Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781021-46996S2

Date of Document: 2000-01-11

نقدي بر گفت وگوي همشهري با دكتر حسين عمومي; تنبك كوكي مردود است درآمد; نوشته حاضر نقدي است بر گفت وگوي همشهري با دكتر حسين عمومي. نويسنده كه خود از شاگردان استاد بهمن رجبي است، ديدگاهي مخالف نظر دكتر عمومي درباره كوك تنبك دارد. ضمن دعوت از تمامي اهل پژوهش و علاقه مندان به موسيقي، براي ابراز نظر در اين باره، توجه خوانندگان همشهري را به اين نوشته جلب مي كنيم. بدون مقدمه در ارتباط با تنبك كوكي، بحث را شروع مي كنم، چرا كه فكر مي كنم مسئله از مقدمه، بحث و غيره گذشته، آنچه به طور علمي و اصولي بايد گفته مي شد كه گفته شد، اما ظاهرا مقبول واقع نشد، علت هم مشخص است، چون با نظريات عده اي مخالف است. تنبك كوكي به دلايل زير رد است: اول آن كه پلنگ تنبك كوكي، صداي خوبي ندارد و در واقع از نظر صوتي مشكل دارد، دوم اين كه اگر روي تنبك، كوك بگذاريم مي شود تيمپاني و تيمپاني قبلا ساخته شده است. سوم آن كه با سازهاي اصيل ايراني نمي توان هارموني اجرا كرد كه احتياج به تنبك كوكي باشد و در نهايت اين كه اگر تنبك نواز بر كار خود مسلط باشد، مي تواند با تنظيم فشار روي پوست (به مراتب دقيق تر ) همان كاري را ارائه كند كه با تنبك كوكي ارائه مي شود، نمونه اين كار را هم مي توانيم ارائه كنيم كه خيلي ها گوش كرده اند و گفته اند اين نوار با چند تنبك اجرا شده، در صورتي كه تنبك، يكي بوده، ولي نوازنده خود را با كارهاي مختلف تنظيم نموده و فشار روي پوست را كم و زياد كرده و در جايي قويتر و درجاي ديگري، ضعيف تر نواخته است. اما ظاهرا در اين مورد بخصوص، نظر تنبك نوازان بي اهميت است (البته تنبك نوازاني كه مخالف اند ) چرا كه همه در اين مورد اظهار نظر كرده اند و در روزنامه هاي كثيرالانتشار هم چاپ نموده اند، ولي حتي يك نشريه هم نظر مخالفان را نخواسته است. اما در اين مورد بايد بگويم كه تنبك كوكي تا زماني كه تنبك نواز ضعيف است، مثل زمين كج براي عروس خانم و شانه طلا براي كچل است! اگر نخواهيم تنبك نواز را ارتقاء دهيم و فقط به فكر خوش صدايي و كوك بودن و... به هر صورت ممكن باشيم، به آنجا مي رسيم كه در انتها به جاي تنبك نواز از سينتي سايزر استفاده كنيم! به عبارت ديگر، تنبك نوازي كه با تنبك معمولي، مزاحم گروه است با تنبك كوكي هم نمي تواند مفيد باشد. جالبتر اينكه مي گويند در يك برنامه تنبك كوكي به قضاوت عموم گذاشته شد كه در اين مورد بايد گفت: اولا قبل از قضاوت عوام، بايد قضاوت خواص مورد توجه باشد، همانطور كه ويلون ساخت آقاي قنبري مهر به تاييد پاگاني ني مي رسد، تنبكش هم بايد به تاييد رجبي برسد! آيا آقاي قنبري مهر براي تاييد كارش روي ويلون، يك كنسرت اجرا؟ كرد يا آن را به اهل فن نشان ؟ داد پس چرا فقط در مورد تنبك، نظر خواص مورد بي مهري قرار؟ مي گيرد ثانيا از كي براي يكي هم قضاوت معنا پيدا ؟ كرده، تنبكي ساخته شده و با آن هم برنامه اجرا شده (حال نوازنده چگونه نواخته و چكار كرده، بماند ) آيا همان برنامه با تنبك معمولي خوش صدا هم اجرا شده كه عامه! مقايسه كنند، پس قضاوت براي يك و انتخاب براي واحد بي معناست. آيا تا به حال كنسرتهايي كه با تنبك معمولي اجرا شده، مورد انتقاد عموم قرار گرفته كه حالا تاييد عموم دليل بر صحيح بودن كار؟ باشد پس عموم را براي تاييد كار خود شاهد نگيريد. نكته جالبتر اين كه در قسمتي از مصاحبه نوازنده ني (كه روي تنبك هم كوك اضافه كرده ) در مورد اين كه روي ني هم كليدي اضافه كرده، مي گويد: فكر ابداع كليدي براي ني، زماني در ذهنم جرقه زد كه در هنگام اجراي اركستري نمي توانستيم تمامي پرده هاي قطعه اي از استاد صبا را اجرا كنيم، چرا كه ني، نتي كم داشت خوب! آيا همين احساس نياز در تنبك براي تنبك نواز نبايد مطرح شود تا تنبك كوكي ساخته؟ شود چطور نوازنده ني، تا زماني كه احساس نياز نمي كند، دست به سازش نزده و خودش را ارتقاء نمي دهد، اما تنبك نواز بدون احساس نياز، به سازش كوك اضافه مي شود آن هم از طريق ني نواز! بنابراين، بهتر است كه قبل از فكر كامل كردن معمول (تنبك ) به فكر كاملتر كردن عامل (تنبك نواز ) باشيم، آن گاه اگر نوازنده تنبك به حدي رسيد كه احساس كرد با تنبك معمولي براي اجراي قطعه اي مشكل دارد، آن وقت در صدد تغييرات روي تنبك باشيم. نكته ديگر اينكه در تاييد كار تنبك كوكي، از مرحوم خالقي هم نقل قولي شده و آن اين كه: من تعجب مي كنم از نوازنده اي با اين چيره دستي (منظور آقا حسينقلي نوازنده تار بود ) كه چگونه حاضر شده كه با اين پلنگهاي نابجاي تنبك در يك جا برنامه اجرا كند. متاسفانه بايد گفت اينجا ديگر معلوم مي شود كه اقيانوس تحقيقات روي تنبك كوكي چند ميلي متري بيشتر عمق ندارد! چرا كه اولا مرحوم خالقي از پلنگهاي نابجاي تنبك نواز گلايه داشت، نه تنبك! اين مطلب در ادامه جمله در كتاب سرگذشت موسيقي ايران هست كه نوازندگان با پلنگهاي نابجا و صداهاي اضافي موجب پوشاندن صداي ساز و خرابي كار مي شدند و همانطور هم كه اشاره شده، اين مطلب با انتقاد تنبك نوازان مواجه شد نه تنبك! ثانيا تنبك نوازان دوران حسينقلي با الان فرق دارند و بايد هم تكامل داشته باشند و از حالا به بعد هم، بايد فرق كند. پس اگر تنبك كوكي در زمان آقا حسينقلي ساخته مي شد، باز هم مورد تاييد نبود و اگر بحث امروز است، مي گوييم كه هنوز هم تنبك نواز بايد به فكر بالا بردن سطح آگاهي، علم و مهارت خود باشد تا از پلنگهاي اضافي (كه عمدتا براي خودنمايي است ) خبري نباشد. تنبك كوكي، پلنگهاي اضافي را خودبه خود حذف نمي كند فقط ممكن است آنها را كم صدا يا خوش صداتر كند، ولي در هر حال پلنگها، اضافه اند و مزاحم! پس بايد به نوازنده گفت كه پلنگهاي اضافه اش را حذف كند نه اينكه به جان ساز بيفتيم و با خوش صداتر كردن و كوك كردن ساز به زور، آنها را حذف كنيم (همانطور كه در قبل گفتم پلنگ تنبك كوكي خفه است، پس پلنگهاي اضافي اجرا مي شوند ولي چون ساز نمي خواند صدا نمي دهد درست مثل اينكه يك سوراخ ني را حذف كنيم ). خلاصه آن كه تنبك نواز، نه تنبك! و آخرين مطلب اين كه از نبود پژوهش در تنبك و موسيقي گلايه شده كه تا حدي قابل قبول است، اما بايد گفت كه به سر پژوهشگران قبلي موسيقي مانند دكتر مسعوديه، بهمن رجبي و.. چه تاجي زده اند كه حالا گلايه هم دارند! وقتي بهمن رجبي با 4 جلد كتاب تحقيقي و آموزشي و با آن چيره دستي در تنبك، نظرش در مورد تنبك كوكي، بي اهميت است، انتظار داريد تحقيق و پژوهش رونق؟ بگيرد پس نظام هنري ايران ساز ناكوك مي زند، نه پژوهش در موسيقي. رضا خراشادي