Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781021-46996S5

Date of Document: 2000-01-11

موسيقي برخاسته از زندگي كشاورزان نگاهي به موسيقي نواحي ايران - مازندران موسيقي اين ديار، در زندگي چوپانان، گالشها، چاربيداران و كشاورزان ريشه دارد. بدين گونه موسيقي مازندران با نقش و نگار خود در طبيعت و جان مردم اين ديار نفس مي كشد. از نظر تقسيم بندي مناطق موسيقي مازندران را مي توان به سه منطقه شرق، ميانه و غرب تقسيم كرد. موسيقي كه از بخش ميانه مازندران برخاسته، داراي مختصات ساختاري و متناسب با خصائل و خلق و خوي انسانهاي بومي اين منطقه است. آواها و نواهايي كه در اين منطقه رايج هستند، از اين قرارند: قسمت اول آوازي، قسمت دوم سازي (كه در واقع با لله وا نواخته مي شوند ) قسمت، سوم قطعات سازي (كه مربوط به سرناست ). وضعيت موسيقي شرق مازندران در شكل عام خودش همان موسيقي مركزي ( ميانه ) است كه در وضعيت خاص خود با موسيقي مركزي مقداري تفاوت دارد. اين تفاوتها در تحرك ملودي، كيفيت صوتي خوانندگان (نوع تحرير، تزئينات آوازي و سازي ) و سربند (شروع كلام ) مي باشد. ديگر موسيقي رايج در مازندران آن دسته از موسيقي هستند كه همراه با مهاجرت هاي قومي، جمعيت و گروههاي اجتماعي از ديگر نقاط ايران به مازندران و در جلگه ها، حاشيه ها و مناطق سرحدي آن اسكان يافتند، بوجود اين آمدند موسيقي در نام گذاري موسيقي مازندران در سرحد جنوب سركبيري ( سركويري ) هم ناميده در مي شود نهايت موسيقي سرحدي را مي توان پل ارتباطي موسيقيهاي مناطق ايران دانست. گوداري نام نوع ديگري از موسيقي مازندران است. گودارها اساسا قومي مهاجر بوده و بنابر شواهد تاريخي از زمانهاي قديم، از هند براي خنياگري و رامشگري به سرزمين ايران آورده شده اند. دو تار نوازي و هرايي و كنار شهري در بين آنها بيشتر متداول بوده از است جمله بخش لحني ها در موسيقي آوازي در مازندران مي توان به اميري، طالبا، حقاني يا صنم، نجما و رعنا، كتولي يا ليلي جان ( ترانه ) و.. نام برد. در آنها ملودي ثابت ولي اشعار متناسب با حال و هواي مجري و مجلسي بر اساس چهارچوب موضوعي خود، انتخاب مي گردد. اما در موسيقي داستاني، اشعار تغيير نمي كند. ناگفته نماند كه حالتهاي موسيقي نيز به نوعي در بيان مضمون، خود را با شعر هماهنگ مي كند، مثل اميري كه تحرك ملودي آن متناسب با مضمون شعر، انجام مي گيرد.