Hamshahri corpus document

DOC ID : H-781020-46988S2

Date of Document: 2000-01-10

گفت وگو با رحيم عبادي معاون پرورشي وزير چوب نگرش هايمان را آموزش و پرورش; مي خوريم اشاره: بسياري از كارشناسان و صاحبنظران جهان، پرورش را جرياني منظم و مستمر كه هدف آن كمك به رشد جسماني، شناختي، رواني، اخلاقي، اجتماعي و به طور كلي رشد شخصيت پرورش يابندگان در جهت كسب هنجارهاي موردپذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعدادهاي آنها تعريف مي كنند. در اين ميان آموزش، وسيله اي است براي رسيدن به اهداف پرورشي. بنابراين پرورش يكي از مهم ترين هدف هاي نهادهاي رسمي و دولتي يعني مدارس و دانشگاهها است. درحالي كه در كشور ما پيش و بيش از پرورش، به آموزش اولويت داده شده است. فريبا صحرايي و سيدافشين اميرشاهي اعضاي گروه علمي فرهنگي همشهري با رحيم عبادي معاون پرورشي وزير آموزش و پرورش گفت وگويي صورت داده اند. البته به دليل گسترده بودن بحث هاي مربوط به پرورش، تنها چند محور مورد سوءال و جواب قرار گرفته و گفت وگو درباره ساير محورهاي مربوط به مسائل پرورشي، به آينده موكول شده است. اين گفت وگو در پي مي آيد. * لطفا به طور خلاصه بفرماييد وظايف معاونت پرورشي وزارت آموزش و پرورش؟ چيست - از دو منظر مي توان در اين باره توضيح پس داد از پيروزي انقلاب اسلامي، با توجه به ماهيت نظام كه يك نظام آموزشي بود، در فعاليت هاي پرورشي به معناي خاص آن كه برگرفته از ماهيت اعتقادي نظام بود، توجه به تربيت صحيح دانش آموزان مدنظر قرار گرفت. نوع برنامه هاي پرورشي كه پيش از انقلاب وجود داشت، نيازمند تغييروتحولي در جهت گيري ها، محتوا، روش و. بود. از اين رو، پايه اصلي كار پرورشي با تاسيس نهاد امور تربيتي در آموزش و پرورش آغاز شد و دو وظيفه اصلي برعهده اين نهاد امور تربيتي قرار گرفت. وظيفه اول، تكميل نواقص نظام آموزش و پرورش در بعد پرورشي و تلاش در جهت تاسيس برنامه هاي تكميلي براي متعادل سازي نظام آموزش و پرورش وظيفه بود دوم نيز تلاش درجهت تغيير بنيادي نظام آموزش و پرورش با هدف اولويت دادن برنامه ها و هدف هاي پرورشي بر نظام آموزشي صرف است. نتيجه هم، كارآمد كردن نظام آموزش و پرورش به صورت جامع و همه جانبه است. اين، دو ماموريت اصلي حوزه پرورش است كه از ابتداي انقلاب شروع شده است. البته در ابتدا اين حوزه، به صورت معاونت پرورشي نبود، بلكه به صورت اداره كل بود. سپس تنوع كارهاي پرورشي در آموزش و پرورش باعث شد كه حوزه فعاليت هاي گروهي، مشاوره، فعاليت هاي تربيت ديني نيز در اين معاونت گسترده شود. به طوري كه در حال حاضر حوزه معاونت پرورشي، تقريبا در شانزده عرصه اصلي آموزش و پرورش مانند مشاوره، تربيت ديني، ورزش، بهداشت، اردوها و فعاليت هاي گروهي، تشكل هاي دانش آموزي و... فعاليت مي كند. * به رغم اين كه بيست سال از تاسيس نهاد پرورش در آموزش وپرورش مي گذرد، آيا در اين مدت ارزيابي صحيح علمي از ميزان موفقيت اين نهاد در دستيابي به اهداف طراحي شده براي آن و تربيت صحيح دانش آموزان در آموزش و پرورش و همين بحث اولويت دادن به برنامه هاي پرورشي نه به شكل دستورالعمل هاي اداري، بلكه به شكل حقيقي خودش صورت پذيرفته است. بسياري از صاحبنظران عقيده دارند كه در وزارت آموزش و پرورش بويژه در فعاليت هاي پرورشي، بيش از آن چه عمل كنيم، تنها صحبت كرده ايم و به عبارتي فقط شعار لطفا داده ايم توضيح دهيد. - درحال حاضر تحقيقي با همكاري پژوهشكده تعليم و تربيت در خصوص عملكرد نهاد امور تربيتي از آغاز تاكنون را انجام مي دهيم. نتايج بخش اول اين تحقيق كه البته هنوز كامل نشده است نشان مي دهد با توجه به امكانات و مقتضايي كه براي امور تربيتي در آموزش و پرورش پيش بيني شده است، خيلي موفق بوده ايم. ولي به نسبت هدف هايي كه طراحي شده است، هنوز خيلي فاصله داريم. چون هدف ها و آرمان هاي ما در آموزش و پرورش مانند نظام جمهوري اسلامي، بسيار والا است، ولي آن ساز و كاري كه براي دستيابي به اين هدف ها داريم، طور ديگري است. چون امور تربيتي به دليل اين كه داراي ماهيتي اعتقادي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي است، در فراز و نشيبهاي مديريت هميشه دستخوش حوادث بوده است. مثلا در مقطعي مانند دوره شهيد رجايي در اوج قوت و قدرت بود و در مقطعي هم عكس اين حالت بوده ولي است به ميزان آن امكانات و تسهيلاتي كه براي نهاد امور تربيتي فراهم نشده است، در يك بخش بسيار موفق بوده است. مثلا در بخش تربيت نيروي انساني، مجموعه حوزه پرورشي تقريبا يك دانشكده غير رسمي شد كه توانسته است بهترين نيروهاي خوب و علاقه مند را در آموزش و پرورش تربيت كند. اصولا نگاه جديدي به مسائل آموزش و پرورش داشته است. با اين ديد كه نظام آموزش و پرورش ما ماهيتا يك نظام آموزشي است و همچنان هم اين روش را در خودش حفظ كرده حتي است نظام جديد آموزش متوسطه هم كه تاسيس شد، نه تنها مشكل را رفع نكرد، بلكه مشكل آموزشي كردن نظام آموزش و پرورش را تشديد كرده است. يعني حجم زياد دروس، حجم زياد كتابها و امتحانات و.. باعث شده كه كارآيي نظام جديد آموزش متوسطه در بعد تربيتي بسيار نازل تر از نظام قديم آموزش متوسطه باشد. چون نظام ماهيتا آموزشي بود، امور تربيتي در درون مدارس توانسته است يك حلقه واسطه اي بين خواسته ها و تحولات اجتماعي كه در بين جوانان در جامعه و حتي دنيا اتفاق افتاده است، با نظام آموزشي برقرار كند. ولي شايد دربخشي از هدف هاي خودش - به خاطر مقاومتي كه وجود دارد و اصولا هر نوآوري و تغيير و تحولي كه به نيازهاي اجتماعي دانش آموزان برتري ببخشد با مقاومت روبه رو مي شود - موفق نبوده باشد. مثلا در بعد تربيت ديني از ظرفيت هاي خوبي برخوردار بوده ايم، ولي به دليل اين كه فضاي نظام آموزشي ما آموزشي است، درنتيجه كتاب به جاي اين كه به تربيت ديني دانش آموز منجر شود، بيشتر به افزايش اطلاعات منجر شده است. يا معلم به جاي اين كه نقش اصلي را در تربيت ديني به دانش آموز بدهد، بيشتر به نمرات و آزمون ها و ارزشيابي پاياني بها داده است. از اين جهت، احساس مي كنيم كه تاحدودي ناموفق بوده ايم و ريشه اساسي آن هم، به اين دليل است كه چون تحول اساسي در نظام آموزش و پرورش صورت نگرفته است، تحقق آن هدف هاي مطلوب نيز در گرو همان مسئله است. خوشبختانه به لحاظ مباني تئوري، سند بسيار محكمي در آموزش و پرورش به نام كليات نظام آموزش و پرورش وجود دارد كه توانسته است وضعيت روشني از آموزش و پرورش مطلوب در جمهوري اسلامي ترسيم كند. ولي به لحاظ همين نگاهي كه به مسائل آموزش و پرورش وجود دارد، متاسفانه علي رغم اين كه اين سند به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است، همچنان در كش و قوس مسائل اداري مظلوم و غريب واقع شده است. درصورتي كه از ديدما، تحقق هدف هاي تربيتي در گرو اجراي تغيير نظام آموزش و پرورش با توجه به اين سند است. ولي با اين وجود، ما در حوزه پرورشي هميشه به دنبال جايگاه ونقش دانش آموز در نظام تعليم و تربيت بوده ايم. چون معتقديم كه دانش آموز در نظام تعليم و تربيت داراي حقوق و شان و شخصيتي است و مجري محض تصميم گيريهاي مسئولان آموزش و پرورش نيست، بلكه مي تواند در فرايند تعليم و تربيت نقش اساسي داشته اصولا باشد كار پرورشي به نحوي است كه هرچقدر ميل و رغبت دانش آموز بيشتر باشد، موفق تر خواهيم بود ولي چون اين موضوع در گذشته كمتر بوده و هميشه دعواي بين مربي و مدير وجود داشته است و از همين زاويه هم بوده كه ضرر كرده ايم، نتوانسته ايم به موفقيت نايل شويم. در نهايت، امور تربيتي به ميزان امكانات و منابعي كه دارد جزو نهادهاي مظلوم و ناشناخته اي است كه در هدف هايش بسيار پيشرفت داشته، ولي در تامين منابع و امكانات موفق نبوده است. در حال حاضر به ازاي هر 500 دانش آموز، يك مربي تربيتي داريم. براي هر دانش آموز نيز در سال به شرط تحقق منابع حدود 400 تومان براي كارهاي پرورشي هزينه مي كنيم. مجموعه فضاهايي كه پيش از انقلاب ساخته شده و پس از انقلاب نيز به آن اضافه شده، به نحوي است كه تنها به ميزان يك سوم دانش آموزان فضاهاي پرورشي داريم و نتيجه اين مي شود كه حتي مربي تربيتي تا پايان سال تحصيلي نتواند اسامي برخي از دانش آموزان را به خاطر در بسپارد حالي كه تربيت اجتماعي، اخلاقي، ديني، سياسي، هنري و گروهي همه از مقوله هايي است كه انتظار مي رود مربيان تربيتي به آنها بپردازند. * در وظايف معاونت پرورشي توجه به تربيت صحيح دانش آموزان را به عنوان يكي از مهم ترين هدفها اشاره كرديد. منظور جنابعالي از تربيت صحيح دانش آموزان؟ چيست آيا با توجه به آمارهايي كه هرازگاهي اعلام مي شود و نشان دهنده درصد نسبتا بالاي بزهكاري در ميان دانش آموزان است، هنوز هم معتقديد به مهمترين وظيفه معاونت پرورشي آموزش و پرورش دست يافته ايد. - با توجه به موءلفه هايي كه در فرهنگ ما وجود دارد، مهمترين وظيفه آموزش و پرورش شناسايي و كشف استعدادهاي دانش آموزان و ايجاد محيطي مناسب براي رشد و بارور كردن اين استعدادها است كه در كل معناي تربيت صحيح را مي رساند. در نظام جمهوري اسلامي، تربيت صحيح تربيتي است كه بتواند ارزش ها و اعتقادات جامعه را به سمت كمال مطلوب بكشاند. چيزي كه ما در آموزش و پرورش دنبال مي كنيم، اين است كه بتوانيم مدرسه را به عنوان يك كانون تربيتي تلقي كنيم و همه عواملي كه در محيط مدرسه مي توانند در جهت تربيت صحيح دانش آموزان موءثر باشند مانند معلم. كتابهاي درسي، نظام آموزش، فضاي مدرسه، نظام ارزشيابي و. را به سمتي هدايت كنيم كه بتوانند در جهت تحقق آن هدف ها به آموزش و پرورش كمك كنند. در اصل تربيت صحيح، وظيفه آموزش و پرورش است و آموزش بستري است براي كشف و شناسايي استعداد و امكان رشد آن و معاونت پرورشي به طور سازماني موظف است كه تشويق و ترغيب كند تا اين بستر مناسب فراهم شود. در نظام فرهنگي و اعتقادي ما نيز خانواده مسئول تربيت است و با مجموعه موءلفه هايي كه در نظام تعليم و تربيت خانواده داريم، نقش اصلي را در جامعه اسلامي، خانواده برعهده دارد. آموزش و پرورش يا دولت نقش خدمات دهنده آموزشي و تربيتي را برعهده دارد. يعني خانواده است كه مدرسه اي را براي تحصيل فرزندان خودش انتخاب مي كند. * البته، پرورش وظيفه نهادهايي چون آموزش و پرورش است نه خانواده. - به اين مساله هم مي رسيم، ولي پرورش در وهله نخست به عهده خانواده است. شايد اين كه تعداد فرزندان زياد، چندان جايز شمرده نمي شود براي اين باشد كه والدين بتوانند با ممارست دائمي به تربيت فرزندانشان بپردازند. ولي امروزه والدين فكر مي كنند كه آموزش و پرورش مي تواند به تربيت فرزندانشان كمك كند. البته درست هم هست، ولي بردن اين مسئوليت به آموزش و پرورش، نفي كننده مسئوليت خانواده نمي شود. نكته ديگر، اين كه امروزه تحولاتي در كشور ما و دنيا از جمله گسترش اطلاعات و شبكه هاي اطلاع رساني و نهادهاي اجتماعي، گسترش شهرنشيني صورت گرفته است. در واقع ظرفيت هاي جديدي در جامعه ايجاد شده است كه به طور طبيعي، اگر در يك مقطعي از زمان مثلا مدرسه نقش اول را در تعليم و تربيت به عهده داشت، امروزه اين شرايط را ندارد. در كنار مدارس رسمي، مدارس غير رسمي و نامرئي هم در جامعه داريم كه دانش آموز از آن الگو مي گيرد، مطبوعات، صداوسيما و... از جمله اين مدارس غيررسمي است. از اين منظر، نمي توانيم تربيت صحيح را تنها به معاونت پرورشي و يا وزارت آموزش وپرورش واگذار كنيم، بلكه خانواده و مجموع نهادهاي اجتماعي مي توانند به آموزش و پرورش كمك كنند تا در تربيت صحيح موفق باشيم. * تعريفي كه براي پرورش ارائه شده است، پرورش را يك فرايند طولاني با هدف هايي كلي و درازمدت مي داند كه توسط نهادهايي چون آموزش و پرورش و يا دانشگاه و نهادهايي كه متولي امر آموزش و پرورش هستند، صورت مي پذيرد. بنابراين كسي كه وارد دبستان، دبيرستان و يا دانشگاه مي شود، در اين نهادها تحت پرورش قرار مي گيرد كه پرورش نيز از طريق آموزش صورت مي پذيرد. بنابراين آموزش و پرورش با امكاناتي كه در اختيار دارد، چون معلمان، كتابخانه، آزمايشگاه، فضاهاي آموزشگاهي و غيره به امر پرورش مي پردازد و در نتيجه مسئوليت خانواده براي پرورش رسمي نسبت به آموزش و پرورش كمتر خواهد بود. بنابراين پرورش بيشتر وظيفه آموزش و پرورش طي سالهاي طولاني است، لطفا در اين باره توضيح بدهيد و پاسخ سئوال قبلي را هم كامل كنيد. - صحبت هاي شما درست است، به خاطر اين كه مناسبترين سن دوران تحصيل در آموزش و پرورش سپري مي شود و مفيدترين ايام زندگي و وقت مفيد در مدرسه مي گذرد. چون يك نظام آموزشي هم هست، به طور طبيعي كارآمدي آن بيشتر از نهادهاي اجتماعي است. چون وقتي چيزي را مي خواهد آموزش بدهد، تمرين و تكرار و ارزشيابي وسايل ديگر با كمك هم پرورش را مي سازد. آموزش و پرورش نقش بسيار مهمي دارد و مي تواند در كاركرد خودش موفق باشد. خانواده هايي كه سعي مي كنند فرزندانشان را به مدرسه هاي خوب بفرستند به همين اندازه هم مي توانند در موفقيت هدف هايي كه دارند به نتايج خوبي برسند. ولي لازمه آن اين است كه امكانات و ملزومات براي آموزش و پرورش فراهم بشود. در كل كشور حدود پنج درصد دانش آموزان در مدارس غير انتفاعي و پنج درصد هم در مدارس نمونه دولتي سابق درس مي خواننددرصد 900 مدارس در كشور دولتي هستند از اين تعداد بيش از 75 درصد مدارس دوشيفت هستند. حدود 37 يا 38 دانش آموز نيز در هر كلاس تحصيل مي كنند. همچنين اكثر مدارس راهنمايي و متوسطه دوشيفت با هستند توجه به اين كه فعاليت هاي پرورشي، فعاليت هاي فوق برنامه و فعاليت هاي تكميلي است، مهم ترين مشكل ما اين است كه محلي براي انجام فعاليت هاي پرورشي نداريم. حتي فرصت صحبت كردن با دانش آموز را پيدا نمي كنيم. بنابراين تغيير نكردن نظام آموزش و پرورش كه باعث ايجاد مشغله هاي فراوان درسي براي دانش آموز شده است، مشكلي براي فعاليت هاي پرورشي ايجاد كرده است. مشكل ديگر كمبود فضاهاي لازم براي پرداختن به فعاليت هاي پرورشي است. چون پس از انقلاب با توجه به افزايش جمعيت كشور و افزايش تعداد دانش آموزان نتوانستيم مدرسه بسازيم. در نتيجه، تراكم كلاس ها بسيار بالا رفته است. نكته سوم نيز تنگناهاي مالي است كه دستگاههاي آموزشي كشور در سالهاي متمادي داشته اند. اين موضوع سبب شده كه براي تربيت هزينه نكنيم، در واقع همه تلاش مسئولان آموزش و پرورش صرف اين شده است كه بتوانند تنها حقوق معلمان را پرداخت كنند. از يك جهت، با در نظر گرفتن امكانات موجود، آموزش و پرورش در تربيت اجتماعي، ديني، اخلاقي و موءلفه هايي كه براي تربيت صحيح مهم تلقي مي شود، بسيار موفق بوده است. در حال حاضر دولت براي هر دانش آموز در سال 55 هزار تومان به صورت كامل با حقوق و مجموعه موءلفه ها سرانه اگر مي دهد هيچ كاري در مدرسه انجام ندهيم. يعني تنها دانش آموزان را در مدرسه از صبح تا آخر وقت مانند برخي مهدهاي كودك نگهداريم و تنها همين يك كار را آموزش و پرورش انجام بدهد، بزرگترين خدمت است. چون هر ميزان اوقات فراغت بيشتر باشد، به همين ميزان هم نابساماني بيشتر است. ادامه دارد