Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781020-46991S1

Date of Document: 2000-01-10

پرسش هزاره جديد: بقا يا؟ اصول سازمان ملل; نگاهي به حال و آينده وحيدرضا نعيمي از جانب سازمان ملل به اين كوتاهي اذعان و تاسف عميق خود را ابراز مي كنم. اين جمله اي بود كه كوفي عنان دبيركل سازمان ملل در روزهاي پاياني آذرماه سال جاري در واكنش به انتشار گزارشي راجع به سهل انگاري سازمان ملل در جلوگيري از كشتار صدها هزار نفر در رواندا برزبان آورد. نسل كشي هولناك سال 1994 در رواندا كه در جريان آن حدود هشتصد هزار نفر غيرنظامي قتل عام شدند، نشان دهنده نبود اراده و رهبري سياسي در سازمان ملل از يك سو و فقدان امكانات مورد نياز براي جلوگيري از اين حمام خون دهشتناك بود. از قضاي روزگار در آن زمان كوفي عنان خود مسئوليت هدايت عمليات پاسداري صلح سازمان ملل را برعهده داشت و گزارش يادشده صريحا به سبب اهمال در اطلاع رساني به پطروس غالي دبيركل وقت، وي را مقصر دانست. گزارش يادشده شوراي امنيت را به علت گسيل نيروهاي پاسدار صلح فاقد تجهيزات و اختيار كافي جهت مقابله با اين فاجعه مقصر شناخت و در عين حال از نقش تضعيف كننده آمريكا و بلژيك نيز انتقاد كرد. كشتار گسترده اقليت توتسي به دست تندرويان هوتو به رغم حضور حدود 2500 سرباز كلاه آبي سازمان ملل صورت گرفت. نيروهاي بلژيكي كه بخش اعظم نيروهاي يادشده را تشكيل مي دادند پس از دادن 14 نفر تلفات از رواندا خارج شدند و به تشديد بحران كمك كردند. فرمانده كانادايي نيروهاي مزبور در گزارشي كه پس از بازگشت از ماموريت، ديوانسالاري فلج كننده حاكم براين سازمان جهاني را عامل اين جنايت هولناك دانست. دالر در نامه خود خاطرنشان كرد سازمان ملل از سال 1956 كه عمليات پاسداري از صلح را آغاز كرد، هرگز ازرويدادهاي گذشته درس عبرت نگرفته است. گزارش بررسي وضع رواندا از نحوه واكنش مقامات عاليرتبه سازمان ملل از جمله كوفي عنان به هشدارهايي كه دالر در مورد آمادگي افراطيون هوتو براي انقراض نسل توتسي ها داده بود، انتقاد كرد. اين دومين بار در ظرف يك ماه بود كه سازمان ملل به ضعف مديريت و هدايت عمليات پاسداري ازصلح خود اعتراف كرد. يك ماه پيش ازآن، گزارشي ديگر در مقر نيويورك منتشر شد كه در آن عنان شخصا به ناكامي سازمان ملل در جلوگيري از قتل عام بيش از 7000 نفر مسلمان در سال 1995 در شهر سربرنيتسا دربوسني كه شهر امن اعلام شده بود، اعتراف كرد. اين گزارش نيز شوراي امنيت را به علت گسيل نيروهاي فاقد تجهيزات و اختيار كافي مورد انتقاد قرار داد. اين دو رويداد غم انگيز و هولناك كه در واپسين دهه قرن بيستم و هزاره دوم صورت گرفت، نشان داد سازمان ملل پس از گذشت بيش از نيم قرن از تاسيس آن، هنوز از توانايي و كفايت لازم جهت هدايت عمليات پاسداري ازصلح در مناطق خطرناك جهان برخوردار نيست. شايد چنين چيزي در وهله اول تعجبآور باشد. ولي با توجه به اينكه ساختارسازمان ملل اصولا يك ساختار اداري غيرنظامي است، فاقد الزامات مديريت اين قبيل عمليات به خصوص در مناطق بحران زده است. اين ناتواني خصوصا در ماموريتهايي بيش از همه رخ مي نماياند كه آمريكا احساس مي كند فاقد اهميتي براي منافع ملي آن است و در نتيجه حضور ضعيفي در آن پيدا مي كند يا آن را به ديگر هم پيمانان خود مي سپارد. به علاوه تركيب شوراي امنيت و پنج عضو دائم كه داراي حق وتو هستند، به گونه اي است كه هرگونه تصميم گيري عاجل را در مواقع خطير عملا غيرممكن و عمليات را زمين گير مي كند. در بوسني و هرزگوين مخالفت دائمي روسيه با اقدام قاطع نظامي جهت جلوگيري از كشتار صربها از جمله عوامل اصلي بلاتكليفي كلاه آبي هاي مستقر در اين جمهوري بود كه در مقطعي حتي به گروگانگيري از آنان نيز منجر شد. ابعاد ناكامي عمليات پاسداري از صلح در اين دو كشور را زماني مي توان بهتر درك كرد كه آنها را با عمليات سازمان ملل به رهبري آمريكا براي بيرون راندن نيروهاي اشغالگر عراقي از كويت و به دنبال آن اعمال بازرسي تسليحاتي از اين كشور مقايسه كرد. شدت برخورد نيروهاي ائتلافي به رهبري آمريكا شايد در تاريخ عمليات داراي مجوز سازمان ملل، بي سابقه باشد اعمال منطقه پرواز ممنوع در شمال و جنوب از جمله مواردي است كه آمريكا و انگليس هنوز با سماجتي غريب برآن پاي مي فشارند و به رغم انحلال انسكام در صدد پيگيري عمليات بازرسي تسليحاتي عراق در قالب طرحي جديد هستند كه پس ازمدتها چانه زني در شوراي امنيت به تصويب رسيد روسيه، فرانسه و چين از منتقدان تداوم فشار بر عراق هستند كه در قطعنامه اخير شوراي امنيت ترجيح دادند راي ممتنع دهند. همين فقدان اراده همگاني اعضاي دائم شوراي امنيت بود كه مانع از عمليات بازدارنده نظامي عليه نيروهاي صرب در كوزوو شد و نهايتا كار را به جايي رساند كه ناتو راسا و با دور زدن سازمان ملل و در راس آن شوراي امنيت وارد عمل شد و طي عمليات هوايي مستمر صربستان را به زانو در آورد ولي بعدا وظيفه اداره كوزوو را به سازمان ملل سپرد. بي ترديد خاطره تلخ جهانيان از واقعه تلخ بوسني كه سازمان ملل توانست فقط نظاره گر جنايات صربها باشد، افكار عمومي و بين المللي را براي حمايت از عمليات هوايي ناتو آماده كرد. انتقاد بعدي عنان نسبت به بي توجهي به اين سازمان در جريان عمليات ناتو در كوزوو گوش شنوايي نداشت. واقعيت آن است كه با آنكه بر عمرسازمان ملل و اعضاي آن افزوده شده است، از تاثيرگذاري آن در سطح جهاني كاسته مي شود. بسياري معتقدند قطعنامه هاي بيش از حد زيادي درشوراي امنيت و مجمع عمومي صادر مي شود كه عملا نتايج متناسبي را به همراه ندارد. جلسات و سخنرانيهاي طولاني نيز راه به جايي نبرده است. اين پرسش اساسي كه چرا اعضاي دائمي شوراي امنيت مي توانند در مورد مسائل جنگ و صلح سرخود تصميم بگيرند و تصميمات خود را براي تمام بيش از 180 كشور عضو الزام آور بدانند، هنوز پابرجاست. ادامه دارد