پذيرد. همچنين باتوجه به اين كه قرار است اختيارات بيشتري به مديران و اولياي مدارس واگذار شود، بهتر نيست كه تربيت درست پرورشي در درجه اول به آنها منتقل شود، مثلا مدير مدرسه داراي بينش صحيح اسلامي باشد تا سپس آن را به دانش آموزان منتقل كند. آيا در اين دو زمينه ضعف عمده اي ؟ نداشته ايم * همين طور است. ولي درباره هماهنگي ميان بخش هاي آموزشي و پرورشي وزارت آموزش و پرورش بايد گفت بين افراد و حتي برنامه هاي آنها كاملا هماهنگي وجود ولي دارد چون ساختار به شكلي است كه برنامه هاي پرورشي فوق برنامه وآموزشي متن برنامه محسوب مي شود، قدري ناهماهنگي وجود دارد. شرط لازم نيز اين است كه نظام تغيير پيدا كند و هدف ها در كلان به صورت مشابه ديده شود. در معاونت پرورشي، رشد نهادي داشته ايم و از پايين به بالا آمده ايم. يعني به تدريج قسمت هاي مختلف را در اختيار گرفته ايم و در نتيجه از يك مجموعه غير رسمي به يك معاونت تبديل شده است; لازم است كه در داخل سيستم قرار در بگيرد اين زمينه نيز كارهايي صورت داده ايم. يكي لايحه تغيير نظام آموزشي است و همه تلاش ما، در اين جهت صرف مي شود كه نظام تغيير كند. ديگر اين طرحي كه، به عنوان طرح جامع تربيت در دست اقدام داريم تا بتواند هدف هاي تربيتي را درون سيستم به اين صورت انجام دهد كه معلم نيز به كارهاي پرورشي البته بپردازد نيازمند به زمان و تغيير نظام آموزشي است. در مورد مسئولان مدرسه، بويژه مدير مدرسه نيز به نظر ما نقش اصلي تحقق فعاليت هاي پرورشي در مدرسه، به عهده مدير مدرسه و سپس مربيان پرورشي است. امسال كار آموزش توجيهي مربيان پرورشي را در تابستان انجام داده ايم. در حال حاضر نيز، همه مربيان بايد يك روزدر هفته آموزش ببينند. تغيير نگرش مربيان از طريق اين آموزش ها مي تواند در رسيدن به هدف، كمك موءثري باشد. همچنين مرحله اول طرح آموزش ضمن خدمت مديران، در تابستان امسال اجرا شد و در طول سال نيزدنبال مي شود. به خاطر اهميت اين موضوع دفتر خدمات مديريت آموزشي در معاونت نيروي انساني تاسيس شده است كه با بحث مدرسه محوري بتوانيم ديدگاههاي خود را به مديران منتقل نتايج كنيم تحقيقي كه به تازگي در اين معاونت صورت گرفته است، نشان مي دهد كه مانع اصلي در مسائل تربيتي، مديران مدارس هستند. * از اين كه وقت خودتان را در اختيار ما قرار داديد، سپاسگزاريم و اميدواريم در آينده موضوعات ديگري را نيز با هم به بحث و تبادل نظر بگذاريم.